سوچ زن بودن در 42 تابلوی نمایشگاه گروهی عکس سوچ
دختران هنرمند کردستانی مردم را به تماشای نمایشگاه سوچ(کنج) دعوت کردند تا از سوچ نگاه آنها سوچی از دغدغه های زنانه زنان را به تماشا بگذارند زنانی که به ماندن در سوچ پستوها زبان شکوه و شکایت گشوده اند و فریاد خود را در تابلوهای محصور بر بوم دیوار سوچ محبوس کرده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، دختران هنرمند کردستانی مردم را به تماشای نمایشگاه سوچ(کنج) دعوت کردند تا از سوچ نگاه آنها سوچی از دغدغه های زنانه زنان را به تماشا بگذارند زنانی که به ماندن در سوچ پستوها زبان شکوه و شکایت گشوده اند و فریاد خود را در تابلوهای محصور بر بوم دیوار سوچ محبوس کرده اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل, آفتاب دل,
آنان سوچی را در گالری نمایشگاه سوره سنندج برگزیدند تا از دریچه سوچ 42 اثر هنرعکاسی و یک ویدیو عکس، سوچ (تاوان) زنانگی زنان را در جامعه ای آمیخته با فرهنگ مردسالاری حاکم بر این دیار به تماشا بگذارند.
,
به تماشا سوگند خوردند و کلام خود را بر بوم حصار اجباری تابلوهای عکس آغاز کردند، آغازی بی پایان...
,
تابلوهای عکسی که این دختران به نمایشگاه سوچ آوردند زنان گریزان از ماندن در سوچ خانه را در عصر مدرنیته با عناوین " در کمال خونسردی"، "نهانخانه"، "آنها"، "زنان و مدرنیته" و ویدیو آرت "سیزن" برای بازدیدکنندگان بازآفرینی کردند.
,
بازدیدکنندگانی که هر کدام از سوچ اندیشه خود آثارشان را تحلیل کردند و نکردند، لذت بردند و نبردند، خشنود شدند و نشدند.
,
اما این زنان فارغ از واهمه قضاوت های مردانه و مرداندیشانه زنانگی شان را چنین حکایت کردند.
,

"ژینا مدرس گرجی" دوربین در دست گرفت و همراه مدلش حکایت حضور یک عکاس زن در فضاهای مردانه را روایت کرد روایتی از حضور زنان در قهوه خانه، زورخانه، میدان بار، مسجد، جگرکی، کشتارگاه صنعتی دام و شهرک صنعتی.
, ,
او در کمال خونسردی و بدون اینکه تحت تاثیر این فضاهای مردانه قرار گیرد دوربین به دست، ذهن زنانه خود را عکاسی کرد بسان مجرمی که نباید در جایی باشد و بسان اینکه کاری انجام دهد که نباید.
,
"گلاله یونسی"، نوه دختری مرحوم محی الدین حق شناس، خالق منظومه "شاره که م سنه" لنز دوربینش را بر سیمای مادربزرگ زوم کرد و "فرشته خانم عظیمی وزیری" را از سوچ نهانخانه پستوی خانه به تابلوهای عکس سوچ آورد تا هم دغدغه های بزرگ و سختی های ناگریزش را در تصاویر روایت کند و هم حساسیت های شاعرانه همزاد دغدغه هایش را.
,

بر چهره مهربان و خسته او درد دوری از کوچ همسر هویداست و افسوس که چهار ماه پیش از برگزاری نمایشگاه سوچ، بار سفر بست و نگاه مهربان و آمیخته به رنج او برای همیشه در تابلوهای عکس محبوس ماند.
, ,
"زهدیه حسامی " با مجموعه " آنها" آمد. منظور از آنها، دستان زنان است دستانی که لمس آنها راهی برای کشف اندرون دنیای زنانگی آنهاست او حکایت دستانی را روایت می کند که دست هم را گرفته اند.
,
روایت دستان نوزاد نورس و تضاد با دستان چروکیده و انگشتر فیروزه ای به انگشت زنان سالخورده، دستانی که تسبیح به دست دارند، دستانی که گلدانی را به دست گرفته اند و دستانی که صورت زن را زیر لوای خود پنهان کرده اند. از دیگر سو دستانی را روایت می کند که در رابطه با شغل خود را می نمایاند مثل دستانی که نخ اصلاح صورت بر انگشت پیچیده اند و لاکی خوشرنگ بر ناخن دارند یا دستانی پر از النگو که شیشه پاک می کنند و گردگیری می کنند و یا در تابلویی دیگر حکایت دستانی روایت می شود که پول در دست دارند، پولی مچاله شده و کثیف!
,
"سوما نگهداری نیا" نیز با سه اثر از مجموعه " مدرنیته برای زنان" نقش تکنولوژی و ابزارهای ارتباط جمعی به عنوان یکی از اصلی ترین نشانه های دنیای مدرن را روایت می کند که در آن ابزارهای ارتباط جمعی ابژه هایی هستند که به جای اینکه زنان را به عرصه دنیای مدرن وارد کنند خود زنان آن ابزارها را به ورطه دنیای سنتی خود کشیده اند.
,
تصویر" لپ تاپ"ی که به مثابه ظرف سالاد مملو از سبزیجات است و چاقوی آشپزخانه و موس و هویج و خیار و کاهو را در کنار هم دارد، تلفیقی از سنت و مدرنیته را بر ذهن تداعی می کند.
,

"شیلان برهانی" کیلومترها نگاتیو از خرابه های به جا مانده از سینما بهمن سنندج را نگاه کرد و از میان آنها مجموعه ای از زنان سینماگر که سال ها بر روی پرده سینما به تماشا نشسته ایم، سوا کرد زنانی که لابه لای گریم ها، چادرها و روسری ها چیزهای درونی تر و نهانی تر از زنانگی خودشان را به نمایش می گذارند مجموعه " سیزن" او ترکیبی از سینما و زن و اشاره ایهام گونه نیز به "فصل" در زبان انگلیسی دارد فصلی که از هستی و درون و برون زنان حکایت می کند.
, ,
در این ویدیو فتو آرت آنچه بیش از تصویر ماندگار است صداست. صداهایی که همزمان با دیدن تصاویر از سوچ قالب چادر یکی از هنرپیشگان دهه 60 سینما در همهمه هایی مبهم و سریع چونان قرائت تند بیانه ای حقوقی در دفاع از زنان به گوش می رسد و از دیگر سو آوازی از بانو"قمر الملوک" از دوردست ها گوش دل می نوازد و ترکیبی از فضای سنت و مدرنیته را بر دیدگان بازدیدکنندگان باز می گشاید و همهمه صداهایی مبهم و گاه رسا گوش آنها را از گذشته و اکنون زنان پر می کند و ذهن آنها را در خلایی مبهم به اندیشیدن دوباره باز می گشاید.
,

نمایشگاه گروهی عکس سوچ هر چند عاری از نقد منتقدان و نگاه تیزبین آنان نبود و با توجه به عنوان نام "سوچ" بر روی این آثار می بایست آنطرف سوچ پستو را بیشتر عیان می کرد اما علیرغم آن جسارت و ساختارشکنی سوچ گامی ارزشمند و قابل تحسین برای خروج زنان از سوچ آنهاست.
, ,
یادداشت از ژیانا اسکندری
انتهای پیام/
,
]
ارسال دیدگاه