یادداشت/

مهر به طبیعت همچون خون در رگ‌هایمان جاری

مهر به طبیعت همچون خون در رگ‌هایمان جاری
حال که همگی بر این باوریم که طبیعت زیباست و نیاز به آن اساسی و اصولی است، پس چرا به آن ارج نگذاریم و در باروری آن مهرمان را به ودیعه نگیریم؟ همیشه سبز باشید و سبز بیندیشید و حافظ و نگهدار شهر اطلسی‌ها.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صبح الوند، آنجا که من و شما برای نشان دادن عشق و مهربانی و ارادت به دوست، به یار، به همکار، به همدممان از گل پای در خار نهاده مدد می‌گیریم و آن را پیشکش می‌کنیم، آن زمانی که پیوند انس می‌بندیم خانه‌مان را با گل‌های رنگارنگ آذین می‌بندیم و آنگاه که سالی دیگر بر دفتر عمرمان می‌گذرد و فصل نو آغاز می‌شود و بر سر سفره آغاز سالمان زرین دانه‌های نیاز جسممان «گندم» را سبز می‌کنیم؛ هنگامی که بر حاشیه باغچه‌ها گل‌های شمعدانی و اطلسی و میمونی و بنفشه می‌کاریم و در کناره دیگرش سبزه‌های روییده از زمین تر را می‌بینیم و عشق می‌ورزیم، آیا این نیاز معنوی ما به طبیعت را نشان نمی‌دهد؟ غیر از این است که کودک در زمان تولد به محض باز کردن چشمش ابتدا مادرش و سپس گل را می‌بیند که برای عیادت او و مادرش آورده‌اند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صبح الوند,

در استقبال از عزیزان قهرمان مدال‌آور و افتخارآفرینان کشورمان چه چیزی بهتر از گل هدیه بدهیم که از گل بهتر و بالاتر باشد؟ در تشییع جنازه عزیز از دست رفته‌مان، چه چیزی باشکوه‌تر از گل بر مزارش بگذاریم که بیانگر غم و اندوه فراوان ما باشد؟ هنگامی که به استقبال و پیشواز عزیزی می‌رویم که به سرزمین پاک حجاز و عتبات عالیات مشرف شده چه چیزی بهتر از گل می‌تواند صفای قلبی ما را ابراز نماید؟ گل‌ها مظهر پاکی‌اند و فطرت انسان را به سمت خوبی و زیبایی می‌کشانند. روح را صیقل و جلا می‌بخشند. فکر انسان را باز و فضا را عطرآگین می‌کنند و موجب تلطیف روح و روانند.
با توجه به مطالب فوق پس چرا این نیاز را به عاطفه عمیق و محیط سبز مبدل نمی‌کنیم؟ چرا در جای دیگر پارک‌ها و سبزه‌زارها گل را لگدکوب می‌کنیم. چمن‌ها را از بین می‌بریم و درختان را می‌شکنیم؟ آیا در آن زمان از یاد می‌بریم که سایه‌سارش خستگی از تن در راه‌مانده‌مان به در می‌کند؟ آیا نمی‌دانیم که در نبودنش بلبلان و گنجشکان کوچک بی‌خانمان می‌شوند و بالاتر از همه آیا در اندیشه هوای پاک و سالم نیستیم؟ باید بدانیم که فرهنگ دوست داشتن طبیعت و فوران عاطفی انسانی در مورد گیاه نیاز مشترکی است بین تمامی گروه‌های بشری.
این پدیده اگر مسیر اصولی خود را طی می‌کرد، می‌باید مهر به طبیعت در رگ‌هایمان جاری و بخش جداناپذیری از حیات ما شود. ولی متأسفانه در دهه‌های اخیر در تمامی دنیای بشریت و سراسر جهان این میل به دوست‌ داشتن طبیعت هرچند سیر صعودی پیموده، ولی ذهن و اندیشه بشر معطوف مسائل دیگری شده است که تمامی به نابودی جنگل‌ها و مراتع و باغ‌ها منجر شده است و زندگی ماشینی این دوست داشتن را تحت‌ شعاع خود قرار داده است.
حال که همگی بر این باوریم که طبیعت زیباست و نیاز به آن اساسی و اصولی است، پس چرا به آن ارج نگذاریم و در باروری آن مهرمان را به ودیعه نگیریم؟ همیشه سبز باشید و سبز بیندیشید و حافظ و نگهدار شهر اطلسی‌ها.
در پایان از عاشقان و دوستداران طبیعت یک درخواست دارم: همانگونه که دوست دارید آن زمان که گرد ملال روزگار و غبار سختی ایام به سر و رویتان نشسته و نفسی گرم و عاشقانه از روی مهر و صفا آن را پاک کرده و آیین محبت بنشاند، پس بیایید آنگاه که برف سنگین شاخسار سایه‌گستر درختی را می‌رود که بشکند به یاری‌اش بشتابید و همانگونه که در بهار و تابستان او شما را می‌نوازد، شما هم او را نوازش دهید.
پرویز ملک‌زاده- محقق علوم باغی و گیاهی

,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه