یادداشت

از توقف چرخش سانتریفیوژها تا چرخ معیشت مردم

از توقف چرخش سانتریفیوژها تا چرخ معیشت مردم
از خبرهای ماندگار در تاریخ ایران ، خبر اجرای برجام است. برنامه اقدام جامع مشترکی که بین ایران و کشورهای 5+1 به موافقت رسید و حال بایستی پس از اقدامات جمهوری اسلامی ایران عملی شود و طرف های مقابل بر طبق برجام تا 8 سال تحریم ها را به حالت تعلیق در آورند تا باز هم ایران پس از این همه صداقت، راستی آزمایی شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از پایگاه خبری شازند ما، مرتضی نقمه کو-از خبرهای مهم این روزها که می‌توان گفت از خبرهای ماندگار در تاریخ ایران نیز خواهد بود، خبر اجرای برجام است. برنامه اقدام جامع مشترکی که بین ایران و کشورهای 5+1 به موافقت رسیده بود و حال بایستی پس از اقدامات جمهوری اسلامی ایران عملی شود و طرف های مقابل بر طبق برجام تا 8 سال تحریم ها را به حالت تعلیق در آورند تا باز هم ایران پس از این همه صداقت، راستی آزمایی شود؛ آن هم توسط آژانسی که همه می‌دانیم عروسک خیمه شب بازی استکبار جهانی است و به قولی این برجام سندی است که داورش هم به نفع رقیب است.

اما حال که برجام عملی شده، بایستی از طرفی مشاهده نمود که عقبه این ماجرا چه بوده و همینطور چه کسانی در آن نقش مؤثری ایفا کردند و همینطور از سوی دیگر باید دید که حال باید خوشحال باشیم و شادی کنیم یا اینکه شرایط را بسنجیم و ببینیم وظایف ما – هم مردم و هم مسئولین – در این برهه مهم از تاریخ کشورمان چه خواهد بود؟

اگر اندکی به بحث توافق های ایران در بعد از انقلاب بنگریم و همینطور در مسئله هسته ای، اولین موردی که شاید به ذهن بسیاری از ما خطور کند توافق موسوم به سعدآباد است که در زمان دولت اصلاحات این توافق بین ایران و چند کشور اروپایی بوجود آمد. در آن زمان تعلیق برنامه های هسته ای از سوی هیئت ایرانی – که چندان تغییر محسوسی در آنها و دولتمردان امروز کشورمان رخ نداده است – پذیرفته شد ولی با بازی کثیف آژانس و کشورهای اروپایی و البته اعتماد بیش از اندازه و خارج از عرف هیئت و دولت وقت ایرانی باعث شد تا تعلیقی را بپذیریم که علاوه بر تعلیق صنعت هسته ای، تعلیق عزت و استقلال کشورمان هم بود. اما خوشبختانه این کشور با درایت رهبر معظم انقلاب از آن برهه تلخ و سخت به خوبی و به سلامت عبور کرد و پس از چندی با مشاهده بدعهدی طرف های مقابل به فرمان رهبر فرزانه انقلاب پلمپ های صنعت هسته ای در همان دولتی که این پلمپ ها اعمال شده بود، شکسته شد تا بار دیگر نشان دهیم که ایران از هیچ ابر قدرتی ابا ندارد و به برنامه های آینده ساز خود با قوت ادامه خواهد داد.

پس از آن هم با روی کار آمدن دولت نهم، رویکرد برنامه هسته ای تغییر و به حالتی پویا رسید. تا جایی که روز 20 فروردین سالروز اعلام غنی سازی 20 درصد، روز فناوری هسته ای نامیده شد. در آن دوران تصاویر معدودی از مراکز هسته ای مانند نطنز نشان می‌دادند و یادش بخیر که شهید احمدی روشن، دانشمند شهیدمان نیز در این تصاویر حضور داشت. شاید همین حضور و بعدها شناسایی توسط عوامل صهیونیستی باعث شد تا راه شهادت برای او هموارتر شود.

این حالت پویای صنعت هسته ای مان به جایی رسید که قدرت های جهانی احساس خطر کردند و شروع به جوسازی منفی علیه ایران کردند؛ اما هر چه کردند دیدند که دل شان آرام نمی‌شود و این کینه توزی های شان به جایی رسید که به گزینه «حذف فیزیکی دانشمندان هسته ای» مان پرداختند. و باب شهادت باز شد تا هم عاشقان به سوی معشوق پر بکشند و هم جامعه از خواب غفلت بیدار شود.

پس از این همه تلاش و کوشش و همت و این همه دستاورد هسته ای، وقت آن رسیده که دولت یازدهم روی کار بیاید. دولتی که یکی از جملاتش که هنوز هم در ذهن مردم هست این است که «درسته که باید سانتریفیوژ بپرخه ولی باید چرخ معیشت مردم هم بچرخه» و توافق هسته ای را با معیشت مردم گره زده است. آنها با تجربه ای که از مذاکرات سعدآباد داشتند به میدان مذاکره آمدند و برجام را به فرجام رساندند.

نکته قابل تأملی که در اینجا بایستی بدان اشاره کرد این است که تیم مذاکره کننده همان تیم سعدآباد است و تیم مقابل هم رویه خود را عوض نکرده است؛ پس چه چیزی باعث شده که طرف مقابل بپذیرد که امتیازاتی را به ایران بدهد. تنها پاسخ این مسئله توان هسته ای انکارناپذیر ایران است که در دوران شکوفایی صنعت هسته ای به دست آمده است. دورانی که ایران احمدی روشن ها، رضایی نژادها، شهریاری ها، علی محمدی ها... را در راه حفظ و ارتقای این صنعت داد تا بدین جا برسد.

در طول مسیر برجام گاهی ذوق زدگان رابطه با آمریکا، از ذوق خوشحالی به خیابان ها می‌ریختند و گاهی هم منتقدین را به باد تمسخر می‌گرفتند. تا جایی که برخی منتقدان را «دلواپس» نامیدند و این برچسب نیز به برچسب های قبلی آنها مثل تندرو، افراطی و ... اضافه شد.

اما خوشحالی و یا بدبینی مفرط به این قضیه از مصداق های افراط و تفریط است. بایستی از سویی به دولت اجازه داد تا ببینیم آیا می‌تواند به کمک برجام به پیاده سازی اقتصاد مقاومتی بپردازد و حال که چرخ سانتریفیوژها نمی‌چرخد، «چرخ معیشت مردم» را پس از دو و نیم سال بچرخاند؟ از سوی دیگر نیز با نگاهی واقع بینانه به این سند برجام نگاه کنیم و ببینیم چه داده ایم و چه گرفته ایم، به دیدگاه نویسنده این متن، آنچه داده ایم و آنچه گرفته ایم در توازن نیست و گاهی نیز با عزت و استقلال ما منافات نیز دارند ولی برای وحدت بیشتر جامعه و همینطور تبعیت از ولی فقیه منتظر می‌مانیم تا آینده را ببینیم. البته این انتظار به معنای دست روی دست گذاشتن نیست و بایستی برای پیاده سازی هرچه بیشتر اقتصاد مقاومتی تلاش کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شازند ما,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/ک

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه