روایت فرار شاه از ایران از زبان یک محلاتی؛
کمتر از 24 ساعت بعد از فرار شاه مجسمه شاه در محلات پایین آمد
روایت شفاهی تاریخ انقلاب اسلامی در محلات از زبان رئیس گروه موتلفه اسلامی و مسئول تشکیل کمیته انقلاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح محلات، همزمان با 26 دی ماه سال روز فرار شاه از ایران در سال 1357 با یکی از همشهریان و مسئول گروه موتلفه اسلامی شهرستان در سالهای انقلاب به گفتگو مینشینیم تا روایتی تازه و شفاهی از روزهای انقلاب در محلات و فرار محمدرضا شاه پهلوی از ایران را بشنویم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از صبح محلات، همزمان با 26 دی ماه سال روز فرار شاه از ایران در سال 1357 با یکی از همشهریان و مسئول گروه موتلفه اسلامی شهرستان در سالهای انقلاب به گفتگو مینشینیم تا روایتی تازه و شفاهی از روزهای انقلاب در محلات و فرار محمدرضا شاه پهلوی از ایران را بشنویم., صبح محلات, صبح محلات, صبح محلات, صبح محلات,

, محمدعلی مهدیزاده فرزند غلامحسین متولد سال 1315 در محلات که از 15 سالگی و پس از ترور احمد کسروی و حسین علاء توسط خلیل طهماسبی و سید مجتبی نواب صفوی از فدائیان اسلام و فرار و اختفای آنها در محلات و به واسطه فعالیتهای انقلابی برادر بزرگترش شیخ فضل الله مهدیزاده(شهید محلاتی) با فعالیتهای انقلابی و ضد رژیم طاغوت آشنا شد، در خصوص فرار شاه و پایین آوردن مجسمه شاه از میدان اصلی شهر چنین روایت میکند.
,,
در منزل و پای رادیو نشسته بودم که از رادیو خبر مسافرت(فرار) شاه به اروپا را شنیدم، بلافاصله با ماشین به خیابان آمده و با روشن کردن چراغهای اتومبیل و بوق زدن در سطح شهر شروع به تردد و ابراز خوشحالی کردم.
,,
بعد از مدتی که در خیابانها به گردش و شادی پرداختم به میدان اصلی شهر وارد شدم، سرگرد خطیبی رئیس شهربانی محلات به همراه نیروهای شهربانی و کلانتری ماشینم را متوقف کردند، پس از خروج از ماشین متوجه شدم که حدود 20 خودروی دیگر نیر همراه من در حال بوق زدن و ابراز خوشحالی هستند.
,,
رئیس شهربانی محلات که مرا به خوبی میشناخت و پیش از این نیز بارها با کمک و مساعدت او توانسته بودیم جلسات و راهپیمایی در حمایت از انقلاب در شهر برگزار کنیم از من خواست برای جلوگیری از ایجاد تشنج و تیر اندازی مردم را متفرق کنم و قول داد مجسمه شاه را در سکوت کامل و بدون تشنج از میدان پایین بیاورند.
,,
پس از این قول از مردم خواستم بدون انجام هیچ کاری صحنه را ترک کنند و خودم نیز پس از صحبتی کوتاه با رئیس شهربانی صحنه را ترک کردم.
,,
صبح برای نماز آماده میشدم که صدای درب خانه را شنیدم، یکی از کسبه آهنگر محلات بود، خبر پایین آوردن مجسمه شاه را او به من داد.
,,
مهدیزاده که تا حدودی از ضعف حافظه رنج میبرد در ادامه گفت: نام آهنگر محلاتی را به خوبی به خاطر ندارم اما وی در تشریح ماجرا چنین گفت: "رئیس شهربانی نیمه شب به سراغم آمد و از من خواست ابزار خود را آماده کنم و به دنبالش برم، ابزار را برداشتم و باهم به میدان اصلی شهر آمدیم، جماعتی از مامورین و یک دستگاه جرثقیل هم آنجا بود، از من خواستند مجسمه را از پایه جدا کنم، بعد از انجام کار مجسمه را با جرثقیل به شهربانی منتقل کردند".
,,
رئیس گروه موتلفه محلات در خاتمه گفت: همان موقع برای نماز به میدان اصلی شهر سری زدم و از آنجا به مسجد القائم(عج) محلات آمدم و خبر پایین آوردن مجسمه شاه را به همه اعلام کردم.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه