گزارش؛

کتابخانه فاطمه ها روستای دهکهان کهنوج هنوز فاطمه ها را دارد

کتابخانه فاطمه ها روستای دهکهان کهنوج هنوز فاطمه ها را دارد
روستای دهکهان در کهنوج، چند‌سالی است که با تأسیس کتابخانه‌ای کوچک شاهد تحولی بزرگ در زندگی و گذران روزهای دختران و زنان این روستا بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از"شوباد"کتابخانه ای در ۳۰ کیلومتری کهنوج  سه قلب بزرگ در آن می تپید، سه دختر بچه به نامهای فاطمه که از تیرماه سال ۸۹سعی کردند با جمع آوری کتابهای شخصی و کمک معلمشان کتابخانه ای را در روستای خود راه اندازی کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شوباد,

روستای دهکهان در کهنوج، چند‌سالی است که با تأسیس کتابخانه‌ای کوچک شاهد تحولی بزرگ در زندگی و گذران روزهای دختران و زنان این روستا بوده است؛ کتابخانه‌ای که کاملا تصادفی، با ثبت‌نام نخستین اعضایش که ۳فاطمه بودند، نام فاطمه‌ها را به‌خود گرفت و این روزها ۲۰نفر عضو اصلی دارد که فعالیت‌های ویژه‌ای در پیشبرد و بهبود اهداف کتابخانه دارند و بیش از ۲۰۰عضو دیگر که از راه‌های دور و نزدیک خود را به کتابخانه می‌رسانند تا بیش از گذشته‌ها بخوانند و بدانند.

,

صحبت با اعضای کتابخانه فاطمه‌ها در روستای زیبای دهکهان امروز فاطمه‌ها بزرگ شده‌اند؛ دبیرستانی‌اند (اول متوسطه). چندان هم در قید و بند سال‌ها و روزها نیستند. فقط خوب یادشان هست که وقتی ۹یا ۱۰ساله بوده‌اند، ماجرای کتابخانه آقای فرزاد میرشکاری خیلی جدی شکل می‌گیرد؛ خیلی جدی‌تر از روزهایی که «فاطمه میرشکاری» حتی در دوران پیش از دبستان، در خانه پسرعمویش همیشه کتاب می‌دیده و دلش می‌خواسته که او هم روزی کتاب‌ها را ورق بزند و بخواند و البته گاهی هم اجازه این کتابخوانی‌ها را از فامیل نزدیکشان می‌گرفته است!

,

توصیف و توضیح شکل‌گیری فضای اولیه کتابخانه‌ها را ساجده میرشکاری تعریف می‌کند، یعنی خواهر فرزاد میرشکاری که ایده اصلی این کتابخانه از آنِ او بوده است؛ «وقتی فاطمه‌ها حدودا ۹ساله بودند، برادرم یکی از اتاق‌های گلی خانه پدری‌مان را آماده کرد و ۴۰کتاب را در آن گذاشت تا کتابخانه‌ای شود برای بچه‌های روستا. بعدها، اتاق کناری آن را هم که زمانی آشپزخانه مادرم به‌حساب می‌آمد، گرفت و کتابخانه را وسعت داد. تعداد کتاب‌ها آرام‌آرام زیاد می‌شد. مثلا یک‌بار که گروهی از کانون تئاتر اداره ارشاد کهنوج به روستایمان آمدند، فاطمه‌ها سرودی در محله نامداران دهکهان برای آنان خواندند و بعد درباره کتابخانه‌شان توضیحاتی دادند. همین آشنایی موجب شد که مسئولان کانون تئاتر تعدادی کتاب به این کتابخانه کوچک هدیه کنند؛ هدیه‌ای که شادی فراوان فاطمه‌ها را به‌دنبال داشت زیرا آنها ۴۰کتاب قبلی را بارها خوانده بودند و در انتظار کتاب‌های جدید بودند.

,

گرچه ۳فاطمه نخستین اعضای این کتابخانه کوچک بودند ولی حضور پیوسته‌شان در این محل، کم‌کم دوستانشان را هم کنجکاو می‌کند که بدانند آنها روزها در این اتاق گلی کوچک چکار می‌کنند! این کنجکاوی و تشویق فاطمه‌ها موجب می‌شود که دیگر دختران روستا نیز به فاطمه‌ها ملحق شوند، مثل فریده و زکیه که ۲خواهرند. خلاصه جمعیتشان زیاد و زیادتر شد تا امروز که ۲۰۰نفر از دختران این روستا و روستاهای اطراف طعم لذت عضویت در کتابخانه فاطمه‌ها را می‌چشند. گویی اینجا همه دختران بعد از مدتی فاطمه می‌شوند و حتی دیگران آنها را به نام فاطمه می‌شناسند!

,

 فریده و زکیه؛ خواهران کتابخوان

,  فریده و زکیه؛ خواهران کتابخوان,

فریده و زکیه میرشکاری، ۲خواهری هستند که این روزها از اعضای اصلی و پرکار کتابخانه فاطمه‌ها به‌حساب می‌آیند زیرا پایبندی‌شان به اصول این کتابخانه را اثبات کرده‌اند. فریده با پیشنهاد خواهرش زکیه، نخستین‌بار به کتابخانه می‌آید و کتاب «شتر حضرت صالح(ع)» را می‌خواند. بعد کم‌کم انس او با کتاب بیشتر می‌شود و حتی در کلاس‌های اینجا شرکت می‌کند و کامپیوتر یاد می‌گیرد و زبان انگلیسی‌اش را تقویت می‌کند.

,

 

,

ماجرای شکل‌گیری ایده این طرح نیز شنیدنی است

, ماجرای شکل‌گیری ایده این طرح نیز شنیدنی است,

گروهی از دانش‌آموزان تهرانی برای بازدید از کتابخانه فاطمه‌ها به روستای دهکهان می‌آیند. در میان آنان دختری به نام رها به‌شدت اهل کتاب خواندن بوده است. اعضای اصلی کتابخانه فاطمه‌ها با خودشان می‌گویند ما هم باید بیشتر کتاب بخوانیم و از این جهت شبیه رها شویم. همین‌جا، طرح کتابخوانی رها شکل می‌گیرد که بعدها نامش تغییر می‌کند به «طرح کتابخوانی فاطمه‌ها». فرزاد و ساجده میرشکاری برای تشویق دختران، هر فصل سال تعداد کتاب‌های خوانده‌شده اعضا را می‌شمرند و به کتابخوان‌ترین عضو، جایزه می‌دهند. جالب است که بدانید در ۲فصل پیش، فعال‌ترین شخص دختری بوده که از روستایی دور به دهکهان می‌آمده و هر بار با کوله‌باری از کتاب به روستایش باز می‌گشته و پس از خواندن همه را باز می‌گردانده و دوباره…

,

زکیه میرشکاری صحبتش را از آنجا شروع می‌کند که وقتی کلاس پنجم بود گاهی از محله قائم‌آباد (کمی دورتر از محله آزادگان) همراه خواهرش پیاده به محله فاطمه‌ها می‌آمده و سری به کتابخانه می‌زده و هرازگاهی هم در کلاس‌ها شرکت می‌کرده است. زمان می‌گذرد و از حدود یک سال پیش زکیه آنقدر فعال می‌شود که نامش وارد لیست اعضای اصلی کتابخانه می‌شود و دیگر در تمام کلاس‌ها شرکت می‌کند و بیشتر از هر وقت دیگری کتاب می‌خواند.

,

ایده خود را به کتابخانه هدیه کنید

, ایده خود را به کتابخانه هدیه کنید,

راستی اگر شما هم روزی گذرتان به کهنوج، روستای دهکهان افتاد و خواستید سری به کتابخانه فاطمه‌ها بزنید، بدانید که آنها با اشتیاق زیاد از حضورتان استقبال می‌کنند و حتما از شما می‌خواهند که ایده‌ها و پیشنهادهایتان را برای بهبود جنبه‌های مختلف این کتابخانه بنویسید و در صندوقی که برای این کار تعبیه کرده‌اند، بیندازید تا بعد از رفتن‌تان با شوق به سراغ صندوق بروند و کاغذتان را بخوانند و اگر خوش‌شان آمد، پیشنهادتان را عملی کنند.

,

13910126_634699802773740490_103437 13910126_634699802810522594_103441 Halil201241512244578 ketabkhane-fatemeha(6) ulbwz5i2gg7ef6rfmb5w

, 13910126_634699802773740490_103437, 13910126_634699802773740490_103437, 13910126_634699802810522594_103441, 13910126_634699802810522594_103441, Halil201241512244578, Halil201241512244578, ketabkhane-fatemeha(6), ketabkhane-fatemeha(6), ulbwz5i2gg7ef6rfmb5w, ulbwz5i2gg7ef6rfmb5w,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه