جای خالی «دانشِ آموزش» در حوزه علم و فرهنگ

جای خالی «دانشِ آموزش» در حوزه علم و فرهنگ
شکی نیست که نظام آموزشی ما چه در حوزه ابتدایی و دبیرستان و چه در حوزه آموزش عالی دچار بیماری های صعب العلاجی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ وبلاگ"هستن؛مخمل آبی"نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هستن؛مخمل آبی,

 آموزش، یا به عبارتی دیگر، یادگیری فعال، یکی از مهمترین کارکردهای مغز انسان است. مغز انسان از بدو تولد و حتی پیش از آن در حال آموختن است. در علوم شناختی می گوییم این آموختن مستمر ذهن انسان عمدتا قصدمندانه نیست و به صورت خودکار انجام می پذیرد. زمانی که آموختن قصدمندانه می شود و شخص با نیت آموختن چیزی به جایی مثل آموزشگاه یا مدرسه می رود و برای آموختن، کارهایی قصدمندانه مثل مطالعه انجام می دهد، این کار او به طور کلی «آموزش» نام می گیرد. امروزه خود آموزش یک علم است و هر ساله صدها یافته علمی جدید در رابطه با راههای بهینه سازی و بهره وری آموزش در دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

** تاریخچه آموزش و پرورش
مفاهیمی مانند سوادآموزی، کارآموزی، بارآوردن، پروردن، تأدیب، اجتماعی کردن، و... نیز جزئی از «آموزش و پرورش» محسوب می‌شوند یا با آن همپوشی دارند. درباره مفهوم «آموزش و پرورش» باید درنظر داشت که «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان، مکان، یا عمل خاصی نیست. یعنی به طور مشخص «آموزش و پرورش» منحصر به مدرسه، کودکان، یا آموزش دروس خاصی نیست، بلکه «آموزش و پرورش» برای همه، و در هر زمانی (ز گهواره تا گور) و هر مکانی است.
روانشناسان و انسان شناسان تکاملی بر این باورند که آموزش مشغله دوم آدمی بعد از کسب روزی بوده است. انسان از روزی که صاحب فرزند شد، برای آموزش زندگی به فرزند خود کوشید و از گردآوری گیاهان و دانه های خوراکی تا مفاهیم جدیدتری چون نریختن زباله در اطراف محل زندگی، همه و همه جزیی از آموزش های بزرگترها به کوچکترها شد. چیزی که این روزها در برخی خانواده ها به کلی بر دوش مدرسه گذاشته شده و در کلینیک های آسیب های روانی و مغزی بسیار مشاهده می کنیم خانواده هایی را که با کودک یا نوجوان شان مشکل دارند و به گمان بیماری او را به مراکز درمانی می آورند. غافل از اینکه ایراد از خودشان است؛ تربیت بلد نبوده اند و تنها محبت کرده اند!

** نظریه ها و پرسش های آموزش
غلامحسین شکوهی در کتاب مبانی و اصول آموزش و پرورش درباره نظریه های موجود در این حوزه می نویسد: «نظریه‌های آموزش وجود چهار چیز را در فرایند آموزش ضروری فرض می‌کنند: ۱- معلم ۲- دانش آموز ۳- موضوع درسی ۴- گروه اجتماعی که معلم و دانش آموز به آن تعلق داشته و از طریق آن با هم مرتبط می‌شوند.
نظریه‌های آموزشی مختلف را می‌توان از طریق پاسخی که به سؤالات زیر می‌دهند از همدیگر تمیز داد: هدف آموزشی یک مدرسه چیست و اینکه از نظر روانی چگونه دانش آموزانش را به انجام کارهایی که هدف را تحقق می‌بخشد متمایل می‌سازد؟ موضوع درسی چیست، با چه روش‌هایی تعلیم می‌شود، مطالب با چه میزان راحتی آموخته می‌شوند و به چه راحتی بعداً فراموش می‌شوند؟ امتحان‌ها، روش‌های درس خواندن، و معیارهای مقایسه دانش آموزان با همدیگر چیست؟ مدارس مختلف بحران‌های مختلف دارند. برخوردهای درونی مدرسه مورد نظر چیست؟ ترس‌هایی که معلمین را تحت الشعاع قرار می‌دهد چیست و واکنش معلمین به این ترس‌ها چیست؟ دانش آموزان در مدارس مختلف با ترس‌هایی مختلفی روبرو می‌شوند. تحت چه ترس‌هایی دانش آموزان به تلاش برای یادگیری مشغول هستند و پاسخ آنها به این ترس‌ها چیست؟ با توجه به اینکه تقصیر شکست‌ها را می‌توان بر گردن نظریه خاص آموزشی استفاده شده نهاد، راه حلها نیازمند ایجاد تغییراتی در نظریه آموزشی می‌باشد. انتخاب یک نظریه آموزشی خاص نیازمند آگاهی کافی نسبت به شرایط خاص یک مدرسه بوده و حکم کلی نمی‌توان داد.»
کشورهای توسعه یافته جهان سرمایه های هنگفت و قابل توجهی را خرج آموزش و پرورش می کنند و بر این باورند که پرسودترین سرمایه گذاری همین است؛ اما در کشور ما همیشه آموزش و پرورش از درون و بیرون ضربه می خورد. از ضربات سیاسی کاری بر پیکر نحیف بزرگترین و رنجورترین نهاد دولتی گرفته تا ضربات کمبود منابع و عدم تخصیص بودجه که نفس آموزش و پرورش را به شماره انداخته است.

** آموزش در تاریخ معاصر
شروع آموزش به نحوه مدرن در ایران با تأسیس مدرسه دارالفنون در تهران و به همت امیر کبیر رقم خورد. در دارالفنون علوم فنی، علوم طبیعی و همچنین کمی علوم انسانی توسط اساتید خارجی، و تحت نظارت رضا قلی خان، تدریس می‌شد. تأسیس این مدرسه باعث ترجمه آثار مختلفی از زبان‌های اروپایی به فارسی شد.
آنچنان که در دایره المعارف اسلام آمده است؛ رضا شاه مسبب ایجاد تغییرات عمده‌ای در سیستم آموزشی ایران بود. او به عنوان بخشی از برنامه غربی سازی، مدرن سازی و تمرکز اداره امور، او مکتب‌خانه‌ها را بر چید. مکتب‌ها جاهایی بودند که در آنها به تمامی دانش آموزان در هر سنی که بودند در یک اتاق توسط یک نفر به نام ملا آموزش داده می‌شد. رضا شاه دستور داد که تمامی افراد جامعه، دختر و پسر، بصورت اجباری به مدارس دولتی بروند، و اینکه محتوای کتابهای درسی به روز و مدرن شوند. او محلی برای تربیت معلمین ایجاد کرد و همچنین دانشگاه تهران را بنا نهاد. چند سال بعد رضا شاه دستور در اختیار گرفتن و دولتی کردن تمامی مدارس خارجی تبلیغی مسیحی (میسونری) را داد.

** ذهن خلاق یا انبار منفعل؟
با اینکه حوزه آموزش در روانشناسی و علوم شناختی مورد توجه بسیار بوده و روزی نیست که دهها و صدها مقاله و پژوهش علمی در این حوزه به یافته های تازه ای نرسند، شیوه ها و حتی نگرش ما به آموزش همان شیوه ها و نگرش ۴۰-۵۰ سال پیش است که نهایتا با مخلفات ظاهرا تازه ای بزک شده اما تداوم ناکارآمدی اش نشانگر محتوای آن است.
آموزش و پرورش در ایران بیشتر متمایل به روش پیاژه است؛ اما در عمل شیوه‌هایی که پیاژه بر آن تأکید کرده عملی نمی‌شود. آموزش در ایران بیشتر معلم-محتوا محور بوده و کودک در جریان یادگیری بیشتر نقش انبار کننده دارد در سالهای اخیر وزارت آموزش و پرورش ایران در پی این بوده‌است که تغییراتی اساسی در شیوه آموزش کودکان به وجود آورد ولی این تغییرات بیشتر جنبهٔ کمیتی داشته و کمتر به کیفیت آموزش توجه شده‌است. همچنین دانشگاه فرهنگیان وظیفه تأمین، تربیت و بهسازی معلمان و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش را در ایران بر عهده دارد.

** لزوم تغییر رویکرد در آموزش و پرورش کودکان
یکی از جدیدترین و پیشروترین رویکردها درباره آموزش و پرورش، رویکرد شناختی است که از یافته های علوم شناختی به عنوان نقشه راه مغز و ذهن انسان برای آموزش و پرورش استفاده می کند و محمود تلخابی، یکی از شخصیت های علمی برجسته کشور که در زمینه پیوند علوم شناختی با آموزش و پرورش، پژوهش ها و تلاش های زیادی کرده است.
دکتر «محمود تلخابی» عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و پژوهشکده علوم شناختی درباره لزوم تغییر گرایش نظام آموزشی و اجرای رهنمودها و رهیافت‌های آموزش شناختی گفت: دو عامل اصلی و مهم در این زمینه وجود دارد؛ نخست این‌که عصر حاضر که به عصر شناختی ملقب است، مهارت‌های شناختی را می‌طلبد و افراد باید برای اداره امور خود به بهترین نحو از این مهارت‌ها بهره ببرند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و مدیر گروه ذهن، مغز و تربیت پژوهشکده علوم شناختی ادامه داد: دومین دلیل نیز برگرفته از تعاریف جدید یادگیری است؛ چراکه این تعاریف بر تغییر رویکرد نظام آموزشی تاکید دوچندان دارند .
وی با تاکید براین که در نظام آموزشی باید با تغییر رویکرد، به سوی آموزش و پرورش شناختی حرکت کنیم تا بتوانیم در آینده نسل جدیدی را با درک بهتری از دنیای پیرامون و البته ظرفیت‌های وجودی خود، پرورش دهیم گفت: بر اساس آموزه های علوم شناختی برای تحقق یادگیری ابتدا باید بدانیم که یادگیری در ذهن آدمی چگونه اتفاق می افتد.
تلخابی با اشاره به این که یادگیری یک فرایند نیست بلکه تعداد زیادی فرایند است که به آنچه که می خواهیم یاد بگیریم وابسته است اظهار داشت: باید ببینیم که فرایند های شناختی که یادگیری را می سازند چه هستند؟ در هنگام یاددادن باید از خود بپرسیم که یادگیرنده پس از یاددادن، چه قابلیت های شناختی را قرار است فرابگیرد، نه اینکه چه بداند.
وی با تاکید براین که از منظر علوم شناختی برای تحقق یادگیری باید به فعال ساختن فرایند های شناختی مانند فرایند های مفهومی، فرایند های تحلیلی و فرایند های اجتماعی و فرایند هایی که می توانند یادگیری را پوشش دهند مبادرت کنیم افزود: تمامی این فرایند های شناختی باید به نحو منطقی و منسجمی به موضوعات یادگیری پیوند بخورند، زیرا یادگیری حاصل بهبود و پیشرفت فرد در این فرایند های شناختی است.
تلخابی در ادامه با تشریح انواع نظریه ها و رویکردهای یادگیری مانند مکاتب رفتارگرا، شناخت گرا و فراشناختی، اظهار داشت: مکتب فراشناخت برآن است با محوریت خود دانش آموزان شرایط یادگیری را به گونه ای فراهم نماید تا دانش آموزانی خود آغازگر و خود مشاهده گر تربیت شوند و بر اساس فرآیندهای خود قضاوتی، خود مهارتی و خود مراقبتی زندگی بهتری را برای خود پایه ریزی کنند.

** چه باید کرد؟
شکی نیست که نظام آموزشی ما چه در حوزه ابتدایی و دبیرستان و چه در حوزه آموزش عالی دچار بیماری های صعب العلاجی است. حسن روحانی اگر می خواهد چاره ای برای این معضل بیندیشد و کشور را به استانداردهای ابتدایی آموزش در دنیا برساند، در دولت احتمالی آینده خود، اول از همه باید ۲ وزیر مقتدر و خوش فکر را بر صدر وزارتخانه های آموزش عالی و آموزش و پرورش بنشاند و سپس برای چابک سازی، بهره وری سازمانی و افزایش سطح رفاه کادر آموزشی و بالا بردن کیفیت آموزش با جدیدترین یافته های علمی نسبت به تامین اعتبار و بودجه لازم اقدام کند. این مهم در سایه درایت مجلسی کارآمد با نمایندگانی وزین و دانشمند امکانپذیر است.

در استان هم اداره کل آموزش و پرورش باید بهای بیشتری به امر مهم پژوهش بدهد و تا حد ممکن فضا را برای پژوهشگران مهیا کند تا با تحقیق و بررسی های دقیق خود راهکارهایی برای رفع معضلات مبتلابه این سازمان بدهند. مسایلی چون نارساخوانی و نارسانویسی در مقطع ابتدایی، مشکلات دانش آموزان دوزبانه با کتابها و شیوه تدریس موجود و مسایل فرهنگی و تربیتی و... از جمله حوزه هایی است که می توان با ارج نهادن به پژوهش در آنها به وضعیت مطلوبی دست یافت.

انتهای پیام/

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه