بازخوانی فعالیتها و رویکردهای بیبیسی طی جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران
بازخوانی عملکرد شبکهی جهانی بیبیسی در طول ۷۵ سال فعالیت خود بهعنوان ابزار رسانهای نظام سلطه در منطقهی حساس غرب آسیا بیانگر رویکرد دنیای غرب نسبت به وقایعی است که در این نقطهی استراتژیک جهان روی میدهد. طوری که در این بازخوانی میتوان به محوری دستیافت که آغاز آن شاید تنها خبر، موسیقی و... باشد اما انتهای آن میتواند آغاز رمز عملیاتی مخوف، در قالب جملهای باشد که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از این رسانه در ایران منعکس شد." حالا دقیقاً ساعت دوازده نیمهشب است."[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از تنکابن24، گفتار پیش رو خلاصهای از بازخوانی فعالیتها و رویکردهای بیبیسی طی جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران و دولت دکتر مصدق است که در مقالهای با عنوان "عملکرد بخش فارسی رادیو بیبیسی از جریان ملی شدن صنعت نفت تا کودتای 28 مرداد 1332" با همت " دکتر زاهد غفاری هشجین و همکاران"در شماره 13، پاییز و زمستان 1389 مجلهی علمی پژوهشی رهیافت انقلاب اسلامی منتشر شده است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تنکابن24,برخی از محققان تاریخ معاصر دههی ۱۹۳۰ الی ۱۹۴۰ را عصر رادیو مینامند. در جنگ جهانی دوم کشورهای قدرتمند شرکتکننده در جنگ با احداث شبکههای رادیویی به زبانهای مختلف در برخی از کشورهای جهان، از رادیو در راستای دیپلماسی عمومی و منافع خود استفاده کردند. از مهمترین دلایل ایجاد شبکهی جهانی بیبیسی در آن سالها میتوان آغاز جنگ جهانی دوم و نیاز انگلستان و جبههی متفقین به دستگاه تبلیغاتی گسترده یاد نمود.
بخش فارسی رادیو بیبیسی در آخرین روزهای دسامبر سال ۱۹۴۰ (دوم دیماه ۱۳۱۹) یعنی ۱۵ ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم و در هنگامهی برنامهریزی متفقین برای حمله نظامی به ایران (۸ ماه قبل از سوم شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران) و درزمانی که اقتصاد جهانی با تورم مواجه بود با بودجهی ۲۶۵ میلیون پوند معادل 1431 میلیارد تومان توسط یک بهایی به نام موفربالیوزی راهاندازی شد و بعدازآن عباس دهقان -که او هم از مبلغین بهائیت بود - آغاز به کار کرد.
سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۸ را میتوان دورهی پاگیر شدن بیبیسی فارسی در بین ایرانیان دانست. در این دوره وزارت خارجه بریتانیا تصمیم گرفت نفوذ خود را بر سرویس جهانی و بخش فارسی به شکل غیرمستقیم و نامحسوس اعمال کند. بااینهمه با آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران، بیبیسی بار دیگر بر اساس مصالح بریتانیا، آشکارا باسیاستهای تأمینکننده مالی خود همراه شد. در اواسط دههی بیست سیاست رادیو بیبیسی با توجه به نیاز نیروی دریایی انگلستان و بخش بزرگی از اقتصاد آن کشور که به نفت ایران متکی بود به پخش برنامههای تفسیری در خصوص نفت ایران و جهان معطوف شد که این برنامهها در راستای اهداف دولت بریتانیا برای به دست آوردن نفت ایران و تداوم استعمار انگلستان در ایران تدارک شده بود.
ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران، انعکاس وسیعی در کشورهای دنیا بخصوص بریتانیا داشت ولی دولت انگلستان در ابتدا، خبر ملی شدن صنعت نفت در ایران را باور نمیکرد و سفیر آن کشور در تهران طی مصاحبهای با خبرنگاران اعلام کرد آنها نمیتوانند این ظلم را در حق ما مرتکب شوند. بخش فارسی رادیو بیبیسی در تفسیری پیرامون تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت چنین اظهار کرد: «امروز پارلمان ایران پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در کشور تصویب کرد. این پیشنهاد از طرف عدهی معدودی از مرتجعان و ثروتمندان و همچنین یک عده ملاهای متعصب که در رأس آنها سید ابوالقاسم کاشانی قرارگرفته، پشتیبانی میشود.»
در چنین شرایطی سفارت انگلستان در جهت مقابله با ملی شدن صنعت نفت اقدامات تبلیغاتی زیادی انجام داد. بهطوریکه همزمان با پیشبینی درخطر افتادن منافع نفتی انگلیس، دولت بریتانیا از بخش فارسی بیبیسی خواست تا افکار عمومی را علیه ملی شدن صنعت نفت آماده کند و پروژه خط تبلیغات میبایست مطابق با این خطمشی اتخاذ شود، بنابراین سفارت انگلیس در تهران از بخش فارسی بیبیسی خواست که فوراً ۱۵ دقیقه به مدت برنامههای فارسی بیبیسی اضافه شود. در آن هنگام روزی ۴۵ دقیقه برنامهی فارسی پخش میشد.
همچنین درخواست کرد که بهجای خبرنگار همیار فعلی در تهران یک خبرنگار دائمی ویژه مستقر سازد که تحت هیچ شرایطی پروفسور "الول ساتون" وابسته مطبوعاتی پیشین که تصور میرفت روحیه طرفدار ایرانی دارد، نباشد.
وزارت خارجه انگلستان نیز همزمان متون و اسناد محرمانه را در اختیار بیبیسی میگذاشت. تا بهعنوان پشتوانه اطلاعاتی مورداستفاده قرار گیرد. برای مثال وزارت خارجه انگلستان در ۲۱ شهریور ۱۳۳۰ رونوشت مجموعه اسنادی را برای بیبیسی ارسال کرد که در اصل برای استفاده هیئت نمایندگی شرکت نفت که ماه قبل به تهران رفت، تهیهشده بود. به بیبیسی گفته شد این اطلاعات محرمانه فقط برای مرور تاریخی بکار میرود؛ اما حتی در این حالت هم بهعنوان پشتوانه اطلاعاتی میتوان از آنها بهره گرفت. بیبیسی نیز پاسخ داده، اسناد در اختیار "دیوید میچل" نویسنده تفسیرهای خبری گذاشتهشده و برای او مفید خواهد بود.
همچنین وزارت خارجه انگلستان از بیبیسی خواست که مضامینی را در جهت مبارزه تبلیغاتی علیه ملی شدن صنعت نفت در برنامههای خود بگنجاند. ازجمله مفاهیمی که در برنامههای بخش فارسی رادیو بیبیسی بر آن تأکید میشد عبارتاند از:
از بین بردن اعتماد ایرانیان نسبت به سیاستهای دولت دکتر مصدق
سفارت انگلیس معتقد بود که: «هدف تبلیغات انگلستان از میان بردن اعتماد ایرانیان نسبت به سیاستهای کنونی دولت ایران است و اساس تبلیغات این است که این سیاست، ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران را نابود خواهد کرد و دوستی ایران و انگلستان را از بین میبرد و بازیچه دست روسهاست و شاید هم از روسیه الهام گرفته باشد. همچنین باید به ایرانیان گفت که انگلستان از سال 1320 از ترکیب و عملکرد دولتهای ایران ناخرسند بوده است زیرا این دولتها نمایندگان مردم ایران نبودند، به احتیاجات مردم اعتنایی نداشتند، درحالیکه وانمود میکردند از پشتیبانی انگلستان برخوردارند، از عایدات نفت به مناسب استفاده نمیکردند و صنایع دولتی مثل راهآهن، نساجی، ابریشمبافی، کنسروسازی و سیمان را درست اداره نکردند بهطوریکه یا تعطیل شدند و یا سودآور نبودند»
سیاستهای دولت دکتر مصدق برخلاف مقررات بینالمللی
یکی دیگر از اقدامات دولت انگلستان در جهت مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، شکایت علیه ایران در دادگاه بینالمللی لاهه بود. وزارت خارجه انگلستان با اشاره بهحکم دادگاه بینالمللی لاهه که ملی کردن صنعت نفت توسط ایران را رد کرده بود (همان حکمی که ایران آن را خارج از صلاحیت دادگاه دانست و رد کرد) گفت: «میل دارد تأکید کند:
اولاً. هیچ شرکت یا کشور معتبری از شرکت نفت ایران نفت نخواهد خرید زیرا طبق حکم دادگاه لاهه فقط شرکت نفت انگلیس و ایران حق دارد نفت ایران را بفروشد؛
ثانیاً. اگر ایران بهحکم یکی از نهادهای سازمان ملل متحد تن درندهد نباید از این سازمان انتظار همدلی داشته باشد؛
ثالثاً. جای شگفتی است که مصدق وقتی به قدرت رسید اعلام کرد به سازمان ملل متحد وفادار است و از آن حمایت میکند؛ اما در حال حاضر به تصمیمات سازمانهای بینالمللی ازجمله دادگاه لاهه احترامی نمیگذارد.»
افتادن در ورطهی نابودی اقتصادی
یکی از مضامینی که بخش فارسی بیبیسی در اخبار خود منعکس میساخت این مسئله بود که عملکرد دولت ایران در قضیه ملی شدن صنعت نفت به نابودی اقتصادی ایران میانجامد. بهطوریکه "سر فرانسیس شیرد"، سفیر انگلستان در تهران، رهنمود تبلیغاتی طولانی و مفصلی برای بیبیسی ارسال کرد که هدف آن قانع کردن ایرانیان در این مورد بود که هرچند تمایل آنها به ملی کردن طبیعی و قابلستایش باشد، خطمشی دولت کنونی فقط به فروپاشی صنعت نفت و درنتیجه اقتصاد ایران؛ از بین رفتن دوستی ایران و انگلستان و درنتیجه استقلال ایران و فرورفتن ایران در کام هرجومرج کمونیسم منجر خواهد شد.
خطر کمونیسم
یکی دیگر از مضامین منفی که توسط بخش فارسی این بود که دولت ایران، با تشویق شوروی، خطمشیهای کنونی را در پیشگرفته است و هدف نیز، از سر راه برداشتن دو مانع اصلی بر سر راه طرحهای شوروی یعنی دوستی ایران و انگلستان و ثبات اقتصادی و سیاسی ایران بوده است. همچنین وزارت خارجه انگلستان از بیبیسی خواست که در برنامههای خود از بیاعتنایی دولت ایران به خطر کمونیسم اظهار تأسف کند و به دولت ایران هشدار دهد که اگر بر بیاعتنایی به تهدید شوروی پافشاری کند، ایران و ایرانیان بیشتر لطمه خواهند خورد تا انگلستان و غرب.
شایعهپراکنی
یکی دیگر از روشهایی که بیبیسی در این دوران از آن بهره برد شایعهپراکنی بود و در سراسر دوره کشمکش انگلستان و ایران بر سر نفت، سفارت انگلستان در ایران بهطورکلی از برنامههای بیبیسی رضایت داشت و متن آنها را برای انتشار در اختیار روزنامههای ایران میگذاشت. در تیر ۱۳۳۰ وقتی روزنامه «داد» تیتر زد: «بیبیسی ما را تهدید میکند و از انفجار در پالایشگاه آبادان حرف میزند.»
سفارت انگلستان در تهران این برنامههای بیبیسی را قابلتحسین خواند. البته بیبیسی در این دوران از خطمشی دولت انگلستان پیروی کرد و تمام توان تبلیغاتی خود را در جهت مخالفت با ملی شدن صنعت نفت بکار برد.
از سویی دیگر علاوه بر رویکرد رسانههای بیگانه ازجمله بیبیسی فارسی نسبت به ملی شدن صنعت نفت در ایران، باید برخورد این رسانهها با دولت ملی دکتر مصدق که با پشتوانهی مردمی به رهبری آیتالله کاشانی (ره) برخوردار بود را مورداشاره قرار داد. مطالبی که برای بیاعتبار ساختن دکتر مصدق طراحیشده بود و از طریق رسانههای بیگانه ازجمله بیبیسی دنبال شد، شامل موارد زیر است:
دولت مصدق طرفدار حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است. (این مسئله از طریق اسناد جعلی حمایت میشد)
دولت مصدق عمداً به تخریب روحیه ارتش و توان آن برای حفظ نظم مشغول است.
دولت مصدق از طریق برداشت کنترل ارتش بر مناطق ایلی، عملاً رشد عناصر تجزیهطلب منطقهای را تقویت میکند. یکی از اهداف رفع کنترل ارتش، آسانتر شدن تصرف استانهای شمالی توسط شوروی است.
دولت مصدق عمداً کشور را به سقوط اقتصادی میکشاند.
مصدق آنچنان در اثر قدرت فاسد شده است که هیچ اثری از مرد خوب سالهای قبل بر او باقی نمانده است و اکنون همهی غرایز سرکوبگرانه دیکتاتوری را دارا است.
همراه با این موضوعات، این مسئله تحریفی همیشه القا میشود که مصدق آگاهانه قربانی مشاوران جاهطلب و بیوجدان شخصی خود شده است.
البته امروز که در آستانهی شصتوپنجسالگی آن پیروزی نهچندان پایدار قرار داریم، بازخوانی و عملکرد این رسانه بعد از گذشت این مدت هنوز طراوت خود برای هر ایرانی علاقهمند به سرنوشت خود را دارد. در مرور کلی عملکرد 75 ساله فعالیت بیبیسی در قبال ایران اسلامی میتوان به این مهم پی برد که رویکرد متخاصمانه و همراه با منفعتطلبی استثمار گونهی نظام سلطه همواره وجود داشته و دارد و تنها چیزی که در طول این سالها تغییر کرده شیوههای برخورد این ابزار کارآمد رسانهای است که در جهت تأمین منافعِ منابع مالی خود است.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, از بین بردن اعتماد ایرانیان نسبت به سیاستهای دولت دکتر مصدق, از بین بردن اعتماد ایرانیان نسبت به سیاستهای دولت دکتر مصدق,
,
,
,
,
,
, سیاستهای دولت دکتر مصدق برخلاف مقررات بینالمللی, سیاستهای دولت دکتر مصدق برخلاف مقررات بینالمللی,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, افتادن در ورطهی نابودی اقتصادی, افتادن در ورطهی نابودی اقتصادی,
,
,
,
,
,
, خطر کمونیسم, خطر کمونیسم,
,
,
,
,
,
, شایعهپراکنی, شایعهپراکنی,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه