گفتوگوی تفصیلی با فولکلورشناس آذربایجان؛
نوروز عامل وحدت میان ملت هاست/ سنتهای چهارشنبه سوری آذریها، از اهر تا ابهر
سفیدگر گفت: در سیطره ی دهکده ی جهانی، علیرغم اضمحال بسیاری از سنت ها فرهنگ نوروز به دلیل ایجاد وحدت بین ملت ها، همچنان پابرجاست و به جهت خدایی بودن آن هیچ کس سرآغازی بر آن متصور نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ چند روزی بیش به پایان سال 94 و آغاز سال نو باقی نمانده و خانه های تکانیده و بازارهای پر ازدحام خبر از تب و تاب مردم برای آغاز سال نو می دهد و آنچه بیش از همه حائز اهمیت است آداب و رسوم و سننی است که در قومیت ها و مناطق مختلف دنبال می شود و هرکس بر اساس سابقه ی تاریخی و فرهنگی خود به استقبال جشن نوروز و سال نو می رود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,نوروز این سنت قدیمی، در میان مردمان سرزمین ایران با سابقه ی طولانی همواره ظرفیت فرهنگی خوبی به شمار می رود که سوالات و چند و چون بسیاری حول آن نهفته است؛ نوروز از کجا شروع شد؟ کدام آیین ها را در دل دارد؟ راز ماندگاری آن چیست؟ چهارشنبه سوری چه فلسفه ای دارد؟ سنت های نوروزی آذربایجان کدام ها هستند؟
,دکتر حمید سفیدگر، فعال فرهنگی و کارشناس فولکلور در مصاحبه با آناج به این سوالات پاسخ می دهد؛
,آناج: لطفا در مورد تاریخچه فرهنگ نوروز توضیح دهید و بفرمایید گستره جغرافیایی نوروز تا کجاست؟
,نوروز یکی از جشن های مشرق زمین در بخش شمالی خط استوا است. نوروز به عنوان رستاخیز طبیعت و جشنی باستانی در مناطق وسیعی از فلات ایران، آسیای میانه، آناتولی، حوزه دریای مدیترانه، خاورمیانه و قفقاز، از هزاران سال پیش در میان اقوام و ملل مختلف رایج بوده و امروزه نیز با همان اهمیت برگزار میگردد. به جرأت میتوان گفت که نوروز تنها محملی است که میتواند ملت های حوزه فرهنگی خود را بیش از پیش به همدیگر مرتبط نماید و از این رهگذر صلح، صفا، آرامش، ترقی و پیشرفت را برای این ملت ها به ارمغان آورد چرا که نوروز طی هزاران سال، جشن فرخنده صلح، صفا و صمیمیت بوده و خواهد بود.
,گستره جهانی نوروز از کجا تا کجا؟
,نوروز آیینی است کهن و ماندگار با تاریخی شکوهمند که در گستره جغرافیایی جهان شرقی از غرب چین تا آناتولی، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بینالنهرین در غرب، از سواحل خلیج فارس در جنوب تا سواحل دریاچه آرال در شمال و از سین کیانگ و آسیای مرکزی در شمال شرق تا دامنه های شمالی قفقاز بزرگ در شمال و آسیای صغیر در شمال غربی را شامل میشود. این آیین کهن با جشنها و مراسم ارزشمند، علاوه بر ایران در همه جمهوریهای آسیای مرکزی و استان سین کیانگ در غرب چین با شکوه تمام برگزار میشود. ترکمن ها، ازبک ها، قره قالپاق ها، قزاق ها و قرقیزها، ترکان آذری، ترک های شمال قفقاز از جمله ترک های دربند در داغستان، افغان ها، تاجیک ها، کردها، تات ها، تالش ها و ترک های آناتولی همه در باور به این آیین شکوهمند در برگزاری آن با هم سهیم هستند.
,آناج: با وجود اضمحال بسیاری از سنت ها، راز ماندگاری نوروز در طول سالیان دراز و در گسترۀ سرزمینی بدین پهناوری در چیست؟
,سازمان ملل متحد در پی کوشش برای جهانی کردن این میراث مشترک بشری است
,نوروز جشنی خدایی است و برهمین اساس تاکنون کسی نتوانسته سرآغازی بر آن متصور شود. ویژگیهای رحمانی و الهی و فرهنگی و خدایی، راز ماندگاری این سنت از پیش از اسلام تا همین امروز و سال ها و دههها و سدههای آینده است؛ چرا که آیینها، سنت ها، باورها و جشن های آن سرشار از معنویت و نوع دوستی و شکران نعمات الهی و دوستی و مهربانی و احترام به هم نوع و زدودن کدورت ها و پاک و تازه گردانیدن دل ها و الهی شدن قلب هاست. بیجهت نیست که سازمان ملل متحد در پی کوشش برای جهانی کردن این میراث مشترک بشری است.
,آناج: ضرورت و اهمیت پرداختن به نوروز در کشور و منطقه چیست؟
,دنیای امروز به آرزوی مکلوهان یعنی همان دهکده جهانی جامه عمل پوشانده است. رشد پرشتاب تکنولوژی بیش از هر چیزی مرزهای فرهنگی و حتی سیاسی را کمرنگ مینماید. از اینروست که دولتمردان همه کشورها بر هویت فرهنگی ملی و منطقهای سخت تاکید میکنند و از این میان اتحادیههایی چون اتحادیه اروپا، اتحادیه جنوب شرقی آسیا، اتحادیه عرب و سازمان همکاری های اقتصادی اکو و غیره به وجود میآیند. این اتحادیهها هرچند اساس و بنیان خود را بر همکاری های اقتصادی و سیاسی قرار میدهند، اما آنچه که واضح است سنخیت و تجانس فرهنگی اعضای این اتحادیهها است و مگر غیر از این است که انسان محور همه برنامههای اقتصادی و سیاسی است و مگر غیر از این است که همین انسان، کل درهم پیچیدهای از عناصر فرهنگی است و بدون توجه به فرهنگ ملل، برنامههای سیاسی و اقتصادی عملاً با شکست مواجه میشود!
,نوروز عامل وحدت میان ملت هاست
,پس چه ضرورتی بالاتر از پرداختن به جشن بزرگ نوروز که میتواند تنها عامل وحدت و هم زیستی مسالمتآمیز ملل مختلف از آذربایجان گرفته تا تاجیکستان باشد. کشورهایی چون افغانستان، پاکستان، ایران، آذربایجان، ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ترکیه، قزاقستان و عراق با پیشینه چند هزار ساله، مشترکات فرهنگی فراوانی دارند، که نوروز یکی از برجستهترین آنهاست. این اشتراکات میتواند ضمن حفظ هویت و ویژگیهای ملی هر یک از کشورها و ملت ها، موجب همبستگی هر چه بیشتر و مستحکمتر آنها در کنار یکدیگر و حضور و تاثیر نیرومندتر جهانی آنها، به عنوان یک مجموعه همگن باشد. تاکید بر مشترکات فرهنگی، موجب میشود تا تفاوتها در سایه قرار گیرند، و گونهگونی ها، در سطوح مختلف از یک منطقه کوچک تا حوزههای گستردهتر جغرافیایی به جای این که موجب رویارویی باشند، مکمل یکدیگر به شمار آیند و سبب ساز همسوییها و برادریها گردند.
,نوروز و جشن های مرتبط با آن، به عنوان فرهنگی مشترک در میان کشورهای منطقه می تواند موجبات همگرایی و همدلی بیشتر و دوری از اختلافات مختلف باشد و در این جهان پرآشوب چه ضرورتی بیشتر از همدلی و همکاری در منطقه.
,آناج: ازجمله سنت های بارز در فرهنگ نوروز چه رسوماتی هستند؟
,نوروز را می توان به عنوان یک بسته یا پکیج فرهنگی خیلی ارزشمند در نظر گرفت که آیین ها، مراسم و ادبیات شفاهی بیشماری را در خود جای داده است. از این آیین ها می توان به پیکهای نوروزی، میرنوروزی، سایاچیها، کوسه برنشین، پیربابو، پنجه پیتک، عروس گول، گلگردانی، بایچیچک، قاشقزنی، پختن آش مراد، جشن مردگیران، عید مردگان (علفه)، تکمگردانی، خانه تکانی، آئینهای تحویل سال، سفره هفتسین، آداب تحویل سال، دعاهای تحویل، آئینهای دید و بازدید، عیدیانهها، ترانههای نوروز، بازیهای نوروز، غذاهای نوروز، شیرینیهای نوروز و ... اشاره کرد.
,آناج: فلسفه برگزاری مراسم چهارشنبه سوری چیست؟
,چهارشنبه سوری یکی از جشن های باستانی ایرانیان است که همه ساله در شب چهارشنبه آخر سال برگزار می شود. در این روز مردم مناطق مختلف ایران به صورت های مختلف به جشن و شادی و پایکوبی می پردازند. پژوهشگران، سیاحان و جهانگردان زیادی در رابطه با این آئین به تحقیق و پژوهش پرداخته و هرکدام نظرات خود را به رشته تحریر در آورده اند.
,مرحوم علامه دهخدا در اثر گرانسنگ خود«لغت نامه » در این مورد می نویسد: «آخرین چهارشنبه، جشن چهارشنبه سوری می گیرند و آداب و رسوم خاصی را درآن شب برگزار می کنند. جشن چهارشنبه سوری از جشن های ملی و باستانی ایرانیان است و هنوز در بسیاری از شهرها روستاهای ایران شب این روز را به طرزی خاص جشن می گیرند.»
,استاد پورداود عقیده دارند که: «آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین دیرین است و همه جشن های باستانی با آتش که فروغ ایزدی است، پیشباز می شود.... شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند، هریک از دوازده ماه نزد آنان بی کم و بیش سی روز بود و هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد، چون «هرمزدروز»، «بهمن روز»، «اردیبهشت روز» و جز اینها.
,چهارشنبه سوری شوم است!
,روز چهارشنبه یا یوم الاربعأ نزد عرب ها روز شوم ونحسی است. شعر «منوچهری » گویای همین روز تنگی و سختی و شومی است.
,چهارشنبه که روز بلاست باده بخور به ساتگینی می خور تا به عافیت گذر
,این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند. تا پیش آمد سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه برکنارماند.» سیدعلی میرنیا نویسنده کتاب «فرهنگ مردم » درباب انجام جشن چهارشنبه سوری در روز سه شنبه معتقد است که : «این آیین از آن جهت به غروب آخرین سه شنبه (شب چهارشنبه ) موکول شده است که زردتشت، با رسیدگی حساب های گاهشماری به تنظیم و تدوین دقیق تقویم توفیق یافت و آن سالی بود که تحویل سال به سه شنبه ای مصادف شد که نیمه آن سه شنبه تا ظهر جزئی از سال کهنه و نیمه بعدازظهر، جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر زور را در نیمه شب همان روی می دانستند، بنابراین فردای آن سه شنبه را گرفته، آتش افروخته و از آن پس، آن شب را «چهارشنبه سوری » قرار دادند. »
,«هانری ماسه » فرانسوی نیز در کتاب «معتقدات و آداب ایرانی» درباره چهارشنبه سوری می نویسد: «شب چهارشنبه سوری به خصوص از لحاظ آداب و معتقدات عمومی بسیار غنی است. جهانگردان قدیم به پاره ای از این آداب اشاره کرده اند که اکنون کسی را آگاهی از آن نیست، مانند موارد زیر : ایرانیان برآنند که آخرین چهارشنبه سال بدترین روز است و از این رو در این روز، به کاری نمی پردازند، دکانها را می بندند و خیلی مواظب اند که پولی به کسی پرداخت نکنند تا مبادا تمام سال ناگریز به پرداخت پول باشند. گروهی دیگر بی آن که سخنی بگویند به رودخانه می روند و از آنجا آب برمی دارند و به خانه و اثاثه می پاشند تا از بدآمدها جلوگیری شود. اگر در کوچه به آشنایی بربخورند، از این آب به صورتش می پاشند، زیرا عقیده دارند کسانی که خیس آب بشوند، تمام سال کامروا خواهند شد.» در تمام مناطق ایران اولین و بارزترین رسم چهارشنبه سوری آتش افروزی است. مردم شهرها و روستاهای مختلف ایران اعم از زن ومرد، پیرو جوان در حیاط خانه ها، کوچه ها، معابر و گاه پشت بامها در شب چهارشبنه سوری آتش روشن کرده و از روی آن به نوبت می پرند. در حین پریدن شعرهایی چون :
,«زردی من از تو سرخی تو از من» را می خوانند.
,آناج: از سنت های آذربایجانی ها در چهارشنبه سوری بگویید:
,در آذربایجان موقع پریدن از روی آتش چنین می خوانند :
,آتیل، ماتیل چرشنبه آینا کیمی بختیم آچیل چرشنبه
,(بپر، بپر چهارشنبه مثل آینه بختم باز شو، چهارشنبه )
,علاوه بر آتش روشن کردن، مراسم و آیین های دیگری نیز در شهرها و روستاها انجام می شود که بعضی از این مراسم فقط در یک منطقه برگزار مراسم باورها و عقاید خاصی قائل بودند عمیق بود. چهارشنبه سوری روز دور ریختن همه بدیها، زشتی ها و پلیدی ها به حساب می آید. مردم سعی می کنند در پایان روز همه ناپاکی ها را از جسم و روحشان دور کنند.
,سنت های آذری، از اهر تا ابهر ...
,در مراغه چهارشنبه آخر سال زنها به کنار رودخانه « صوفی چای »رفته و کمی از موی سر خود و ناخن های چیده شده شان را به آب رودخانه می ریزند. آنها همچنین هفت عدد سنگریزه یا سنجد به آب می اندازند و می گویند :«دردو بلای پدرو مادرم و بچه هایم را به دور انداختم » سپس به چشم هایشان سرمه کشیده به آیینه نگاه می کنند و به خانه هایشان برمی گردند.
,در روستای «کتالق» شهرستان اهر در شب چهارشنبه سوری دختران و پسران جوان به دست های خود حنا می گذارند و صبح روز چهارشنبه کنار رودخانه می روند. آنها هر کدام با خود پیاز و قیچی نیز می برند و کنار رودخانه پیاز را با قیچی خردکرده، به آب می ریزند. اهالی این روستا براین خانواده شان را تا سال آینده به آب می ریزند تا به دور دست ها ببرد.
,مثلا در شهرستان «اهر» رسم است که در این روز زنانی که بچه دار نمی شوند به آسیابی که در نزدیکی شهر است می روند و سه مرتبه از زیر ناودان آسیاب که آب را با فشار بیرون می فرستد، رد می شوند و می گویند :«ای خدایی که مرمی را بی پدر پسر دادی به ما هم اولادی عطا فرما.» و معتقدند که تا سال دیگر بچه دار خواهند شد.
,در شهرستان «ملکان » آذربایجان هم روز چهارشنبه، صبح زود آنهایی که گاو و گوسفند دارند، احشام خود را برای شست و شوی به کنار رودخانه می برند و تا ساعت 8-7 صبح آنجا می مانند. در مدتی که کنار رودخانه مشغول شستن گاوها و گوسفندها هستند، هرکس برای خود، داخل پوست گردو مقداری پنبه گذاشته و روی آن چند قطره نفت ریخته و آتش می زنند، سپس آن را به آب رودخانه می سپارند. اگر تا وقتی که پوست گردو دیده می شود آتش آن خاموش نشود، می گویند اقبال آن شخص (صاحب پوست گردو ) بلند است درغیر این صورت او را آدم بد اقبالی می دانند. اهالی بعد از شستن حیوانات کوزه های خود را از چشمه ها پر کرده و برمی گردند. آب این سیزده بدر روی مزارع خود می پاشند. آنها معتقدند که با این کار مزارع آنها محصول بیشتری خواهد داد. خلاصه وقتی به خانه هایشان رسیدند، حیوانات را از میان دو شعله آتش که توسط زنان و کودکان به فاصله از هم در کوچه ها روشن شده، عبور می دهند.
,مردم شهرستان «ابهر» نیز عقیده دارند که در شب چهارشنبه سوری مختار ثقفی به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد. او و همدستانش با قرار قبلی مبنی بر روشن کردن آتش توسط شیعیان روی پشت بام هایشان در یک شب، همه هواداران خود را آگاه ساخته، سپاه عظیمی تشکیل می دهد. از آن موقع به بعد مردم به پاس گرامیداشت قیام مختار و یارانش هر سال شب چهارشنبه سوری بر پشت بام های خود آتش روشن می کنند.
,در شهرستان «خوی» یک روز قبل از چهارشنبه سوری، زنان کوچه و محل یکجا جمع شده و کوزه ای تدارک می بینند، سپس کوزه را پر از آب می کنند و هرکدام شیئی کوچک نظیر انگشتری، و کوزه را از درختی رو به قبله آویزان می کنند. این کار را در یکی از خانه ها که درخت بزرگی داشته باشد، انجام می دهند. روز چهارشنبه سوری در یک ساعت مقرر همگی جمع شده و دختر بچه نابالغی را یاد می دهند که یک یک اشیأ داخل خمره را بیرون بیاورد، یکی از زنان یک «بایاتی » (bayati) که به دوبیتی محلی گفته می شود، می خواند. در این موقع هر شیئی که از کوزه بیرون آمد، صاحب آن، شعر خوانده شده را جواب نیتی که کرده، می داند.
,علاوه بر آداب و رسومی که ذکر شد، مراسم مختلف دیگری نیز در شهرها و روستاهای میهن مان برگزار می شود. در این آیین ها، باورها و اعتقادات انسان هایی که هنوز چنان که باید و شاید با علل پدیده های طبیعی آشنا نیستند نمایانده می شود، باورهایی که گاه ریشه در تاریخ اسطوره ای اقوام مختلف دارد.
,در برخی از مناطق آذربایجان صبح روز چهارشنبه سوری، مردم قبل از طلوع آفتاب به کنار رودخانه ها، جوی ها و آبهای روان رفته و از روی می پرند و با هم این شعر را می خوانند :
,اده چاغیر حسنی
,سو آپاردی سوسنی
,آغریم سویا چیلنسین
,حاجی سویا دیلنسین
,اده چاغیر حسنی
,سو آپاردی سوسنی
,بعد دست هایشان را پر از آب کرده و به همدیگر می پاشند. آنها معتقدند که این آب همه دردها و آلام شان را با خود می برند و گناهانشان را می شوید و سوگند می خورند که دیگر مرتکب هیچ گناهی نشوند. سپس چنین می خوانند :
,سئل چاپار، سو چاپار
,بیر گوناه ائله دیم
,گل اونو توت آپار
,سئل قوپار، سوقوپار
,گل آپار، گل آپار
,لازم است اضافه کنم که جشن چهارشنبه سوری در آذربایجان، هر چهار چهارشنبه آخر سال برگزار می شده که در مناطق مختلف اسامی مختلفی داشت. عمومی ترین این نامگذاری به این صورت بود که چهارشنبه هفته اول اسفند ماه را «یالانچی چرشنبه» (چهارشنبه دروغین)، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه را «کوله چرشنبه» (چهارشنبه کوتاه)، سومی را «موشتولوقچی چرشنبه» ( چهارشنبه مژده دهنده) و چهارمین چهارشنبه را «آخیر چرشنبه» (آخرین چهارشنبه) می گفتند. این چهارشنبه ها هر کدام آئین ها و مراسم خاص خود را داشت که اشاره به این آیین ها فرصت دیگری می طلبد.
,,
گفتوگو از: نیر حیدری
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه