یادداشت
بررسی آسیبشناسانه زبان و ادبیات لکی
عمده مبحث ادبی در این ادبیات حول محور عروض میچرخد زیرا ادبیات عامه و فولکلورها، عروض تکاملیافتهای ندارند و ادبیات لکی هم از این نقیصه به دور نمانده است و فهول این وادی دچار لغزشهای بسیار شدهاند...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ زبان و ادبیات لکی یکی از زلالترین زبانهای موجود دنیا برای بیان احساس و عاطفه انسانی است، بهگونهای که شنونده با شنیدن ابیات نغز و پرمغز لکی تا لبههای اسطوره و احساس پیش میرود و اگر بخواهد، میتواند به فراسوی اندیشهها گام بگذارد و این لذتناک شدن دل و جان، ریشه در توانمندی گستره زبان لکی دارد. زیرا اگر زبانی نتواند بین واژهها و احساس و عاطفه افراد ارتباط پیدا کند، دل را بکار نمیآید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,با این مقدمه میخواهم وارد اصل مطلب یعنی زبان و ادبیات لکی شوم و چند سطری در این وادی قلمفرسایی نمایم.
,ادبیات لکی یکی از زیباترینها است زیرا روح سرگردان انسان را تا به حدی شعفناک میکند که جسم نیز به پرواز میآید اما در طول تاریخ بنا بر عللی این آینه زرنگار، زنگار گرفته، شناسایی نشده و اگر هم گوشهای از آن منعکس شده با نام دیگر ادبیاتهای مجاور بوده که کما هو حقه در شأن این زبان نبوده و بر این زبان جفا شده لذا به همین بهانه بر آنم این ادبیات را از چند منظر آسیبشناسانه مورد مداقه نظر قرار دهم تا پیش از آنکه دیگران متذکر شوند، خود بع داوری نشسته باشیم.
,بررسی زبان لکی از نظر مضمون و محتوا با نگرش
, بررسی زبان لکی از نظر مضمون و محتوا با نگرش,ادبیات لکی در یک نگاه کلی تصور آن را برای خواننده ایجاد میکند که گویی این حال و هوا در یک دنیای مجزا تشکیل یافته و آن منافذی که باید دنیای دیگری را با آن مشاهده کرد، وجود ندارد و دلیل این بلیه را میتوان در عمق محدود شاعران دانست زیرا اعتلا و فخامت شعر در گرو معلومات شاعر است که در این میان مسائل ادبی و بلاغی جای سخن بسیار دارد. و اگر بسامدی بعمل آید از بین آرایههای ادبی، تشبیه، آن هم از نوع محسوس به محسوس جایگاه بیشتری را اشغال میکند مانند این بیت از «ملاحقعلی سیاهپوش» که خود را «مشبه» به توده گل بازمانده قبور «مشبه به» تشبیه میکند:
,هام دمانه دا ژلام و یاران
,منم چوین گل کو منه مزاران
,ترجمه: همدمان من از کنارم گذشتند و رفتند و من چنان خاک مزاری برجای ماندهام.
,و یا این بیت از گنجینه شفاهی:
,وی منگه قسم چنه چه نی که
,چن پنج قرونی قی سر وه نی که
,ترجمه: سوگند بدین ماه که اگر نمیدانی اندازهاش را باید بدانی که اندازه سکهای است که برای زیبایی بر گریبان نهاده شده باشد.
,و اغلب این تشابهات به نوعی به یار زمینی بر میگردد و در زمینهها و قوالب خاکی است و ارتفاع این اندیشه بیشتر از قامت یار نیست. در این ادبیات، هر جا که صور خیال، اندیشه پختهای را میطلبد، دستان شاعر از رسیدن به بلندیهای بلاغی، جا میماند و به دامنهها اکتفا میکند. حال ممکن است در این میان کسی بر نگارنده خرده گیرد و بگوید چنین نیست و به گونهای دیگر است. اما باید گفت این سطورزاده سالها تحقیق و بررسی و مطاله دقیق دواوین شاعران لکزبان است.
,در این ادبیات معمولاً تشبیه و مراعات و تضاد، بیشترین بار بسامد ادبی را بر دوش میکشد و مباحثی چون مجاز و استعاره و کنایه رنگ کمتری دارد گرچه در سرودن این ابیات به زبان لکی مقاصد دیگری در شاعران بوده ولی متأسفانه شاعران بدان مقاصد توفیق نیافتهاند و این برداشت بر اساس مضامین موجود در ادب لکی است که کل این ادبیات حول آن میچرخد.
,عمده مبحث ادبی در این ادبیات حول محور عروض میچرخد زیرا ادبیات عامه و فولکلورها، عروض تکاملیافتهای ندارند و ادبیات لکی هم از این نقیصه به دور نمانده است و فهول این وادی دچار لغزشهای بسیار شدهاند که بعضاً برای اهل تخصص قابل قبول نیست.
,بهعنوان مثال ابیات قصیده بلند (مه مدح او شهی مکم...) ملامنوچهر کولیوند وزنشان به این صورت است:
,بیت اول: مفاعلن چهار بار؛ بحر هزج مقبوض
,بیت دوم: مستفعلن چهار بار؛ بحر رجز مثمن سالم
,بیت سوم: بیت اول تا هفتم باز مفاعلن و هزج مقبوض
,بیت هشت و دوازده و سیزده و چهارده: باز رجز مثمن سالم
,و... قابل ذکر است ممکن است کسی بر آن باشد که این مقوله از اختیارات شاعری است اما باید گفت در هیچ نوشتهای اینگونه سهویات جزء اختیارات نیست.
,یکی دیگر از ویژگیهای صوری شعر لکی این است که غالباً بیت اول هر شعری بجز نیم مصراع اول مصراع دوم مابقی تکرار یک مقوله است و به ظاهر سنتی در این ادبیات شده و از محسنات گردیده است. بهعنوان مثال در یک نمایش بصری به این سان قابل نمایش است:
,بنگرید:
,از خان میرزا اولاد قبا
,خان دارام رو، خان دارم رو
,میرزا خاص خیال، خان دارام رو
,اما بارزترین ویژگی عروض شعر لکی که قرنها بر آن حاکم بوده، حضور وزن عروضی؛ فعلن فعولن فعلن فعولن، بحر متقارب مثمن اثلم
,- -/ U /- -/- - U- -/
,و یا به تقطیعی دیگر «مستفعلاتن مستفعلاتن بحر رجز مربع مرفل»
,- - U- - /- - U - -/
,میباشد که قطعاً به تأسی از شاهنامه بوده که تمام شئون زندگی لکزبانان را در سیطره دارد و شاعران به گونهای با این وزن مأنوس بودهاند... بر همین اساس نگارنده بعد از سالها زحمت تکوزنی و ناتوانیهای آن توانستم این بلیه را از جان و روح شعر و شعاران لکزبان دور نمایم و موضوع و محتوا را با وزن پیوند نمایم و اوزان دیگر شعر پارسی را بکار ببرم که الحمدلله با کوشش دیگر عزیزان شاعر به این توفیق تا حد مقبول دست یافتهام.
,انتهای پیام/
,نویسنده: رضا حسنوند (شوریده لرستانی)
]
ارسال دیدگاه