هادی حسن دوست

اساتیدی که به ظرافت هرچه تمام تر رسالت "ضبط صوت" را اجرا می کنند!

اساتیدی که به ظرافت هرچه تمام تر رسالت "ضبط صوت" را اجرا می کنند!
امروزه متأسفانه شاهد آنیم که قصه قربانی شدن کیفیت برای کمیت در این زمینه نیز نقش آفرینی کرده و دست نهادهای آموزشی را برای گزینش و غربال سخت رهبران علمی تنگ می کند، و نتیجه آن نیز وجود انبوهی مرشدانی است که تمام طنین آنان پژواک صدای دیگری است و به ظرافت هرچه تمام تر رسالت ضبط صوت را اجرا می کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار»، یادداشت ارسالی از هادی حسن دوست مدرس دانشکاههای خراسان شمالی

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,

با نگاهی کوتاه به تاریخچه واژه دانشجو و جویندگی دانش در کشورمان ، این نکته به روشنی مشخص می شود که جویندگی فضل و ادب در این مرز وبوم سابقه ای به درازای طول تاریخ داشته است.

چه بودیم چه هستیم

کسانی که امروزه مایه فخر و مباهات علمی و ادبی ما هستند از جمله همان دانش پژوهانی هستند که سالها دود چراغ خوردند و رنج جاهلیت عصر خویش را با جان و دل کشیدند،تا بتوانند از گذرگاه های تاریک و پرخطر نادانی عبور کرده و خدمتی نه به مردم زمان خود بلکه به تمام بشریت کنند.دانشجویانی که به نقل یکی از آنها "زگهواره تا گور" رسالت دانشجو بودن خود را در سخت ترین شرایط دنبال کردند تا بتوانند حق آنچه را که به دنبال آن بودند تمام و کمال ادا کنند.

در سایه چنان تفکری بود که امروزه ما شاهد نام هایی هستیم که همچون ستاره ای پر فروغ تا ابد بر نازک آسمان علمی دنیا می درخشند و بشر تا به امروز از آبشخور دانش اندوزی و ما ترک فکری آنان استفاده کرده و سیراب می شود.وجود نام هایی چون ابوعلی سینا ، رازی ، ابوریحان بیرونی ، خواجه نصیرالدین طوسی ، ملاصدرا ، فارابی ، مولانا ، فردوسی ، حافظ و هزاران چهره پرفروز دیگر که یادگار فکری آنان در قالب کتاب ، رساله ، دست نوشته های گران سنگ تا به امروز مایه سرافرازی و افتخار ایران زمینیان است.

خیانت به عنوان مقدس "دانشجو"

اینک از آن ایام سالها گذشته و امروز شاهد اجحاف بزرگی در حق واژه مقدس دانشجو هستیم که بر خود واجب دیدیم درنگی کوتاه بر آن داشته باشیم.امروزه در کشور ما ایران شاهد رشد شتابان و قارچ گونه ای انبوهی از مجموعه های به ظاهر آکادمیکی هستیم که تحت عناوین و نام های مختلفی (که اگر نام تک تک آنها ذکر شود مثنوی هزار دفتر را می طلبد) شروع به فعالیت کرده و همه آنها با قاطعیت تمام داعیه پرورش قشر دانشجو و پژوهندگان علم را دارند و چنان در پذیرش جویندگان فضل و ادب از یکدیگر پیشی میگیرند که چشم هر بیننده ای را مجذوب خود دشاته اند حال با توجه به چنین ترافیکی از مجموعه های علمی و با وجود آن سیل خروشان جویندگان علم باید نوید امید بلند کرد و هر روز شاهد ظهور یک ستاره علمی بر بلندای آسمان جهان باشیم.

اما چه سود که آنچه هست گویای چیز دیگری است ، گویای گم شدن هدف ؛ مجموعه های علمی که توصیف آن گذشت امروزه بیشتر از آن که شبیه یک بنگاه علمی باشند به مانند بنگاه اقتصادی عمل می کنند .آرمان اصلی آنان رسیدن به هدف اقتصادی است و سایر اهداف تحت الشعاع این هدف بزرگ قرار گرفته و کیفیت سخت قربانی کمیتی انبوه شده است ؛ از سوی دیگر هدف بین آن سینه چاکان جوینده علم و کشندگان ابای سنگین دانشجو ،که وارد چنین سازمان های علمی نما می شوند نیز گویای چیز دیگری است.

دسته ای آنجا را میعادگاهی برای یافتن معبود خود تلقی کرده اند،گروهی به چشم مأمنی برای گریز چند صباحی از مسئولیت های زندگی، . برخی دیگر نیز پا فراتر گذاشته و صرفاً آن را وسیله ای جهت رسیدنبه هدف به حساب می آورند. در چنین شرایطی هدف مقدس علم برای علم که سالها میراث اسلاف ما بود جای خود را به علم برای مدرک ، مدرک برای کار، کار برای همسر، همسر برای زندگی و نهایتا زندگی خوب برای دادن پوز به دیگران داده است.

حال با چنین اوصافی ما چگونه می توانیم ادعای پرورش نسل دانشجو را داشته باشیم و از چنین زیادتی افتخار کنیم.

قصه قربانی شدن کیفیت برای کمیت

اما بجاست تا نکته ای دیگر را نیز بازگو کنیم ؛ و آن این  که آیا اگر هسته مشکل را بشکافیم فقط ختم به این نکات می شود یا شاید عامل یا عاملان دیگری نیز وجود دارند که همرکاب با آن نکات ایفای نقش می کنند.

آیا در سایه وجود مرشدان و راهنمایانی مجرب و دلسوز نبود که اسلاف علمی مان قادر شدند بذر پژوهندگی را در وجود خود باور کنند و به چنان مرحله ای برسند؟راهنمایانی که با کیاست تمام جاودار انان چراغ در دست گرفتند و با مشقت گام به گام آنان بتوانند به بلندای قله جویندگی دانش برسند.

امروزه متأسفانه شاهد آنیم که قصه قربانی شدن کیفیت برای کمیت در این زمینه نیز نقش آفرینی کرده و دست نهادهای آموزشی را برای گزینش و غربال سخت رهبران علمی تنگ می کند، و نتیجه آن نیز وجود انبوهی مرشدانی است که تمام طنین آنان پژواک صدای دیگری است و به ظرافت هرچه تمام تر رسالت ضبط صوت را اجرا می کنند.

  واینک با توجه به تمام آنچه که شرح آن گذشت خود قضاوت کنید چه خیانتی بزرگ به مقدس واژه دانشجو شده است و چقدر فاصله است بین آن دانش جو و این دانشجو...

افشره

حال اگر بخواهیم به راه حل ها اشاره داشته باشیم و از منظر حل مساله به موضوع نگاه کنیم اوضاع چطور خواهد شد؟ در این رابطه باید عرضه داشت مادامی که علم آموزی و توجه به دانش و تخصص تبدیل به باور  و دغدغه مشترک نگشته، نمیتوان انتظار رفتار و خروجی علمی در سطح جامعه را انتظار داشت. چنانچه رهبری معظم انقلاب بارها این نکته را خاطر نشان کرده اند:

«باید علم و پژوهش را به عنوان یک باور عمومى در بیاوریم تا یک همت همگانى بر این کار گماشته شود؛ یعنى حقیقتاً مسئله‏ى کل نظام بشود.»

لذا شکل گیری شرکت های دانش بنیان، ترویج اقتصاد مقاومتی، تشکیل هسته های علمی و مطالبه گری، تقویت بنیه علمی کشور، تبدیل ایده به صنعت و مصادیقی از این قبیل تنها در سایه گفتمان سازی علمی و تبدیل شدن جهاد علمی به راهبرد مشترک مسئولین امکان پذیر است زیرا در حوزه حل مسائل اجتماعی تنها در صورتی راه کارها جواب گو خواهد بود که بر مبنای راهبردی محکم و استوار بنا شده باشد، مطالبه ای که معمار کبیر انقلاب و همچنین رهبری معظم انقلاب بارها و بارها بدان تاکید و اشاره داشته اند.

انتهای پیام/رض

,

با نگاهی کوتاه به تاریخچه واژه دانشجو و جویندگی دانش در کشورمان ، این نکته به روشنی مشخص می شود که جویندگی فضل و ادب در این مرز وبوم سابقه ای به درازای طول تاریخ داشته است.

,

چه بودیم چه هستیم

, چه بودیم چه هستیم,

کسانی که امروزه مایه فخر و مباهات علمی و ادبی ما هستند از جمله همان دانش پژوهانی هستند که سالها دود چراغ خوردند و رنج جاهلیت عصر خویش را با جان و دل کشیدند،تا بتوانند از گذرگاه های تاریک و پرخطر نادانی عبور کرده و خدمتی نه به مردم زمان خود بلکه به تمام بشریت کنند.دانشجویانی که به نقل یکی از آنها "زگهواره تا گور" رسالت دانشجو بودن خود را در سخت ترین شرایط دنبال کردند تا بتوانند حق آنچه را که به دنبال آن بودند تمام و کمال ادا کنند.

,

در سایه چنان تفکری بود که امروزه ما شاهد نام هایی هستیم که همچون ستاره ای پر فروغ تا ابد بر نازک آسمان علمی دنیا می درخشند و بشر تا به امروز از آبشخور دانش اندوزی و ما ترک فکری آنان استفاده کرده و سیراب می شود.وجود نام هایی چون ابوعلی سینا ، رازی ، ابوریحان بیرونی ، خواجه نصیرالدین طوسی ، ملاصدرا ، فارابی ، مولانا ، فردوسی ، حافظ و هزاران چهره پرفروز دیگر که یادگار فکری آنان در قالب کتاب ، رساله ، دست نوشته های گران سنگ تا به امروز مایه سرافرازی و افتخار ایران زمینیان است.

,

خیانت به عنوان مقدس "دانشجو"

, خیانت به عنوان مقدس "دانشجو",

اینک از آن ایام سالها گذشته و امروز شاهد اجحاف بزرگی در حق واژه مقدس دانشجو هستیم که بر خود واجب دیدیم درنگی کوتاه بر آن داشته باشیم.امروزه در کشور ما ایران شاهد رشد شتابان و قارچ گونه ای انبوهی از مجموعه های به ظاهر آکادمیکی هستیم که تحت عناوین و نام های مختلفی (که اگر نام تک تک آنها ذکر شود مثنوی هزار دفتر را می طلبد) شروع به فعالیت کرده و همه آنها با قاطعیت تمام داعیه پرورش قشر دانشجو و پژوهندگان علم را دارند و چنان در پذیرش جویندگان فضل و ادب از یکدیگر پیشی میگیرند که چشم هر بیننده ای را مجذوب خود دشاته اند حال با توجه به چنین ترافیکی از مجموعه های علمی و با وجود آن سیل خروشان جویندگان علم باید نوید امید بلند کرد و هر روز شاهد ظهور یک ستاره علمی بر بلندای آسمان جهان باشیم.

,

اما چه سود که آنچه هست گویای چیز دیگری است ، گویای گم شدن هدف ؛ مجموعه های علمی که توصیف آن گذشت امروزه بیشتر از آن که شبیه یک بنگاه علمی باشند به مانند بنگاه اقتصادی عمل می کنند .آرمان اصلی آنان رسیدن به هدف اقتصادی است و سایر اهداف تحت الشعاع این هدف بزرگ قرار گرفته و کیفیت سخت قربانی کمیتی انبوه شده است ؛ از سوی دیگر هدف بین آن سینه چاکان جوینده علم و کشندگان ابای سنگین دانشجو ،که وارد چنین سازمان های علمی نما می شوند نیز گویای چیز دیگری است.

,

دسته ای آنجا را میعادگاهی برای یافتن معبود خود تلقی کرده اند،گروهی به چشم مأمنی برای گریز چند صباحی از مسئولیت های زندگی، . برخی دیگر نیز پا فراتر گذاشته و صرفاً آن را وسیله ای جهت رسیدنبه هدف به حساب می آورند. در چنین شرایطی هدف مقدس علم برای علم که سالها میراث اسلاف ما بود جای خود را به علم برای مدرک ، مدرک برای کار، کار برای همسر، همسر برای زندگی و نهایتا زندگی خوب برای دادن پوز به دیگران داده است.

,

حال با چنین اوصافی ما چگونه می توانیم ادعای پرورش نسل دانشجو را داشته باشیم و از چنین زیادتی افتخار کنیم.

,

قصه قربانی شدن کیفیت برای کمیت

,

اما بجاست تا نکته ای دیگر را نیز بازگو کنیم ؛ و آن این  که آیا اگر هسته مشکل را بشکافیم فقط ختم به این نکات می شود یا شاید عامل یا عاملان دیگری نیز وجود دارند که همرکاب با آن نکات ایفای نقش می کنند.

,

آیا در سایه وجود مرشدان و راهنمایانی مجرب و دلسوز نبود که اسلاف علمی مان قادر شدند بذر پژوهندگی را در وجود خود باور کنند و به چنان مرحله ای برسند؟راهنمایانی که با کیاست تمام جاودار انان چراغ در دست گرفتند و با مشقت گام به گام آنان بتوانند به بلندای قله جویندگی دانش برسند.

,

امروزه متأسفانه شاهد آنیم که قصه قربانی شدن کیفیت برای کمیت در این زمینه نیز نقش آفرینی کرده و دست نهادهای آموزشی را برای گزینش و غربال سخت رهبران علمی تنگ می کند، و نتیجه آن نیز وجود انبوهی مرشدانی است که تمام طنین آنان پژواک صدای دیگری است و به ظرافت هرچه تمام تر رسالت ضبط صوت را اجرا می کنند.

,

  واینک با توجه به تمام آنچه که شرح آن گذشت خود قضاوت کنید چه خیانتی بزرگ به مقدس واژه دانشجو شده است و چقدر فاصله است بین آن دانش جو و این دانشجو...

,

افشره

,

حال اگر بخواهیم به راه حل ها اشاره داشته باشیم و از منظر حل مساله به موضوع نگاه کنیم اوضاع چطور خواهد شد؟ در این رابطه باید عرضه داشت مادامی که علم آموزی و توجه به دانش و تخصص تبدیل به باور  و دغدغه مشترک نگشته، نمیتوان انتظار رفتار و خروجی علمی در سطح جامعه را انتظار داشت. چنانچه رهبری معظم انقلاب بارها این نکته را خاطر نشان کرده اند:

,

«باید علم و پژوهش را به عنوان یک باور عمومى در بیاوریم تا یک همت همگانى بر این کار گماشته شود؛ یعنى حقیقتاً مسئله‏ى کل نظام بشود.»

,

لذا شکل گیری شرکت های دانش بنیان، ترویج اقتصاد مقاومتی، تشکیل هسته های علمی و مطالبه گری، تقویت بنیه علمی کشور، تبدیل ایده به صنعت و مصادیقی از این قبیل تنها در سایه گفتمان سازی علمی و تبدیل شدن جهاد علمی به راهبرد مشترک مسئولین امکان پذیر است زیرا در حوزه حل مسائل اجتماعی تنها در صورتی راه کارها جواب گو خواهد بود که بر مبنای راهبردی محکم و استوار بنا شده باشد، مطالبه ای که معمار کبیر انقلاب و همچنین رهبری معظم انقلاب بارها و بارها بدان تاکید و اشاره داشته اند.

,

انتهای پیام/رض

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه