قطعه مثنوی «به شوق ظهور» تقدیم به‌تمامی شهدای مدافع حرم

در نبل، زهرا، حلب، فوعه، دمشق/ هرچه هست آشفته عالم، شور عشق

در نبل، زهرا، حلب، فوعه، دمشق/ هرچه هست آشفته عالم، شور عشق
قسمت اول از قطعه مثنوی «به شوق ظهور» تقدیم به‌تمامی شهدای مدافع حرمی که برای آزادی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا جان خود را تقدیم نمودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پیک هشترود،‌ سرلشگر عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه:شهدای مدافع حرم می‌دانند که این استقامت و مبارزه آن‌ها زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) را فراهم می‌کند، جنگ‌های امروز منطقه تمرینی برای جنگ موعود است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه اطلاع رسانی پیک هشترود,

 

,

قسمت اول از قطعه مثنوی «به شوق ظهور» تقدیم به‌تمامی شهدای مدافع حرمی که برای آزادی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا جان خود را تقدیم نمودند:

,

 

,

ای نبل شهر سراپا سوخته- دِین خود بر کربلا را توخته

,

ای نبل ای مقتل مردان مرد – ای مقاوم شهر اهل رنج و درد

,

ای قیامت کرده بر پا در قیام- بر شهیدان کفن‌پوشت سلام

,

بر شهیدان ره آزادی‌ات – جان شیرین داده از فرهادی‌ات

,

بر خلیلی و علیزاده سلام – بر سلحشوران آزاده سلام

,

بر سراج و باقری و کاهکش – بر غیاثی و رحیمی‌ها منش

,

بر حمیدی زاده و امجد سلام – بر نری میسایی و احمد سلام

,

باوفا یاران با قاجاریان –   عادلی و حیدری، توفیقیان

,

بر کمال، اسکندری، مردان عشق – آن علمداران صحرای دمشق

,

هم بر الیاسی و نان‌آور سلام – هم به کوچک زادۀ پرپر سلام

,

بر جواد منفرد سردار نور – بر علمداران میدان ظهور

,

بر تن خونین حاجی وندها   – آن رها کرده نبل از بندها

,

بر امیران سپاه انتقام   – بر علمداران زینب السلام

,

ای نبل ای کهنه شهر باشکوه   – ای نموده استقامت همچو کوه

,

بر شقایق گشته مردانت قسم- بر غریبی شهیدانت قسم

,

بر دل پر تاول یاس کبود   – انتقامت را بگیریم از سعود

,

ای نبل ای شهر گشته لاله‌زار – ای دیار عاشقان انتظار

,

دانی و میدانم این احوال را –    باعث این عشق و شور و حال را

,

آن‌طرف‌تر از سکوت سایه‌ها  – پشت دیوار غم بی‌انتها

,

پشت پرچین‌های عشق آن دورها –   وادیِ دار و سر منصورها

,

عطر نرگس کرده پُر جان را مَشام – می‌رسد دل را خبرهایی ز شام

,

بر غرورِ حُسنِ او مه بُرده رَشک – می‌رسد از ره علم بر دوش و مَشک

,

کَس چه می‌داند که شاید یار ما   –    کرده قصد آمدن دیدار ما

,

در حریم او چو کَس را بار نیست    – کَس نمی‌داند که این اسرار چیست

,

در نبل، زهرا، حلب، فوعه، دمشق – هرچه هست آشفته عالم، شور عشق

,

جمله احوالات عالم درهم است  – گشته آبستن ز طوفان‌ها یم است

,

این برآشفتن جهان بسیار را – رمز و رازی هست پنهان‌ کار را

,

کَس چه می‌داند که این آشوب چیست؟  – می‌نوازد آنکه بر در کوب کیست؟

,

کَس چه می‌داند که شاید آید او  – پرده از رخسارِ مَه بگشاید او….

,

به امید ظهور حضرت یار

,

منصور نظری

,

 

,

پایان پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه