چه کسانی در اعدام شیخ نمر مقصرند؟

چه کسانی در اعدام شیخ نمر مقصرند؟
رهبرمعظم انقلاب گفتند:که من دیگر امیدی به سیاستمداران ندارم و قبلا تصور میشد آنها بتوانند در دنیای اسلام کمک کنند اما متاسفانه این امید ضعیف شده است.امروز امید ما به علمای راستینی است که غرب را قبله گاه خود ندانند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کیوسنا بیش از سه سال از بازداشت و شکنجه ی شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته ی شیعه ی عربستان گذشته بود عربستانی که مهد تولید وهابیت و روحانیت انگلیسی است.این عالم مظلوم که به علت سخنان انقلابی و آگاهی بخش خود در سراسر عربستان مورد تعرض و تعدی حاکمان سعودی قرار گرفته بود و بارها در گذشته دستگیر شده بود در آخرین بار در سال ۲۰۱۲ بازداشت شده و در مهرماه سال ۱۳۹۳ هجری شمسی به علت اقدام علیه حاکمان مستبد وهابی توسط حکومت آل سعود با عناوینی چون اقدام علیه امنیت ملی به اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی محکوم شده و در روزهای آغازین سال نو میلادی یعنی ۲۰۱۶ با تاییدیه ی پادشاه کثیف سعودی دیروز به شهادت رسید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

قطعا این اعدام هم مظلومانه و هم آگاهی بخش برای جهان اسلام است تا بیش از پیش حکومتهای ضاله چهره ی واقعی خود را نمایش دهند اما نکته اینجاست که چه عواملی باعث به شهادت رسیدن این شیخ شده است؟!!

,

در حالت کلی سه عامل در این حادثه تاثیرگذار بوده است که عومل دیگر بیشتر جنبه ی فرعی دارند:

,

۱٫کوتاهی مردم کشورهای مختلف اسلامی در حمایت از این شیخ

,

۲٫کوتاهی علمای اسلامی

,

۳٫دیپلماسی منفعلانه ی دولت یازدهم

,

به طور اجمالی می توان گفت که اگر بخواهیم حوادث تاریخی را همانندسازی کنیم می توان به نمونه های مشابهی دست یافت که با دستگیری رهبران الهی مردم و علمای اسلامی از رهبر مربوطه حمایت کرده و زمینه ساز آزادی وی شدند.برای این نمونه ها که متاسفانه یا خوشبختانه که فقط در ایران سابقه ی جدی داشته است می توان به قیام مرحوم شهید نواب صفوی در دهه ی ۲۰و۳۰ شمسی اشاره کرد که پس از اینکه شاه و ساواک وی را دستگیر کردند و به زندان انداختند وی توانست با حمایت مردم و شخص مرحوم آیت الله کاشانی آزاد شود.یا در قضیه ی دستگیری حضرت امام خمینی(ره) دقیقا شاه قصد اعدام وی را داشت اما در نخستین روزهای سال ۴۲ شمسی وقتی ایشان در زندان تهران رفتند مردم در قم تظاهراتهایی را برپا کردند و با منتقل شدن و بازگشتن ایشان به قم و تبعید ایشان به ترکیه مورد حمایت علمای داخل و بعضا خارجی قرار گرفت.در آن زمان با دستگیری امام خمینی و زمینه سازی برای تبعید ایشان،به علت فعالیتهای امام موسی صدر در لبنان و تحت فشار گذاشتن حاکمان و روسای کشورهای مختلف و فعالیتهای طلاب و مردم غیور ایران،این اقدامات باعث سردرگمی رژیم شاهنشاهی شده تا شاه نتواند تصمیم مناسبی اتخاذ کند و نهایتا به تبعید وی بسنده کند اما متاسفانه در حادثه ی اعدام شیخ نمر این قضیه مورد غفلت مردم که تابع علما هستند قرار گرفت.وگرنه در قضیه ی شیخ علی سلمان با تظاهراتهای خیابانی و حمایت از این شیخ،حکومت بحرین جرات چنین جسارتی را فعلا بحمدالله پیدا نکرده است و قطعا تظاهرات و درگیریهای اخیر در ایران و عربستان به علت اعدام شیخ نمر می تواند از شیخ علی سلمان و شیخ زکزاکی عالم شیعه ی نیجریه ای حفاظت کرده و زمینه ی بیداری در کشورهای اسلامی و حتی غیراسلامی را چند برابر کند.

,

کوتاهی علمای اسلام از آنجایی شروع می شود که اکثر آنها نتوانستند این قضیه را اهرم فشاری برای حکومتهای مستبد منطقه کنند و ضمن احترام به تمامی آنها اما باید گفت که متاسفانه این قضیه را جدی نگرفتند.در دیدار اخیری که به مناسبت هفته ی وحدت بین علمای اسلامی و رهبر معظم انقلاب در تهران تشکیل شد امام خامنه ای گفتند:که من دیگر امیدی به سیاستمداران ندارم و قبلا تصور میشد آنها بتوانند در دنیای اسلام کمک کنند اما متاسفانه این امید ضعیف شده است.امروز امید ما به علمای راستینی است که غرب را قبله گاه خود ندانند.

,

سخن اینجاست متاسفانه همین علمای راستینی هم که باید از همه فعالتر باشند به علتهای متنوع که نمی توان فقط آنها را مقصر دانست دچار بوروکراتیهای حزبی سیاسی جهان اسلام شده اند و فعالیتهای خود را بیشتر معطوف کنفرانسهای سالانه و انتشار کتب کرده اند که اگرچه همه ی این موارد لازم و ضروریست اما کافی نیست و بقول رهبرانقلاب فقط می توان امیدوار بود.در اینکه جامعه ی ایران با جامعه ی کشورهای دیگر متفاوت است و شکی در این نیست که دستگیری امام خمینی در ایران و حمایت علمای داخل و خارج شیعه به علت بافت فرهنگی جامعه ی ایران بوده است اما سوال اینجاست سالهاست که علمای بلادهای مختلف از جمله ایران با یکدیگر در تماس هستند و می توانند از این تکنیکها و روشها متناسب با فرهنگ خود بهره بگیرند اما اینکه چرا آنطور که باید و شاید بهره نمیگیرند خود جای سوال اساسی دارد!!

,

اما مهمترین بخش این داستان که می تواند شریانهای واقعی این جریان را مشخص کند ضعف دیپلماسی کشور ایران در دولت آقای روحانی است چرا که کشوری چون ایران که داعیه ی الگوسازی در سطح جهان اسلام را داراست می بایست از یک دیپلماسی هوشمندانه و انقلابی بهره مند گردد اما متاسفانه نه تنها اینطور نبوده بلکه با چند اتفاق می توان اهداف دولت را در پس این حادثه تبیین کرد.

,

پارسال در اواخر سال ۱۳۹۳ علی یونسی دستیار ارشد رییس جمهور در امور اقلیتها و مذاهب،ایران را کشوری ماجراجو دانسته که به دنبال امپراطوری در منطقه به پایتختی بغداد عراق است که این اتفاق باعث موج تفرقه افکنانه در کشور عراق شده و تظاهرات بعضی از مناطق را به دنبال داشت به نحوی که حیدرالعبادی نخست وزیرعراق از ایران به خاطر چنین سخنانی اعتراض کرد. با وجود احضار شخص یونسی توسط دادگاه ویژه ی روحانیت و تذکر جدی اما دولت در حکم ایشان ترتیب اثر نداده و با وی برخوردی حاصل نشد چرا که دولت اگر واقعا مخالف این حرف بود باید به طور جدی وی را از کار برکنار می کرد.

,

پیگیری نکردن برای مجازات مسببان واقعی فاجعه ی منا در عرصه های بین المللی که هموطنان عزیزمان مورد ظلم و شهادت واقع شدند در کنار تسلیت دیرهنگام آقای روحانی برای حوادث نیجریه و تسلیت به موقع برای حادثه ی تروریستی در فرانسه با اتفاق اخیری که در عربستان برای شیخ نمر افتاد و از آقای روحانی تسلیت و موضع گیری خاصی ندیدیم،وهمچنین در پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی به شیخ نمر که هیچ اشاره ای به حکومت منحوس آل سعود نشده است متاسفانه همه ی این موارد پیامدهای مخرب و وحشتناکی می تواند داشته باشد.

,

زبیگنیو برژینسکی در سپتامبر ۲۰۱۴ گفت:ما باید خیلی مواظب باشیم و میان اسلام واقعی با گروهی افراطی مسلمان تفاوت قائل شویم.اسلام اساسا دین صلح است.بیشتر مسلمانان میانه رو هستند و اگر امکانی برای کمک به اصلاح طلبی در ایران باشد باید کمک کنیم.

,

وارتان گریگوریان مدیر بنیاد کارنگی خطاب به باراک اوباما در سپتامبر۲۰۱۴:ایالات متحده و اروپا باید همکاری خود را با اسلام گرایان میانه رو هرچه بیشتر کنند و تغییر سیاسی در منطقه ی خاورمیانه با به همکاری فراخواندن جنبشهای اسلامی میانه رو و تشکیلات مردم پسند آنها به بهترین نحو امکان پذیر خواهد بود.

,

حسن روحانی در مرکز امریکای نوین نیویورک(سپتامبر۲۰۱۴):غرب باید از اسلام سیاسی میانه رو در خاورمیانه حمایت نماید.

,

حال از کنار قرار هم قرار دادن این عناوین می توان به سرنخهای مختلفی رسید هرچند عده ای همواره در صدد دو پهلو صحبت کردن و توجیه کردن آن هستند. قطعا خون شهید به هدر نمی رود و زمینه ساز بیداری انسانها می شود اما مهمترین قسمت ماجرا اینجاست که عواملی که مانع بیداری انسانها می شود باید به سرعت برطرف شود چرا که دنیای اسلام علی رغم بیداری در وضعیت اسفناکی به لحاظ تلفات نیروی انسانی و خسارات مادی و معنویست.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه