گوشه ای از زندگی شهید حاج عباس نجفی

گوشه ای از زندگی شهید حاج عباس نجفی
دردش زیاد بود آن قدر که زبان و لثه هایش را از شدت درد گاز می گرفت و زخمی می کرد.
[

دردش زیاد بود آن قدر که زبان و لثه هایش را از شدت درد گاز می گرفت و زخمی می کرد.دندان گیر گرفته بودم تا وقتی دردش شروع می شود آن را گاز بگیرد و به خودش صدمه نزند.وقتی دچار حمله می شد تمام عضلاتش منقبض می شد و دست و پا می زد.اواخر،دوز قرص هایش را بالا برده بود.خودش می توانست دردش را کنترل کند.مدتی بود که فکر می کردم داروها بیماریش را خوب کرده،اما بعد فهمیدم برای اینکه ناراحت نشویم و بچه ها این صحنه را نبینند به بهانه پیدا کردن لباس،سر در کمد فرو برده،خودش را پنهان کرده یا در دستشویی به بهانه مسواک زدن از دید ما خود را پنهان می کند.نمی گذاشت غصه بخوریم و ناراحت شویم.

,

 

,

 

,

 

,

, ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه