در سالروز زلزله بم ؛

زلزله 5 دی 82 طایفه ای را به کام مرگ کشاند

زلزله 5 دی 82 طایفه ای را به کام مرگ کشاند
زمین لرزه 82 داراى اثرات بسیار ویرانگرى عمدتا بر شهر بم بود که قریب به 13 هزار نفر جان باختند و 150 نفر از طایفه پشویی را به کام مرگ کشاند .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کارگران کرمان مرگ در اثر زلزله شاید  یکی از وحشتناک ترین کابوس های انسان باشد اما تواتر این پدیده در بعضی از نقاط جهان باعث شده است که بسیاری با این کابوس زندگی کنندکشور ما به دلیل قرار گرفتن بر روی گسلهای فعال همیشه با این پدیده دست به گریبان بوده است اما این دغدغه همیشگی هیچ گاه به برنامه ریزی منجر نشده است .
بعد از زمین لرزه آه و افسوس است و چشم های نگران برای زمین لرزه دیگر.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کارگران کرمان, پایگاه خبری تحلیلی کارگران کرمان,
,

در بامداد روز5 دى ماه در ساعت 5 و 28دقیقه و 59 ثانیه به وقت محلى زمین لرزه اى قوى و بسیار ویرانگر در نزدیکى شهرستان بم با قدرت 6.7M = 6.3- به وقوع پیوست.

, در بامداد روز5 دى ماه در ساعت 5 و 28دقیقه و 59 ثانیه به وقت محلى زمین لرزه اى قوى و بسیار ویرانگر در نزدیکى شهرستان بم با قدرت 6.7M = 6.3- به وقوع پیوست., در بامداد روز5 دى ماه در ساعت 5 و 28دقیقه و 59 ثانیه به وقت محلى زمین لرزه اى قوى و بسیار ویرانگر در نزدیکى شهرستان بم با قدرت 6.7M = 6.3- به وقوع پیوست.,

کانون بیرونى این زمین لرزه در فاصله 290 کیلومترى جنوب شرقى شهرستان کرمان با مختصات, 58.29E N 28.99 بوده است.

,

این زمین لرزه داراى اثرات بسیار ویرانگرى عمدتا بر شهر بم با جمعیتى در حدود 200000 هزار نفر بوده است.

,

بطوری که این زمین لرزه در زمانى کوتاهتر از 30 ثانیه باعث انهدام70- 80% این شهر گردیده و تاکنون بیش از13000 نفر جان خود را در این فاجعه و مصیبت ملى باخته اند(تا تاریخ 6/10/82).

,

با این حال به نظر میرسد که تعدادکشته ها که در زیر آواره هاى حاصله از تخریب خانه ها دفن شده اند رقم تلفات را افزایش مى دهد.

,

اگر چه وقوع زمین لرزه در کشورمان به عنوان یکى از فعال و پویا ترین مناطق دنیا از نظر بلایاى طبیعى چندان دور از انتظار نیست.

,

12

, 12, 12, 12, 12,

اما آنچه که این واقعه را بسیار غیر منتظره نموده وقوع چنین زمین لرزه مخرب در پیرامون شهرى که بر اساس داده هاى تاریخى موجود در طى هزاره گذشته ظاهرا داراى هیچ گونه حادثه ایى مشابه نبوده است.

,

وجود یکى از قدیمى ترین بنایى تاریخى کشور یعنى ارگ بم در کنار شهرستان بم که تا پیش از وقوع زمین لرزه حاضر بعنوان مجموعه ایى نسبتا کامل (که توانسته بود دور از بلایاى طبیعى مخرب) همچنان پذیراى بسیارى از علاقه مندان تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم باشد را شاید بتوان بعنوان شاهدى بر مطالب فوق در نظر گرفت.

,

بهرحال زمین لرزه اخیر ارگ باستانى بم را نیز مورد آماج حمله سهمگین خود قرار داده و موجب تخریب 70% این مجموعه شده است.

,

از زلزله سه روز ی بود که می گذشت ،عمه ام که همسرش بمی بود سه روز بود که از همسرش هیچ خبری نداشت لذا پدرم رابا کلی عجز  و لابه مجبور کرد که او را به آنجا ببرد  لذا  روز بعد  پدرم وانت را برای رفتن آماده کرد و به زور رویش یک چادر برزنتی کشید و وسایل مورد نیاز را درآن جاسازی کرد حتی کپسول گاز ،مادرم به اندازه یک هفته غذا و آذوقه برداشت عمه ام هم که  به روستا رفته بود تا وسایلش را بردارد از روستا با یک گونی 50 کیلویی نان بربری رسید ، رهسپار شدیم اولش پدرم نمی خواست ما را ببرد اما چون من از طرف هلال احمر آموزش دیده بودم و می خواستم با آن ها بروم اما شایعه کرده بودند که دختران را می دزدند و دختران بسیجی آنجا امنیت نداشته اند و پدرم نگذاشته بود تا بروم ،مجبور شد که مرا نیز با خود ببرد .

,

images

, images, images,

وقتی که راه افتادیم هوا به شدت سرد بود و باران هم می بارید جاده منتهی به بم ترافیک بود  لذا به سختی به نزدیکی های شهر بم  رسیدیم هنوز پس لرزه های زلزله وجود داشت ماموران راهداری ما را از رفتن به آنجا منع می کردند به طوری که نصف روز عمه ام گریه کرد و خودش را به این ور واون ور می زد تا ماموران دلشان به حالمان سوخت و اجازه دادند وارد شهر بشویم .

,

شهر به کل خراب شده بود اصلا نمی توانستیم خانه مورد نظر را پیدا کنیم به خصوص که ماهم محلی آنجا نبودیم همه چیز صاف شده بود آدم ها هر کدام به سویی می دویدند وماموران هلال احمر با ماسک هایی که به صورت زده بودند ترسناک به نظر می رسیدند من که 14 سال بیشتر نداشتم شوکه شده بودم و برایم قابل هضم نبود با لودر گود برداری می کردند  و افراد را خانوادگی کنار هم کنار هم می خواباندند و رویشان خاک می ریختند .

,

بم

, بم, بم,

با اینکه بعضی از افراد را کفن کرده بودند اما قسمت عظیمی از کفن ها آغشته به خون بودند .برادر کوچکترم دوربین به دست از زلزله عکس برداری می کرد ، برایمان خیلی سخت بود از کنار این حوادث که می گذشتم مثل دیوانه

,

گان بودم نمی دانستم گریه کنم یا فریاد بزنم فقط و فقط خیره به اتفاقات اطرافم بودم تا به خودم آمدم دیدم که ماشین ایستاده و پدرم در حال به هوش آوردن عمه ام است .

,

بم1

, بم1, بم1,

در این هنگام یک نفر از همسایه های پدر شوهر عمه او را که دید، شناختش و به سمت ما آمد و به پدرم گفت شما اینجا چه می کنید و چگونه به اینجا آمدید؟ پدرم گفت: برای کمک آمده ایم واز همسایه ها پتو برایتان جمع کرده ایم ، همسایه چنان لبخندی به ما زد که از صد تا فریاد و شیون بدتر بود .

,

آقای همسایه بنده خدا ما را به سمت خانه پدر شوهر عمه ام هدایت کرد وقتی به آنجا رسیدیم جز خرابه چیزی نبود اما یک چادر هلال احمر آنجا بود که پدر و مادر شوهر عمه از کل طایفه 150 نفری شان زنده مانده بودند و اینان در حال دفن آنها بودند وعلی هم داخل قبر رفته بود و تند تند دفن می کرد عمه که اور ا دید دوباره از هوش رفت اما علی اینقدر سرش شلوغ بود که وقت نداشت به او برسد لذا او رابه مادرم سپرد .

,

2

, 2, 2,

مادر علی به ما گفت دور روز جنازه پیدا می کردیم الان هم خیلی از افراد گم هستند و هنوز پیدایشان نکردیم ،  وعلی هم آنقدر سرش شلوغ بود که وقت نکرد به شما خبر بدهد که زنده است به هر حال  ما با تمام سختی ها و نبود آب و غذا هفته را به سر کردیم اما مجبور بودیم به شهر خودمان برگردیم لذا در این یک هفته به اندازه تمام سنم آدم دفن کرده و از زیر آورا آدم  پیدا کردیم وگریه ها وناله های مادران داغداری را شنیدیم  که همانجا بود که احساس می کردم 15 سال پیر شده ام .

,

تقدیم به خانواده بزرگ پشویی ؛یادشان گرامی

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه