مدیر ارشد شرکت سیمان خوزستان:
وقت آن رسید که معدن جایگزین صنعت نفت شود
مدیر معدن شرکت سیمان خوزستان و عضو سازمان نظام مهندسی معدن ایران در یادداشتی به نوسان بازار نفت اشاره کرد و بهترین راهکار را جایگزینی معدن به جای نفت دانست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سایت خبری آوای ماغر،مهندس قیصر آریایی فر،مدیر معدن شرکت سیمان خوزستان در یادداشتی به نوسان بازار نفت اشاره کرد و بهترین راهکار را جایگزینی معدن به جای نفت دانست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , آوای ماغر,,
آریایی فر از فرزندان بهمئی است که عضو سازمان نظام مهندسی معدن ایران و از مدیران ارشد شرکت سیمان خوزستان می باشد.
,,
قیمت نفت ماههاست که به زیر 50 دلار در هر بشکه رسیده است. تولید و عرضه نفت در دنیا همچنان رو به افزایش است.تولید نفت آمریکا به عنوان تاثیر گذارترین کشور در بازار نفت به بالاترین میزان خود در 43 سال گذشته رسیده است. آخرین پیش بینی آژانس بین المللی انرژی، قیمت زیر 60 دلار برای نفت در سال 2016 است. آنچه که مسلم است کنترل بازار نفت در تولید و عرضه و قیمت، در دست ما نیست.
, .,اما آنچه که پرواضح و روشن و مبرهن است آسیب پذیری بی امان ما از وابستگی به نفت است. آثار زیانبار این وابستگی در همه قلمروههای اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی بر کسی پوشیده نیست.
,حتی در دولت قبل که در اوج رونق نفتی بوده ایم و رکورد فروش تاریخی را با عنایت به قیمت بالای نفت رقم زده ایم ، همچنان نتوانستیم کشور را از فلاکت برهانیم. به نقل از سایت الف ، بیزینس اینسایدر، لیست ۱۸ کشور فلاکت زده را بر اساس آمار سال ۲۰۱۴ موجود در «دفتر حقایق» سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا منتشر کرده است. در این لیست ایران با شاخص فلاکت 26.1 و نرخ تورم 15.8 درصد و بیکاری 10.3 درصد ، دهمین کشور فلاکت زده دنیا معرفی شد.
,9 کشور اول قبل از ایران به ترتیب عبارتند از ونزوئلا ، سوریه ، جیبوتی، آرژانتین، یمن ، لسوتو ، آفریقای جنوبی ، مقدونیه و صربستان. متخصصین ، دولتمردان و سیاستمداران از زمان رضاخان تا کنون به این باور رسیده اند و به تکرار بیان داشته و نوشته اند که اقتصاد کشور را باید از وابستگی به تک محصول نفت نجات دهیم. اما همچنان که شاهد هستیم این باور در عرصه عمل پایش چوبین بود و فقط ذهن آزار شده است.
,آنچه که اجتناب ناپذیر است جایگزین نمودن سایر صنایع به جای صنعت نفت است. که هروقت آغاز شود دیر است اما به ناچار باید انجام شود.
,منظور از جایگزینی این نیست که صنعت نفت را تعطیل کنیم و به سایر صنایع بپردازیم. بلکه منظور این است که انرژی فکری و عملی بیشتر از آنچه صرف نفت می نماییم ، هزینه سایر عوامل تولید ثروت گردد تا دلبستگیهایمان به نفت کاهش یابد. به عبارت دیگر همه تخم مرغهای خود را در سبد نفت قرار ندهیم.
,معمای فراوانی
,در اوج تحریم نفتی اعراب، در اواسط دههی 1970، خانم تری لین کارل، دانشجوی آمریکایی دورهی دکتری در دانشگاه استانفورد به ونزوئلا رفت تا پژوهشی میدانی برای پایاننامهی خود انجام دهد. او قصد داشت دربارهی تاریخچهی اوپک بنویسد. اما خوان پابلو آلفونسو که «پدر» اوپک شناخته میشد و وکیلی زبردست بود به کارل گفت: «این موضوع کسالتباری است». او افزود: «بهجای اوپک، بررسی کن نفت چه بلایی بر سر ما میآورد.» هنگام خداحافظی، پرز آلفونزو، عبارات پیشگویانهای بر زبان آورد: «ده سال بعد، بیست سال بعد از این خواهید دید نفت، ویرانی و بیچارگی برای ما به ارمغان میآورد.»(معمای فراوانی ، مقدمه مترجم) امروز 46 سال ( درست به اندازه عمر نگارنده) بعد از سخن پرز آلفونسو، شاهد آثار زیانبار اجتماعی و اخلاقی، سیاسی و اقتصادی ناشی از وابستگی به نفت در خاورمیانه و ونزوئلا هستیم، که موید پیشگویی بخردانه و به حق او است. کارل، در این تحقیق به کمک تئوری اقتصادی بیماری هلندی نشان داد که چگونه رویاهای 4 کشور صادرکنندهی نفت شامل ایران، نیجریه، الجزایر و ونزوئلا ، در دههی 1970 به دنبال افزایش قیمت نفت تبدیل به کابوسی بزرگ در دههی 1980 شد. کشورهایی که رویای ورود به تمدنهای بزرگ را در سر داشتند, به یکباره با مجموعه مشکلاتی مانند افزایش بدهیهای خارجی، کاهش رشد اقتصادی و رشد اقتصادی منفی، افزایش بیکاری، کاهش تولید و افزایش واردات مواجه شدند. جالب آن است که تجربهی مشابهی برای تمامی کشورهای مورد بررسی رخ داده است. پنج کشور مورد مطالعهی این کتاب که شامل ایران، نیجریه، الجزایر، ونزوئلا و اندونزی میشود، کمابیش تجربهی یکسانی داشته و به جز اندونزی، دچار بحرانهای سیاسی همزمان با بحران اقتصادی نیز شدهاند(معمای فراونی). بررسیهای نویسنده نشان از آن دارد که، دو ویژگی مشترک بین همهی کشورهای صادرکنندهی نفت یعنی همزمانی کشف نفت و دولتسازی مدرن و همچنین اینکه رانت نفت در اختیار دولت است، از مهمترین عواملی است که انتخابهای سیاستگذاران در این کشورها در زمانهای رونقهای نفتی را به یکدیگر شبیه میسازد. بر اساس دیدگاه نویسنده، ایران، بیشترین شباهت را به ونزوئلا داشته است. همچنین نتایج بررسیها نشان میدهد که بزرگترین تغییر در ثروت آنی در پی رونق نفتی دههی 1970 در ایران رخ داده که با بزرگترین تغییر، در ساختار سیاسی در میان سایر کشورهای مورد بررسی نیز همراه بوده است. مطالعهی کتاب، در این زمان حاضر نیز برای خواننده بسیار جذاب خواهد بود؛ زیرا نشان میدهد که چگونه سیاستگذاران کشورهای نفتی طی رونق نفتی 2007 دقیقاً همان رفتار سیاستگذاران سالهای 1970 را از خود نشان دادند و در واقع ساختارهای انتخاب در چنین کشورهایی چنان محدود شده است که به واقع فلج مغزی سیاستگذاران را منجر شده است. انتخاب کارلوس آندره پرس در اوایل دهه 70 میلادی به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا همزمان با رونق نفتی بود. رونق نفتی درآمدهای بسیاری را نصیب ونزوئلا کرده است. پرس در آن زمان اعلام می کرد << ما قصد تغییر جهان را داریم >> . اما در اواخر دوره دوم خود اظهار داشت << افزایش قیمت برای هرکسی بد است اما بدتر برای کشور های در حال توسعه ای است که نفت دارند . افزایش قیمت یک دام است >>( همان).
, ., .,سخنان بعضی از دولتمردان ما در کسوت ریاست جمهوری که همزمان با رونق نفتی بی نظیر جهان و درآمد سرشار برای ایران بود، خواننده را یاد سخنان بلند پروازنه کارلوس در دهه 70 میلادی می اندازد. چقدر سخنان این دو در مسندی مشابه و در دوره رونق نفتی مشابه ، به هم قرابت دارد. هردو مدعی تغییر سیاستهای اداره جهان بودند. در عمل نیز هردو در توزیع درآمدهای حاصل از نفت به مانند هم عمل کردند. مطالعه آن قسمت از کتاب معمای فراوانی که به ونزوئلای دهه 70 میلادی به ریاست جمهوری کارلوس مربوط است به طور شگفت انگیزی، سیاستهای دهه 80 هجری شمسی ایران را در زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد تداعی می کند.
,وقت آن است که معدن جایگزین نفت شود
,برای نجات اقتصاد ایران وحل مشکلات تاریخی و تکراری تورم،بیکاری ، رکود و مانند آن ، راه دیگری به غیر سرمایه گذاری فکری و مالی بر سایر منابع و مزیتهایمان نداریم. یکی از این مزیتها داشتن پتانسیلهای معدنی فراوان است. ذخایر کشف شده معدنی ایران بالغ بر 57 میلیارد تن است. 64 نوع ماده معدنی در کشور ما یافت می شود. بنابراین هم از نظر نوع و هم از نظر میزان جزو کشورهای سرآمد منطقه و دنیا از نظر پتانسیلهای معدنی قرار داریم. براساس استانداردهای جهانی سالیانه باید 1 درصد ذخایر معدنی استخراج گردد . استخراج سالیانه ایران زیر نیم درصد است. ذخایر اکتشاف نشده بسیار داریم. ذخایر اکتشاف شده نیز نیاز به بررسی و ترسیم نقشه فنی اقتصادی دارند. در بخش استخراج دچار مشکلات فراوان و فرسودگی ماشین آلات استخراجی هستیم. در بخش فرآوری نیز مشکلات عدیده ای داریم. از تکنولوژی روز دنیا برای تبدیل و فرآوری بی بهره هستیم. ما همچنان به معدنکاری سنتی مشغول هستیم . با روشهای سنتی ماده معدنی پرعیار را از معادنی که چندان مورد اکتشافات تفضیلی قرار نگرفته اند استخراج نموده و صورت خام به دنیا صادر می نماییم. همین مواد معدنی خام ما با تکنولوژیهای روز دنیا فرآوری و تبدیل به قطعاتی گرانبها و مصرفی می شود، سپس با ارزش افزوده صد چندان و قیمت گزاف به ما برگشت داده می شود. در برنامه پنجم، دولت مکلف شده است که اکتشاف معادن را به عنوان وظیفه حاکمیتی انجام دهد. در سه بخش اکتشاف ، استخراج و فرآوری مواد معدنی مشکلات عمیق و گسترده ای داریم. در هر سه بخش به حمایت همه جانبه دولت نیاز است. در هرسه بخش نیاز به حمایت و تشویق دولت و حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی و سرمایه گذاری خارجی داریم. در شرایط رکود فعلی که دولت بدلیل پایین بودن درآمدهای نفتی توان سرمایه گذاری ندارد دعوت از سرمایه گذاران خارجی بویژه در بخش فرآوری اجتناب ناپذیر است.اما قبل از آن نیاز به مشخص نمودن راهبرد علمی و بستر سازی زیر نظر کمیسون ویژه اقتصادی پس از تحریم است. کمیسیون ویژه اقتصادی می بایست متشکل از وزاری اقتصادی ، اساتید دانشگاه و مخصوصا نمایندگان دانشمند و پررنگ بخش خصوصی باشد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه