اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

مرد روانی3 فرزند خودرا کشت

مرد روانی3 فرزند خودرا کشت
شب از نیمه گذشته بود، بی خوابی به سراغ مرد خانواده آمد. از جای خود بلند شد به سراغ یخچال رفت، بطری آب را بیرون آورد وآن را سر کشید. هر سه فرزند او گوشه اتاق خوابیده بودند.
[

به گزارش خبرنگارشبکه اطلاع رسانی دانا، شب از نیمه گذشته بود، بی خوابی به سراغ مرد خانواده آمد. از جای خود بلند شد به سراغ یخچال رفت، بطری آب را بیرون آورد وآن را سر کشید. هر سه فرزند او گوشه اتاق خوابیده بودندسیگاری برداشت و آنرا روشن کرد و دود آنرا با ولع بلعید. صدای ناله دختر کوچکش در خواب  به سوی او برگشت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

دختر 4 ساله در خواب چند بار مادرش را صدا زد و بار دیگر به خواب رفت. تمام وجود مرد را رعشه گرفت، نگاهش به چاقوی آشپزخانه خیره ماند و با تمام وجود خنده شیطانی سر دادو در تاریکی شب، چندین بار دست او بالا و پایین رفت و صدای 3ناله که برای همیشه خاموش شد.

,

همسایه های ساکن در محل، از چند روز گذشته هیچ یک 3 کودک خردسال همسایه خود را ندیده بودند. آنها می دانستندکه پدر خانواده یک بیمار روحی روانی است که رفتارهای او موجب قهر همسرش از خانه شده بود. این نگرانی موجب شد تا یکی از آنها که از دوستان مادر خانواده بود در تماس تلفنی حال فرزندش را بپرسد. وقتی او متوجه شد،مادر خانواده نیز از سرنوشت فرزندانش خبر ندارد به دلشوره افتاد و موضوع را به پلیس خبر داد.

,

پس از این تماس تلفنی، یکی از واحدهای گشت کلانتری با مراجعه به محل، چندین بار زنگ خانه را به صدا در آورد اما هیچکس به وی پاسخ نداد. با هماهنگی ماموران و قاضی دادسرا، ماموران با ورود به خانه و مشاهده لکه های خون درون یکی از اتاقها به تحقیق از همسایه ها پرداخته و متوجه شدند ساعتی قبل، مرد خانواده با ساکی که در دست داشته خانه را به مقصد به مقصد نامعلومی ترک کرده است. از آنجا که احتمال جنایت وجود داشت بلافاصله مشخصات مرد خانواده به تمام ماموران اعلام شد. 2 ساعت پس از این ماجرا یکی از ماموران انتظامی در ترمینال با مشاهده مردی که در شرایط غیر عادی با خود حرف می زد متوجه شد وی همان مرد تحت تعقیب است و پلیس جستجو برای دستگیری او را آغاز کرده است.

,

با دستگیری این فرد، وی در اختیار ماموران کلانتری محل قرار گرفت و زمانی که از وی در خصوص سرنوشت 3 فرزندش سئوال شد، او ماموران را به زیرزمین خانه اش برد و در میان بهت و ناباوری، آنها با جسد 3 فرزند خانواده که با ضربات چاقو به قتل رسیده بودند رو به رو شدند.

,

با گزارش جنایت به بازپرس ویژه قتل و حضور پزشکی قانونی، اجساد هر 3 قربانی به آمبولانس انتقال یافت. به فاصله کمی از محل جنایت، مادر هر سه کودک بی تابی می کردو مرد متهم در حالی که دستبندی به دست داشت در گوشه ای از حیاط ، به سیگار خود پک می زد.

,

 زن در تحقیقات گفت: شوهرم یک بیمار روانی است و چندی پیش در بیمارستان بستری بود. او مدام من و فرزندانم را کتک می زد،به طوری که تحمل این شرایط برایم ممکن نبود. افسر تجسس کلانتری وقتی با آخرین قربانی از زیر زمین خارج شد، نگاهی به اطراف انداخت به جای شیشه شکسته زیرزمین روزنامه رنگ و رو رفته ای جای آن را گرفته بود. خوب که دقت کرد تیتر روزنامه را خواند روی آن نوشته بود: بیماران روانی تحت کنترل قرار خواهند گرفت. افسر کلانتری پوز خندی زد و از زیر زمین خارج شد، آمبولانس آژیر کشان از محل دور شد و 3 کودک قربانی آرام خوابیده بودند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه