با همت برخی از شاعران فضای مجازی «اوج هنر» انجام گرفت
اشعار شاعران یزدی در پی کشتار شیعیان نیجریه
برخی از شاعران فضای مجازی «اوج هنر» با سرودن اشعاری در پی کشتار بی رحمانه شیعیان مظلوم نیجریه در این خصوص موضع گیری خود را اعلام کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزد هنر؛ برخی از شاعران فضای مجازی «اوج هنر» با سرودن اشعاری در پی کشتار بی رحمانه شیعیان مظلوم نیجریه در این خصوص موضع گیری خود را اعلام کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزد هنر, ؛ برخی از شاعران فضای مجازی «اوج هنر» با سرودن اشعاری در پی کشتار بی رحمانه شیعیان مظلوم نیجریه در این خصوص موضع گیری خود را اعلام کردند.,
با کشتن ما مرگ خود آغاز کنید
راه یمن و صحن منا باز کنید
ما منتظر امر ولی میمانیم
با امر ولی به مرگ پرواز کنید
«ایمان شایق»
تاریخ هراندازه که قدمت دارد
این قوم به زخم و داغ عادت دارد
آقا به خدا شیعه ى اولاد على
هر لحظه به دل شوق شهادت دارد
«سیدحامدحسینی»
همه دارند از تو می گویند، نیجریه چه آمده به سرت
سرخ، مانند آفتاب غروب ، مانده بر قلب آسمان اثرت
دشمن از جان تو چه می خواهد؟ عالم از غصه ات چه می داند؟
باز کن لب که قصه را باید بشنوم از زبان شعله ورت
رسم نامردها همین بوده، آه تا بوده این چنین بوده
که بریزند خون سرخت را پیش چشمان خسته ی پدرت
ای شهیدان شیعه سرها را روی دامان دوست بگذارید
نیجریه بخند، نوبت توست که بیفتد به کربلا گذرت
صبر کن آفتاب در راه است، صبر کن عمر ظلم کوتاه است
دارد از سمت شرق می آید روشنی بخش چشم های ترت
«فائزه زرافشان»
با کشتن ما مرگ خود آغاز کنید
راه یمن و صحن منا باز کنید
ما منتظر امر ولی میمانیم
با امر ولی به مرگ پرواز کنید
«ایمان شایق»
تاریخ هراندازه که قدمت دارد
این قوم به زخم و داغ عادت دارد
آقا به خدا شیعه ى اولاد على
هر لحظه به دل شوق شهادت دارد
«سیدحامدحسینی»
همه دارند از تو می گویند، نیجریه چه آمده به سرت
سرخ، مانند آفتاب غروب ، مانده بر قلب آسمان اثرت
دشمن از جان تو چه می خواهد؟ عالم از غصه ات چه می داند؟
باز کن لب که قصه را باید بشنوم از زبان شعله ورت
رسم نامردها همین بوده، آه تا بوده این چنین بوده
که بریزند خون سرخت را پیش چشمان خسته ی پدرت
ای شهیدان شیعه سرها را روی دامان دوست بگذارید
نیجریه بخند، نوبت توست که بیفتد به کربلا گذرت
صبر کن آفتاب در راه است، صبر کن عمر ظلم کوتاه است
دارد از سمت شرق می آید روشنی بخش چشم های ترت
«فائزه زرافشان»
,
با کشتن ما مرگ خود آغاز کنید
,راه یمن و صحن منا باز کنید
,ما منتظر امر ولی میمانیم
,با امر ولی به مرگ پرواز کنید
,«ایمان شایق»
, «ایمان شایق»,,
تاریخ هراندازه که قدمت دارد
,این قوم به زخم و داغ عادت دارد
,آقا به خدا شیعه ى اولاد على
,هر لحظه به دل شوق شهادت دارد
,«سیدحامدحسینی»
, «سیدحامدحسینی»,,
همه دارند از تو می گویند، نیجریه چه آمده به سرت
,سرخ، مانند آفتاب غروب ، مانده بر قلب آسمان اثرت
,دشمن از جان تو چه می خواهد؟ عالم از غصه ات چه می داند؟
,باز کن لب که قصه را باید بشنوم از زبان شعله ورت
,رسم نامردها همین بوده، آه تا بوده این چنین بوده
,که بریزند خون سرخت را پیش چشمان خسته ی پدرت
,ای شهیدان شیعه سرها را روی دامان دوست بگذارید
,نیجریه بخند، نوبت توست که بیفتد به کربلا گذرت
,صبر کن آفتاب در راه است، صبر کن عمر ظلم کوتاه است
,دارد از سمت شرق می آید روشنی بخش چشم های ترت
,«فائزه زرافشان»
, «فائزه زرافشان»,]
ارسال دیدگاه