جای خالی شهیدان در بهار 95

شهدا رفتند، تا ما بمانیم و بهار را ببینیم

شهدا رفتند، تا ما بمانیم و بهار را ببینیم
شهدا رفتند تا ما بمانیم و بهار را ببینیم، شهدا رفتند تا ما نوروز را جشن بگیریم، حالا جای خالی آنها برای ما مانده و مزاری که نشان راه ماست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از موج رسا, در نزدیکی نوروز 95 تمام حافظه ام را جمع می کنم، تا از تو بنویسم و حالا قطره خونی از قلم می چکد روی خطی مستقیم، تا به تو برسد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, موج رسا,

مگر کوتاه ترین فاصله میان دو نقطه، صراط مستقیم نیست؟ پس بگذار حالا که تب سرخ معنای تو در سرم بالا گرفته است، به یاد سرهای روی نیزه، نامت را جلوتر از کاروان کلماتم حرکت دهم، ای شهید.

,

سلام بر آنان که کلام عشق گفتند و طریق دوست پیمودند، آنان که همواره در آرزوی باران، در خون خود جاری شدند و دشت عطشناک حیات را طی کردند، تا سرخی عشق را در بهار شقایق وسعت دهند.   سلام ای اهالی خون، ای بیدهای مجنون، فصل بی تلاطم، اکنون، مدیون شماست، ای آشنایان همیشه دیروز، چقدر زیستن بی تبسّمتان، دشوار است..  

,

چقدر حقیریم در برابر استخوان های بیابان دیده تو، وقتی عظمت را به بازی می گیرند.  روزی که همه واژه ها باروت شده بودند، چه سرخ، سبز شدی تا گلوی گرفته شهر را با گلوگاه خونین خود باز کنی.  در سرود سربی شلیک ها، نغمه خوان عشق خدا بودی و اکنون سکوت، مرثیه ای است که نه برای تو، که برای تنهایی خود می خوانم، آخر جا مانده از غبار کاروان های رفته ام و تنها سعی من، خواندن شماره های ناخوانای پلاک مردانی است که همه چیزشان را با خود می بردند، حتی نشانی را.  

,

حالا کلاه های آهنی بازمانده از شما، آشیانه کبوتران بی پناه دشت هاست، حالا تمام جاده های شهر، ممتد راه شماست.   از تو چه بنویسم ای شهید، کار قلم، بافتن است و کار تو یافتن، جایی که قلم در اندیشه پرداختن بود، تو مشغول دل باختن بودی.

,

  اگر آینه را تکه تکه هم کنند، تا آخرین قطعه، چهره حقیقت را نشان خواهد داد و این است رسم شهادت و آزاده مردن.   شهید، تو نشسته ای " فی مَقْعدِ صِدْقٍ عِنْد مِلِیکٍ مُقْتَدِر" و تمام لحظه های خاک را نگرانی، ای شهید، ای شاهد بی واهمه.  

,

دست هایت را که در دست خداوند است، بالا بگیر و زمین، بد سرنوشت را دعا کن، دعا کن که گام های روزمرِّگی مان، بر حرمت نام تو پا نگذارند.  

,

دعا کن میراث پاکباختگی تو را به فراموشی نسپریم، دعا کن شانه های گرفتارمان، بغض دلتنگی تو را به باد ندهند، ما باید دلتنگ بمانیم، تا تقدیس نامت را لحظه ای غفلت نکنیم.   زمین بی شما معنا ندارد، شما خاک را کیمیا کردید و سنگ را بوسیدنی، شما هیچ گاه از ذهن زمین محو نمی شوید، شما را باید به خاطر سپرد، نه به خاک. 

,

شما راه میانبر و راه ساده رسیدن به خدا را به ما نشان دادید و هر شهید ستاره ای است که ما راه را گم نکنیم.   در رگ های تاریخ ما، خون کسانی جریان دارد که نامشان با نام خدا خویشاوند است و در آخر تنها می توان گفت: نه، تو پنهان نمی شوی در خاک، استخوان کلام معلوم است.

,

در روزهای زیبای سال، شهدا را یاد کنیم ولو با ذکر یک صلوات...

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه