چرخشی استراتژیک؛

رفتار شهروندان به عنوان علت و راهکار معضلات؟

رفتار شهروندان به عنوان علت و راهکار معضلات؟
باید هر روزه سطحی از درگیری و تنش روحی- روانی و گاه فیزیکی را در خود ببیند و اگر بر خلاف آن عمل کند، هر روزه نوعی عذاب وجدان را با خود به همراه دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری بجنا، در یک عصر نه چندان دلچسب زمستانی برای خرید لوازم و وسایل منزل به بازار رفته بودم. بسیار شلوغ بود و رفت و آمد عجیبی در نبض بازار به راه افتاده بود. در همین حین صدای ناله و ضجه غریبی که از دوردست­ها نزدیک می­شد، توجه همگان را جلب می­نمود. زنی جوان با نوزادی در آغوشش که معلوم نبود واقعا موجودی زنده باشد، از جمعیت تقاضای کمک می­کرد اما آنچه برای من قابل توجه­تر می­نمود، بازخورد رفتار او در مادر و دختری بود که با سبد خرید به بازار آمده بودند و از ظاهر آن­ها به نظر می­رسید، از خانواده­ای متوسط به بالا باشند. مادر دست خود را در کیفش برده بود و می­خواست به زن بینوا کمک کند اما دختر جوان او که مرا به یاد آن شخصیت­های قوی و منسجم اجتماعی در زندگی روزمره شهروندی و معتقد به اصول و عقایدی متمدنانه می­انداخت، مانع از این کار می­شد. در نهایت، مادر نتوانست در برابر گزاره­های مستحکم دخترش مقاومت نماید. پول را به کیفش برگرداند و با چشمانی اشک آلود و صورتی متاثر گذر کرد و رفت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری بجنا,

این اولین باری نبود که تردید و دو دلی را در رفتار یک شهروند و یک کنشگر اجتماعی دیده­ام. همه ما با این دست موقعیت­ها مواجه شده­ایم:

,

1) گاهی وقت­ها افرادی را در خیابان می­بینیم که مشغول تکدی­گری هستند و از ما درخواست کمک و اعانه می­کنند و نمی­دانیم آیا باید به او کمک کنیم یا با بی­تفاوتی از کنار او بگذریم؟ آیا او واقعا یک نیازمند است یا فردی ست که به حرفه تکدی­گری مشغول است؟

,

2) اغلب اوقات که می­خواهیم برای رفتن به مقصدی تاکسی بگیریم، ده­ها مسافرکش شخصی برایمان بوق می­زند و این پرسش در ذهن ما نقش می­بندد که آیا درست است به جای تاکسی­های مجوزدار، از این وسایل نقلیه استفاده کنیم؟

,

3) بعضی وقت­ها وسیله­ای را به شدت نیاز داریم و اتفاقا آن را در بساط یک دستفروش می­یابیم و لابد در اغلب موارد قیمتش نیز مناسب­تر است؛ مردد می­مانیم که آیا صحیح است از کسی که نه مالیات می­پردازد، نه اجاره و نه نظارتی روی آن است، خرید کنیم؟

,

4) در خیلی از جاهایی که نیاز به صف­بندی دارد مثل پمپ بنزین، پمپ گاز، صف نانوایی و ...، با افرادی مواجه شده­ایم که حقوق دیگران را ضایع می­کنند و نوبت خود را رعایت نمی­کنند و اتفاقا مسئول و یا متصدی آن محل نیز متوجه می­شود و ما می­مانیم که آیا باید به عنوان یک شهروند مسئولیت­پذیر به او تذکر دهیم یا خیر؟ به شدت بر حق خود پای فشاریم و از آن دفاع کنیم یا خیر؟

,

اگر کنشگر، بر اساس قواعد و اصول شهروندی خود عمل کند و در موقعیت­های اینچنینی به اصول خود پایبند باشد، باید هر روزه سطحی از درگیری و تنش روحی- روانی و گاه فیزیکی را در خود ببیند و اگر بر خلاف آن عمل کند، هر روزه نوعی عذاب وجدان را با خود به همراه دارد. تنش و درگیری متداوم، سطح اعتماد اجتماعی را کاهش می­دهد و نوعی دیدگاه بدبینانه و نگاه مفید- انگل­وار و یا گونه­ای متمدن- بی­فرهنگ را در جامعه گسترش می­دهد. همچنین، فرد اگر در بلند مدت سایر کنشگران را با خود همراه نبیند، احساس خواهد کرد در صحنه نقش­آفرینی اجتماعی و شهروندی، یک بازنده تمام عیار بوده است و در نتیجه بعد از مدتی بی­تفاوت خواهد شد. اگر کنشگر، قواعد و اصول خود را کنار بگذارد، از طرفی هر روزه طعم نوعی عذاب وجدان اجتماعی را خواهد چشید و باز در بلند مدت بی­تفاوت خواهد شد و از جهتی دیگر به اقتصاد بومی- محلی ضرباتی جبران­ناپذیر وارد نموده و در رشد و توسعه آسیب­های اجتماعی و فرهنگی به صورت مستقیم و غیرمستقیم دخیل بوده است.

,

اصولا وقتی نهادها، ادارات و سازمان­های مسئول، از انجام ماموریت­های خود در ایجاد ساختاری سالم و منسجم در برخورد و حذف اینگونه موقعیت­ها باز می­مانند، شهروند کنشگر باید بهایش را بپردازد. در این مواقع واژگانی چون فرهنگ­سازی و ضرورت افزایش سطح آگاهی کنشگر خیلی باب می­شود و مسئولین سازمان­های مختلف مصاحبه­هایی می­کنند با این مضمون که باید سطح فرهنگ و آگاهی شهروندان در خصوص این موضوع خاص بالا رود تا بتوانند در این موقعیت­ها به نحو صحیح عمل نمایند. خلا تمام استراتژی­ها برای حل معضل، قواعد و مکانیسم­های تنظیم­گرانه، طراحی سازوکارها، مشوق­ها و محرک­ها، واکنش مسئولانه و راهکارهای ممکن و مطلوب، تمام قوانین سختگیرانه در برخورد با این موضوعات و ضمانت اجراهایی که باید وجود می­داشت و ندارد، بر کنشگر بار می­شود. در بسیاری از مواقع نیز کنشگر به عنوان مقصر اصلی شناخته می­شود، با جملاتی اینچنین: «اگر مردم از دستفروش خرید نکنند، دستفروشی اینقدر باب نمی­شود. اگر شهروندان به متکدیان کمک نکنند، اینقدر تکدی­گری گسترش نمی­یابد و ...». مثلا نگاهی به نحوه برخورد با بحران محیط زیست و بحران آب بیندازید. تمام در و دیوار شهر پر شده است از شعارهایی که به کنشگر القا می­کند که شما در بحران پیش­آمده مقصر بوده­اید و حال باید آگاهی­تان را بالا ببرید تا از بحران گذر کنیم. و این در حالی ست که در این موقعیت­ها، سازمان­های مربوطه در برخورد با این معضلات به نهایت استیصال نهادی و ساختاری رسیده­اند و بهای سنگینش را باید کنشگر بپردازد و در صورت نهایت لطف به کنشگر، عدم هماهنگی بین دستگاه­های مختلف در رابطه با موضوع خاص به عنوان مقصر اصلی شناخته می­شود. در واقع، با این روش رفتار شهروندان با رانت اطلاعات کاذب و نوعی تقلیل­گرایی غیرمنصفانه به عنوان علت و راهکار معرفی می­ شود.  

,

انتهای پیام/رض

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه