تحلیل شکست جریان اصلاحطلب خمینیشهر در انتخابات مجلس
پس از سید جواد ابطحی، بیشترین آراء خمینیشهر، متعلق به شخصیت گمنام و کمتر آشنای محمدتقی لطفی بود. در این نوشتار به وکاوی آرای مردمی خمینیشهر و تحلیل سبد آراء اصلاحطلبان می پردازیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، در فضای سیاسی و رسانه ای کشور، تلاش بسیاری می شود تا پیروز انتخابات را جریان اصلاحات و حامی دولت قلمداد کنند. اما بررسی وضعیت شهرستانها و کل کشور، چیز دیگری را به اثبات میرساند. در این مقال سعی داریم بعد از هیاهوی انتخاباتی، به وکاوی آرای مردمی خمینیشهر، به کاندیدای این جریان، جناب لطفی بپردازیم و سبد آراء اصلاحطلبان شهر را از منظر جامعهشناسی و رسانهای، تحلیل نماییم:
پس از سید جواد ابطحی، بیشترین آراء خمینیشهر، متعلق به شخصیت گمنام و کمتر آشنای محمدتقی لطفی بود.
,
دلایل گرایش رای دهندگان به ایشان را میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود:
۱- همیشه و در همه انتخاباتها، کاندیدای مورد حمایت جریات سیاسی غالب کشور، دارای شانس و جایگاه ویژهای جهت کسب آراء میباشد. المانهای تصویری بهرهگیری شده در تبلیغات دکتر لطفی از جمله تصویر هاشمی، خاتمی و روحانی در همین راستا بود. با توجه به فضای قالب کشور، نشان میدهد که این جریان نتوانست از این پتانسیل در خمینیشهر بهره چندانی داشته باشد.
, ۱-,

,
۲- در تبلیغات و عملیات روانی در کتب علم رسانه، مفهوم مهمی به نام «رهبران فکری» در جریان دومرحله ای اقناع مخاطب وجود دارد. منظور از رهبران فکری: افراد شاخص، اثرگذار و دارای جایگاه محلی، قومی، مذهبی و محوری هستند که نظر آنها برای مجموعه تحت نفوذشان، اثر اقناعی بالایی داشته و از هزاران برگه تبلیغ، بنر و تراکت موثرتر است. بخشی از این بدنه تاثیرگذار شهری، به کمک آرای لطفی در شهر آمد. این جریان را میتوان در چند بخش عمده تقسیمبندی نمود:
الف. جریان رهبری چپ: جریان اصلاحطلبان که با تمام توان و ظرفیت و با تمامی چهرههای شاخص شهری، استانی و کشوری به میدان آمد و تمام ظرفیت خویش را در جریان بدنه خویش فعال نمود.
ب. جریان خاص هیئتی (جریان معتقد به سبکهای خاص عزاداری قمه زنی و…): این جریان نیز به دلیل داشتن روحانیون، مداحان و مسئولین هیئات بانفوذ، در سطح بدنهای از شهر، دارای تاثیرگذاری ضمنی است. جریانی که به اصلاحطلب و اصولگرا بودن کاندیداها توجه چندانی ندارد و بیشتر به دنبال کاندیدایی است که کمترین خطر و تبعات را برای جریان مذهبی خاص خویش، داشته باشد. حمایت افراد شاخص این جریان از لطفی، موید این ظرفیت شهری در حمایت از ایشان بود.
ج. جریان منتقد نماینده سابق: جریان سوم، جریان منتقد سید جواد ابطحی (منتقد عملکرد و مدیریت ایشان) بود که صرفاً به دلیل «نه» به ابطحی، پشت سر لطفی صف کشیده بود. جریانی که از میان کاندیداها، چون دو قطبی رقابت را بین ابطحی و لطفی میدید، به سوی دکتر لطفی سوق پیدا کرد.
۳- یکی از شیوه های دیگر جذب آراء به سمت کاندیدای اصلاحطلب (دکتر لطفی)، استفاده از شیوههای رایج تبلیغات شهری بود. استفاده از بنرهای متعدد و با ژستهای خاص تبلیغاتی، که سعی در جذب بدنه جوان و تحصیلکرده شهر، به سمت خویش را داشت. البته در این میان سعی شد از تکنیک «مظلوم نمایی» رد صلاحیتها و موضوع بنرهای پاره شده در سطح شهر (فارغ از اینکه این اقدام کار کدام جریان بود)، در فضای شبکههای اجتماعی، بهرهگیری شود که چندان موثر واقع نگردید.
۴- یکی از تکنیکهای مهم تبلیغات رسانهای، تکنیک «هنداونه دربسته» است. لطفی برای مخاطب خمینیشهری، تنها یک عکس و ژست خاص بود با تعدادی عنوان و رزومه و لیست افراد معروف و غیر معروف حمایت کننده در شهر. مخاطب حتی نخبگانی شهر، شناخت چندانی از او نداشت و حتی بسیاری از خواص، صحبت کردن او را نیز نشنیده بودند. در جلسات مطرح تبلیغاتی نیز ایشان در حد همان «هندوانه در بسته» باقی ماند و این تکنیک توانست بخشی از آراء سرگردان و خاکستری را به سمت خویش جذب نماید. البته این شیوه رسانهای، جنبه تخریبی نیز برای جریان رقیب پیدا نمود و در ساعات پایانی و در شبکههای اجتماعی، از آن استفاده شد. استدلال هایی از این دست که لطفی، بخش زیادی از عمر خود را در شهر حضور نداشته؛ کسی صحبت و عرض اندامی از او در شهر ندیده است و…
در کنار این ظرفیتها، چند نقطه ضعف مهم نیز در جریان کاندیدای اصلاح طلب شهر وجود داشت:
اولاً اختلاف و چندگانگی در بدنه اصلاحطلب و تردیدها درباره حمایت از لطفی که دلیل این تردیدها نیز به ضعفهای بعدی اشاره شده بر میگردد.
دوماً ایشان در فضای بومی شهری، حضوری نداشته و مردم ایشان را به عنوان یک خمینیشهری مقیم مورد پذیرش قرار ندادند و این یک نکته به شدت منفی بود. البته استدلال این بود که ایشان میتواند بخشی از رای محله فروشان که متعلق به رقیب است را در سبد خویش بریزد که عملاً به دلیل این مورد منفی، این اتفاق نیفتاد؛ زیرا مردم یک فرد پایتختنشین را صرفاً به حکم محل تولد، هم محلی خویش نمیدانند. بلکه باید درمیانشان و با آنها زندگی کرده باشد.
سوماً غافل شدن از حاشیهها و مناطق تعیینکنده جنوب شهر، خطای استراتژیک این جریان بود. البته این بدنه نیز، در دورههای مختلف، تمایل چندانی به تفکرات اصلاحطلبی نشان نداده بود.
در مجموع، جمع این ظرفیتها و نقاط قوت و ضعف نشان میدهد که جریان اصلاحات، نتوانست از ظرفیتهای بالقوه و فضای دو قطبی بوجود آمده بهرهگیری نماید و با وجود فضای مساعد جریان اصلاحطلبی در شهرهای بزرگ، حتی نتوانست به عنوان رقیب جدی برای کاندیدای اصولگرایی شهرستان خمینیشهر مطرح گردد و با وجود تمامی توجیههایی که برای این اتفاق شمرده میشود، در این انتخابات شکست جدی، از جریان اصولگرایی متحمل گردید و باز این واقعیت را متذکر شد که همه ایران تهران نیست و شهرهای بزرگ و کوچک ما، هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارند.
, الف. جریان رهبری چپ:, الف.,
, ب. جریان خاص هیئتی, ب.,
, ج. جریان منتقد نماینده سابق:, ج.,
, ۳-,
, ۴-,
,
, در کنار این ظرفیتها، چند نقطه ضعف مهم نیز در جریان کاندیدای اصلاح طلب شهر وجود داشت:,
,
,
,
, در مجموع،, , سلمان هاشمیان,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه