یادداشت/
فضای مجازی و آسیب های آن/ دنیایی پوشالی که ساخته ذهن ماست
متاسفأنه فضای مجازی موجب شده است که نه تنها انسان ها از هم دورتر شوند بلکه احساسات هم قالبی مجازی به خود بگیرد، پیام های تبریک و تسلیت، احوالپرسی و ... که زمانی جزو زیباترین رسوم ما ایرانی ها بود دارد دستخوش فضایی سرد و خشن می شود که هیچ احساسی در آن نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چشم نیوز/ یادداشت_ بختیار کیانی* به وجود آمدن سبک جدید زندگی که همانا فضای مجازی است یکی از پیامدهای مدرنیته زندگی امروزی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,در فضای مجازی زندگی دیگرآن سبک سنتی و آرام خود را از دست داده است و گویی آرامش جای خود را به هیجان و استرس ناشی از دغدغه هایی داده است که هر روز بر تعداد ان افزوده شده است.
انسان ها دیگرتاب تحمل بسیاری ازمسائل زندگی روزمره را ندارند؛ عمق فاجعه آنجاست که حتی افراد درد دل های خود را به حاشیه ی فضاهای مجازی برده و بدین گونه احساس آرامش نه چندان پایداری را تجربه میکنند چرا که شاهد موارد بسیاری بوده ایم که همین روی آوردن به فضای مجازی و نزدیک شدن به آن نه تنها آرامشی را نصیب فرد نکرده است که حتی موجبات فروپاشی زندگی خانوادگی و حتی به خطرافتادن آبروی فرد نیز شده است.
خانواده برای انسان ها معنای سنگینی پیدا میکنند جایی که ضابطه مندی وجود دارد برای آن ها قابل تحمل نیست آیا تکنولوژی به وجود آمده شایسته است این گونه میدان تاخت و تاز احساسات تبدیل شود؟!
و آیا کسانی که روزی این خدمات را تهیه و تنظیم کرده اند به این همه بی مهری و بازی احساسات راضی بودند و یا در پس این همه بازی و برنامه های مختلف سری نهفته است که تار و پود زندگی آدم ها را روزی درهم میشکند.
آیا باخود اندیشیده ایم که فضای مجازی چگونه دنیایی در ذهنمان میسازد زمانی به فکر خواهیم افتاد که دیگر احساسات، تفکر و منش انسانیت خویش را فراموش کرده ایم و فضای حقیقی که در آن زندگی میکنیم دیگر جایی در خاطرمان نخواهد داشت و آیا تفکرات کسی که شب و روز غرق در دنیای مجازی است با آنهایی که نیهیلیستی می اندیشند هیچ تفاوتی دارد؟
متاسفانه فضای مجازی موجب شده است که نه تنها انسان ها از هم دورتر شوند بلکه احساسات هم قالبی مجازی به خود بگیرد، پیام های تبریک و تسلیت، احوالپرسی و ... که زمانی جزو زیباترین رسوم ما ایرانی ها بود دارد دستخوش فضایی می گردد که هیچ احساسی در آن نیست، فضایی کاملاً سرد، خشن و واقعا مجازی...
این در حالی است که زمانی تمامی انسان ها در یک سرزمین زندگی می کردند اما امروز اکثریت آنان سرزمینی خیالی در ذهن خود ساخته اند. شاید این همه بی مهری خشونت و از هم پاشیدن بنیان خانواده ها ثمره ی تکنولوژی های روز و البته غرق شدن در فضاهایی ذهنی است، فضایی که برخلاف دنیای واقعی بیرون است، زمانی خانواده جایی برای ابراز احساسات سالم و سرپناه امنی برای ناراحتی های انسان بود اما متاسفانه امروز جای خود را به خانواده ای داده است که خود آن را میسازیم؛ خانواده ای که به اصطلاح با ایجاز خود به وجود می آید.
دوستی ها گویی به دست فراموشی سپرده شده اند و کسانی که در دنیای مجازی خود شاید هزاران دوست داشته باشند در دنیای واقعی نه آرامشی دارند و نه حتی یک دوست حقیقی؛ عشق هایی مجازی و دروغین که خود ثمره دیگری از دنیای غیرواقعی و الکترونیکی است.
آیا وقت آن نرسیده است که کمی تامل کنیم، مگر نه اینکه تکنولوژی به جهت رفاه بشریت به وجود آمد و آیا شایسته است که اینچنین در دنیایی غرق شویم که حاصلی جز پوچی ندارد!؟
پس " چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید..."
در فضای مجازی زندگی دیگرآن سبک سنتی و آرام خود را از دست داده است و گویی آرامش جای خود را به هیجان و استرس ناشی از دغدغه هایی داده است که هر روز بر تعداد ان افزوده شده است.
انسان ها دیگرتاب تحمل بسیاری ازمسائل زندگی روزمره را ندارند؛ عمق فاجعه آنجاست که حتی افراد درد دل های خود را به حاشیه ی فضاهای مجازی برده و بدین گونه احساس آرامش نه چندان پایداری را تجربه میکنند چرا که شاهد موارد بسیاری بوده ایم که همین روی آوردن به فضای مجازی و نزدیک شدن به آن نه تنها آرامشی را نصیب فرد نکرده است که حتی موجبات فروپاشی زندگی خانوادگی و حتی به خطرافتادن آبروی فرد نیز شده است.
خانواده برای انسان ها معنای سنگینی پیدا میکنند جایی که ضابطه مندی وجود دارد برای آن ها قابل تحمل نیست آیا تکنولوژی به وجود آمده شایسته است این گونه میدان تاخت و تاز احساسات تبدیل شود؟!
و آیا کسانی که روزی این خدمات را تهیه و تنظیم کرده اند به این همه بی مهری و بازی احساسات راضی بودند و یا در پس این همه بازی و برنامه های مختلف سری نهفته است که تار و پود زندگی آدم ها را روزی درهم میشکند.
آیا باخود اندیشیده ایم که فضای مجازی چگونه دنیایی در ذهنمان میسازد زمانی به فکر خواهیم افتاد که دیگر احساسات، تفکر و منش انسانیت خویش را فراموش کرده ایم و فضای حقیقی که در آن زندگی میکنیم دیگر جایی در خاطرمان نخواهد داشت و آیا تفکرات کسی که شب و روز غرق در دنیای مجازی است با آنهایی که نیهیلیستی می اندیشند هیچ تفاوتی دارد؟
متاسفانه فضای مجازی موجب شده است که نه تنها انسان ها از هم دورتر شوند بلکه احساسات هم قالبی مجازی به خود بگیرد، پیام های تبریک و تسلیت، احوالپرسی و ... که زمانی جزو زیباترین رسوم ما ایرانی ها بود دارد دستخوش فضایی می گردد که هیچ احساسی در آن نیست، فضایی کاملاً سرد، خشن و واقعا مجازی...
این در حالی است که زمانی تمامی انسان ها در یک سرزمین زندگی می کردند اما امروز اکثریت آنان سرزمینی خیالی در ذهن خود ساخته اند. شاید این همه بی مهری خشونت و از هم پاشیدن بنیان خانواده ها ثمره ی تکنولوژی های روز و البته غرق شدن در فضاهایی ذهنی است، فضایی که برخلاف دنیای واقعی بیرون است، زمانی خانواده جایی برای ابراز احساسات سالم و سرپناه امنی برای ناراحتی های انسان بود اما متاسفانه امروز جای خود را به خانواده ای داده است که خود آن را میسازیم؛ خانواده ای که به اصطلاح با ایجاز خود به وجود می آید.
دوستی ها گویی به دست فراموشی سپرده شده اند و کسانی که در دنیای مجازی خود شاید هزاران دوست داشته باشند در دنیای واقعی نه آرامشی دارند و نه حتی یک دوست حقیقی؛ عشق هایی مجازی و دروغین که خود ثمره دیگری از دنیای غیرواقعی و الکترونیکی است.
آیا وقت آن نرسیده است که کمی تامل کنیم، مگر نه اینکه تکنولوژی به جهت رفاه بشریت به وجود آمد و آیا شایسته است که اینچنین در دنیایی غرق شویم که حاصلی جز پوچی ندارد!؟
پس " چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید..."
در فضای مجازی زندگی دیگرآن سبک سنتی و آرام خود را از دست داده است و گویی آرامش جای خود را به هیجان و استرس ناشی از دغدغه هایی داده است که هر روز بر تعداد ان افزوده شده است.
انسان ها دیگرتاب تحمل بسیاری ازمسائل زندگی روزمره را ندارند؛ عمق فاجعه آنجاست که حتی افراد درد دل های خود را به حاشیه ی فضاهای مجازی برده و بدین گونه احساس آرامش نه چندان پایداری را تجربه میکنند چرا که شاهد موارد بسیاری بوده ایم که همین روی آوردن به فضای مجازی و نزدیک شدن به آن نه تنها آرامشی را نصیب فرد نکرده است که حتی موجبات فروپاشی زندگی خانوادگی و حتی به خطرافتادن آبروی فرد نیز شده است.
خانواده برای انسان ها معنای سنگینی پیدا میکنند جایی که ضابطه مندی وجود دارد برای آن ها قابل تحمل نیست آیا تکنولوژی به وجود آمده شایسته است این گونه میدان تاخت و تاز احساسات تبدیل شود؟!
و آیا کسانی که روزی این خدمات را تهیه و تنظیم کرده اند به این همه بی مهری و بازی احساسات راضی بودند و یا در پس این همه بازی و برنامه های مختلف سری نهفته است که تار و پود زندگی آدم ها را روزی درهم میشکند.
آیا باخود اندیشیده ایم که فضای مجازی چگونه دنیایی در ذهنمان میسازد زمانی به فکر خواهیم افتاد که دیگر احساسات، تفکر و منش انسانیت خویش را فراموش کرده ایم و فضای حقیقی که در آن زندگی میکنیم دیگر جایی در خاطرمان نخواهد داشت و آیا تفکرات کسی که شب و روز غرق در دنیای مجازی است با آنهایی که نیهیلیستی می اندیشند هیچ تفاوتی دارد؟
متاسفانه فضای مجازی موجب شده است که نه تنها انسان ها از هم دورتر شوند بلکه احساسات هم قالبی مجازی به خود بگیرد، پیام های تبریک و تسلیت، احوالپرسی و ... که زمانی جزو زیباترین رسوم ما ایرانی ها بود دارد دستخوش فضایی می گردد که هیچ احساسی در آن نیست، فضایی کاملاً سرد، خشن و واقعا مجازی...
این در حالی است که زمانی تمامی انسان ها در یک سرزمین زندگی می کردند اما امروز اکثریت آنان سرزمینی خیالی در ذهن خود ساخته اند. شاید این همه بی مهری خشونت و از هم پاشیدن بنیان خانواده ها ثمره ی تکنولوژی های روز و البته غرق شدن در فضاهایی ذهنی است، فضایی که برخلاف دنیای واقعی بیرون است، زمانی خانواده جایی برای ابراز احساسات سالم و سرپناه امنی برای ناراحتی های انسان بود اما متاسفانه امروز جای خود را به خانواده ای داده است که خود آن را میسازیم؛ خانواده ای که به اصطلاح با ایجاز خود به وجود می آید.
دوستی ها گویی به دست فراموشی سپرده شده اند و کسانی که در دنیای مجازی خود شاید هزاران دوست داشته باشند در دنیای واقعی نه آرامشی دارند و نه حتی یک دوست حقیقی؛ عشق هایی مجازی و دروغین که خود ثمره دیگری از دنیای غیرواقعی و الکترونیکی است.
آیا وقت آن نرسیده است که کمی تامل کنیم، مگر نه اینکه تکنولوژی به جهت رفاه بشریت به وجود آمد و آیا شایسته است که اینچنین در دنیایی غرق شویم که حاصلی جز پوچی ندارد!؟
پس " چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید..."
در فضای مجازی زندگی دیگرآن سبک سنتی و آرام خود را از دست داده است و گویی آرامش جای خود را به هیجان و استرس ناشی از دغدغه هایی داده است که هر روز بر تعداد ان افزوده شده است.
انسان ها دیگرتاب تحمل بسیاری ازمسائل زندگی روزمره را ندارند؛ عمق فاجعه آنجاست که حتی افراد درد دل های خود را به حاشیه ی فضاهای مجازی برده و بدین گونه احساس آرامش نه چندان پایداری را تجربه میکنند چرا که شاهد موارد بسیاری بوده ایم که همین روی آوردن به فضای مجازی و نزدیک شدن به آن نه تنها آرامشی را نصیب فرد نکرده است که حتی موجبات فروپاشی زندگی خانوادگی و حتی به خطرافتادن آبروی فرد نیز شده است.
خانواده برای انسان ها معنای سنگینی پیدا میکنند جایی که ضابطه مندی وجود دارد برای آن ها قابل تحمل نیست آیا تکنولوژی به وجود آمده شایسته است این گونه میدان تاخت و تاز احساسات تبدیل شود؟!
و آیا کسانی که روزی این خدمات را تهیه و تنظیم کرده اند به این همه بی مهری و بازی احساسات راضی بودند و یا در پس این همه بازی و برنامه های مختلف سری نهفته است که تار و پود زندگی آدم ها را روزی درهم میشکند.
آیا باخود اندیشیده ایم که فضای مجازی چگونه دنیایی در ذهنمان میسازد زمانی به فکر خواهیم افتاد که دیگر احساسات، تفکر و منش انسانیت خویش را فراموش کرده ایم و فضای حقیقی که در آن زندگی میکنیم دیگر جایی در خاطرمان نخواهد داشت و آیا تفکرات کسی که شب و روز غرق در دنیای مجازی است با آنهایی که نیهیلیستی می اندیشند هیچ تفاوتی دارد؟
متاسفانه فضای مجازی موجب شده است که نه تنها انسان ها از هم دورتر شوند بلکه احساسات هم قالبی مجازی به خود بگیرد، پیام های تبریک و تسلیت، احوالپرسی و ... که زمانی جزو زیباترین رسوم ما ایرانی ها بود دارد دستخوش فضایی می گردد که هیچ احساسی در آن نیست، فضایی کاملاً سرد، خشن و واقعا مجازی...
این در حالی است که زمانی تمامی انسان ها در یک سرزمین زندگی می کردند اما امروز اکثریت آنان سرزمینی خیالی در ذهن خود ساخته اند. شاید این همه بی مهری خشونت و از هم پاشیدن بنیان خانواده ها ثمره ی تکنولوژی های روز و البته غرق شدن در فضاهایی ذهنی است، فضایی که برخلاف دنیای واقعی بیرون است، زمانی خانواده جایی برای ابراز احساسات سالم و سرپناه امنی برای ناراحتی های انسان بود اما متاسفانه امروز جای خود را به خانواده ای داده است که خود آن را میسازیم؛ خانواده ای که به اصطلاح با ایجاز خود به وجود می آید.
دوستی ها گویی به دست فراموشی سپرده شده اند و کسانی که در دنیای مجازی خود شاید هزاران دوست داشته باشند در دنیای واقعی نه آرامشی دارند و نه حتی یک دوست حقیقی؛ عشق هایی مجازی و دروغین که خود ثمره دیگری از دنیای غیرواقعی و الکترونیکی است.
آیا وقت آن نرسیده است که کمی تامل کنیم، مگر نه اینکه تکنولوژی به جهت رفاه بشریت به وجود آمد و آیا شایسته است که اینچنین در دنیایی غرق شویم که حاصلی جز پوچی ندارد!؟
پس " چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید..."
در فضای مجازی زندگی دیگرآن سبک سنتی و آرام خود را از دست داده است و گویی آرامش جای خود را به هیجان و استرس ناشی از دغدغه هایی داده است که هر روز بر تعداد ان افزوده شده است.
,,
انسان ها دیگرتاب تحمل بسیاری ازمسائل زندگی روزمره را ندارند؛ عمق فاجعه آنجاست که حتی افراد درد دل های خود را به حاشیه ی فضاهای مجازی برده و بدین گونه احساس آرامش نه چندان پایداری را تجربه میکنند چرا که شاهد موارد بسیاری بوده ایم که همین روی آوردن به فضای مجازی و نزدیک شدن به آن نه تنها آرامشی را نصیب فرد نکرده است که حتی موجبات فروپاشی زندگی خانوادگی و حتی به خطرافتادن آبروی فرد نیز شده است.
,,
خانواده برای انسان ها معنای سنگینی پیدا میکنند جایی که ضابطه مندی وجود دارد برای آن ها قابل تحمل نیست آیا تکنولوژی به وجود آمده شایسته است این گونه میدان تاخت و تاز احساسات تبدیل شود؟!
,,
و آیا کسانی که روزی این خدمات را تهیه و تنظیم کرده اند به این همه بی مهری و بازی احساسات راضی بودند و یا در پس این همه بازی و برنامه های مختلف سری نهفته است که تار و پود زندگی آدم ها را روزی درهم میشکند.
,,
آیا باخود اندیشیده ایم که فضای مجازی چگونه دنیایی در ذهنمان میسازد زمانی به فکر خواهیم افتاد که دیگر احساسات، تفکر و منش انسانیت خویش را فراموش کرده ایم و فضای حقیقی که در آن زندگی میکنیم دیگر جایی در خاطرمان نخواهد داشت و آیا تفکرات کسی که شب و روز غرق در دنیای مجازی است با آنهایی که نیهیلیستی می اندیشند هیچ تفاوتی دارد؟
,,
متاسفانه فضای مجازی موجب شده است که نه تنها انسان ها از هم دورتر شوند بلکه احساسات هم قالبی مجازی به خود بگیرد، پیام های تبریک و تسلیت، احوالپرسی و ... که زمانی جزو زیباترین رسوم ما ایرانی ها بود دارد دستخوش فضایی می گردد که هیچ احساسی در آن نیست، فضایی کاملاً سرد، خشن و واقعا مجازی...
,,
این در حالی است که زمانی تمامی انسان ها در یک سرزمین زندگی می کردند اما امروز اکثریت آنان سرزمینی خیالی در ذهن خود ساخته اند. شاید این همه بی مهری خشونت و از هم پاشیدن بنیان خانواده ها ثمره ی تکنولوژی های روز و البته غرق شدن در فضاهایی ذهنی است، فضایی که برخلاف دنیای واقعی بیرون است، زمانی خانواده جایی برای ابراز احساسات سالم و سرپناه امنی برای ناراحتی های انسان بود اما متاسفانه امروز جای خود را به خانواده ای داده است که خود آن را میسازیم؛ خانواده ای که به اصطلاح با ایجاز خود به وجود می آید.
,,
دوستی ها گویی به دست فراموشی سپرده شده اند و کسانی که در دنیای مجازی خود شاید هزاران دوست داشته باشند در دنیای واقعی نه آرامشی دارند و نه حتی یک دوست حقیقی؛ عشق هایی مجازی و دروغین که خود ثمره دیگری از دنیای غیرواقعی و الکترونیکی است.
,,
آیا وقت آن نرسیده است که کمی تامل کنیم، مگر نه اینکه تکنولوژی به جهت رفاه بشریت به وجود آمد و آیا شایسته است که اینچنین در دنیایی غرق شویم که حاصلی جز پوچی ندارد!؟
,پس " چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید..."
,* دانشجوی علوم اجتماعی -پیام نور جوانرود
, * دانشجوی علوم اجتماعی -پیام نور جوانرود,]
ارسال دیدگاه