با محوریت ادبیات کودک و نوجوان؛
درخشش شاعر رامیانی در جشنواره ادبی «آزاد مثل آزاده» + تصاویر و شعر منتخب
شاعر فرهنگی جوان رامیانی، رتبه اول نخستین جشنواره ادبی «آزاد مثل آزاده» را از آن خود کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گل رامیان، نخستین جشنواره ادبی «آزاد مثل آزاده» با حضور «فانی» وزیر آموزش و پرورش و حجت الاسلام«ابوترابی» نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی در مجتمع فرهنگی سیدالشهدای تهران برگزار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گل رامیان, .,«قاسم بای» شاعر جوان رامیانی متخلص به «ساحل»، عضو انجمن شعر ادیب رامیان، کارشناس ارشد و دبیر ادبیات، رتبه اول نخستین جشنواره ادبی «آزاد مثل آزاده» را به خود اختصاص داد و هدیه این جشنواره را از دستان وزیر آموزش و پرورش دریافت کرد.
,این جشنواره در بخش های شعر، داستان، نمایشنامه و خاطره با عنوان «آزاد» مثلِ «آزاده» و با محوریت ادبیات کودک و نوجوان و با هدف الگوسازی و آشنایی با سبک زندگی آزادگان و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در میان دانش آموزان و بهره گیری از تولیدات فکری نسل سوم انقلاب در مبحث ایثار و شهادت برگزار شد.
,نخستین جشنواره ادبی «آزاد مثل آزاده» را موسسه فرهنگی پیام آزادگان با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران برگزار کرده است.
,کتاب های «روزهای پاییزی»، «بچه های مرد» و «آزاد مثل آزاده» در مراسم اختتامیه این جشنواره رونمایی شد.
,
چهار پاره «روایت سرخ» تقدیم به همه¬ی پدران آزاده¬ی دفاع مقدّس، منتخب در این جشنواره
,
ای پدر! ای حماسه¬ی جوشان!
أسوه¬ی غیرت و فداکاری!
دوست دارم دوباره بنویسم
از تو!، از روزهای بیداری
,
,
,
روزهایی که نام مردان را
از گلوی تفنگ می¬خواندند
مادران هم برای لالایی
مثنوی¬های جنگ می¬خواندند
,
,
,
شوق پرواز در تو جاری بود
شور میدان، شبی اسیرت کرد
پدرم!، ای جوان¬ترین آیه!
غم ماندن چقدر پیرت کرد
,
,
,
تو نبودی کنارمان امّا
خاطراتت چقدْر جاری بود
سهم ما از تو قاب عکسی سرخ
سهم ما از تو بی¬قراری بود
,
,
,
جسم پاکت اسیر بود امّا
جامه¬ی سرخی از پریدن داشت
تار و پود تو آسمانی بود
ربّنایت چقدْر دیدن داشت
,
,
,
نفْسخود را اسیر می¬کردی
می¬سرودی شکوه دیگر را
سجده¬های تو فاش می¬کردند
اشتیاق جهاد اکبــــر را
,
,
,
خاک دشمن همیشه شاهد بود
روحت آزاده بود، آزاده
حرف¬های امام یادت بود
جانت آماده بود،آماده
,
,
,
,
سال¬های اسارتت بی¬شک
با تب انتظار طی می¬شد
فصل سنگین برگ¬ریزان هم
به امید بهار طی می¬شد
,
,
,
آمدی، با تو روشنی برگشت
سَنَدی از حماسه پیدا شد
تک درخت امیدمان آن روز
با نفس¬های تو شکوفا شد
,
,
,
حال در هر سپیده می¬بینیم
روی ماه تو ماه¬تر شده است
پای شیطان شکسته، باور کن
دشمنت رو سیاه¬تر شده است
,
,
,
زخم¬هایت روایتی سرخند
می¬ستاییم زخم جاری را
روی پیشانی تو می¬خوانیم
ادبیّــــات پـایــداری را
,
,
,
,

,

, ,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه