گفتگو بامادر شهیدی که دیگر آرزویی ندارد

گفتگو بامادر شهیدی که دیگر آرزویی ندارد
زرین تاج بهرامی مادر شهید «بهروز صبوری» پس از حدود ۳۲ سال انتظار، به فرزندش رسید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از ندای ارومیه‌،مادر شهید «بهروز صبوری» که پیکر فرزندش پس از حدود 32 سال شناسایی شده، در معراج شهدا حاضر شد و به خبرنگاران گفت: امروز در بهشت زهرا(س) و سر مزار پدر بهروز بودم که به من خبر دادند پیکر بهروز شناسایی شده است. ابتدا باور نکردم ولی وقتی گفتند که از معراج شهدا تماس می‌گیرند، باور کردم که دیگر انتظارم به پایان رسیده است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

وی ادامه داد: سال‌ها قبل وقتی که خیلی بی‌تابی می‌کردم، یک شب بهروزم را در خواب دیدم که گفت این قدر بی‌تابی نکن و از من هم نخواه که بیایم. من هم از آن موقع دیگر گریه نکردم و هر موقع که اشکی می‌ریختم تنها برای فرزندان امام حسین(ع) بود.

,

وی اظهارداشت: امروز که پیکر بهروزم شناسایی شد، دیگر در دنیا آرزویی ندارم. اگرچه مقدار کمی استخوان از پیکر فرزندم باقی است، اما همین به من دلداری می‌دهد و برایم یک دنیا ارزش دارد.

,

وی عنوان داشت: در خانه‌مان موزه‌ای درست کرده‌ام و عکس‌ها و وسایل پسرم را در آن گذاشته‌ام. الان که دیگر فرزندم مزار دارد، آن موزه را جمع می‌کنم و بر سر مزارش حاضر خواهم شد.

,

وی در پاسخ به سوالی درباره اینکه چه حرفی با مادران مفقودالاثر دارد؟ گفت: همه ما باید صبر کنیم. آنها هم باید صبر کنند اگرچه بسیار بسیار سخت است.

,

 

,

در ادامه توجه شما را به گفت و گوی ندای ارومیــــه با زرین تاج بهرامی، مادر شهید صبوری در 10 اردیبهشت 1392 جلب میکنیم:

,

بارها،بارها و بارها قبل از این که مادر بایید فیلم را دیده بودم،اما هیچ وقت برایم تکراری نمی شد.
زرین تاج خانم ،را شاید تا به حال دیده باشید! قد کوتاه،عینکی ته استکانی و صدایی محزون. گل پسرش را 31 سال پیش فرستاده بود کربلا ...

,
,

 

,

, ,


اما بهروز،از همان موقع که راهی شد،مادرش را چشم به انتظار گذاشت تا همین امروز که زرین تاج خانم میهمان ارومیه ای ها بود.
وقتی که فیلم زجه های زرین تاج خانم در صداوسیما پخش شد حال و هوای خیلی ها را تغییر داد.خیلی ها گریه کردند و خیلی ها محزون شدند.
 

,
,
,
,

دانلود فیلم بسیار زیبای مادر شهید صبوری که از اخبار پخش شد!

اما،امروز پس از چندین و چند سال زرین تاج بهرامی،مادر شهید جاوید الاثر بهروز صبوری به ارومیه آمده بود.
قامت مادر خمیده بود  و چین و چروک های صورتش بیشتر،اما چشم هایش همان چشم های در انتظار بود.همان صدای گریان و لب های لرزان !

, دانلود فیلم بسیار زیبای مادر شهید صبوری که از اخبار پخش شد!,
,
,
,

 

,

, ,


زرین تاج خانم تا اسم بهروزش می آمد با دستمال توی جیبش قطره های جاری از گونه هایش را پاک می کرد. انگار چشم هایش هم از گریستن خسته شده بودند...

,
,


 

,
,  ,

مادر این همه سال از دوری بهروز گذشته،اگر بخواهید این سال ها را در یک جمله خلاصه کنید آن جمله چیست؟

,


فقط خسته نشدم؛باز منتطرتم عزیزم . بازم منتظرم تا خبری ازش برسه که منم عروسیشو برگزار کنم.یه تیکه استخوان .یه دونه پلاک .اگه پیدا بشه قلبم آرووم میشه.چون نوزده ماه بعد از خودش هم پدرش فوت کرد. حالا من موندم و این همه سال چشم انتظاری.
چشم انتطارم استخوان هاش برگرده ! برگرده و مامانش رو شاد کنه.فقط همین و فقط تو رو خدا شهدا رو از یاد نبرید! شما هایید که شهداء رو زنده نگه میدارید.مخصوصا گمنام ها که خیلی قریب اند،مثل فاطمه زهرا(س)!

,
,
,



اگه اومد اولین جمله ای که بهش میگید چیه؟

,
,
,


وقتی که کلاس دوم، سوم، چهارم، از مدرسه میومدی و سرتو میذاشتی روی قلبم و آروم می گرفتی،اما بهروز جان الان 31 ساله چطور طاقت آوردی که نمیای سرتو بذاری رو قلبم ؟! آرزوم اینه یه لحظه ببینمش و خدا عمرمو ازم بگیره .همین!آرزوم همینه...

,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه