تعصبات قومیتی در انتخابات مانع رشد و توسعه منطقه
آیا جز این است در حوزه جنوب استان به طور اعم و در حوزه شهرستان دره شهر بطور اخص، رفتارهای انتخاباتی اشتباه و دور از ملاکهای منطقی و مبتنی بر قومگرایی و تعصبات قومی و خویشی بوده که تا کنون توسعه و اعتلای این منطقه با تاخیر فراروان مواجه بوده است؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیمره خبر،مشارکت سیاسی که یکی از اشکال عمده آن انتخابات است، همه رفتارهای دواطلبانه شهروندان یک جامعه است که از طریق ان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر سیاستهای عمومی جامعه اثرگذاشته می شود، در این میان نازلترین سطح مشارکت سیاسی شهروندان جامعه رفتار انتخاباتی محسوب می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیمره خبر,در واقع رفتارانتخاباتی نوعی کنش سیاسی است که با کارکردهای ساختی خرده نظام های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان نظام رابطه دارد، نکته مهمی که باید بدان توجه داشت این است که رفتار انتخاباتی ایرانیان در طی دورههای مختلف، به اقتضای جغرافیای انتخابات، یکسان نبوده است، براین اساس بررسی رفتارهای انتخاباتی هرجامعه ای می تواند به شناخت کلی آن جامعه و عوامل درونی و بیرونی موثر در رفتار سیاسی آن جامعه تاثیرگذار باشد.
آنچه مسلم است انتخابات مساله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حد زیادی به این قضیه وابسته است، براین اساس رفتار انتخاباتی مردم در بحث انتخابات اگر بدون توجه به ملاکهای دینی و شرعی و عقلانی باشد و در عوض براساس ملاکها و معیارهای مبتنی بر روابط قومی و خویشی و طایفه گرایی باشد خسارات جبران ناپذیری را در مدیریت سیاسی داخلی ببار خواهد آورد.
ایا جز این است در حوزه جنوب استان به طور اعم و در حوزه شهرستان دره شهر بطور اخص، رفتارهای انتخاباتی اشتباه و دور از ملاکهای منطقی و مبتنی بر قومگرایی و تعصبات قومی و خویشی بوده که تا کنون توسعه و اعتلای این منطقه با تاخیر فراروان مواجه بوده است؟
در حقیقت نباید غافل بود که رفتار انتخاباتی مردم در نحوه مدیریت سیاسی داخلی بسیار مهم و حائز اهمیت است، براین مبنا، و نظر به متغیر بودن رفتار انتخاباتی مردم است که شناخت رفتار انتخاباتی شهروندان و الگوی شرکت آنها برای احزاب و سیاستمداران و دولتها از اهمیت ویژه و بسیار زیادی برخوردار است، چرا که مشارکت فعال، گسترده و فراگیر جامعه در انتخابات کشورها، به منزله پشتوانه ملی در سطح داخلی و اعتبار و پرستیژ در سطح بین المللی و منطقها ی است.
رفتار انتخاباتی جامعه با گزینش افراد مورد نظر، بر نحوه مدیریت سیاسی و منابع انسانی و شایسته سالاری تاثیر عمیق دارد، در حقیقت شایستگیها مجموعهای از دانش، مهارتها، ویژگیهای شخصی، علایق و تجارب و توانمندیها در یک شغل و موقعیت خاص است که موجب می شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای نقش خود به موفقیت دست یابد، شایستگی و شایسته سالاری بیشتر در انتخاب و انتصاب مدیران عالی و میانی سازمانها و دولت بکار میرود.
براین اساس، باید اذعان نمود که در هر انتخاباتی، بیش و پیش از هرچیز مهم مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای اخذ رای است، به ویژه در جوامع دمکراتیک که به مقوله انتخابات، نوعاً نگاه ملی و فراجناحی می شود، سطح مشارکت مردم در انتخابات مهم و حائز اهمیت بیشتر است ، اساساً مشارکت حداکثری مردم و جناحهای سیاسی در انتخابات، اگر درست مدیریت شود می تواند بر فرایند مسائل سیاسی داخلی و روابط منطقه ای و بین المللی، تأثیر مستقیم داشته باشد.
طبیعی است که در یک نظام پارلمانتاریستی، وجود یک پارلمان قوی و کارآمد و حضور نمایندگان قوی و کاردان در مجلس، باعث تقویت قوه مقننه و به طبع تقویت دولت و تشکیل قوه مجریه توانا و مقتدر می شود، وقتی مجلس و دولت قوی تشکیل شود، معلوم و مبرهن است که از نارساییها و سوء مدیریتها کاسته می شود، بلکه از بسیاری از مشکلات در حوزه قانونگذاری و اجراء مثل خلاءهای سیاسی، نابسامانیهای اقتصادی، معضلات فرهنگی، بی نظمیهای اجتماعی و نیز اختلافات طبقاتی ناشی از بیکاری، و مشکل مسکن و... کاسته می شود.
در واقع، رفتار انتخاباتی پدیدهای زمانپرورده، زمینه پرورده و مکانپرورده است، براین اساس نمی توان به یک فرانظریه دست یافت که براساس آن چرایی و چگونگی و محتوای رای دهی حوزههای انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی در سپهر این پدیده را مورد تحلیل قرار داد، اما می توان پیامدهای آن را در این حوزههای انتخابی و در کل واحد جغرافیایی مورد تحلیل قرار داد.
تاکید بر جامعه مدنی بیان ساختی سیاسی – اجتماعی و اقتصادی قانونمندی است که حضور و تداوم آن مستلزم شکل دهی نهادها و زیر ساختهایی است که تجسم واقعی اراده آحاد جامعه باشد، اراده آحادی که در یک جامعه پذیری سیاسی عقلانی در بستر فرهنگ سیاسی نوین قابل تحقق و پیگیری است. بیان حاکمیت ملی – مردمی و مشارکت سیاسی به عنوان یکی از ارکان غیر قابل نقض جامعه مدنی نباید با عملکرد سیاسی و تهییج توده همسان تلقی گردد که حکومتها بر اساس آن امکان پوشش دادن منافع کوتاه مدت و گاه بلند مدت خود را بدست می آورند، بلکه مبنایی است که موجودیت و فلسفه حکومت ونهادهای سیاسی - اجتماعی جوامع مدرن بر اساس آن شکل یافته و ملزم به فعالیت گردیده است.
واقعیت امر این است که پدید آوردن و محیاء نمودن مجال بروز تفکری خلاق که بستر ظهور روح تاریخی جدیدی برای جامعه باشد از جدیترین مباحثی است که ساخت قدرت در ایران نه برای اضمحلال خویش بلکه برای تداوم و قوام خود به آن نیازمند است، این مساله، توجه به این واقعیت است که شرایط لازم را جهت اتخاذ سیاستی آگاهانه وهمگام با نیازهای واقعی جامعه در بستری قانونمند و با تکیه بر مشارکت و حضور خلاق مردم در تمامی عرصه ها را پدید می آورد.
نباید از نظر دور داشت که توسعه خودجوش و مبتنی بر بنیادهای اجتماعی داخلی، مستلزم درکی فراختر از واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است. کوتاهی قامتهای سنتی و ضرورت خیزش همه سویه در جامعه، موید این مطلب است که پاسخگویی به چالشهای اساسی جامعه در گرو نگرشهای جدید از منظر دید انسانی نوین است.
در حقیقت نباید از اینکه مهم غافل بود که رفتار انتخاباتی جامعه، اگر مبتنی بر عقل، ملاکهای شرعی، دینی و انقلابی باشد، هم بر قوه مقننه و هم قوه مجریه و هم سطوح عالی مدیریتی و کلان کشور تاثیر بسزایی دارد و کوتاهی و قصور در این زمینه و دوری از ملاکهای مذکور بهراحتی میتواند مدیریت کشور و منافع آن را دچار چالشهای و مشلات اساسی نماید که چه بسا جامعه را به سمت نابسامانی در ابعاد مختلف سوق دهد و در آن صورت تک تک افراد جامعه در برابر این مشکلات مسئول خواهند بود.
در واقع رفتارانتخاباتی نوعی کنش سیاسی است که با کارکردهای ساختی خرده نظام های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان نظام رابطه دارد، نکته مهمی که باید بدان توجه داشت این است که رفتار انتخاباتی ایرانیان در طی دورههای مختلف، به اقتضای جغرافیای انتخابات، یکسان نبوده است، براین اساس بررسی رفتارهای انتخاباتی هرجامعه ای می تواند به شناخت کلی آن جامعه و عوامل درونی و بیرونی موثر در رفتار سیاسی آن جامعه تاثیرگذار باشد.
آنچه مسلم است انتخابات مساله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حد زیادی به این قضیه وابسته است، براین اساس رفتار انتخاباتی مردم در بحث انتخابات اگر بدون توجه به ملاکهای دینی و شرعی و عقلانی باشد و در عوض براساس ملاکها و معیارهای مبتنی بر روابط قومی و خویشی و طایفه گرایی باشد خسارات جبران ناپذیری را در مدیریت سیاسی داخلی ببار خواهد آورد.
ایا جز این است در حوزه جنوب استان به طور اعم و در حوزه شهرستان دره شهر بطور اخص، رفتارهای انتخاباتی اشتباه و دور از ملاکهای منطقی و مبتنی بر قومگرایی و تعصبات قومی و خویشی بوده که تا کنون توسعه و اعتلای این منطقه با تاخیر فراروان مواجه بوده است؟
در حقیقت نباید غافل بود که رفتار انتخاباتی مردم در نحوه مدیریت سیاسی داخلی بسیار مهم و حائز اهمیت است، براین مبنا، و نظر به متغیر بودن رفتار انتخاباتی مردم است که شناخت رفتار انتخاباتی شهروندان و الگوی شرکت آنها برای احزاب و سیاستمداران و دولتها از اهمیت ویژه و بسیار زیادی برخوردار است، چرا که مشارکت فعال، گسترده و فراگیر جامعه در انتخابات کشورها، به منزله پشتوانه ملی در سطح داخلی و اعتبار و پرستیژ در سطح بین المللی و منطقها ی است.
رفتار انتخاباتی جامعه با گزینش افراد مورد نظر، بر نحوه مدیریت سیاسی و منابع انسانی و شایسته سالاری تاثیر عمیق دارد، در حقیقت شایستگیها مجموعهای از دانش، مهارتها، ویژگیهای شخصی، علایق و تجارب و توانمندیها در یک شغل و موقعیت خاص است که موجب می شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای نقش خود به موفقیت دست یابد، شایستگی و شایسته سالاری بیشتر در انتخاب و انتصاب مدیران عالی و میانی سازمانها و دولت بکار میرود.
براین اساس، باید اذعان نمود که در هر انتخاباتی، بیش و پیش از هرچیز مهم مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای اخذ رای است، به ویژه در جوامع دمکراتیک که به مقوله انتخابات، نوعاً نگاه ملی و فراجناحی می شود، سطح مشارکت مردم در انتخابات مهم و حائز اهمیت بیشتر است ، اساساً مشارکت حداکثری مردم و جناحهای سیاسی در انتخابات، اگر درست مدیریت شود می تواند بر فرایند مسائل سیاسی داخلی و روابط منطقه ای و بین المللی، تأثیر مستقیم داشته باشد.
طبیعی است که در یک نظام پارلمانتاریستی، وجود یک پارلمان قوی و کارآمد و حضور نمایندگان قوی و کاردان در مجلس، باعث تقویت قوه مقننه و به طبع تقویت دولت و تشکیل قوه مجریه توانا و مقتدر می شود، وقتی مجلس و دولت قوی تشکیل شود، معلوم و مبرهن است که از نارساییها و سوء مدیریتها کاسته می شود، بلکه از بسیاری از مشکلات در حوزه قانونگذاری و اجراء مثل خلاءهای سیاسی، نابسامانیهای اقتصادی، معضلات فرهنگی، بی نظمیهای اجتماعی و نیز اختلافات طبقاتی ناشی از بیکاری، و مشکل مسکن و... کاسته می شود.
در واقع، رفتار انتخاباتی پدیدهای زمانپرورده، زمینه پرورده و مکانپرورده است، براین اساس نمی توان به یک فرانظریه دست یافت که براساس آن چرایی و چگونگی و محتوای رای دهی حوزههای انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی در سپهر این پدیده را مورد تحلیل قرار داد، اما می توان پیامدهای آن را در این حوزههای انتخابی و در کل واحد جغرافیایی مورد تحلیل قرار داد.
تاکید بر جامعه مدنی بیان ساختی سیاسی – اجتماعی و اقتصادی قانونمندی است که حضور و تداوم آن مستلزم شکل دهی نهادها و زیر ساختهایی است که تجسم واقعی اراده آحاد جامعه باشد، اراده آحادی که در یک جامعه پذیری سیاسی عقلانی در بستر فرهنگ سیاسی نوین قابل تحقق و پیگیری است. بیان حاکمیت ملی – مردمی و مشارکت سیاسی به عنوان یکی از ارکان غیر قابل نقض جامعه مدنی نباید با عملکرد سیاسی و تهییج توده همسان تلقی گردد که حکومتها بر اساس آن امکان پوشش دادن منافع کوتاه مدت و گاه بلند مدت خود را بدست می آورند، بلکه مبنایی است که موجودیت و فلسفه حکومت ونهادهای سیاسی - اجتماعی جوامع مدرن بر اساس آن شکل یافته و ملزم به فعالیت گردیده است.
واقعیت امر این است که پدید آوردن و محیاء نمودن مجال بروز تفکری خلاق که بستر ظهور روح تاریخی جدیدی برای جامعه باشد از جدیترین مباحثی است که ساخت قدرت در ایران نه برای اضمحلال خویش بلکه برای تداوم و قوام خود به آن نیازمند است، این مساله، توجه به این واقعیت است که شرایط لازم را جهت اتخاذ سیاستی آگاهانه وهمگام با نیازهای واقعی جامعه در بستری قانونمند و با تکیه بر مشارکت و حضور خلاق مردم در تمامی عرصه ها را پدید می آورد.
نباید از نظر دور داشت که توسعه خودجوش و مبتنی بر بنیادهای اجتماعی داخلی، مستلزم درکی فراختر از واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است. کوتاهی قامتهای سنتی و ضرورت خیزش همه سویه در جامعه، موید این مطلب است که پاسخگویی به چالشهای اساسی جامعه در گرو نگرشهای جدید از منظر دید انسانی نوین است.
در حقیقت نباید از اینکه مهم غافل بود که رفتار انتخاباتی جامعه، اگر مبتنی بر عقل، ملاکهای شرعی، دینی و انقلابی باشد، هم بر قوه مقننه و هم قوه مجریه و هم سطوح عالی مدیریتی و کلان کشور تاثیر بسزایی دارد و کوتاهی و قصور در این زمینه و دوری از ملاکهای مذکور بهراحتی میتواند مدیریت کشور و منافع آن را دچار چالشهای و مشلات اساسی نماید که چه بسا جامعه را به سمت نابسامانی در ابعاد مختلف سوق دهد و در آن صورت تک تک افراد جامعه در برابر این مشکلات مسئول خواهند بود.
در واقع رفتارانتخاباتی نوعی کنش سیاسی است که با کارکردهای ساختی خرده نظام های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان نظام رابطه دارد، نکته مهمی که باید بدان توجه داشت این است که رفتار انتخاباتی ایرانیان در طی دورههای مختلف، به اقتضای جغرافیای انتخابات، یکسان نبوده است، براین اساس بررسی رفتارهای انتخاباتی هرجامعه ای می تواند به شناخت کلی آن جامعه و عوامل درونی و بیرونی موثر در رفتار سیاسی آن جامعه تاثیرگذار باشد.
آنچه مسلم است انتخابات مساله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حد زیادی به این قضیه وابسته است، براین اساس رفتار انتخاباتی مردم در بحث انتخابات اگر بدون توجه به ملاکهای دینی و شرعی و عقلانی باشد و در عوض براساس ملاکها و معیارهای مبتنی بر روابط قومی و خویشی و طایفه گرایی باشد خسارات جبران ناپذیری را در مدیریت سیاسی داخلی ببار خواهد آورد.
ایا جز این است در حوزه جنوب استان به طور اعم و در حوزه شهرستان دره شهر بطور اخص، رفتارهای انتخاباتی اشتباه و دور از ملاکهای منطقی و مبتنی بر قومگرایی و تعصبات قومی و خویشی بوده که تا کنون توسعه و اعتلای این منطقه با تاخیر فراروان مواجه بوده است؟
در حقیقت نباید غافل بود که رفتار انتخاباتی مردم در نحوه مدیریت سیاسی داخلی بسیار مهم و حائز اهمیت است، براین مبنا، و نظر به متغیر بودن رفتار انتخاباتی مردم است که شناخت رفتار انتخاباتی شهروندان و الگوی شرکت آنها برای احزاب و سیاستمداران و دولتها از اهمیت ویژه و بسیار زیادی برخوردار است، چرا که مشارکت فعال، گسترده و فراگیر جامعه در انتخابات کشورها، به منزله پشتوانه ملی در سطح داخلی و اعتبار و پرستیژ در سطح بین المللی و منطقها ی است.
رفتار انتخاباتی جامعه با گزینش افراد مورد نظر، بر نحوه مدیریت سیاسی و منابع انسانی و شایسته سالاری تاثیر عمیق دارد، در حقیقت شایستگیها مجموعهای از دانش، مهارتها، ویژگیهای شخصی، علایق و تجارب و توانمندیها در یک شغل و موقعیت خاص است که موجب می شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای نقش خود به موفقیت دست یابد، شایستگی و شایسته سالاری بیشتر در انتخاب و انتصاب مدیران عالی و میانی سازمانها و دولت بکار میرود.
براین اساس، باید اذعان نمود که در هر انتخاباتی، بیش و پیش از هرچیز مهم مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای اخذ رای است، به ویژه در جوامع دمکراتیک که به مقوله انتخابات، نوعاً نگاه ملی و فراجناحی می شود، سطح مشارکت مردم در انتخابات مهم و حائز اهمیت بیشتر است ، اساساً مشارکت حداکثری مردم و جناحهای سیاسی در انتخابات، اگر درست مدیریت شود می تواند بر فرایند مسائل سیاسی داخلی و روابط منطقه ای و بین المللی، تأثیر مستقیم داشته باشد.
طبیعی است که در یک نظام پارلمانتاریستی، وجود یک پارلمان قوی و کارآمد و حضور نمایندگان قوی و کاردان در مجلس، باعث تقویت قوه مقننه و به طبع تقویت دولت و تشکیل قوه مجریه توانا و مقتدر می شود، وقتی مجلس و دولت قوی تشکیل شود، معلوم و مبرهن است که از نارساییها و سوء مدیریتها کاسته می شود، بلکه از بسیاری از مشکلات در حوزه قانونگذاری و اجراء مثل خلاءهای سیاسی، نابسامانیهای اقتصادی، معضلات فرهنگی، بی نظمیهای اجتماعی و نیز اختلافات طبقاتی ناشی از بیکاری، و مشکل مسکن و... کاسته می شود.
در واقع، رفتار انتخاباتی پدیدهای زمانپرورده، زمینه پرورده و مکانپرورده است، براین اساس نمی توان به یک فرانظریه دست یافت که براساس آن چرایی و چگونگی و محتوای رای دهی حوزههای انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی در سپهر این پدیده را مورد تحلیل قرار داد، اما می توان پیامدهای آن را در این حوزههای انتخابی و در کل واحد جغرافیایی مورد تحلیل قرار داد.
تاکید بر جامعه مدنی بیان ساختی سیاسی – اجتماعی و اقتصادی قانونمندی است که حضور و تداوم آن مستلزم شکل دهی نهادها و زیر ساختهایی است که تجسم واقعی اراده آحاد جامعه باشد، اراده آحادی که در یک جامعه پذیری سیاسی عقلانی در بستر فرهنگ سیاسی نوین قابل تحقق و پیگیری است. بیان حاکمیت ملی – مردمی و مشارکت سیاسی به عنوان یکی از ارکان غیر قابل نقض جامعه مدنی نباید با عملکرد سیاسی و تهییج توده همسان تلقی گردد که حکومتها بر اساس آن امکان پوشش دادن منافع کوتاه مدت و گاه بلند مدت خود را بدست می آورند، بلکه مبنایی است که موجودیت و فلسفه حکومت ونهادهای سیاسی - اجتماعی جوامع مدرن بر اساس آن شکل یافته و ملزم به فعالیت گردیده است.
واقعیت امر این است که پدید آوردن و محیاء نمودن مجال بروز تفکری خلاق که بستر ظهور روح تاریخی جدیدی برای جامعه باشد از جدیترین مباحثی است که ساخت قدرت در ایران نه برای اضمحلال خویش بلکه برای تداوم و قوام خود به آن نیازمند است، این مساله، توجه به این واقعیت است که شرایط لازم را جهت اتخاذ سیاستی آگاهانه وهمگام با نیازهای واقعی جامعه در بستری قانونمند و با تکیه بر مشارکت و حضور خلاق مردم در تمامی عرصه ها را پدید می آورد.
نباید از نظر دور داشت که توسعه خودجوش و مبتنی بر بنیادهای اجتماعی داخلی، مستلزم درکی فراختر از واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است. کوتاهی قامتهای سنتی و ضرورت خیزش همه سویه در جامعه، موید این مطلب است که پاسخگویی به چالشهای اساسی جامعه در گرو نگرشهای جدید از منظر دید انسانی نوین است.
در حقیقت نباید از اینکه مهم غافل بود که رفتار انتخاباتی جامعه، اگر مبتنی بر عقل، ملاکهای شرعی، دینی و انقلابی باشد، هم بر قوه مقننه و هم قوه مجریه و هم سطوح عالی مدیریتی و کلان کشور تاثیر بسزایی دارد و کوتاهی و قصور در این زمینه و دوری از ملاکهای مذکور بهراحتی میتواند مدیریت کشور و منافع آن را دچار چالشهای و مشلات اساسی نماید که چه بسا جامعه را به سمت نابسامانی در ابعاد مختلف سوق دهد و در آن صورت تک تک افراد جامعه در برابر این مشکلات مسئول خواهند بود.
در واقع رفتارانتخاباتی نوعی کنش سیاسی است که با کارکردهای ساختی خرده نظام های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان نظام رابطه دارد، نکته مهمی که باید بدان توجه داشت این است که رفتار انتخاباتی ایرانیان در طی دورههای مختلف، به اقتضای جغرافیای انتخابات، یکسان نبوده است، براین اساس بررسی رفتارهای انتخاباتی هرجامعه ای می تواند به شناخت کلی آن جامعه و عوامل درونی و بیرونی موثر در رفتار سیاسی آن جامعه تاثیرگذار باشد.
آنچه مسلم است انتخابات مساله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حد زیادی به این قضیه وابسته است، براین اساس رفتار انتخاباتی مردم در بحث انتخابات اگر بدون توجه به ملاکهای دینی و شرعی و عقلانی باشد و در عوض براساس ملاکها و معیارهای مبتنی بر روابط قومی و خویشی و طایفه گرایی باشد خسارات جبران ناپذیری را در مدیریت سیاسی داخلی ببار خواهد آورد.
ایا جز این است در حوزه جنوب استان به طور اعم و در حوزه شهرستان دره شهر بطور اخص، رفتارهای انتخاباتی اشتباه و دور از ملاکهای منطقی و مبتنی بر قومگرایی و تعصبات قومی و خویشی بوده که تا کنون توسعه و اعتلای این منطقه با تاخیر فراروان مواجه بوده است؟
در حقیقت نباید غافل بود که رفتار انتخاباتی مردم در نحوه مدیریت سیاسی داخلی بسیار مهم و حائز اهمیت است، براین مبنا، و نظر به متغیر بودن رفتار انتخاباتی مردم است که شناخت رفتار انتخاباتی شهروندان و الگوی شرکت آنها برای احزاب و سیاستمداران و دولتها از اهمیت ویژه و بسیار زیادی برخوردار است، چرا که مشارکت فعال، گسترده و فراگیر جامعه در انتخابات کشورها، به منزله پشتوانه ملی در سطح داخلی و اعتبار و پرستیژ در سطح بین المللی و منطقها ی است.
رفتار انتخاباتی جامعه با گزینش افراد مورد نظر، بر نحوه مدیریت سیاسی و منابع انسانی و شایسته سالاری تاثیر عمیق دارد، در حقیقت شایستگیها مجموعهای از دانش، مهارتها، ویژگیهای شخصی، علایق و تجارب و توانمندیها در یک شغل و موقعیت خاص است که موجب می شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای نقش خود به موفقیت دست یابد، شایستگی و شایسته سالاری بیشتر در انتخاب و انتصاب مدیران عالی و میانی سازمانها و دولت بکار میرود.
براین اساس، باید اذعان نمود که در هر انتخاباتی، بیش و پیش از هرچیز مهم مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای اخذ رای است، به ویژه در جوامع دمکراتیک که به مقوله انتخابات، نوعاً نگاه ملی و فراجناحی می شود، سطح مشارکت مردم در انتخابات مهم و حائز اهمیت بیشتر است ، اساساً مشارکت حداکثری مردم و جناحهای سیاسی در انتخابات، اگر درست مدیریت شود می تواند بر فرایند مسائل سیاسی داخلی و روابط منطقه ای و بین المللی، تأثیر مستقیم داشته باشد.
طبیعی است که در یک نظام پارلمانتاریستی، وجود یک پارلمان قوی و کارآمد و حضور نمایندگان قوی و کاردان در مجلس، باعث تقویت قوه مقننه و به طبع تقویت دولت و تشکیل قوه مجریه توانا و مقتدر می شود، وقتی مجلس و دولت قوی تشکیل شود، معلوم و مبرهن است که از نارساییها و سوء مدیریتها کاسته می شود، بلکه از بسیاری از مشکلات در حوزه قانونگذاری و اجراء مثل خلاءهای سیاسی، نابسامانیهای اقتصادی، معضلات فرهنگی، بی نظمیهای اجتماعی و نیز اختلافات طبقاتی ناشی از بیکاری، و مشکل مسکن و... کاسته می شود.
در واقع، رفتار انتخاباتی پدیدهای زمانپرورده، زمینه پرورده و مکانپرورده است، براین اساس نمی توان به یک فرانظریه دست یافت که براساس آن چرایی و چگونگی و محتوای رای دهی حوزههای انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی در سپهر این پدیده را مورد تحلیل قرار داد، اما می توان پیامدهای آن را در این حوزههای انتخابی و در کل واحد جغرافیایی مورد تحلیل قرار داد.
تاکید بر جامعه مدنی بیان ساختی سیاسی – اجتماعی و اقتصادی قانونمندی است که حضور و تداوم آن مستلزم شکل دهی نهادها و زیر ساختهایی است که تجسم واقعی اراده آحاد جامعه باشد، اراده آحادی که در یک جامعه پذیری سیاسی عقلانی در بستر فرهنگ سیاسی نوین قابل تحقق و پیگیری است. بیان حاکمیت ملی – مردمی و مشارکت سیاسی به عنوان یکی از ارکان غیر قابل نقض جامعه مدنی نباید با عملکرد سیاسی و تهییج توده همسان تلقی گردد که حکومتها بر اساس آن امکان پوشش دادن منافع کوتاه مدت و گاه بلند مدت خود را بدست می آورند، بلکه مبنایی است که موجودیت و فلسفه حکومت ونهادهای سیاسی - اجتماعی جوامع مدرن بر اساس آن شکل یافته و ملزم به فعالیت گردیده است.
واقعیت امر این است که پدید آوردن و محیاء نمودن مجال بروز تفکری خلاق که بستر ظهور روح تاریخی جدیدی برای جامعه باشد از جدیترین مباحثی است که ساخت قدرت در ایران نه برای اضمحلال خویش بلکه برای تداوم و قوام خود به آن نیازمند است، این مساله، توجه به این واقعیت است که شرایط لازم را جهت اتخاذ سیاستی آگاهانه وهمگام با نیازهای واقعی جامعه در بستری قانونمند و با تکیه بر مشارکت و حضور خلاق مردم در تمامی عرصه ها را پدید می آورد.
نباید از نظر دور داشت که توسعه خودجوش و مبتنی بر بنیادهای اجتماعی داخلی، مستلزم درکی فراختر از واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است. کوتاهی قامتهای سنتی و ضرورت خیزش همه سویه در جامعه، موید این مطلب است که پاسخگویی به چالشهای اساسی جامعه در گرو نگرشهای جدید از منظر دید انسانی نوین است.
در حقیقت نباید از اینکه مهم غافل بود که رفتار انتخاباتی جامعه، اگر مبتنی بر عقل، ملاکهای شرعی، دینی و انقلابی باشد، هم بر قوه مقننه و هم قوه مجریه و هم سطوح عالی مدیریتی و کلان کشور تاثیر بسزایی دارد و کوتاهی و قصور در این زمینه و دوری از ملاکهای مذکور بهراحتی میتواند مدیریت کشور و منافع آن را دچار چالشهای و مشلات اساسی نماید که چه بسا جامعه را به سمت نابسامانی در ابعاد مختلف سوق دهد و در آن صورت تک تک افراد جامعه در برابر این مشکلات مسئول خواهند بود.
در واقع رفتارانتخاباتی نوعی کنش سیاسی است که با کارکردهای ساختی خرده نظام های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان نظام رابطه دارد، نکته مهمی که باید بدان توجه داشت این است که رفتار انتخاباتی ایرانیان در طی دورههای مختلف، به اقتضای جغرافیای انتخابات، یکسان نبوده است، براین اساس بررسی رفتارهای انتخاباتی هرجامعه ای می تواند به شناخت کلی آن جامعه و عوامل درونی و بیرونی موثر در رفتار سیاسی آن جامعه تاثیرگذار باشد.
,آنچه مسلم است انتخابات مساله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حد زیادی به این قضیه وابسته است، براین اساس رفتار انتخاباتی مردم در بحث انتخابات اگر بدون توجه به ملاکهای دینی و شرعی و عقلانی باشد و در عوض براساس ملاکها و معیارهای مبتنی بر روابط قومی و خویشی و طایفه گرایی باشد خسارات جبران ناپذیری را در مدیریت سیاسی داخلی ببار خواهد آورد.
,ایا جز این است در حوزه جنوب استان به طور اعم و در حوزه شهرستان دره شهر بطور اخص، رفتارهای انتخاباتی اشتباه و دور از ملاکهای منطقی و مبتنی بر قومگرایی و تعصبات قومی و خویشی بوده که تا کنون توسعه و اعتلای این منطقه با تاخیر فراروان مواجه بوده است؟
,در حقیقت نباید غافل بود که رفتار انتخاباتی مردم در نحوه مدیریت سیاسی داخلی بسیار مهم و حائز اهمیت است، براین مبنا، و نظر به متغیر بودن رفتار انتخاباتی مردم است که شناخت رفتار انتخاباتی شهروندان و الگوی شرکت آنها برای احزاب و سیاستمداران و دولتها از اهمیت ویژه و بسیار زیادی برخوردار است، چرا که مشارکت فعال، گسترده و فراگیر جامعه در انتخابات کشورها، به منزله پشتوانه ملی در سطح داخلی و اعتبار و پرستیژ در سطح بین المللی و منطقها ی است.
,رفتار انتخاباتی جامعه با گزینش افراد مورد نظر، بر نحوه مدیریت سیاسی و منابع انسانی و شایسته سالاری تاثیر عمیق دارد، در حقیقت شایستگیها مجموعهای از دانش، مهارتها، ویژگیهای شخصی، علایق و تجارب و توانمندیها در یک شغل و موقعیت خاص است که موجب می شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای نقش خود به موفقیت دست یابد، شایستگی و شایسته سالاری بیشتر در انتخاب و انتصاب مدیران عالی و میانی سازمانها و دولت بکار میرود.
,براین اساس، باید اذعان نمود که در هر انتخاباتی، بیش و پیش از هرچیز مهم مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای اخذ رای است، به ویژه در جوامع دمکراتیک که به مقوله انتخابات، نوعاً نگاه ملی و فراجناحی می شود، سطح مشارکت مردم در انتخابات مهم و حائز اهمیت بیشتر است ، اساساً مشارکت حداکثری مردم و جناحهای سیاسی در انتخابات، اگر درست مدیریت شود می تواند بر فرایند مسائل سیاسی داخلی و روابط منطقه ای و بین المللی، تأثیر مستقیم داشته باشد.
,طبیعی است که در یک نظام پارلمانتاریستی، وجود یک پارلمان قوی و کارآمد و حضور نمایندگان قوی و کاردان در مجلس، باعث تقویت قوه مقننه و به طبع تقویت دولت و تشکیل قوه مجریه توانا و مقتدر می شود، وقتی مجلس و دولت قوی تشکیل شود، معلوم و مبرهن است که از نارساییها و سوء مدیریتها کاسته می شود، بلکه از بسیاری از مشکلات در حوزه قانونگذاری و اجراء مثل خلاءهای سیاسی، نابسامانیهای اقتصادی، معضلات فرهنگی، بی نظمیهای اجتماعی و نیز اختلافات طبقاتی ناشی از بیکاری، و مشکل مسکن و... کاسته می شود.
,در واقع، رفتار انتخاباتی پدیدهای زمانپرورده، زمینه پرورده و مکانپرورده است، براین اساس نمی توان به یک فرانظریه دست یافت که براساس آن چرایی و چگونگی و محتوای رای دهی حوزههای انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی در سپهر این پدیده را مورد تحلیل قرار داد، اما می توان پیامدهای آن را در این حوزههای انتخابی و در کل واحد جغرافیایی مورد تحلیل قرار داد.
,تاکید بر جامعه مدنی بیان ساختی سیاسی – اجتماعی و اقتصادی قانونمندی است که حضور و تداوم آن مستلزم شکل دهی نهادها و زیر ساختهایی است که تجسم واقعی اراده آحاد جامعه باشد، اراده آحادی که در یک جامعه پذیری سیاسی عقلانی در بستر فرهنگ سیاسی نوین قابل تحقق و پیگیری است. بیان حاکمیت ملی – مردمی و مشارکت سیاسی به عنوان یکی از ارکان غیر قابل نقض جامعه مدنی نباید با عملکرد سیاسی و تهییج توده همسان تلقی گردد که حکومتها بر اساس آن امکان پوشش دادن منافع کوتاه مدت و گاه بلند مدت خود را بدست می آورند، بلکه مبنایی است که موجودیت و فلسفه حکومت ونهادهای سیاسی - اجتماعی جوامع مدرن بر اساس آن شکل یافته و ملزم به فعالیت گردیده است.
,واقعیت امر این است که پدید آوردن و محیاء نمودن مجال بروز تفکری خلاق که بستر ظهور روح تاریخی جدیدی برای جامعه باشد از جدیترین مباحثی است که ساخت قدرت در ایران نه برای اضمحلال خویش بلکه برای تداوم و قوام خود به آن نیازمند است، این مساله، توجه به این واقعیت است که شرایط لازم را جهت اتخاذ سیاستی آگاهانه وهمگام با نیازهای واقعی جامعه در بستری قانونمند و با تکیه بر مشارکت و حضور خلاق مردم در تمامی عرصه ها را پدید می آورد.
,نباید از نظر دور داشت که توسعه خودجوش و مبتنی بر بنیادهای اجتماعی داخلی، مستلزم درکی فراختر از واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است. کوتاهی قامتهای سنتی و ضرورت خیزش همه سویه در جامعه، موید این مطلب است که پاسخگویی به چالشهای اساسی جامعه در گرو نگرشهای جدید از منظر دید انسانی نوین است.
,در حقیقت نباید از اینکه مهم غافل بود که رفتار انتخاباتی جامعه، اگر مبتنی بر عقل، ملاکهای شرعی، دینی و انقلابی باشد، هم بر قوه مقننه و هم قوه مجریه و هم سطوح عالی مدیریتی و کلان کشور تاثیر بسزایی دارد و کوتاهی و قصور در این زمینه و دوری از ملاکهای مذکور بهراحتی میتواند مدیریت کشور و منافع آن را دچار چالشهای و مشلات اساسی نماید که چه بسا جامعه را به سمت نابسامانی در ابعاد مختلف سوق دهد و در آن صورت تک تک افراد جامعه در برابر این مشکلات مسئول خواهند بود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه