نگاهی به آداب برپایی سفره سیدالشهداء در سپیدان

نگاهی به آداب برپایی سفره سیدالشهداء در سپیدان
نذری دادن درسپیدان حال و هوای خاصی دارد، در قدیم اکثر خانه ها در ماه محرم و صفر و ایام فاطمیه نذری می دادند و اکنون نیز اگر چه از تعداد آنها کاسته شده است اما هنوز نیز نذری دادن جزء سنت حسنه مردمان این شهر و دیار است .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مارگون، نذری دادن درسپیدان حال و هوای خاصی دارد، در قدیم اکثر خانه ها در ماه محرم و صفر و ایام فاطمیه نذری می دادند و اکنون نیز اگر چه از تعداد آنها کاسته شده است اما هنوز نیز نذری دادن جزء سنت حسنه مردمان این شهر و دیار است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , به نقل از , مارگون, مارگون, ، نذری دادن درسپیدان حال و هوای خاصی دارد، در قدیم اکثر خانه ها در ماه محرم و صفر و ایام فاطمیه نذری می دادند و اکنون نیز اگر چه از تعداد آنها کاسته شده است اما هنوز نیز نذری دادن جزء سنت حسنه مردمان این شهر و دیار است.,

در قدیم چون خانه ها کاهگلی بود و پشت بام خانه ها به هم چسبیده بود وبام یکی حیاط دیگری  می بود (همانند ماسوله کنونی) دعوتی ها یا به عبارتی مردمانی که دعوت می شدند برای صرف ناهار یا شام (که حدود 2الی3هزار نفر و گاهی هم بیشتر می شدند ) علاوه بر نشستن در اتاق ها و ایوانها(باشتکها)و حیاط ها(اوشا) به پشت بام ها هدایت می شدند و در انجا می نشستند.

شخصی که می خواست سفره بدهد از چند ماه قبل لوازم سفره را آماده می کرد (پول خرید اقلام سفره را به صورت جداگانه نگه می داشت و در دادن خمس و زکات آن وسواس به خرج می داد یعنی بسیار دقت می نمود). از بهترین برنج(چمپا) و روغن حیوانی و ماست محلی و ... خریداری می کرد یا به اصطلاح اردکانی ها  پیش خِر می نمود (بیعانه می داد تا برایش نگه دارند و در وقت معین تحویل دهند ).

آنگاه شخصی را به خانه دعوت می کردند به نام کاسب ( کاسب کسی بود که در ازای گرفتن پولی و یا گوسفندی به در خانه اهالی محله و یا شهر می رفت و آنان را برای فلان روز مثلاً ناهار یا شام دعوت می کرد تا به خانه صاحب سفره بیایند) . گاهی نیز کاسب برای رضای خدا یا برآوردن حاجت خود اجرت دریافت نمی کرد. گاهی دیده می شد که بانی کل شهر را دعوت می نمود ویا در چند روز یا چند وعده غذایی همه شهر را دعوت می کرد و ناهار و یا شام می داد. که البته دعوت چند هزار نفره اکثراً ناهار بود چون مردمانی که به خانه بانی می آمدند تا ناهار بخورند ، علاوه بر اینکه وارد اتاق ها ی خانه بانی و ایوان (باشتک ) و حیاط خانه می شدند به پشت بام ها نیز می رفتند. گاهی چند خانه همسایه نیز جهت میزبانی به مهمانان بانی محترم رقابت داشتند.زنان محله نیز جهت شستن ظرفها و پاک کردن سبزی و برنج وحبوبات از یکدیگر سبقت می گرفتند واکنون نیز چنین است.  در سپیدان روحیه تعاون بسیار بالاست مثلا مردم حتی قبور اموات را نیز فی سبیل الله حفر می نمایند.و اموات را فی سبیل الله غسل می دهند. و خانه های خودشان را جهت مراسم سوگواری همشهریان خود مهیا می کنند.)

گروه اولی که برای صرف ناهار می آمدند تقریباَ ساعت یازده صبح بود یعنی یک ساعت مانده به ظهر شرعی، این گروه کل اتاق ها و ایوان ها و پشت بام ها را اشغال می کردند و واعظی روی منبر که معمولاً یک صندلی چوبی بود که روی ان ترمه ای پهن میکردند و در قسمت تکیه گاه ان پارچه ای سبز رنگ می انداختند می نشست و چند دقیقه ای روضه می خواند و ذکر مصیبت می کرد و در حق بانی وشرکت کنندگان دعا می کرد و در همین حین کاسب آفتابه و لگن مسی می آورد و میهمانان دست خود را با آب می شستند و به محض اینکه واعظ (روضه خوان )روضه اش تمام می شد، غذا در مجمعه هایی که روی آن نان تیری کشیده بودند وخورشت آن یا بر روی آن ریخته شده بود ویا در ظرف دیگری بود، به همراه مخلفات جلوی مهمانان روی سفره می گذاشتند و وقتی که کاسب می گفت بفرمایید،هر 3 الی 4 نفری دور یک مجمعه (که به گویش اردکانی ها محجُومه گفته می شود)می نشستند و با دست یا قاشق تناول می کردند. و چند نفر با پارچ آب (تُنگِ اُو)و لیوان پیرامون آنان می گشتند که بتوانند به آنها آب دهند و در پایان خوردن غذا - سیدی فاتحه می فرستاد ودعای سفره می خواند و مردم فاتحه می خواندند و مهمانان و دست اندرکاران و برگزارکنندگان (سِرپُویی کن ها )ظرفها را به بیرون جهت شستن  هدایت می کردند و گروهی در زمان صرف غذا ظرفها را می شستند و مهمانان دیگر بدون معطلی جایگزین مهمانان قبلی می شدند. (هم اکنون نیز چنین است)

در ایام محرم و صفر کمتر کسی در خانه اش غذا درست می کند حتی صبح هانیز آش نذری به درب خانه ها می آورند (به گویش اردکانی به آش سبزی شله و به آش رشته ، رشته می گویند. البته  اش های محلی دیگری نیز در این  شهر طبخ می گردد)

حتی در این دو ماه و ایام فاطمیه بیشتر وقتها اتفاق می افتد که یک خانواده برای یک وعده غذایی در سه الی چهار نقطه شهر دعوت می شد که به احترام صاحب سفره و بانی ، اعضای آن خانه جهت رفتن به هر چهار سفره تقسیم می شدند. گاهی کودکان از بین سفره ها سفره ای که خورشت و مخلفات مورد علاقه خود را در آنجا می یافتند ،انتخاب می کردند و به ان سفره می رفتند(چون معمولاً بانی هر چه نذر کرده بود و به اصطلاح زبان زده بود همان را  برای مهمانان  مهیا می کرد  ).

معمولاً چندین خانه درگیر سفره یک بانی می شوند و این کار را با اشتیاق انجام می دهند و بعد هم افراد آن خانه ها و تعدادی از اهل محله جمع می شوند و آن نذری را طبخ می کنند و ظرفها را نیز می شویند( بدون اکراه و منت). زنان نیز مشارکت دارند و همکاری گسترده ای بین مردم شهر وجود دارد .

اکنون نیز اگر چه از تعداد آن سفره ها کاسته شده است اما هنوز نیز در ایام محرم وصفر و ایام فاطمیه و ماه مبارک رمضان سفره دادن جزء لاینفک اعتقادات مردم شهر اردکان است.

هنوز هم سفره های چند هزار نفره در این شهر مرسوم است .جالب این است که چون زنها و دخترها کمتر به سفره دعوت می شوند (چون محل غذا خوردن زنها مجزا از مردهاست و وبرای رفتن به سفره حیا می کنند اما برای رفتن به روضه به خصوص مجالس زنانه  اشتیاق دارند)  بانی قابلمه هایی از غذا تهیه می کند و به کا سب و یا کودکان می دهد تا به در خانه های مردم ببرند و به انان تحویل دهد.امروزه اگرچه بشقاب و قاشق چنگال ونیز ظرف های یکبار مصرف بیماری زا  جای سینی های مسی قدیمی (مجمعه) را گرفته است اما هنوز هستند اندک خیرانی که با همان سبک و سیاق و بی الایش نذری می دهند وچقدر طعامشان خوشمزه است وبرکت دارد.

, در قدیم چون خانه ها کاهگلی بود و پشت بام خانه ها به هم چسبیده بود وبام یکی حیاط دیگری  می بود (همانند ماسوله کنونی) دعوتی ها یا به عبارتی مردمانی که دعوت می شدند برای صرف ناهار یا شام (که حدود 2الی3هزار نفر و گاهی هم بیشتر می شدند ) علاوه بر نشستن در اتاق ها و ایوانها(باشتکها)و حیاط ها(اوشا) به پشت بام ها هدایت می شدند و در انجا می نشستند.

شخصی که می خواست سفره بدهد از چند ماه قبل لوازم سفره را آماده می کرد (پول خرید اقلام سفره را به صورت جداگانه نگه می داشت و در دادن خمس و زکات آن وسواس به خرج می داد یعنی بسیار دقت می نمود). از بهترین برنج(چمپا) و روغن حیوانی و ماست محلی و ... خریداری می کرد یا به اصطلاح اردکانی ها  پیش خِر می نمود (بیعانه می داد تا برایش نگه دارند و در وقت معین تحویل دهند ).

آنگاه شخصی را به خانه دعوت می کردند به نام کاسب ( کاسب کسی بود که در ازای گرفتن پولی و یا گوسفندی به در خانه اهالی محله و یا شهر می رفت و آنان را برای فلان روز مثلاً ناهار یا شام دعوت می کرد تا به خانه صاحب سفره بیایند) . گاهی نیز کاسب برای رضای خدا یا برآوردن حاجت خود اجرت دریافت نمی کرد. گاهی دیده می شد که بانی کل شهر را دعوت می نمود ویا در چند روز یا چند وعده غذایی همه شهر را دعوت می کرد و ناهار و یا شام می داد. که البته دعوت چند هزار نفره اکثراً ناهار بود چون مردمانی که به خانه بانی می آمدند تا ناهار بخورند ، علاوه بر اینکه وارد اتاق ها ی خانه بانی و ایوان (باشتک ) و حیاط خانه می شدند به پشت بام ها نیز می رفتند. گاهی چند خانه همسایه نیز جهت میزبانی به مهمانان بانی محترم رقابت داشتند.زنان محله نیز جهت شستن ظرفها و پاک کردن سبزی و برنج وحبوبات از یکدیگر سبقت می گرفتند واکنون نیز چنین است.  در سپیدان روحیه تعاون بسیار بالاست مثلا مردم حتی قبور اموات را نیز فی سبیل الله حفر می نمایند.و اموات را فی سبیل الله غسل می دهند. و خانه های خودشان را جهت مراسم سوگواری همشهریان خود مهیا می کنند.)

گروه اولی که برای صرف ناهار می آمدند تقریباَ ساعت یازده صبح بود یعنی یک ساعت مانده به ظهر شرعی، این گروه کل اتاق ها و ایوان ها و پشت بام ها را اشغال می کردند و واعظی روی منبر که معمولاً یک صندلی چوبی بود که روی ان ترمه ای پهن میکردند و در قسمت تکیه گاه ان پارچه ای سبز رنگ می انداختند می نشست و چند دقیقه ای روضه می خواند و ذکر مصیبت می کرد و در حق بانی وشرکت کنندگان دعا می کرد و در همین حین کاسب آفتابه و لگن مسی می آورد و میهمانان دست خود را با آب می شستند و به محض اینکه واعظ (روضه خوان )روضه اش تمام می شد، غذا در مجمعه هایی که روی آن نان تیری کشیده بودند وخورشت آن یا بر روی آن ریخته شده بود ویا در ظرف دیگری بود، به همراه مخلفات جلوی مهمانان روی سفره می گذاشتند و وقتی که کاسب می گفت بفرمایید،هر 3 الی 4 نفری دور یک مجمعه (که به گویش اردکانی ها محجُومه گفته می شود)می نشستند و با دست یا قاشق تناول می کردند. و چند نفر با پارچ آب (تُنگِ اُو)و لیوان پیرامون آنان می گشتند که بتوانند به آنها آب دهند و در پایان خوردن غذا - سیدی فاتحه می فرستاد ودعای سفره می خواند و مردم فاتحه می خواندند و مهمانان و دست اندرکاران و برگزارکنندگان (سِرپُویی کن ها )ظرفها را به بیرون جهت شستن  هدایت می کردند و گروهی در زمان صرف غذا ظرفها را می شستند و مهمانان دیگر بدون معطلی جایگزین مهمانان قبلی می شدند. (هم اکنون نیز چنین است)

در ایام محرم و صفر کمتر کسی در خانه اش غذا درست می کند حتی صبح هانیز آش نذری به درب خانه ها می آورند (به گویش اردکانی به آش سبزی شله و به آش رشته ، رشته می گویند. البته  اش های محلی دیگری نیز در این  شهر طبخ می گردد)

حتی در این دو ماه و ایام فاطمیه بیشتر وقتها اتفاق می افتد که یک خانواده برای یک وعده غذایی در سه الی چهار نقطه شهر دعوت می شد که به احترام صاحب سفره و بانی ، اعضای آن خانه جهت رفتن به هر چهار سفره تقسیم می شدند. گاهی کودکان از بین سفره ها سفره ای که خورشت و مخلفات مورد علاقه خود را در آنجا می یافتند ،انتخاب می کردند و به ان سفره می رفتند(چون معمولاً بانی هر چه نذر کرده بود و به اصطلاح زبان زده بود همان را  برای مهمانان  مهیا می کرد  ).

معمولاً چندین خانه درگیر سفره یک بانی می شوند و این کار را با اشتیاق انجام می دهند و بعد هم افراد آن خانه ها و تعدادی از اهل محله جمع می شوند و آن نذری را طبخ می کنند و ظرفها را نیز می شویند( بدون اکراه و منت). زنان نیز مشارکت دارند و همکاری گسترده ای بین مردم شهر وجود دارد .

اکنون نیز اگر چه از تعداد آن سفره ها کاسته شده است اما هنوز نیز در ایام محرم وصفر و ایام فاطمیه و ماه مبارک رمضان سفره دادن جزء لاینفک اعتقادات مردم شهر اردکان است.

هنوز هم سفره های چند هزار نفره در این شهر مرسوم است .جالب این است که چون زنها و دخترها کمتر به سفره دعوت می شوند (چون محل غذا خوردن زنها مجزا از مردهاست و وبرای رفتن به سفره حیا می کنند اما برای رفتن به روضه به خصوص مجالس زنانه  اشتیاق دارند)  بانی قابلمه هایی از غذا تهیه می کند و به کا سب و یا کودکان می دهد تا به در خانه های مردم ببرند و به انان تحویل دهد.امروزه اگرچه بشقاب و قاشق چنگال ونیز ظرف های یکبار مصرف بیماری زا  جای سینی های مسی قدیمی (مجمعه) را گرفته است اما هنوز هستند اندک خیرانی که با همان سبک و سیاق و بی الایش نذری می دهند وچقدر طعامشان خوشمزه است وبرکت دارد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه