آداب و رسوم کهن مردم خراسان شمالی درچهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری ( چار شنبه سویی) از دو کلمه چهارشنبه و سوری که همان "سور" فارسی به معانی"مهمانی، جشن و سرخ" است و به معنای چهارشنبه سرخ، مقدمه جدی شروع شدن جشن نوروز است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اترک نیوز ، مردم در سحرگاه این روز برای آوردن آب به سرچشمه ها می روند و این خود دلیلی براین ادعاست که این کلمه همان (چارشنبه سویی) می باشد. به هر تقدیر مردم که غروب و شامگاه آخرین چهارشنبه سال با بر پا داشتن آتش و پریدن از روی آن و خواندن این شعر:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز ، ,
آتیل باتیل چارشنبه
,
بختیم آچیل چارشنبه
,
آخر چارشنبه که یاخن اولده
,
شب چهارشنبه آخر سال که نزدیک شد اشعاری دربین مردم خراسان شمالی مرسوم بود چون ؛
,
چله چخته بهار گلده خربزه و خیار گلده"
,
“چلهرفت و بهار آمد،خربزه و خیار آمد"
,
تلنگر زنده شدن طبیعت و شادی آمدن عید نوروز را به مردم می دهد.
,
خلهخله خلتمه به، سوا گلیم یمرتمه به"
,
خاله خاله عیدی من را بده، فردا میآیم تخممرغی بده
,
"خلهخله خلته گلده،"ایچنه کلچه گلده"،
,
"خاله خاله عیدیم را بده، کیسهای آمد کلوچهای بگذار" از جمله ترانههایی است که جوانان در آیین ملاقهزنی شب چهارشنبهسوری در پشت در خانهها زمزمه میکنند که آن را آیین ملاقه زنی گویند.
,
آتش برافروختن چهارشنبه سوری
,
درغروب هنگام بوتههایی را روی هم میگذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان میشد، آن را میافروختند و در بعضی نقاط ایران برای شگون، وسایل دورریختنی خانه از قبیل پتو، لحاف و لباسهای کهنه را نیز میسوزانند.
,
آتش میتوانست در بیابانها در رهگذرها و یا در پشت بام خانه افروخته و وقتی آتش شعله میکشید از رویش میپریدند و ترانههایی که در همه آنها برکت، خواهش، سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود خوانده میشد.
,
آتش چهارشنبهسوری را خاموش نمیکردند تا خودش خاکستر شود و سپس خاکسترش را که در نظرگاه آنان مقدس بود کسی جمع کرده و بیآنکه پشت سرش را بنگرد برسر نخستین چهار راه میریخت و در بازگشت اهل خانه که میپرسیدند ،کیست؟
,
میگفت: "منم" - از کجا میآیی؟ "از عروسی"، - چه آوردهای؟، "تندرستی".
,
از نظر مسلمانان آتش نماد پاکی، از بین بردن بیماریها، زدودن سرما، بدی و پژمردگی از تن بوده است.
,
ساکنان محلات قدیمی و روستانشین خراسان شمالی در این روز با پریدن از روی آتش ترانههایی از قبیل "سرخی تواز من زردی من از تو" را زمزمه و اعتقاددارند که با پریدن از روی آتش بلا، درد، بیماری و نحسی از آنان تا آخرین چهارشنبه سال آینده دور میشود.
,
این اهالی همچنین با سوزاندن و دودکردن اسفند و کندر، افشاندن گلاب و موادخوشبوکننده و سوزاندن خار و خاشاک و شاخههای خشک درختان در آخرین چهارشنبه، شب را به خوشی میگذرانند.
,
شالاندازی نیز یکی دیگر از آداب چهارشنبهسوری بود، که پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان میرفتند و از روی روزنهی بالای اتاق (روزنه بخاری) شال را به درون میانداختند، صاحب خانه میبایست هدیهای در شال میگذاشت.
,
از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند، مانند دختران دمبخت یا زنان در آرزوی فرزند.
,
در خراسان شمالی هنوز بخش از آیینهای چهارشنبهسوری همچون بسیاری از نقاط ایران معمول است و کوچک و بزرگ در آخرین چهارشنبه سال برای دور کردن نحسی این آیین را گرامی میدارند.
,
در گذشته جوانان و نوجوانان به روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، زمزمه ترانهها، فال گرفتن، اسفند دود کردن، پخش شیرنی و تنقلات بسنده میکردند.اما متاسفانه امروز به یک سنت غلط تبدیل شده که مواد محترقه و بمبهای دست ساز جایگزین آن شده است که ممکن است آسیبهای جسمی و روحی فراوانی برای خود فرد و اطرافیان داشته باشد و شادی و خوشحالی را به غم واندوه تبدیل کند.
,
قصه ها و آئینی که امروزه در حال سوختن در آتش و خاکستر شدن است و سرخی صورت را در همان سرخی آتش بجا گذاشتیم و حالا همان سیلی و نگه داشتن سرخی با برخی سنتهای غلط که دوست نپرسد و دشمن نگوید.
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه