رنج نامه ای از جانبازی با بیماری ناشناخته+تصاویر (۱۸+)
محمود قربانی ۴۰ ساله از شهر سین، چشمان خود را طی ۳۸ سال مبارزه با یک بیماری ناشناخته از دست داده است و هم اکنون نیازمند یاری است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرماه، واژه «رنج» از سالیان دراز برایش معنا پیدا کرده بود، آن زمان که فرزند دلبندش را در آغوش بیماری ها یافت و آن زمانی که فرزند دیگرش به شهدا پیوست…
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرماه,مادر را می گویم، مادری رنج کشیده، مادری دلسوز همچون دیگر مادرها اما دل شکسته، مادری که هم اکنون ۶۸ ساله است، همسر خود را دو سال پیش بر اثر ابتلا به سکته مغزی از دست داده و ۳۸ سال است شاهد رنجی بزرگ از پسر…
,محمود او در سال ۱۳۵۴ دیده به جهان گشود و با آمدنش گویی جانی تازه به مادر بخشید اما غافل از آن که دردی بزرگ برای فرزندش کمین کرده، دردی که با او بزرگ می شود و تار و پودش را می خورد.
,محمود تا دو سالگی مانند دیگر کودکان برای پدر و مادر دلبری می کرد، اما بعد از دو سالگی به ناگاه دردی جانکاه گریبانش را گرفت، عدسی چشمانش رو به پیری نهاد و گویی دردنامه ای آغاز شد.
,آن ها هشت برادر بودند و یک خواهر، که احمد برادر دوم در عملیات کربلای ۴، شهادت گونه دیدار حق را لبیک گفت و همگان را ترک کرد و دیگر برادر که محمد نام داشت نیز مدال پرافتخار جانبازی را گردن آویز خود کرد.
,محمد قربانی برادر محمود از رنج برادر در طی سی و هشت سال می گوید، رنجی که داغی بر دل خانواده شده است و آرام و قرار را از مادر گرفته…
,او می گوید با شروع بیماری محمود، پدر و مادر او را از این شهر به آن شهر بر دوش خود کشیده تا بلکه راهی یابند و برادرم را از این بیماری ناشناخته نجات دهند اما گویی زخمی از درون در حال رشد و پیشروی بود، به طوری که کم کم داخل بینی زخم شده و دماغ برادرم از صورت او افتاد و بعد چشمانش را مورد حمله قرار داد و چشمانش را برای همیشه از او گرفت…
,چند سال بعد بیمارستان رازی تهران (بیمارستان پوست)، تشخیص بیماری لپر را داد، مرکز تحقیقات تهران، بیمارستان الزهراء تهران و بیمارستان امام خمینی (ره) هم بعد از آن حرف تازه ای برای گفتن نداشتند و به همین ترتیب روزهای تلخ برادر سپری می شد و مادر؛ روز به روز شکسته تر و ناآرام تر…
,محمود در حال حاضر بینی و دو چشم خود را به طور کامل از دست داده، انگشتان پاهایش بریده بریده شده و ریزش دارد و زخم های بدنش ماندگاری بسیار طولانی دارند.
,محمد قربانی ادامه داد:
,احمد برادر دوم که راه شهادت را برای خود برگزید نیز یازده سال مفقودالاثری برایش رقم خورد و سرانجام در سال ۱۳۷۶ شناسایی شد.
, ,
,
, خبرماه: از جانبازی خودتان برای ما بگویید؟
, خبرما,من در عملیات کربلای ۴ (گردان حضرت ابالفضل علیه اسلام) جانباز شدم که به علت اصابت ترکش تقریبا یک طرف پیشانی ام ناپدید شد به طوری که سر من باز بود که چندین عمل جراحی در ایران انجام دادم اما بی نتیجه بود، به همین دلیل سه مرتبه جهت انجام عمل ترمیمی به آلمان غربی اعزام شدم که بحمدلله تقریبا بهبودی حاصل شد، هم اکنون نیز به علت ابتلا به بیماری صرع (پس از جانبازی) مجبور به استفاده مداوم از دارو می باشم.
, ,
,
, خبرماه: درخواست شما از مردم و مسئولان؟
, خبرما,تصور برادرم این است که به دلیل بیماری ناشناخته و خاصی که دارد، مردم او را دوست ندارند و یا از او فراری هستند، بنا بر این خواهشی که از مردم دارم این است که بیشتر مراقب عکس العمل ها و رفتارهای خود باشند تا بیش از این خاطر برادر بیمارم مکدر نشود.
,دیگر این که ما نیاز به راهنمایی داریم، این که برای جلوگیری از پیشروی این بیماری چه باید بکنیم و یا به کجا باید مراجعه کنیم و اگر نهاد و یا مسئولی هست که بتواند ما را راهنمایی کند به ما کم زیادی رسانده است.
,در خصوص بحث مالی و هزینه های درمان نیز ما هفت برادر همانگونه که تا امروز نهایت تلاشمان را کرده ایم، در ادامه هم خواهیم کرد اما اگر کمک مالی با توجه به هزینه های بالای درمان نیز به ما برسد، مرهمی خواهد شد بر گوشه ای از مشکلات ما.
, , ,
,
, , 
,
, ]
ارسال دیدگاه