وبلاگ اصلاح حسینی نوشت:
اصولگرایی معتدل و اصولگرایی اصلاح طلبانه!
اگر فرض را بر این بگذاریم که اصولگرایان، معتدل و اصولگرای اصلاح طلب و اهل مماشات بشوند چه تضمینی وجود دارد که چند سال بعد همان اصولگرایان معتدل را نیز باز تندرو خطاب نکنند و باز هم از مواضعشان پایین نکشند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ وبلاگ اصلاح حسینی نوشت: در ایام پس از انتخابات ،بعضی از مردم این جملات را تکرار میکنند:"اصولگرا و اصلاح طلب یعنی چی هر دوشون یه جورن"،"اصولگرایی و اصلاح طلبی مهم نیست و مهم اینه که نماینده کار بکنه"،"اصولگرایی و اصلاح طلبی فقط یه بازی هستش واسه سرکار گذاشتن مردم"و بعضی دیگر نیز با ادبیات متفاوت تری می گویند "اصلاحات بر پایه اصول است و اصول نیاز به اصلاحات دارد و بهترین فکر، اصولگرای اصلاح طلب است".
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اصلاح حسینی, اصلاح حسینی, در ایام پس از انتخابات ،بعضی از مردم این جملات را تکرار میکنند:"اصولگرا و اصلاح طلب یعنی چی هر دوشون یه جورن"،"اصولگرایی و اصلاح طلبی مهم نیست و مهم اینه که نماینده کار بکنه"،"اصولگرایی و اصلاح طلبی فقط یه بازی هستش واسه سرکار گذاشتن مردم"و بعضی دیگر نیز با ادبیات متفاوت تری می گویند "اصلاحات بر پایه اصول است و اصول نیاز به اصلاحات دارد و بهترین فکر، اصولگرای اصلاح طلب است".,طبیعی ست وقتی فردی که عادت به مساله ای ندارد و برای زمانی بیش از پیش و به صورتی افراط گرایانه پیگیر یک مساله شود از آن خسته و روی گردان خواهد شد و در مورد اکثر مردم نیز شاید این مساله صدق کند که امروز از این مناسبات سیاسی خسته اند...در این شکی نیست که باید اشتباهات گذشته را اصلاح کرد و البته هر اصلاحی باید برپایه اصول بنا شود اما آنچه که مهم است اینکه با توجه به سابقه سیاسی احزاب و گروهها و تفاوت در تفکر و اعمالشان در طول سالهای گذشته، هیچگاه نمیتوان اصولگرای واقعی و اصلاح طلب واقعی را زیر یک سقف جمع کرد و این سخنان بر روی کاغد زیبایند اما در عمل با دنیای واقع تفاوت دارند. رواج این تفکر را از دو دید می توان بررسی کرد...دید اول ناشی از خستگی و سیاست زدگی مردم در ایام انتخابات است که البته قبلا نیز مسبوق به سابقه بوده است و پس از مدتی به وضعیت مطلوب و عادی باز میگردد...اما دید دوم این است که رواج این فکر در بین مردم توطئه ای جدید بر پایه نتایج و جو حاصل از انتخابات و نشات گرفته از کسانی باشد که اولا خواهان بی تفاوتی مردمند و دوما خواهان کوتاه آمدن اصولگرایان از مواضع خویشند....اصولگرای میانه رو، اصولگرای معتدل، اصولگرای اصلاح طلب و اصولگرایی مصلحتگرایانه همگی از یک جنس اند و نتیجه اش نیز کم رنگ شدن مواضع در بین اصولگرایان است...این ادامه همان خطی است که از چندی پیش انقلابیون را تندرو نامید و البته با پاسخ رهبر انقلاب روبرو شد که تندروی در مسیر صحیح بد نیست.
اگر فرض را بر این بگذاریم که اصولگرایان، معتدل و اصولگرای اصلاح طلب و اهل مماشات بشوند چه تضمینی وجود دارد که چند سال بعد همان اصولگرایان معتدل را نیز باز تندرو خطاب نکنند و باز هم از مواضعشان پایین نکشند..با طی این روال چه آینده ای در انتظار است؟؟ نکته ای که باید گفت اینکه تندروی در راه انقلاب و در مسیر صحیحش مصداق بارز "فاستبقوا الخیرات" است.
طبیعی ست وقتی فردی که عادت به مساله ای ندارد و برای زمانی بیش از پیش و به صورتی افراط گرایانه پیگیر یک مساله شود از آن خسته و روی گردان خواهد شد و در مورد اکثر مردم نیز شاید این مساله صدق کند که امروز از این مناسبات سیاسی خسته اند...در این شکی نیست که باید اشتباهات گذشته را اصلاح کرد و البته هر اصلاحی باید برپایه اصول بنا شود اما آنچه که مهم است اینکه با توجه به سابقه سیاسی احزاب و گروهها و تفاوت در تفکر و اعمالشان در طول سالهای گذشته، هیچگاه نمیتوان اصولگرای واقعی و اصلاح طلب واقعی را زیر یک سقف جمع کرد و این سخنان بر روی کاغد زیبایند اما در عمل با دنیای واقع تفاوت دارند. رواج این تفکر را از دو دید می توان بررسی کرد...دید اول ناشی از خستگی و سیاست زدگی مردم در ایام انتخابات است که البته قبلا نیز مسبوق به سابقه بوده است و پس از مدتی به وضعیت مطلوب و عادی باز میگردد...اما دید دوم این است که رواج این فکر در بین مردم توطئه ای جدید بر پایه نتایج و جو حاصل از انتخابات و نشات گرفته از کسانی باشد که اولا خواهان بی تفاوتی مردمند و دوما خواهان کوتاه آمدن اصولگرایان از مواضع خویشند....اصولگرای میانه رو، اصولگرای معتدل، اصولگرای اصلاح طلب و اصولگرایی مصلحتگرایانه همگی از یک جنس اند و نتیجه اش نیز کم رنگ شدن مواضع در بین اصولگرایان است...این ادامه همان خطی است که از چندی پیش انقلابیون را تندرو نامید و البته با پاسخ رهبر انقلاب روبرو شد که تندروی در مسیر صحیح بد نیست.
اگر فرض را بر این بگذاریم که اصولگرایان، معتدل و اصولگرای اصلاح طلب و اهل مماشات بشوند چه تضمینی وجود دارد که چند سال بعد همان اصولگرایان معتدل را نیز باز تندرو خطاب نکنند و باز هم از مواضعشان پایین نکشند..با طی این روال چه آینده ای در انتظار است؟؟ نکته ای که باید گفت اینکه تندروی در راه انقلاب و در مسیر صحیحش مصداق بارز "فاستبقوا الخیرات" است.
طبیعی ست وقتی فردی که عادت به مساله ای ندارد و برای زمانی بیش از پیش و به صورتی افراط گرایانه پیگیر یک مساله شود از آن خسته و روی گردان خواهد شد و در مورد اکثر مردم نیز شاید این مساله صدق کند که امروز از این مناسبات سیاسی خسته اند...در این شکی نیست که باید اشتباهات گذشته را اصلاح کرد و البته هر اصلاحی باید برپایه اصول بنا شود اما آنچه که مهم است اینکه با توجه به سابقه سیاسی احزاب و گروهها و تفاوت در تفکر و اعمالشان در طول سالهای گذشته، هیچگاه نمیتوان اصولگرای واقعی و اصلاح طلب واقعی را زیر یک سقف جمع کرد و این سخنان بر روی کاغد زیبایند اما در عمل با دنیای واقع تفاوت دارند. رواج این تفکر را از دو دید می توان بررسی کرد...دید اول ناشی از خستگی و سیاست زدگی مردم در ایام انتخابات است که البته قبلا نیز مسبوق به سابقه بوده است و پس از مدتی به وضعیت مطلوب و عادی باز میگردد...اما دید دوم این است که رواج این فکر در بین مردم توطئه ای جدید بر پایه نتایج و جو حاصل از انتخابات و نشات گرفته از کسانی باشد که اولا خواهان بی تفاوتی مردمند و دوما خواهان کوتاه آمدن اصولگرایان از مواضع خویشند....اصولگرای میانه رو، اصولگرای معتدل، اصولگرای اصلاح طلب و اصولگرایی مصلحتگرایانه همگی از یک جنس اند و نتیجه اش نیز کم رنگ شدن مواضع در بین اصولگرایان است...این ادامه همان خطی است که از چندی پیش انقلابیون را تندرو نامید و البته با پاسخ رهبر انقلاب روبرو شد که تندروی در مسیر صحیح بد نیست.
اگر فرض را بر این بگذاریم که اصولگرایان، معتدل و اصولگرای اصلاح طلب و اهل مماشات بشوند چه تضمینی وجود دارد که چند سال بعد همان اصولگرایان معتدل را نیز باز تندرو خطاب نکنند و باز هم از مواضعشان پایین نکشند..با طی این روال چه آینده ای در انتظار است؟؟ نکته ای که باید گفت اینکه تندروی در راه انقلاب و در مسیر صحیحش مصداق بارز "فاستبقوا الخیرات" است.
طبیعی ست وقتی فردی که عادت به مساله ای ندارد و برای زمانی بیش از پیش و به صورتی افراط گرایانه پیگیر یک مساله شود از آن خسته و روی گردان خواهد شد و در مورد اکثر مردم نیز شاید این مساله صدق کند که امروز از این مناسبات سیاسی خسته اند...در این شکی نیست که باید اشتباهات گذشته را اصلاح کرد و البته هر اصلاحی باید برپایه اصول بنا شود اما آنچه که مهم است اینکه با توجه به سابقه سیاسی احزاب و گروهها و تفاوت در تفکر و اعمالشان در طول سالهای گذشته، هیچگاه نمیتوان اصولگرای واقعی و اصلاح طلب واقعی را زیر یک سقف جمع کرد و این سخنان بر روی کاغد زیبایند اما در عمل با دنیای واقع تفاوت دارند. رواج این تفکر را از دو دید می توان بررسی کرد...دید اول ناشی از خستگی و سیاست زدگی مردم در ایام انتخابات است که البته قبلا نیز مسبوق به سابقه بوده است و پس از مدتی به وضعیت مطلوب و عادی باز میگردد...اما دید دوم این است که رواج این فکر در بین مردم توطئه ای جدید بر پایه نتایج و جو حاصل از انتخابات و نشات گرفته از کسانی باشد که اولا خواهان بی تفاوتی مردمند و دوما خواهان کوتاه آمدن اصولگرایان از مواضع خویشند....اصولگرای میانه رو، اصولگرای معتدل، اصولگرای اصلاح طلب و اصولگرایی مصلحتگرایانه همگی از یک جنس اند و نتیجه اش نیز کم رنگ شدن مواضع در بین اصولگرایان است...این ادامه همان خطی است که از چندی پیش انقلابیون را تندرو نامید و البته با پاسخ رهبر انقلاب روبرو شد که تندروی در مسیر صحیح بد نیست.
اگر فرض را بر این بگذاریم که اصولگرایان، معتدل و اصولگرای اصلاح طلب و اهل مماشات بشوند چه تضمینی وجود دارد که چند سال بعد همان اصولگرایان معتدل را نیز باز تندرو خطاب نکنند و باز هم از مواضعشان پایین نکشند..با طی این روال چه آینده ای در انتظار است؟؟ نکته ای که باید گفت اینکه تندروی در راه انقلاب و در مسیر صحیحش مصداق بارز "فاستبقوا الخیرات" است.
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه