یادداشت/دکتر محسن پورمحمد
وحدت و همدلی؛ ضرورت همیشگی
استادیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان، در این مقطع حساس از انقلاب عظیم اسلامی به ویژه با انتخاباتی که در پیش است؛ طی یادداشتی به بازخوانی و مرور اهمیت وحدت در قرآن کریم و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرداخته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، در سالی که با تدبیر مقام معظم رهبری به سال همدلی موسوم است، بیست هفت آذر سالروز وحدت حوزه و دانشگاه پشت سرگذاشته شد و هفته وحدت در پیش است؛ شایسته است در این مقطع حساس از انقلاب عظیم اسلامی به ویژه با انتخاباتی که در پیش است؛ یک بار دیگر به بازخوانی و مرور اهمیت وحدت در قرآن کریم و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرداخته شود. دکتر محسن پورمحمد، استادیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان، طی یادداشتی به بازخوانی این موضوع پرداخته است. انشاء الله که به لطف الهی مفید واقع شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر, روشن خبر, روشن خبر,,
وحدت امت اسلامی آرزو و خواست رسول اکرم صلی الله علیه و آله
, وحدت امت اسلامی آرزو و خواست رسول اکرم صلی الله علیه و آله ,شکى نیست که وحدت امت اسلامى بالاترین آرزوى پیامبر گرامى صلى الله علیه وآله وسلم بود و هر گونه اختلاف میان آنان موجب نگرانى حضرت بود؛ همانگونه که سیوطى و دیگران آورده اند:
,مردى به نام «شاس بن قیس» که بزرگ شده دوران جاهلیت بود، کینه و حسد مسلمانان در سینه اش شعله ور بود، یک نفر جوان یهودى را تحریک کردکه میان دو قبیله بزرگ اسلامى اوس و خزرج، اختلاف ایجاد کند. این یهودى میان این دو قبیله آمده، جنگها و درگیرى هاى زمان جاهلیت را براى آنان یاد آورى کرد و آتش فتنه را روشن ساخت. به طورى افراد دو قبیله شمشیر به دست گرفته و در برابر هم صف آرایى کردند؛ همین که رسول گرامى صلى الله علیه وآله وسلم از این قضیه مطلع شد، به همراه تعدادى از مهاجرین و انصار در محل درگیرى حاضر شد و فرمود:
,«یا معشر المسلمین اللّه اللّه، أبدعوى الجاهلیّة وأنا بین أظهرکم؟ بعد إذ هداکم اللّه إلى الإسلام أکرمکم به، وقطع به عنکم أمر الجاهلیة، واستنقذکم به من الکفر، وألّف به بینکم، ترجعون إلى ما کنتم علیه کفّار».
,اى مسلمانان! آیا خدا را فراموش کرده اید و شعار جاهلیت سر مى دهید با این که هنوز در میان شما حضور دارم. پس از آن که خداوند شما را به نور اسلام هدایت کرد و به شما ارزش داد و فتنه هاى دوران جاهلیت را ریشه کن ساخت و از کفر رهایى بخشید و میان شما الفت و برادرى برقرار کرد، شما دو باره مى خواهید به دوران کفر جاهلى برگردید.
,در اثر سخنان رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)، متوجه شدند که این فتنه، توطئه شیطانى است، از این کار خویش پشیمان شده و سلاح ها را به زمین گذاشتند و در حالى که اشک از دیدگانشان جارى بود، دست در گردن هم انداختند و همدیگر را غرق بوسه ساختند و در کنار رسول گرامى صلى الله علیه وآله وسلم) به منازل خود باز گشتند.[۱]
, [۱], [۱],علی رغم پیشرفت چشمگیر علوم طبیعی در عرصه های مختلف، تردیدی نیست که روزگار کنونی یکی از تاریکترین و ظالمانه ترین ادوار تاریخ محسوب می گردد. ستمگران عالم برای باقی ماندن بر اریکه ی قدرت و ثروت، از هر روش ممکنی بهره می برند و هرآنچه در تقابل با منافع آنها قرار گیرد، هرکس و هرچه که باشد به بی رحمانه ترین شکل باید از میان برداشته شود. شاید ثانیه ای از زمان بر بشریت کنونی نمی گذرد مگر آنکه جنایتی بر او می رود. مطالب فوق به هیچ وجه شعاری نیست و هرکسی با اندک نگاهی به اطراف خود صحت آن را به خوبی در می یابد. از جملة ابزارهای استکباری و استعماری در طول تاریخ اختلاف افکنی و ایجاد تفرقه است. سؤال اساسی این است که برای پیروزشدن در این میدان مبارزه چه باید کرد؟ آیا راه برون رفتی برای بشریت از این مهلکه و پرتگاه وجود دارد؟
,اعتقاد ما بر این است که برای حل بحران های کنونی اسلام راهکارهایی فراوانی دارد. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله این روز ها را پیش بینی فرموده بودند و همچون طبیب حاذقی نسخه ای شفابخشی مانند قرآن کریم را برای درمان گرفتاری های بشریت تجویز نموده اند و فرموده اند: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ-آنگاه که فتنه ها همچون شب تار همه جا را می پوشانند به قرآن پناه ببرید …»[۲].
, [۲], [۲],اگر مریضی به نسخة پزشک خود عمل نکند، نمی توان از پزشک گلایه داشت که نسخة شما شفا بخش نبود. به همان گونه که بوسیدن در و دیوار داروخانه و یا مالیدن شیشه شربت و قرص و دارو به سرو صورت مریض، دردی از او دوا نمی کند و مریضی اگر بخواهد شفا یابد، هم باید به پزشک خود خوشبین باشد و هم به نسخه ی او بطور دقیق عمل نماید؛ به همان تناسب یک مسلمان و مؤمن باید به یک سلسله امور اعتقاد داشته باشد و هم به سلسله اموری عمل نماید. در سراسر قرآن، هرجا سخن از ایمان است به دنبال آن اعمال صالح و یا مصادیق آن نیز آمده است. بیش از۵۰ بار در قرآن کریم ایمان همراه عمل صالح آمده است. مانند «الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»[۳]و بیش از۸۰ بار ایمان در کنار مصادیق عمل صالح مانند اقامة نماز و پرداخت انفاق و زکات و مانند آن، مورد توصیة قرآن کریم قرار گرفته است. «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ »[۴] پس در کنار ایمان به خدا و روز حساب و معاد و رسولان الهی، انجام اعمال صالح هم ضرورت دارد.
, [۳], [۳], [۴], [۴],وحدت در قرآن کریم
, وحدت در قرآن کریم,اتّحاد به معناى یکى شدن، در اصل از ریشه «وحد» به مفهوم یکتایى و یگانگى است.[۵] اتحاد اساسی ترین عنصر برای تحقق بخشیدن به آرمانهای یک امت یا ملت است. به همین دلیل، یکی از عهد و پیمان های الهی با پیامبران، ایجاد وحدت و یگانگی در جامعه است. قرآن به اهمیت مسئله اتحاد بسیار تأکید کرده و در آیات زیادی از قرآن کریم به مساله وحدت اشاره شده است؛ ازجمله «واعتصموا…» نساء/ ۱۶۴٫ «تعاونوا…»مائده/ ۲٫ «اصلحوا…»نساء/ ۱۶۴٫ «اصلاح بین الناس…»همان/ ۱۱۴٫ «الَّف بینهم…»انفال/ ۶۳٫ «امّةٌ واحدة…»انبیاء. آیه ۹۲٫ «امّة وسط…»بقره/ ۱۴۲٫ «حزب الله»مجادله/۲۲٫ «صبغة الله…»بقره، آیه ۱۲۸٫ و «اخوة».سوره حجرات، آیه ۱۰٫
, [۵], [۵],در آیه ۱۳ سوره حجرات می خوانیم: «یا اَیُّهَا النَّاسُ اِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اَتْقاکُمْ، ای مردم، ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را تیرهها و قبایلی قرار دادیم تا همدیگر را درک کنید (و زندگی هماهنگ داشته باشید) بافضیلت ترین شما در نزد خداوند باتقواترین شماست.» در این آیه تاکید ویژه ای بر وحدت قبایل و گروه های انسان ها وجود داشته است. بشر تشنه آزادی، عدالت و حق است که اسلام با دعوت به اتحاد توانسته است به این خواسته ها پاسخ دهد. تمسک به آیات قرآن یک هدیه و میراث گرانبهایی است که در قرآن بر آن تاکید شده است. قرآن کریم در صریح ترین آیه خود در مورد وحدت، همه مؤمنان را به چنگ زدن به ریسمان الهى و پرهیز از تفرقه فرا خوانده است.
,در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران می فرماید «وَ اعتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاًوَ لا تَفَرَّقُوا، همگی چنگ به وسیله الهی بزنید و پراکنده نشوید.» نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید .
,در این که مقصود از ریسمان الهى چیست، مفسرّان اختلاف دارند. قرآن، کتاب و سنّت، دین الهى، اطاعت خداوند، توحید خالص، ولایت اهلبیت(ع) و جماعت، وجوهى است که در تفسیر آن گفته شده است. برخى نیز مفهوم حبل اللَّه را شامل همه این معانى دانستهاند.[۶]
, [۶], [۶],قرآن کریم نخستین منادی «وحدت» و «امت واحده» است که می فرماید:«إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ »[۷] این دین شما و این امت شماست، دین یگانه و من پروردگار شمایم، پس مرا بپرستید.
, [۷],باید مسلمانان آگاه، به اهمیت این شعار قرآنی «امت واحد» پی ببرند و عظمت آن را درک کنند و تفرقه ها را از میان بردارند و نابود سازند و هرگونه حرکتی که به دوگانگی و تفرقه مسلمانان بینجامد، حرکتی خواسته دشمنان و برخلاف دعوت قرآن است.
,محور وحدت در دیدگاه قرآن توحید و در مرتبه ی دیگر دین اسلام است. قرآن کریم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به سوی اهل کتاب می فرستد و از آنان برای پیوستن به شعار توحید و جدایی از غیر او دعوت می کند: «ای پیامبر به اهل کتاب بگو، بیایید بر اساس کلمه ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یک دیگر را در برابر خداوند بعنوان رب و پروردگار نگیریم. پس اگر روی برگرداندند بگویید، شاهد باشید که ما اهل تسلیم در برابر حق هستیم».[۸]
, [۸], [۸],قرآن وجود پیامبر صلی الله علیه و آله را محورى براى همبستگى و یگانگى مسلمانان مىشناسد.[۹]، مراجعه به سنت آن حضرت را نیز راهکارهایى براى ایجاد و حفظ یگانگى معرفى کرده است: «فَإِن تَنازَعْتُمْ فِى شَىْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُول».[۱۰] این آیه یادآور می شود که اگر در امری اختلاف پیدا کردید، به خدا و رسول او رجوع کنید. چرا که نزاع و اختلاف، عامل انهدام کیان و شخصیت جامعه اسلامی است: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم با یکدیگر نزاع نکنید و اختلاف نداشته باشید که سست و ضعیف خواهید شد و بو و خاصیت خود را از دست خواهید داد.»[۱۱] جدال و اختلاف، کیان و شخصیت جامعه اسلامی را منهدم میکند و در مقابل وحدت و همدلی تنها در سایه ایمان است که محقق می شود و مایة استقلال و موتور محرکة جامعة اسلامی خواهد بود و و موجب برتری آنان از دیگران خواهد شد. «ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین»[۱۲]در این آیة شریفه ایمان، ملاک برتری قرار گرفته است.
, [۹], [۱۰], [۱۱], [۱۲],وحدت در سیرة امیرالمؤمنین على علیه السلام
, وحدت در سیرة امیرالمؤمنین على علیه السلام,اگرچه على علیه السلام هیچگاه از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از غاصبان آن خوددارى نکرد، در عین حال این تظلم ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت مى کرد، سهم خویش را از غنائم جنگى آن زمان، دریافت مى کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمى نمود، طرف شور قرار مى گرفت و ناصحانه نظر مى داد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است، خودش شخصاً شرکت نماید، على پاسخ مى دهد: خیر! شرکت نکن زیرا تا تو در مدینه هستى دشمن فکر مى کند: فرضاً سپاه میدان جنگ را از بین ببرد، از مرکز، مدد مى رسد ولى اگر شخصاً به میدان نبرد بروى، خواهند گفت: «هذا اصل العرب» ریشه و بن عرب این است، نیروهاى خود را متمرکز مى کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قویتر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت.[۱۳]
, [۱۳],امیرالمؤمنین على علیه السلام پستى را از هیچیک از خلفا نمى پذیرد، نه فرماندهى جنگ و نه حکومت یک استان و نه امارة الحاج و نه یک چیز دیگر از این قبیل را. زیرا قبول یکى از این پست ها به معنى صرف نظر کردن او از حق مسلم خویش است. و به عبارت دیگر کارى بیش از همکارى و همگامى و حفظ وحدت اسلامى است اما در عین حال که خود پستى نمى پذیرفت، مانع نزدیکان و خویشاوندان و یارانش در قبول آن پست ها نمى گشت زیرا قبول آن ها صرفاً همکارى و همگامى است و به هیچ وجه امضاى خلافت تلقى نمى شود.
,سیره امیرالمؤمنین على علیه السلام در این زمینه بسیار دقیق است و نشانه فانى بودن آن حضرت در راه هدف هاى اسلامى است در حالى که دیگران مى بریدند او وصل مى کرد، آن ها پاره مى کردند و او مى دوخت. ابوسفیان فرصت را مغتنم شمرد، خواست از نارضایتى او استفاده کند و انتقام خویش را به صورت خیرخواهى و احترام به وصیت پیغمبر، به وسیله وصى پیغمبر از پیغمبر بگیرد، اما قلب على آگاه تر از این بود که گول ابوسفیان ها را بخورد، دست رد بر سینه اش زد و او را از خود راند. در هر زمانى ابوسفیان ها و حیى بن اخطب ها در کارند، در عصر ما انگشت حیى بن اخطب ها در بسیارى از جریانات نمایان است، بر مسلمین و بالاخص شیعیان و موالیان على علیه السلام است که سیرت و سنت آن حضرت را در این زمینه نصب العین خویش قراردهند و فریب ابوسفیان ها وحیى بن اخطب ها را نخورند.[۱۴]
, [۱۴],على علیه السلام پس از رحلت پیامبر گرامى صلى الله علیه وآله وسلم با وجود این که خلافت و امامت را حق مسلم خویش مى دانست و معتقد بود که ربایندگان خلافت، ظلم نابخشودنى در حق او کرده اند: «ما زلت مظلوماً منذ قبض اللّه نبیّه صلى الله علیه وآله وسلم».[۱۵]ولى همین که احساس نمود که زمینه براى احقاق حق خویش فراهم نیست و قیام او جز تفرقه میان امت اسلامى حاصل دیگرى ندارد: «وأیم اللّه لولا مخافة الفرقة بین المسلمین … لکنّا على غیر ما کنّا لهم علیها؛ اگر ترس تفرقه میان مردم نبود با هیئت حاکمه غیر طور دیگر برخورد مى کردم.»[۱۶]
, [۱۵], [۱۶],به همین دلیل وقتى با دشوارترین ظلم ها مواجه گردید، سخت ترین مصیبت ها را تحمل نمود: «صبرت وفی العین قذى وفی الحلق شجى أرى تراثی نهباً» [۱۷]صبر پیشه کردم در حالى که خار در چشم و استخوان در گلویم بود و مى نگریستم که چگونه حق و میراث مرا به غارت مى برند ولى حاضر نشد وحدت و انسجام جامعه اسلامى پاشیده شود.
, [۱۷],امیرالمؤمنین على علیه السلام با این که در باره خلیفه اول و دوم معتقد بود دروغگو، فریبکار و خائن هستند، طبق صریح کتاب صحیح مسلم عمر خطاب به على علیه السلام و عباس مى گوید: «فلمّا توفّی رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله، قال أبو بکر: أنا ولی رسول اللّه… فرأیتماه کاذباً آثماً غادراً خائناً … ثمّ توفّی أبو بکر فقلت: أنا ولیّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله، ولی أبی بکر، فرأیتمانی کاذباً آثماً غادراً خائناً»[۱۸]پس از رحلت رسول گرامى صلى الله علیه وآله وسلم ابوبکر گفت: من خلیفه پیامبرم ولى نظر شما دونفر این بود که وى دروغگو، گنهکار، فریبکار و خائن هست و همچنین پس او فوت ابوبکر من گفتم: خلیفه پیامبر و ابوبکر هستم، شما نیز مرا دروغگو، گنهکار، فریبکار و خائن دانستید. ونکته جالب اینجاست که این قضیه در اواخر خلافت عمر صورت گرفته و هنگامى که عمر به على علیه السلام و عباس مى گوید: شما ابوبکر را دروغگو، گنهکار، فریبکار و خائن مى دانستید «فرأیتماه کاذباً آثماً غادراً خائناً»، و آن دو این نظریه را انکار نمى کنند و این عدم انکار، نشانگر استمرار و اصرار بر این نظریه است.
, [۱۸],ولى با تمام این اوصاف، این نظریه باعث نشد که بدون داشتن نیروى کافى در برابر آنها بایستد و موجب ضعف و تباهى امت اسلامى شود بلکه در هر موردى که تشخیص مى داد که رهنمودهاى او به صلاح اسلام و جامعه اسلامى است، از هر گونه مساعدت مضایقه نمى کرد. آرى! چون على علیه السلام بر این باور بود «الخلاف یهدم الرأی»[۱۹]. انسان در محیط آرام مى تواند نظریه درست ارائه دهد، ولى در جو آکنده از برخورد و اختلاف، دچار انحراف و کج فکرى مى شود و معتقد بود که «ما اختلف دعوتان إلاّ کانت إحداهما ضلالة، اگر دو نظریه در برابر هم گرفت، قطعاً یکى از آن دو باطل است»[۲۰]، یعنى همواره حق در برابر باطل است حق و باطل هرگز با هم جمع نمی شوند و روى همین بود وقتى یکى از یهودیان، بخاطر اختلاف مسلمانان در مسأله امامت در صدد مقام طعنه و عیب جویى به حضرت گفت: «ما دفنتم نبیّکم حتی اختلفتم فیه». قبل از آنکه پیامبرتان را به خاک بسپارید درباره او اختلاف کردید!! حضرت پاسخ داد: إنّما اختلفنا عنه لا فیه، و لکنّکم ما جَفت أرجلکم من البحر حتی قلتم لنبیّکم: اجعل لنا إلهاً کما لهم آلهة، فقال: إنّکم قوم تجهلون[۲۱]ما در باره خود رسول گرامى اختلافى نداشتیم بلکه اختلاف ما پیرامون سخنان آن حضرت بود، اما شما یهودیان هنوز پایتان از آب دریا خشک نشده بود که به حضرت موسى گفتید: همانند خداى بت پرستان براى ما خدایى قرار ده، آنگاه حضرت موسى گفت: شما چه ملت نادان و جاهلى هستید.
, [۱۹], [۲۰], [۲۱],و این فریاد على علیه السلام است که در تاریخ همچنان طنین انداز است: «وألزموا السواد الأعظم، فإنّ ید اللّه على الجماعة، وإیّاکم والفرقة، فإنّ الشاذّ من الناس للشیطان، کما أنّ الشاذّ من الغنم للذئب…؛ ملازم جامعه اسلامى باشید، چون دست خدا همواره با جماعت است، و از تفرقه بپرهیزید، زیرا گروه اندک، طعمه شیطان مى شود، همانطورى که گلّه اندک، نصیب گرگ مى شود». [۲۲]
, [۲۲],در نامه ۴۷ نهج البلاغه مى خوانیم: «وعلیکم بالتواصل و التباذل وإیّاکم و التدابر و التقاطع». براى همبستگى تلاش کنید به همدیگر بذل و بخشش کنید و از پشت کردن به هم و قطع رابطه با یکدیگر به پرهیزید.«وإیّاکم و التلّون فی دین اللّه، فإنّ جماعة فیما تکرهون من الحق، خیرٌ من فُرقة فیما تحبّون من الباطل در دین خدا از تلون و هر روز به یک رنک درآمدن پرهیز کنید زیرا وحدت و همبستگی در مسیر حق که مورد علاقه شما نیست از تفرقه در راه باطل که دوست مى دارید بهتر است. »[۲۳]
, [۲۳],راهکار رسول اکرم صلی الله علیه و آله براى ایجاد وحدت
, راهکار رسول اکرم صلی الله علیه و آله براى ایجاد وحدت ,تردیدی نیست که پیامبراعظم صلی الله علیه و آله مى دانست که بعد از رحلت آن حضرت بین امّت اختلاف واقع خواهد شد،چراکه فرمود: «تفترق أمّتی على بضع وسبعین فرقةپس از من، امّت من بیش از هفتاد فرقه خواهد شد.»[۲۴] به همین دلیل راهکار رفع اختلاف و ایجاد وحدت برای برون رفت از این معضل را هم ارایه فرمود. مهمترین عامل وحدت بین امت اسلامی از دیدگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله تمسّک به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است که ضامن هدایت و بیمه از هر گونه ضلالت و گمراهى است که در منابع روایى شیعه و سنی با سندهاى متعدّد و صحیح بلکه به صورت متواتر بیان شده است.«إنّی تارک فیکم ما إن تمسّکتم به لن تضلّوا بعدی، أحدهما أعظم من الآخر ، کتاب اللّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرّقا حتّى یردا علیّ الحوض، فانظروا کیف تخلفونی فیهما» من دو چیز گرانبها در میان شما به یادگار مى گذارم، اگر به آن چنگ زدید هیچگاه گمراه نخواهید شد، یکى از این دو بزرگتر و مهمتر از دیگرى است، کتاب خدا «قرآن» این ریسمان الهى که از آسمان تا زمین کشیده شده است، و عترت و خاندان من، این دو از هم دیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض بر من وارد شوند، پس بیندیشید که چگونه حق مرا در باره این دو اداء مى کنید».[۲۵]در برخى از روایات بجاى ثقلین تعبیر به دوخلیفه و جانشین شده است.«إنّی تارک فیکم خلیفتین : کتاب اللّه … وعترتی أهل بیتی، وأنّهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض»[۲۶]
, [۲۴], [۲۵], [۲۶],و در بعضى از روایات آمده است: «فلا تقدّموهما فتَهلِکوا، ولا تُقَصِّروا عنهما فتهلکوا، ولا تعلّموهم فإنّهم أعلم منکم»[۲۷]«بر آنان پیشى نگیرید و فاصله نداشته باشید که موجب هلاکت است، و در مقام آموزش به آنان نباشید که آنان از همه شما داناتر هستند». جالب اینجاست که برخى از مفسران بزرگ اهل سنّت مانند فخر رازى این حدیث را در ذیل آیه «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا»[۲۸].و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید» آورده اند.[۲۹]
, [۲۷], [۲۸], [۲۹],,
منابع:
,[۱] «فعرف القوم أنها نزغة من الشیطان وکید من عدوهم لهم فألقوا السلاح وبکوا وعانق الرجال بعضهم بعضاً ثمّ انصرفوا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم سامعین مطیعین قد أطفأ الله عنهم کید عدو الله شاس. الدر المنثور: ۲/۵۷، جامع البیان: ۴/۳۲، فتح القدیر: ۱/۳۶۸، تفسیر آلوسی: ۴/۱۴، أسد الغابة: ۱/۱۴۹، السیرة النبویة: ۲/۳۹۷، عیون الأثر: ۱/۲۸۴، سبل الهدى والرشاد: ۳/۳۹۸، السیرة الحلبیة: ۲/۳۲۰٫ ».
, [۱],[۲] کافی ج۲ص:۵۹۶
, [۲],[۳] سورة العنکبوت،آیات۹،۵۸،۷ و…..
, [۳],[۴] بقره ۳
, [۴],[۵] العین، ص ۸۴۲٫
, [۵],[۶] مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۳۶ و ۵۳۷ و ۸۰۵
, [۶],[۷] انبیاء/۹۱
, [۷],[۸] وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنّت، آیت الله سید محمد باقر حکیم، ترجمه ی عبدالهادی فقهی زاده، انتشارات تبیان، چاپ اول، سال ۱۳۷۷
, [۸],[۹] آل عمران ۱۵۹
, [۹],[۱۰] نساء ۵۹
, [۱۰],[۱۱] انفال ۴۶
, [۱۱],[۱۲]آل عمران ۱۲۹
,[۱۳] نهج البلاغه ، خطبه ۱۴۴٫
, [۱۳],[۱۴] امامت و رهبرى، ص ۱۶ ـ ۲۱، انتشارات صدرا، چاپ سوم زمستان ۱۳۶۴٫
, [۱۴],[۱۵] شرح نهج البلاغة ابن ابى الحدید ج ۲۰ ص ۲۸۳، الشافی فی الإمامة ج ۳ ص ۱۱۰٫ رجوع شود به: الامامة والسیاسة، تحقیق الشیری ج ۱ ص ۶۸، تحقیق الزینی ج ۱ص ۴۹، بحار الأنوار ج ۲۹ ص۶۲۸٫
, [۱۵],[۱۶] شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ج ۱ ص ۳۰۷ ، الارشاد للمفید ج ۱ ص ۲۴۵٫
, [۱۶],[۱۷] نهج البلاغه، خطبه ۳٫
, [۱۷],[۱۸] صحیح مسلم ج ۵ ص ۱۵۲، کتاب الجهاد باب ۱۵ حکم الفئ حدیث ۴۹، فتح الباری ج ۶ ص ۱۴۴ وکنز العمال ج ۷ ص ۲۴۱٫
, [۱۸],[۱۹] نهج البلاغه: حکمت ۲۱۵
, [۱۹],[۲۰] نهج البلاغه: حکمت ۱۸۳٫
, [۲۰],[۲۱] نهج البلاغه صبحی صالح: حکمت ۳۱۷٫
, [۲۱],[۲۲] همان، حکمت ۱۲۷٫
, [۲۲],[۲۳] همان، خطبه ۱۷۶
, [۲۳],[۲۴] المستدرک على الصحیحین: ۳/۵۴۷ والمحلّى: ۱/۶۲٫
, [۲۴],[۲۵] صحیح الترمذی: ۵/۳۲۹، ح ۳۸۷۶، ط. دار الفکر، الدرّ المنثور للسیوطی: ۶/۷، و ۳۰۶، الصواعق المحرقة: ۱۴۷ و ۲۲۶، ط. المحمّدیّة، أسد الغابة: ۲/۱۲، تفسیر ابن کثیر: ۴/۱۱۳٫
, [۲۵],[۲۶] مسند أحمد: ۵/۱۸۲ و۱۸۹، من حدیث زید بن ثابت بطریقین صحیحین. مجمع الزوائد: ۹/۱۶۲، الجامع الصغیر للسیوطی: ۱/۴۰۲، الدرّ المنثور: ۲/۶۰٫
, [۲۶],[۲۷] المعجم الکبیر: ۵/۱۶۶ ح ۴۹۷۱، مجمع الزوائد: ۹/۱۶۳، الدرّ المنثور للسیوطی: ۲/۶۰٫
, [۲۷],[۲۸] آل عمران: ۱۰۳
, [۲۸],[۲۹] تفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب) : ۷/۱۷۳٫
, [۲۹],انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه