حجه الاسلام و المسلمین قادری پاسخ می دهد:
آیا مردم در اعطای مشروعیت به حکومت و حاکم نقشی دارند؟
اخیرا برخی از افراد معلوم الحال با حضور در دانشگاه ها و ایراد سخنرانی هایی،شبهاتی را مطرح کردند که بر خود واجب می دانیم به یکا یک آن ها پاسخ دهیم.از معروف ترین این شبهات مسئله ای مقبولیت و مشروعیت می باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانشجویان بیدار، اگر چه ولایت فقیه موضوعی است که از مسلمات مکتب قرآن و عترت است و در طول تاریخ بزرگترین عالمان و دین شناسان و فقیهان شیعه مانند شیخ مفید، محقق حلی، محقق کرکی، مقدس اردبیلی، ملا احمد نراقی،محمدحسن نجفی صاحب جواهر، شیخ انصاری، شیخ مرتضی حائری، آیت الله بروجردی، علامه طباطبائی، علامه طهرانی، امام خمینی، مقام معظم رهبری و ... همواره ابعاد گستردۀ آن را تبیین علمی و اجتهادی فرموده اند، اما هر از چند گاهی عده ای قصد خاک پاشی بر آفتاب می نمایند و در ابعاد مختلف این مسأله شبهه افکنی می کنند؛ یکی از این ابعاد مهم، موضوع «مشروعیت ولی فقیه و جایگاه الهی او و نقش مردم در تثبیت حکومت و فراهم نمودن مقبولیت» است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار،,واژه «مشروعیت» در اصطلاح علوم سیاسی، معادل واژه Legitimacy و گرفته شده از ریشه لاتین Legit بهمعنای «قانون» است. بنابراین، «مشروعیت» در اندیشه سیاسی بهمعنای قانونی بودن، حقانیت و درستی است.
,یکی از اصول اساسی اسلام و مکتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام این است که انسان و جهان، همه، مُلک خداست (لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَالْأرْض) و تنها اوست که حق دارد برای آن قانون گذارد و یا حاکمی را به خلافت از جانب خود برای فرمانروایی انتخاب کند (اِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لله) و بدینترتیب، مصلحت و سعادت انسان را در قالب هدایت تضمین میکند.
,از این روی، ملاک حق و قانون، فقط خداست؛ پس جز حکومت او و حکومت کسی که منصوب او باشد، هیچ حاکمیتی، قانونی و مشروع نیست و رأی مردم اگرچه در فعلیت یافتن حکومت مؤثر است، ولی در مشروعیت حکومت نقشی ندارد، بنابراین مقبولیت مردمی، عنصری خارج از ماهیتِ مشروعیت است.
,مردم حتی مالک جسم خود نیز نیستند و حق تصرف غیر شرعی در بدن خود را ندارند فلذا ضرر زدن به بدن، قطع عضو یا خودکشی حرامی بزرگ است، فلذا مردمی که نسبت به جسم خودشان حق مالکیت ندارند، برای مصالح کلی جامعه و امور کلان جسم و روح خود و دیگران قطعاً حقی برای حکومت و مالکیت و تصرف ندارند.
,برای پرهیز از اطالۀ کلام و به علت اینکه قصد انجام بحث فنی فقهی و اجتهادی نداریم، بیانات صریح و شفافی از زعیم بزرگ شیعه، حکیمِ مفسّر و فقیهِ سیّاس و عارفِ الهی حضرت امام خمینی (ره) را در این مسأله با هم مرور می کنیم :
,,
ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است
,«اکنون که شخص معینى از طرف خداى تبارک و تعالى براى احراز امر حکومت در دوره غیبت تعیین نشده است تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمىخواهیم؟ اسلام فقط براى دویست سال بود؟ معناى نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود؛ و ما با بی حالى دست روى دست بگذاریم که هر کارى مىخواهند بکنند. اگر خدا شخص معینى را براى حکومت در دوره غیبت تعیین نکرده است، لکن آن خاصیت حکومتى را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (عج) موجود بود براى بعد از غیبت هم قرار داده است. این خاصیت عبارت است از علم به قانون اسلام و عدالت.
,اگر فرد لایقى که داراى این دو خصلت باشد به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتى را که حضرت رسول اکرم (ص) در امر اداره جامعه داشت دارا مىباشد؛ و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند.
,این توهم که اختیارات حکومتى رسول اکرم (ص) بیشتر از حضرت امیر (ع) بود، یا اختیارات حکومتى حضرت امیر (ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضایل حضرت رسول اکرم (ص) بیش از همه عالم است؛ و بعد از ایشان فضایل حضرت امیر (ع) از همه بیشتر است؛ لکن زیادى فضایل معنوى اختیارات حکومتى را افزایش نمىدهد. همان اختیارات و ولایتى که حضرت رسول و دیگر ائمه صلوات الله علیهم، در تدارک و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را براى حکومت فعلى قرار داده است؛ منتها شخص معینى نیست، روى عنوانِ عالم عادل است.» (امام خمینی، ولایت فقیه، )
,,
«کسی جز خدا حق حکومت بر کسی ندارد و حق قانونگذاری نیز ندارد و خدا به حکم عقل باید خود برای مردم حکومت تشکیل دهد و قانون وضع کند؛ قانون همان قوانین اسلام است.» (امام خمینی، کشف الأسرار، ص184)
,,
«حکومت اسلام حکومت قانون است. در این طرز حکومت، حاکمیت منحصر به خداست و قانون خدا.» (امام خمینی، ولایت فقیه، ص44)
,,
«مقتضای حدیث علما وارث انبیا هستند این است که برای علما وراثت در هر چیزی، هم شأن پیامبران باشد و از شئون انبیاء حکومت و قضاوت است. پس باید حکومت برای فقها به شکلی مطلق جعل و اعتبار گردد تا این اطلاق و اخبار صحیح واقع شود.» (امام خمینی، الرسائل، ج2، ص108)
,,
یکی از آثار مهم حضرت امام ره، کتاب البیع است که جلد دوم آن حاوی بحث مهم ولایت فقیه می باشد و در سال 1391ه. ق / 1350 ه. ش در نجف به چاپ رسیده است. اشاره های مبسوطی در این کتاب به موضوع ولایت مطلقه فقیه و انتصاب الهی و مشروعیت الهی ولی فقیه شده است :
,به عنوان مثال امام (ره)، در شرح حدیث امام زمان (عج) - أنا حجه الله و هم حجتی علیکم - نتیجه می گیرند : «ائمه (ع) تنها مرجع بیان احکام اسلامی نیستند، بلکه امام دارای منصب الهی و صاحب ولایت مطلقه است و فقها نیز از طرف ایشان دارای همین اختیارات هستند، و مرجع این حقوق جعل ولایت از جانب خداوند برای امام (ع) و جعل ولایت از جانب امام برای فقیهان است.
,ولایت پیامبر یعنی «اولی» بودن حضرتش بر مؤمنین نسبت به خودشان و امور راجع به حکومت و زمامداری، به فقها انتقال می یابد. کلیۀ امور مربوط به حکومت و سیاست که برای پیامبر و ائمه علیهم السلام مقرر شده، در مورد فقیه عادل نیز مقرر است و عقلا نیز نمی توان فرقی میان این دو قائل شد.»
,,
نقش مردم
,«پشتوانه یک حکومتی ملت است، اگر یک ملتی پشتوانه حکومتی نباشد این حکومت نمیتواند درست بشود، این نمیتواند برقرار باشد». (صحیفه امام، ج11، ص459)
,,
«امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است». (صحیفه امام، ج12، ص182)
,,
اینگونه مواضع امام خمینی (ره) دربارۀ نقش مهم مردم و مسئولیت بزرگ آنها در تحقق حکومت اسلامی و تأمین مقبولیت آن و تجلیل و تقدیر ایشان از مردم باعث شده است که عده ای خیال کنند ایشان نظر مردم را در مشروعیت حکومت اسلامی داخل می دانند.
,,
در حالی که با نگاه به مجموعۀ بیانات و آثار مکتوب علمی و فقهی ایشان چنین نسبتی قطعاً صحیح نیست.
,مثلاً چهارم آبان 1343، ایشان در سخنرانی اعتراضی به تصویب کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی اتباع آمریکایی در برابر محاکم ایرانی)، میفرمایند :
,«خدایا اینها خیانت کردند به مملکت ما. خدایا دولت به مملکت ما خیانت کرد، به اسلام خیانت کرد، به قرآن خیانت کرد. وکلای مجلسین خیانت کردند...وکلای مجلس شورا، آنهایی که رأی دادند، خیانت کردند به این مملکت. اینها وکیل نیستند، دنیا بداند اینها وکیل ایران نیستند. اگر هم بودند من عزلشان کردم؛ از وکالت معزولند.» (صحیفه امام، ج1، ص423)
,

, طبیعی است که عزل وکلای مجلس شورا از جانب امام (ره)، تنها در صورتی متصور است که ایشان، خود را صاحب ولایت و حاکمیت بدانند و این در حالتی است که در آن زمان، نه انتخاباتی صورت گرفته بود که در آن، مردم به حاکمیت امام (ره)، رأی داده باشند و نه میتوان به طور قاطع، اکثریت مردم ایران را در آن زمان نسبت به حرکت و مرام امام (ره) آگاه و موافق بهشمار آورد.
,,
«واضح است که حکومت به جمیع شئون آن و ارگانهایی که دارد تا از قِبَل شرع مقدس و خداوند تبارک و تعالی شرعیت پیدا نکند، اکثرکارهای مربوط به قوه مقننه و قضاییه و اجراییه، بدون مجوز شرعی خواهد بود و دست ارگانها که باید بهواسطه شرعیتِ آن باز باشد، بسته میشود و اگر بدون شرعیت الهی کارها را انجام دهند، دولت به جمیع شئونه طاغوتی و محرم خواهد بود.» (صحیفه امام، ج17، 16/9/61)
,,
«فقیه جامع الشرایط، ولایت در جمیع صور دارد. لکن تولّی امور مسلمین و تشکیل حکومت، بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین، که در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبیر میشده به بیعت با ولی مسلمین.» (صحیفه امام، ج20، ص459، 29/10/66)
,,
از این بیانات به وضوح به دست می آید که از منظر امام خمینی (ره) رأی مردم، موجب فعلیت یافتن تکلیف تولّی امور مسلمین و تشکیل حکومت توسط ولی امر مسلمین است و در اصلِ مشروعیتِ حکومت دینی دخالتی ندارد و چنانکه از جمله نخست به وضوح بدست می آید، فقیه جامعالشرایط در جمیع صور و به طور مطلق، هر چند منتخب اکثریت نبوده و مردم با او بیعت نکرده باشند، ولی امر است. اگرچه بدون همراهی مردم و مقبولیت آنها حکومت نمی تواند شکل بگیرد و برقرار بماند.
,,
حجه الاسلام و المسلمین قادری/
,انتهای خبر/
]
ارسال دیدگاه