تضعیف تفکر انقلابی راهبرد دشمن در پروژه نفوذ/مهره های نفوذی در راه مجلس

تضعیف تفکر انقلابی راهبرد دشمن در پروژه نفوذ/مهره های نفوذی در راه مجلس
امروز رمز ماندگاری انقلاب اسلامی در پایداری و استقامت نهفته است. مقاومتی که میوه شیرین آن، رویش ده ها و هزاران انسان انقلابی در سراسر جهان است. اندیشه های انقلابی ای که شیرینی مبارزه را چشیده اند و حاضر نیستند در مقابل همه رنگ و لعابی که جهان لیبرالیست از خود بروز می دهد تسلیم شوند..
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبر آزاد؛ امروز در پس پیروزی انقلاب اسلامی هرگاه بخواهیم معنی کار و حرکت انقلابی را تعریف کنیم در سراسر جهان معنی و مفهوم مشترکی پیدا می کند و آن مقاومت و ایستادگی در مقابل دنیای استکبار به طور عام و تقابل با شیطان بزرگ، آمریکای جهانخواربه طور خاص است. این تلقی البته حاصل 36 سال مقاومت مردم انقلابی ایران در مقابل جبهه وسیع و گسترده استکباری جهان است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبر آزاد؛ , خبر آزاد,

برای بسیاری از اندیشمندان و صاحبان خرد و اهل بصیرت سیاسی این موضوع به روشنی قابل فهم است که هر کجا و هر مکان و در هر طرفی که انقلاب اسلامی به حمایت یا رد مواضعی سیاسی در جهان اقدام کرده است بدون شک در نقطه مقابل آن حتما آمریکا و دول حامی آن قرار می گیرند و این امروز اصلی ثابت و مبرهن است. البته این تقابل و ایستادگی هزینه های سنگینی را برای دو طرف داشته است. اما روند رو به جلوی این تقابل نشان دهنده یک واقعیت روشن است و آن اینکه در جبهه ای که ایران اسلامی و انقلابی هدایت آن را به عهده دارد، انسجام درونی و محتوایی باعث پیروزی های پی در پی شده است و در مقابل آن در جبهه ای که آمریکا هدایتگر اعضای آن می شود، عده ای از خود می پرسند که این نزاع بر سر چیست؟  و چرا و تا کجا و کی ادامه می یابد؟ و در این تقابل کدام جبهه در نهایت می تواند بر دیگری پیروز شود و یا استیلای کدامیک بر دیگری می تواند رقم بخورد؟

,

در پاسخ این سوال که آیا ماهیت انقلاب اسلامی، ماهیتی است که بتواند به شکل مسالمت آمیز در کنار استکبار جهانی و راس آن آمریکا، به حیات خود ادامه دهد این است که هرگز ایندو نمی توانند در کنار هم دیرزمانی قرار داشته باشند، زیرا به همان اندازه که انقلاب اسلامی در ماهیت و جهان بینی با مارکسیست اختلاف دارد با جهان لیبرالیست هم در تضاد است. گرچه یکی ماده را اساس همه چیز می داند و دیگری انسان را، چه تفاوتی است به جای خدامحوری، انسان محوری قرار گیرد؟ در هر دوصورت اینجا ماهیت خداوند در زندگی انسان، حذف  و معدوم می شود.

,

اگر افرادی که در اندیشه خود بر این باورند که می توان با جهان بینی لیبرالیستی در جوار و کنار انقلاب اسلامی زندگی مسالمت آمیزی داشت، سخت در اشتباه هستند؛ زیرا در جهان بینی انقلاب اسلامی، هیچگاه نمی توان با اومانیست و سکولاریسم که مدعی است دین در هیچ یک از عرصه های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی نباید به کار گرفته شود کنار آمد و خط بطلانی است بر این ادعا که سکولاریست  فقط می گوید که دین در سیاست دخالت نکند، در حالیکه اساس سکولاریست و لیبرالیست، بر رهایی انسان از قیود هر آنچه دین برای آن برنامه دارد، بوده است و نه تنها در عرصه سیاست.

,

با این بیان جای سوال دیگری وجود دارد و آن این است که هر کجا انقلاب اسلامی بخواهد بر اساس ماهیت الهی خود قدم در عرصه کار و فعالیت بگذارد حتما همانند 36 سال گذشته، جبهه مدعی لیبرالیست به تقابل با وی خواهد آمد و با هر آنچه در اختیار دارد از جمله تهدید، جنگ و تطمیع، به مقابله با آن خواهد پرداخت و موثرترین روش به زانو درآوردن انقلاب را در این یافته است تا نقاط قوت وی را که اساس ماندگاری آن است به ضعف و انحراف بکشاند و برای این راهبرد خویش، به روش های گوناگون وارد عمل خواهد شد.

,

امروز رمز ماندگاری انقلاب اسلامی در پایداری و استقامت نهفته است. مقاومتی که میوه شیرین آن، رویش ده ها و هزاران انسان انقلابی در سراسر جهان است. اندیشه های انقلابی ای که شیرینی مبارزه را چشیده اند و حاضر نیستند در مقابل همه رنگ و لعابی که جهان لیبرالیست از خود بروز می دهد تسلیم شوند، چون برای خود الگویی به نام انقلاب اسلامی ایران را دارند و آمریکا و در راس  جهان لیبرالیستی طی این 36 سال نه اینکه نخواسته است بلکه واقعا نتوانسته است روند رو به تزاید انقلاب اسلامی را کنترل کند. زیرا ماهیت و جهان بینی این انقلاب منشا جوشش و رویش یاران و مدافعان آن بوده است، 36 سال تلاش جهت ایجاد انحراف در مسیر حرکت این انقلاب بی وقفه ادامه داشته است.گاه با ترور مسئولین درجه یک آن، دیگر زمان با جنگ سخت، زمان دیگر با تحریم نیازمندی های گوناگون آن و وقت دیگر با ایجاد و راه اندازی حرکت های معاند در درون و در مرزها، زمانی با تفرقه و تشتت در میان قومیت ها و گروه های مذهبی و دهها توطئه امنیتی و شبه امنیتی پنهان و آشکار دیگر که برای هر انقلاب دیگری غیر از این انقلاب و برای هر ملتی غیر ملت ایران، یکی از همین دسیسه ها کافی بود تا براندازی آن رقم بخورد.

,

آنچه در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت، سلسله حرکت های نظام استکباری در لوای تفکر و جهان بینی لبرالیستی در قالب پروژه نفوذ برای ایجاد انحراف در مسیر حرکت انقلاب اسلامی بوده و هست که از دهه 60 شروع و تا به حال با کندی و تندی بسته به زمان و موقعیت های سیاسی و اجتماعی که در کشور بوجود آمده ادامه یافته است و تحت پروژه های متعدد همانند جنگ نرم، جنگ روانی، انقلاب مخملی، هجوم و شبیخون فرهنگی و امثال آن صورت گرفته است که هزینه های زیادی هم برای نظام داشته و گاهی این ضرر و زیان ها چنان سنگین بوده است که پیش بینی خسارت های آن از عهده هر کسی برنمی آید.

,

ریشه یابی این هجوم های کور و خاموش گاهی چنان شعله ور می شود که در فتنه ای مانند فتنه 88  بسیاری از حامیان آن را به کام خویش فرو می برد و چهره از تزویر و نفاق درونی این حرکت کنار می زند که به تعبیر رهبر معظم انقلاب معلوم نیست این تلخی و خسارت تا کی در مسیر انقلاب اسلامی خواهد ماند، یا در سال 76 در فتنه مشابه تفکر لیبرالیستی هزینه های زیادی به انقلاب اسلامی تحمیل کرد.

,

خطرناک ترین تهدید برای انقلاب اسلامی با شکل و شمایل جدیدی پا به عرصه تقابل با تفکر انقلابی اسلام گذاشته است، آن هم نه در خارج کشور، بلکه در درون و از طرف برخی در بدنه نظام صورت می گیرد و جای بسی تامل اینکه علیرغم این همه پیشرفت و دستاوردهای عظیمی که جهان به آن معترف است، این تفکر امروز در صدد آن است با عوام فریبی و در آستانه انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی و پنجمین انتخابات مجلس خبرگان، مشکلات فعلی عرصه اقتصاد کشور را که رکود یکی از آن هاست و برای اهل نظر و فن هم روشن است که ریشه این مشکلات نشات گرفته از تفکر دولتمردانی بوده است که در ادوار پیشین به جای پرداختن به اقتصاد داخلی به سمت غرب و تفکر لیبرالیستی، گرایش و ستایش داشتند، را متوجه تفکر انقلابی و آرمان خواهی حامیان این تفکر بدانند و خود را ناجی کشور از این مشکلات دانسته و هزینه های دیگری را بر حرکت انقلابی ایران اسلامی تحمیل کنند و نمایندگان و کاندیداهایی را به مردم تحمیل کنند که همسو و هم جهت با خود و تفکرات غربی آن ها عمل کنند و ریل گذرای حرکت دولتمردان را برای فراسوی مرزها تسهیل کنند.

,

چه خطری بزرگتر از این می توان تصور کرد که تفکر انقلابی که ایران اسلامی را به این عزت و افتخار در دنیا رسانده است که به هیچ قدرت استکباری اجازه نداده نداده است با منافع آن از سر حقارت بازی کند، بلکه همیشه و همه جا انقلاب خود را مستقل و آزاداندیش استوار بر سر شعارهایی که بر اساس به پیروزی رسیده است می داند و موضع خود را بدون کمترین ترس و دلهره ای اعلام می کند، بخواهند عامل برخی عقب ماندگی های اقتصادی دانست که آن هم صد البته نتیجه همین تفکر تمایل به غرب و نه تمایل به درون و داشته های خود، عامل ایجاد آن بوده است.

,

مجلس دهم باید از نمایندگانی بهره مند باشد که به معنای واقعی نماینده مردم انقلابی ایران باشند؛ نمایندگانی که هیچ اعتدالی در مقابله با جهان استکبار برای خود قائل نباشند. نمایندگانی که بتوانند قوانین استقلال از غیر خود را تدوین کنند. راه حرکت نظام را با تکیه بر دانشمندان و سرمایه های خدادای و نیروی انسانی فهیم و با تدبیر ایران، هموار کنند. نمایندگانی که دل در گرو منافع مردم بزرگ ایران داشته باشند، نه اینکه در مقابل غرب و یا شرق از در استیصال و نرمش وارد شوند. نمایندگانی که اهل معامله نباشند و خود در صدد انبان دوختن از دارایی های مردم نباشند؛ ساده زیستی و انقلابی بودن را برای خود افتخار بدانند، استقلال را در مفهوم عدالت جستجو کنند، مواظب نفوذی های اطراف خود باشند و اصل ماندگاری انقلاب را با هیچ چیز عوض نکنند، پس هوشیار باشیم به چه کسی رای بدهیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه