وصیت شهید مدافع حرم:
دو سوم از اموالم صرف امور فرهنگی و جذب جوانان شود
در بخشی از وصیتنامه شهید سعید علیزاده آمده است: پس از پرداخت بدهی هایم، دو سوم اموالم صرف امور فرهنگی، خیریه و جذب جوانان شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل ازمرآت، روز گذشته خبر شهادت یک بسیجی ایرانی در رسانهها پیچید. شهید سعید علیزاده، به همراه 6 بسیجی دیگر در یک عملیات مستشاری در حلب سوریه به دست تروریستهای تکفیری به شهادت رسید. همانطور که عکسهای او نشان میدهد، سن و سال زیادی هم نداشته است، متولد سال 68 بود. قیافه و سر و وضعش به شدت معمولی است، مثل هزاران جوان دیگری که در پایگاههای بسیج، هیئاتهای مذهبی، مساجد و... میآیند و میروند. مثل همه ایرانیها.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,سعید دو ماه قبل برای دفاع از حرم بانوی مقاومت حضرت زینب کبری سلام الله علیها راهی سوریه شد و گفته بود آخر هفته به دامغان می آید که حرفش به حقیقت پیوست و به آرزویش رسید.
,وصیتنامهاش را چندین روز پیش از شهادتش نوشته است، متن کامل وصیتنامه این شهید مدافع حرم در ادامه میآید:
,"به نام خدای مدافعان حرم"
,سلام و درود به پیشگاه آقا امام زمان، سلام به نایب آقا، عشقم آقا سید علی خامنه ای، رهبر دوران.
,سلام بر روح حضرت امام، شهدا، شهدای مدافعان حرم. و سلام به مادرم ...(دستت را می بوسم) که جز روح و دم هیچ کس جز تو، آدم ساز نیست، شیر حلالی که شما و پدرم به من دادید تا ابد مرا مدیون شما خواهد کرد، باشد که جبران کنم.
,ما را مدافعان حرم آفریده اند اصلا برای پاره پاره شدن آفریده اند
,عازم سفری هستم، به رسم مسلمانی چند خطی را در کمال صحت جسمی و روانی از خود به یادگار می گذارم.
,خیلی وقت بود که نفس کشیدن تو این هوا برام سخت شده بود، هوایی پر از ریا، دروغ، نفاق و دورویی و گاهی این هوا رو خودم تاثیر میگذاشت.
,برای کمال و رسیدن به کمال راهی جز رفتن نیست و عبور کردن از تن و نفس، که اگر بمانی اسیر نفس می شوی، و من هم خسته شدم.
,از نشتن، از کسالت، از خمودی و از یکنواختی.از این که بشینم و هر روز خبر شهادت دوستام و هم لباسام و بشنوم، تا اینکه این مجال فراهم شد.
,از همه کسایی که توی این 26 سال و 6 ماه و15 روز برام زحمت کشیدن ممنونم و از همشون همین جا حلالیت می طلبم. از رفیق و نارفیق، از دوست و از... ودست همشون رو می بوسم و بازم حلالیت می خواهم.
,از مادرم حلالیت می خواهم که فرزند خلفی براش نبودم و به خاطربرخی کارام، منو ببخشد، و ازش می خواهم که در نبود من بی قراری نکند، چون همچون بی ارزشی چون من فدای خانم حضرت زینب که دست گلای اهل بیت ارزششون بیشتر بود یا من که فدایی خانم هستم. و ازش می خواهم، خانم حضرت زینب را الگو و اسوه ی خودش قرار دهد.
,بازم از همه ی دوستام حلالیت می طلبم و این نفس بی ارزشی چون من که کسی نیستم برای نصیحت کردن، ولی همه را به صداقت و محبت و پرهیز از نفاق و دورویی سفارش می کنم.
,از مال دنیا، وام هایی دارم که از مادرم و خانواده می خواهم که وام هایم را تسویه کنند.
,مقدار بدهی جزیی دارم که در زیر برگه می نویسم و ما بقی کار با شما.
,ما بقی اموالی که برایم می ماند از مبلغ پس انداز و منزلم پس از پرداخت بدهی هایم دو سوم اموالم صرف امور فرهنگی، خیریه و جذب جوانان شود که مسئولیت این کار بر دوش دوست عزیزم اقا مجید سلطانیه عزیز. یک سوم باقی مانده اموالم در اختیار مادرم و به صلاح دید خودشان هزینه گردد، باشد تا باقیات و صالحاتی برای بازماندگان و رفتگان شود.
,احساس می کنم بیشتر از دو هفته، روزه قضا ندارم، کفاره دو روز روزه(کفاره جمع).
,اگر کسی طلبی از این حقیر داشت با مراجعه به خانواده،طلبش پرداخت شود.
,باشد که حضرت زهرا عنایتی کند و به آن هدفی که به خاطرش آمدم تو سپاه برسم، تنها یک هدف:
,هر چه را خواستم از فضل تو گیرم آمد مانده بی سر شدنم در ره زینب
,به قول سردار همدانی اگر دوست داشتین برام یک روز روزه بگیرید و یک نماز بخوانید.
,,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه