روایتی خواندنی یکی از شاهدان عینی22آذر57درقاین/بخش اول

ازشعارنویسی برعلیه شاه تاراهپیمایی خونین 22آذردرقاین

ازشعارنویسی برعلیه شاه تاراهپیمایی خونین 22آذردرقاین
برادرشهید مهدوی الحسینی گفت:درروز12محرم که مصادف با22آذرماه سال 57بودازصبح مأموران شهربانی همه باماسک ومسلح و بایک ماشین ریوی ارتشی که ازژاندارمری گرفته بودندبه مانوروقدرت نمایی درسطح شهروپاک کردن شعارهای انقلاب وضدرژیم پرداختند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم قائن ، سیدمحمد مهدوی الحسینی برادر شهید سیدحسین مهدوی الحسینی واز شاهدان 22آذر57 از خاطرات روزهای تاریخی قاینات می گوید:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم قائن,

منزل مادیواربدیوارمنزل مرحوم آیت الله سیدعلی آیتی رحمت الله علیه بودوباتوجه به قیام مردم درشهرهای بزرگ علیه رژیم ستم شاهی، مردم قاین نیزبخاطرتدین,هوشیاری وبیداری وآگاهی خیلی زودترازشهرهای مشابه وهمسایه احساس وظیفه وتکلیف نموده وباحضور

,

وتجمع درمنزل آیت الله آیتی که ازمجتهدان بزرگ وسرشناس آن زمان درقاین بودند وجهت همبستگی باسایرشهرهاو اعتراض به رژیم خواستارتظاهرات وراهپیمایی شدند.

,

 باتوجه به این اجتماع هرروزه درمنزل وکوچه وخیابان محل(الان بنام خیابان امام رضاست بین مسجدجامع وباغ ملی) ,آخرالامرایشان باراهپیمایی مسالمت آمیزمردم موافقت که هرروزاین تجمع وراهپیمایی

,

انجام میشدوارتباط قاین بامشهدوازجمله بابیت مرحوم آیت الله سید عبدالله شیرازی نیزبرقراروبعضی مسایل همانگ می شد.

,

گاهی مبلغانی ازبیت ایشان چه روحانی وچه بعضی ازبانوان نیزجهت سخنرانی وارشاد جهت خواهران به قاین اعزام می شدند.

,

که بخاطردارم دراعزام چندخانم که ازمشهدآمده بودندوسخنرانی انقلابی کرده بودندشهربانی فشارآورده بودوخواستارتحویل دادنشان بودکه آنهارابه مشهدبرگردانندوتحویل ساواک دهندکه شبانه خانمها رابصورتی مخفیانه فراری دادندوباماشین شخصی به مشهداعزام کردند.

,

به هرحال اتفاقات شهرهای بزرگ وجنایات رژیم خبرش که به قاین میرسیدهرروزبرشوروجنب وجوش مردم وازجمله جوانان افزوده می شد.

,

ممکن است سئوال بذهن بعضی ازعزیزان بیادکه نقش آیت الله سیدعبدالله شیرازی درمشهدچه بوده است.(وچه ارتباطی بامردم قائنات داشته است)

,

 

,

بایدباستحضاربرسانم که منزل آن مرحوم که درحال حاضرحسینیه شده است دربالاخیابان حدفاصل حرم مطهرومیدان شهداءمشهدهست که خیابان هم بنام شیرازی است ودرمشهدمرکزتمام راهپیمائیهاوتجمع مردم وانقلابیون تاپیروزی انقلاب ازمنزل ایشان بوده وآغازوهدایت تظاهرات وشعارهاوقسمتی از پخش اعلامیه هاواعزام مبلغ وروحانی به شهرهاونقاط مختلف مشهدباهدایت این عالم ربانی بوده است.

,

حتی بعدازشهادت شهدای انقلاب قاین دردیداری که خانواده های معززشهدای قاین رابه منزل ایشان بردندبنده هم حضورداشتم وایشان درجریان قیام مردم قاین نیزبودندودرحق مردم دعامیکردند.

,

, ,

اقای مهدوی الحسینی که بازنشسته مخابرات خراسان رضوی است ودرزمان این اتفاق 18سال سن داشته است می نویسد:باتوجه به استمرارحضورمردم وتجمع هرروزه آنهادر منزل مرحوم آیت اله آیتی وهمچنین تعطیلی دانشگاههاومراجعت دانشجویان قاینی ازمحل تحصیل به شهروهمچنین آوردن اعلامیه هاونوارهای سخنرانی امام ازجمله توسط اخوی بنده وتوزیع آن دربین جوانان شوروهیجانات انقلاب شتاب بیشتری بخود گرفت که این مسئله باعث حساسیت شهربانی قاین شدوهرروزمأمورانی رابه منزل آیت اله آیتی می فرستادند تاشایدبتوانندبوسیله ایشان مردم رانیزمنصرف وپراکنده نمایند.

,

ولی بحمدالله باتوجه همراهی آیت اله آیتی وسایرروحانیون بانهضت و آگاهی مردم وجوانان هرروزانسجام وهمبستگی مردم بیشترمی شدونقش مبلغین وروحانیون اعزامی ازمشهدوتماسهاوهماهنگی هایی که بامشهدوبیت آیت اله شیرازی گرفته می شدنیزتأثیرخودراداشت وازموارددیگری که باعث یک راهپیمایی واعتراض باشکوه مردم به رژیم شد؛خبربه آتش کشیده شدن مسجدوسوختن قرآنهاوکتابهای ادعیه درکرمان وهمچنین سینمارکس آبادان توسط عوامل رژیم بودکه درخیابانهای شهرانجام شدودرمسجدجامع باسردادن شعاروهشداربه رژیم به پایان رسیدونوشتن شعارهای انقلابی وضدرژیم بردرودیوارشهرباعث تحریک بیشترشهربانی شده بودکه طبق گفته هاوآنچه شنیده می شدنسبت به شناسایی فعالین درراهپیمائیهاجهت برخوردلیستی سیاهی راشهربانی ازبعضی شخصیهاودانشجویان وجوانان تهیه کرده بود.تابموقع برخوردکنند.

,

 باتوجه به کوچک بودن محل وشناخت همه عوامل برخوردکردن برایشان کارساده ای نبودوازعکس العمل مردم نیزواهمه داشتند.

,

وی می نویسد:باتوجه به اینکه دولت نظامی ازهاری سرکاربودوبه محرم نزدیک می شدیم دولت نظامی دهه اول محرم ازفشاربرمردم کمی کاسته بودکه دهه اول محرم مصادف باآذرماه سال1357بود.

,

مردم وجوانان قاین نیزازاین فرصت استفاده کرده وهرجادیوارمناسبی برای نوشتن شعارهای انقلاب وهمچنین ضدرژیم بارنگ وماژیک ووسایل دیگرمی نوشتند.

,

ازجمله جاهائیکه درآنموقع برای شعارنویسی خیلی مناسب بوددیوارهای بانک ملی قاین دورمیدان امام خمینی(ره) فعلی بودکه هم تازه سازوهم ازسنگ بود.

,

مرگ برشاه وکلمه شاه راواژگون ودرودبرخمینی وسایرشعارهازیادنوشته شده بود؛تااینکه بعدازتاسوعاوعاشورادستورسختگیری وسرکوب صادرشده بود.

,

درروز12محرم که مصادف با22آذرماه سال 57بودازصبح مأموران شهربانی همه باماسک ومسلح و بایک ماشین ریوی ارتشی که ازژاندارمری گرفته بودندبه مانوروقدرت نمایی درسطح شهروپاک کردن شعارهای انقلاب وضدرژیم پرداختند.

,

(قابل ذکراست که درقاین علاوه برشهربانی ژاندارمری هم بودکه ظاهراً هیچگونه دخالتی درمسایل سیاسی وامنیتی شهری نداشت )

,

هم زمان همان روز بااین تحولات درمهدیهءقاین یک روحانی وسخنران که ازمشهدآمده بود.راجع به مسایل نهضت وقیام مردم وجنایات رژیم صحبت میکرد.

,

تعدادی ازمردم وجوانانی انقلابی اوضاع شهروقدرت نمایی مأموران شهربانی وپاک کردن شعارهاراازدرودیوارشهربرای آیت اله آیتی که ایشان هم درمهدیه بودندتوضیح داده وتقاضای راهپیمایی داشتند

,

اماایشان بخاطرحفظ جان مردم ابتدامخالفت میکردندولی بااصرارمردم ومشورت ایشان درنهایت باراهپیمایی آرام وبدون شعارموافقت نمودند.

,

البته عده ای ازجوانان ومردم که دوران سربازی راگذارنده بودندوبامسایل گاز اشک آورآگاه بودند. نسبت به تهیه لاستیک های کهنه ماشین هابرای آتش زدنداقدام کردند.

,

بعدازاتمام سخنرانی مهدیه درحالی که آیت اله آیتی وسایرروحانیون وبزرگان درجلوبودن مردم پشت سرشان شروع به راهپیمایی بسمت مسجدجامع نمودند.

,

, ,

بنده که آنموقع جوانی18ساله وپرشوربودم درجلوی راهپیمایی بودم تااینکه ازفلکه فعلی امام واردخیابان شدندوتااینجاخبری ازمأموران شهربانی نبود.

,

بنده ازوردی خیابان باماژیک شروع به نوشتن شعاربردیوارهانمودم وشایدهنوز100متری نرفته بودیم که اخوی بزرگ(شهید)خود رابه من رساندوگفت: چکارمی کنی دراین شرایط واین محیط وشهرکوچک که همه شناخته شده هستندبایداین کارهاراباسیاست ومخفی انجام دادوالان هم که شرایط رامی بینی .

,

مشغول صحبت بودکه ناگهان مأموران شهربانی ازپشت حمله کردند؛ابتداگازاشک آورپرتاب وسپس صدای تیراندازی شنیده شد.

,

مردم به سمت پائین شروع به فرارکردند. عده ای واردکوچه مدرسه علمیه وعده ای واردکوچه مسجدمحلهءبالاوتعدادی هم بسمت کوچه های دیگرفرارکردند.

,

تیراندازی شدیدادامه داشت ؛صداوفریادبعضی می آمدکه نترسیدتیرمشقی است.

,

بنده هم که هیچ اطلاعی ازاین مسایل نداشتم شاهدگاردگیری پاسبانها(درچهارراه شهدای فعلی)وتیراندازی آنهادرجلوومقابل بانک سپه روبروی نرده های مدرسه پهلوی سابق بودم.

,

ما هم که جوان وبدون واهمه وبا این تصور که فکرمیکردم فقط تیراندازی هوایی است یامیگفتندمشقی است وازمسایل نظامی هیچ اطلاعی نداشتم.

,

بعضی ازگلوله هابادیوارهای سیمانی بانک برخوردکرده وباعث جداشدن ذرات سیمان شده وبرخوردش رابابدن وسرم احساس میکردم وآنموقع فکرمیکردم که اینهاگلولهء مشقی است......

,

 

,

ادامه دارد....

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه