تاکسی سبز

رئیس جمهور که "دنده" عوض نمی‌کند درد فقرا را بفهمد!

رئیس جمهور که "دنده" عوض نمی‌کند درد فقرا را بفهمد!
کاش دولتمردان مدتی هم در بین مردم قدم می‌زدند تا بفهمند این مردم چه دردهایی دارند و تا چه حدی حرف‌هایشان را باور می‌کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، در هوایی سرد و آفتابی سوار تاکسی می‌شوم و بعد از طی مسافتی کوتاه راننده رادیو را روشن می‌کند، در حالیکه موسیقی آرامی در حال پخش است مسافری که در صندلی عقب نشسته سر صحبت را باز می‌کند و خطاب به راننده می‌گوید: "حاجی از درآمدت راضی هستی؟"

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

پیرمرد با صدایی آغشته به اندوه می‌گوید: "خداروشکر؛ مسافرکشی برای منی که سن و سالی ازم گذشته سخته اما چاره‌ای نیست، زندگی خرج داره"

,

مسافر بعد از همراهی راننده و گلایه از زمین و زمان، ادامه می‌دهد: " بازهم خداروشکر که برجام تصویب شد و قرار است تحریم‌ها رفع شود، می‌گویند اگر این تحریم‌ها رفع شود اجناس ارزان شده و برای جوانان اشتغال ایجاد خواهد شد؛ اگر از همان اول آدم حسابی می‌فرستادند برای مذاکره به این روز نمی‌افتادیم"

,

پیرمرد درحالیکه نسبت به آینده ابراز امیدواری می‌کند با لبخندی ملیح عنوان می‌کند: " یعنی شما این وعده‌ها را قبول دارید؟ از این شعارها و وعده‌های سر خرمن در طول عمرم زیاد شنیده‌ام، این دولت اجناس را گران نکند، ارزان شدن محصولات پیشکش!"

,

وی می‌افزاید: "درد جامعه این است که همه شعار می‌دهند و مرد عمل نداریم؛ رئیس جمهور امروز رئیس جمهور قبلی را علت تمام بدبختی‌ها می‌داند و آن کسی هم که فردا خواهد آمد رئیس جمهور فعلی را محکوم خواهد کرد؛ رئیس جمهور که صبح تا شب دنده عوض نمی‌کند تا 20 تومن سرخانه ببرد، از قدیم گفتند آدم ثروتمند درد فقیر را نمی‌فهمد. اگر حال و روز فقرا را می‌فهمیدند به جای شعار دادن کمی هم مرد عمل می‌شدند"

,

مسافر جوان در دفاع از عملکرد دولت تدبیر، بیان می‌دارد: "حاجی حرفا می‌زنیا، همه مشکلات رو که نمیشه چند روزه حل کرد"

,

راننده در جواب اظهار می‌کند:" پس چرا گفت 100 روزه مشکلات را حل می‌کند، این صد روز کی قرار است تمام شود؟ برای همین است که می‌گویم شعار می‌دهند، اصلا بیخیال تحریم‌ها؛ این نرخ تورمی که اعلام می‌کنند آیا واقعی است؟ رکود جامعه را فراگرفته و همین چند روز پیش یکی از فامیل‌‌های ما را به علت تعطیلی کارخانه اخراج کردند، وضعیت خوب نشد که هیچ، بدتر هم شد!"

,

در این میان مسافری دیگر که در حال گوش کردن به صحبت‌های طرفین بود خطاب به آنان گفت: " ما همه می‌دانیم حل مشکلات اقتصاد زمان‌بر است اما همین دولتمردان با وعده‌هایی که امروز نمی‌توانند به آنها عمل کنند نظر مردم را جلب کردند، سفره‌هایمان هر روز کوچک‌تر می‌شود و بدهی‌هایمان زیادتر؛ با حلوا حلوا گفتن که دهان شیرین نمی‌شود برادر من. کلی سر همین برجام دعوا کردند و مدعی شدند حل مشکلات اقتصادی بستگی به تحریم‌ها دارد حال که تصویب شد و طبق گفته‌هایشان تحریم‌ها برداشته خواهد شد آیا سفره خانه من بزرگ‌تر خواهد شد یا باید 10 تا از این صدروزها نیز بگذرد؟ فردی که نمی‌تواند صد روزه مشکلات راحل کند چرا کلید قلابی به مردم نشان می‌دهد؟ مگر همین‌ها نبودند که گفتند برجام مشکلاتمان را حل می‌کند اما چرا بعد از تصویب زیر تمام حرف‌هایشان زدند؟ مجلس را در برابر مردم قرار دادند تا با آمریکا توافق کنند"

,

راننده سری تکان می‌دهد و می‌افزاید: "امیدوارم روزی برسد که رئیس جمهور برای باقی ماندن در قدرت کار نکند و به فکر این مردم باشد، از بس آمارهای دروغ شنیدم دیگر خسته شدم، معلوم هم نیست ماهارو چی فرض کردن."

,

مسافر حامی دولت در برابر اظهارات دیگران سکوت می‌کند و به راننده اعلام می‌کند:"آقا صدای آن رادیو را بلند کن تا ببینم چه می‌گوید!"

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه