بازی با تیترها؛
تیترهای هماهنگ رسانه های حامی دولت و سرپوش بر کم کاری ها
در صفحه اول نشریات حامی دولت از ابتدا تاکنون موضوعی مثل «بی کفایتی دولت احمدی نژاد» همیشه پابرجا بوده است. روزهای اول آغاز کار دولت تدبیر و امید، هجمه رسانه های حامی دولت نسبت به عملکرد دولت قبل قابل پیش بینی بود. اما وقتی این بازی بیش از دوسال طول بکشد گزینه هایی به ذهن می رسد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، کافی است هر روز به سایتی مثل «جار» مراجعه کنید تا تیتر اکثر روزنامه های کشور را بخوانید. تیترهایی با موضوعات مختلف. وقتی در یک بازه ی مثلا یک ماهه این تیترها را بخوانید به تحلیل می رسید. تحلیل تیترها. تیترهایی که هرکدام معنایی دارند. غیر از تحلیل تیترها ارتباطات روزنامه ها را نیز متوجه می شوید؛ اینکه چگونه یک خبر برای چند روزنامه اهمیت دارد و یک خبر برای هیچکدام اهمیتی ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان, جار,هماهنگی برخی تیترها
, هماهنگی برخی تیترها,گاهی این هماهنگی به حدی می رسد که تصور می کنید مشغول خواندن چند صفحه از یک روزنامه هستید! در این بررسی ها متوجه می شوید چرا یک خبر واحد در روزنامه ای تیتر یک است و در روزنامه ای تیتر آخر. چرایی این مسائل را بیش از هر چیزی با مطالعه ی روزانه ی تیترها می توان فهمید. تیترهای زرد، تیترهای خبری درجه یک، تیترهای پر هیاهو و تیترهایی از جنس…
,دولت تدبیر و امید از رسانه هایش کمال استفاده را می کند. بعضی اوقات برخی سوژه ها انسان را به فکر فرو می برد، جالب است در بررسی مطالب صفحه اول نشریات حامی دولت از ابتدای این دولت تاکنون موضوعی مثل «بی کفایتی دولت احمدی نژاد» همیشه پابرجا بوده است. روزهای اول بعد از آغاز کار دولت تدبیر و امید با توجه به رویکرد این دولت هجمه ی رسانه های حامی دولت نسبت به عملکرد دولت قبل قابل پیش بینی بود. اما وقتی این بازی بیش از دوسال طول بکشد گزینه هایی به ذهن می رسد؛ مثلا فرار از پاسخگویی دولتمردان، ترس از انتخابات مجلس و یا سرپوش بر کم کاری ها و بی تدبیری ها.
,به عنوان مثال در قضیه ی «مذاکرات هسته ای و برجام» تیترها و جهت گیری ها بسیار جالب بود. در ابتدای مذاکرات تیترهای هماهنگ به حمایت از تیم مذاکره کننده و محکوم کردن تیم قبلی مشغول بود، بعد از مدتی تیترها حمایت های رهبر انقلاب از تیم مذاکره کننده را پررنگ و نظرات منتقدان را کم رنگ (بخوانید سانسور) می کردند. در طول مذاکرات هم حکایت تیترها حکایت حمایت بی قید و شرط از مذاکرات بود و منتقدان کم سواد! روبروی خواست مردم قرار داده می شدند.
,کوزه ی خیاط…
, کوزه ی خیاط…,حکایت تیترها حکایت غریبی است. درست است که این آدمها هستند که با صحبت هایشان سوژه به دست روزنامه نگاران می دهند، ولی نقش روزنامه نگاران در تیترها و انتخاب سوژه ها و پررنگ و کم رنگ کردن موضوعات بی بدیل است. اینکه مدت مدیدی به بازی در حوزه ی کم اهمیت جلوه دادن خدمات دولت قبل بگذرانی و هیچ سوژه ای از خدمات دولت ارائه ندهی، اینکه سیاست خارجی و مذاکره با کشورهای غربی را بر هر چیز دیگری حتی اقتصاد داخلی ترجیح دهی و خلاصه اینکه دولت را از کم کاری ها و وضعیت بد اقتصادی تطهیر کنی، همه و همه بدون تلاش تیترها اتفاق نمی افتد.
,تمام این موارد وقتی پررنگ تر می شود که نشریات منتقد دولت از طرف دولت و شخص رییس دولت مورد هجوم قرار می گیرند و کم سواد و… خطاب می شوند که شنیده اید و بهتر می دانید.
,درست است که امروزه روز، زمان رونق روزنامه ی کاغذی و گیشه ی مطبوعاتی گذشته است، اما “تیترها” همچنان کار خود را می کنند و نمی توان منکر دخالت آنها در زندگی روزمره ی مردم شد.
,اینکه هر روز سوژه ای از دولت قبل ارزش خبری می یابد و می تواند صفحه ی اول روزنامه های حامی را پر کند اتفاقی نیست. امروز بیمه و مرتضوی، دیروز مشایی، یک روز رحیمی، چند روز احمدی نژاد و مابقی ماجرا.
,
امیدوارم حکایت دولت فعلی بعد از اتمام زمان خدمتشان (بخوانید ریاستشان!) سوژه ی چند ساله ی نشریات دولت های بعد نشود و مثل آن مرد خیاط که در همسایگی قبرستان کوزه ای داشت و به ازای هر مرده سنگی در آن می انداخت، روزی نگویند «خیاط در کوزه افتاد…».
________
محمدصالح بینا
,
, محمدصالح بینا,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه