پاسخ مهدوی به ندیمی:
با این همه اتهامات و کلمات رکیک چگونه می توان پیروز عرصه انتخابات بود؟!
مهدوی خطاب به ندیمی گفت: افاضه فرموده اید: در فلان جا نامزدهای انتخاباتی از مناظره اجتناب نموده اند! باید پرسید کدام مناظره؟ مناظره آدابی می خواهد و افعالی، با شطحیّاتِ صوفیانه! نمی توان به مناظره پرداخت! نامِ هجو گویی ها و هجا سرایی ها را با هیچ منطقی، نمی توان مناظره نامید![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از درسیاهکل، دکتر سیدحجت مهدوی سعیدی یادداشتی به پایگاه خبری تحلیلی درسیاهکل ارسال کرد که در این یادداشت به نظر می رسد به صورت کنایه وار پاسخ سخنان و نوشته های ابوذر ندیمی نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس نهم و کاندیدای این حوزه انتخابیه در مجلس دهم را داده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, درسیاهکل, درسیاهکل, ,
,
, در این یادداشت آمده است:
,زشکایتم چه ترسی؟ به سخن اجازتم ده
,نکته آنقدر ندارم که دلت غبار گیرد! ( شفایی اصفهانی )
,از غرائب روزگار این است که پاره ای از اشخاص وقتی به تعمّد دچار شکست فاحش می شوند و وقتی که بزرگان و نخبگان از آنان تبرّی می جویند و وقتی به تعبیر فریدون تولّلی:
,می نهم رخ به نشیب / می روم خسته و درمانده به آغوش شکست! از پذیرش شکست و هزیمت، لجوجانه طفره رفته و به لطایف الحیل می کوشند تا از بار مسئولیت آن شانه خالی کنند!
,یکی از نمایندگان سابق این حوالی که از مدتها پیش شماره معکوس رفتن(و بلکه افتادنش !) در شهر پژواک می نمود! اخیراً در سایت رسمی خود، هفواتی را آورده است که فارغ از بار حقوقی آن(که البته بسی جای پیگرد قانونی دارد) مستوجب پاسخی است که به نحو مختصر در این یادداشت به آن اشاره می کنم:
,۱- ایشان در پنداشتِ خود، سراسر از پیروزی موهومی سخن گفته است! که معلوم نیست چیست! باید پرسید: کدام پیروزی؟ وقتی در این همه فواصلِ زمانی هیچ یک از وعده های مطنطن محقّق نمی شود و به جای آن، از رهگذرِ باند سالاری، همه امور در هم فرو می ریزد چگونه می توان از پیروزی سخن گفت؟! وقتی که این همه سیل اتهامات، افترائات و کلمات رکیک در این سالها بر رقبای شما(از سوی شما) باریدن می گیرد چگونه می توان، پیروز عرصه ی انتخابات بود؟! وقتی که شماری از حامیان شما که متاسفانه برخی از آنان از مسئولین دستگاه های اجرایی هستند رفتارهای نامطلوبی در سرّ و علن از خود نشان می دهند که از حیث قانونی و اخلاقی زیبنده آنان نیست چگونه می توان خود را در راستای اخلاق انتخاباتی پیروز خواند! پرسش این است که آیا این توهم پیروزی را می توان با اخبار و استدلال درمان کرد؟! یا اینکه:
,هر درونی که خیال اندیش شد
,چون دلیل آری خیالش بیش شد!
,۲- در مورد یکی از کاندیداهای محترم گفته اید که او در انتخابات مجلس واجد هزار رای شد!
,اولاً: که فرد مورد نظر شما که کم و بیش توسط برخی از حامیان اصلاح و اعتدال تعرفه شد تنها در ظرف یک هفته، واجدِ قریب به دو هزار رای گردید و ثانیاً: ایشان اساساً در مقابله با تصمیم شورای کذایی که درسیاهکل اتفاق افتاد! به میدان آمد تا در تقابل با شما که بدون هیچ نسبتِ موجّهی با اصلاحات، عَلَم شده بودید! اعلامِ حضور نمایند.حمایت صورت گرفته صرفاً به عنوان یک اعتراض و واکنش اجتماعی به بدنه جامعه تزریق شد. پرواضح است احدی دنبال این نبود که این نامزد محترم انتخاباتی در این زمان بسیار محدود به عنوان نماینده از سوی مردم برگزیده گردد! بلکه تدبیر و تاکتیک به کار رفته صرفاً جهت روشن شدن مسائل پشت پرده ای بود که شما بازیگر اصلی آن بودید! لذا ناگفته پیداست شماری از اصلاح طلبان نامدار که نیز در دقیقه نود در این ارتباط همراهی هایی از خود نشان دادند برای آشکار شدن این مرز بندی ها بود و بس.
, درسیاهکل,۳- فارغ از پاره ای از تمایزاتِ سیاسی موجود، جناب آقای دکتر نیکفر از افراد موجّه، زحمتکش و مورد وثوق این شهر است و طبیعی است که در شرایطِ التهاب آلود کنونی با عنایت به تلاش های پیاپی، افکار و برنامه های ایشان مورد توجّه قاطبهِ مردم قرار گیرد و مردم پس از پیروزی ایشان کل حوزه انتخابیه را آکنده از شور و شعف بنمایند. تحقیقاً در کنار آرای ایجابی دکتر نیکفر البته آرای سلبی نیز وجود داشته و دارد که پرده از مخالفت بخش عظیمی از مردم با سیاست های کاری شما برمی گیرد لذا نمی توان با اتهام افکنی های واهی، مشروعیت و مقبولیت این آرای عظیم را زیر سوال برد! این سخن یک سرِ مو کس زِ تو باور نکند!
,۴- در سکراتِ خودشگفتی، همه ی حقایق و وقایع، وارونه فهم و تبلیغ می شود! همه گرفتاری های آدمی از رهگذرِ کیشِ شخصیت اوست! خودخواهی، بن بستی ست که تا ابدیّت گسترده است! چه خوب می نمود که جنابعالی، کلیدِ معمّا را در این نکته پیدا می نمودید و به جای این هوچی گری ها و جنجال سازی های بیهوده به نامزدِ برآمده از امواجِ مردمی، تبریک و شاد باش عرض می نمودید!
,۵- افاضه فرموده اید: در فلان جا نامزدهای انتخاباتی از مناظره اجتناب نموده اند! باید پرسید کدام مناظره؟ مناظره آدابی می خواهد و افعالی، با شطحیّاتِ صوفیانه! نمی توان به مناظره پرداخت! نامِ هجو گویی ها و هجا سرایی ها را با هیچ منطقی، نمی توان مناظره نامید! مبانی و مبادی بحث باید در مناظره آشکار و حاکم باشد.
,لیک با او شمعِ صحبت درنمی گیرد ازآنک
,من سخن از آسمان می گویم او از ریسمان!
,۶- چرچیل(سیاستمدار بلند پرواز بریتانیا) در جایی گفته است: ” تاریخ با من مهربان خواهد بود، زیرا خودم آن را می نویسم ! ” برادر! خوب می شد تاریخ نویسی رویداد های انتخابات ایران را برعهده شما می نهادند تا شما بنویسید آنچه را که می خواهید!
,۷- چه خوب می شد به جای این الفیه سرایی ها و پمپاژ بازی ها و شانتاژ سازی ها و همینطور سفسطه پردازی های تسکین دهنده! به مرورِ عملکردِ نکوهیده خود می پرداختید و با فاصله گرفتن از ندیمان و رفیقان چاپلوس و لوسِ حجره، گرمابه و گلستان، اندکی انصاف به خرج داده و این شکست بزرگ را واکاوی، علت جویی و غبارروبی!می نمودید، می رفتید خود را اصلاح می کردید تا پرچم سرفراز! شما از فراز نیفتد(البته اگر تاکنون اگر پرچمی باقی مانده باشد!) می رفتید با خود خلوت می نمودید و به جای دفاعِ مذبوحانه! به تبیین عاقلانه ی این فروپاشی می پرداختید. نه رو به سراب! و پشت سر خراب! از خود پندار زدایی می کردید به جای قیاس کردن خود در میزان آراء با این و آن نماینده پیروز در حوزه های دیگر، به دقت سونامی ریزش آرای خود را بررسی می کردید، چه می توان کرد؟ زهی پندار باطل کز خیال و وهم می زاید! شانزده هزار تفاوت رای، ده ها درس گفته و ناگفته برای شما و شوالیه های شما دارد.برادر! کسی مابقی الدهر در پُست باقی نمی ماند! هرکسی که می آید روزی هم می رود، این که دعوا ندارد! مهم آن است که جمعیتی عظیم در رفتن آدمی به دست افشانی و پایکوبی و شمع افروزی و شادمانی نپردازند! واقعیت های عریان اجتماعی را باید دریافت تا دچار تناقض، کذب و افترا در تحلیل و گفتار نگردید! برخی از نوشته جاتِ آکنده از، عصبیت و نفرت شما را خواننده که می خواند، ناخواسته به یاد بیتی از مولانا می افتد که می گوید: وقتی آدمی همه چیز را می بازد و می اُفتد این بازیدن و فرو افتادن را برای همه آرزو می نماید!
,زان که هر بدبخت خرمن سوخته
,می نخواهد شمع کس افروخته!
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه