نکته طلایی نوروز هر سال

بهاری شدن قبل از آمدن بهار است

بهاری شدن قبل از آمدن بهار است
پدر و مادرهای ما و اجدادمان با تعریف تک‌تک مراسم عید می‌خواسته‌اند درسی بزرگ را به ما منتقل کنند و آن بهاری شدن قبل از آمدن بهار بوده است و این همان نکته طلایی نوروز هر سال است، که اگر با تمام وجود آن را دریابیم می‌توانیم تمام افق‌های یخ‌زده زندگیمان را به رنگ بهار درآوریم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از موج رسا, تا کنون متوجه شده‌اید که خرید نوروزی، خانه‌تکانی‌های شب عید، درست کردن سبزه و سمنو و خرید وسایل سفره هفت‌سین و خلاصه همه کارهایی که به اسم عید و بهار انجام می‌شود، در یکی از ماه‌های زمستان انجام می‌شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  , موج رسا, , تا کنون متوجه شده‌اید که خرید نوروزی، خانه‌تکانی‌های شب عید، درست کردن سبزه و سمنو و خرید وسایل سفره هفت‌سین و خلاصه همه کارهایی که به اسم عید و بهار انجام می‌شود، در یکی از ماه‌های زمستان انجام می‌شود.,

 یعنی هنوز عید نیامده و زمستان شب‌ها و روزها را هنوز از آن خود می‌داند چیزی در عالم و آدم دگرگون می‌شود و بهار قبل از این‌که حتی بیاید هزاران نگاه مشتاق و منتظر پیشاپیش به استقبال او می‌روند.

,

خوب فکر کنید، ما قبل از آمدن بهار یعنی درست در فصل زمستان و آن هم در ماه اسفند بهاری می‌شویم و به جست‌وجوی بهار برمی‌خیزیم. از خود سوال کنید اولین باری که لباس و کفش سال نو را می‌پوشیم چه وقتی است، جواب کاملا مشخص است، قبل از ساعت تحویل و به زبان ساده‌تر قبل از آمدن بهار و در فصل زمستان.

,

خوب به این نکته ظریف دقت کنید، ما بعد از تحویل سال متوجه نمی‌شویم که بهار وارد زندگی ما شده است، بلکه قبل از آمدن بهار و در واقع خیلی زودتر از بهار، در دل فصل زمستان است که برای آماده‌سازی ورود بهار دست به کار می‌شویم.

,

پدر و مادرهای ما و اجدادمان با تعریف تک‌تک مراسم عید می‌خواسته‌اند درسی بزرگ را به ما منتقل کنند و آن بهاری شدن قبل از آمدن بهار بوده است و این همان نکته طلایی نوروز هر سال است که اگر با تمام وجود آن را دریابیم می‌توانیم تمام افق‌های یخ‌زده زندگیمان را به رنگ بهار درآوریم.

,

در طول تعطیلات نوروز ما در واقع، " زودتر بهاری شدن خودمان" را جشن می‌گیریم، امیدوار بودن به آمدن حتمی بهار را به یکدیگر تبریک می‌گوییم و کام خود را به خاطر یقین داشتن به آمدن بهار در دل سرما، شیرین می‌کنیم.

,

 روز سیزده که به دامان طبیعت پناه می‌بریم و بر روی سبزه‌های نو رس دست می‌کشیم، می‌خواهیم به آنها بگوییم که ما خیلی قبل از این ‌که شما از دل زمین سرد بیرون بیایید، منتظر ورودتان بوده‌ایم.

,

وقتی سبزه‌ای گره می‌زنیم می‌خواهیم به طبیعت بگوییم که نشانه‌ای می‌گذاریم، برای چیزی که منتظرش هستیم و مطمئنیم به آن می‌رسیم.

,

موفقیت هم چیزی جز این نیست،موفقیت به زبان خیلی ساده یعنی هنر بهاری شدن قبل از آمدن بهار، یعنی یقین به آمدن حتمی بهار در دل سردترین روزهای زمستان و این یقین و اطمینان قلبی و صددرصد است که بین یک آدم موفق و یک فرد معمولی تفاوت ایجاد می‌کند.

,

نگاه بارانی آسمان با خنده‌ی طلایی خورشید شسته می‌شود و صورت رنگ پریده‌ی زمین با گونه‌گونی گل‌ها دوباره گلگون می‌شود و مرغکان چمن در بستر زمین بال گشودن را تجربه می‌کند، چرا که قدوم بهار پا در راه نهاده است و میهمان طبییعت خواهد بود.

,

اگر دریچه‌ی دقت را به باغ هستی باز گشاییم، خواهیم دید که آمدن و رفتن، سرودِ همیشه بر لبِ جاریِ هستی است، چرا که همه چیز مسافر است، نه شب می‌ماند و نه روز، نه گل ماندنی است و نه خار جاودان، ماه مسافر شب است و خورشید همسفر روز و این است راز فناناپذیری هستی.

,

حال که یک بار دیگر سال قصد آن دارد تا لباس کهنه‌ی خود را از تن به‌در کند، من نیز روزهای رفته‌ی سال را به مرور می‌نشینم، روزهایی که سایه روشن ِ دقایق تلخ و شیرین، صفحاتش را پر کرده است، گر چه می‌دانم قلک طلایی عمرم با ریز و درشتِ خطاها پر شده است، اما بر آنم تا طومار خاکستری نامرادی‌های یک‌ساله‌ی خویش را در هم پیچم و در دورترین نقطه‌ی دلم به فراموشی بسپارم.

,

آری، به خوبی به این باور رسیده‌ام که ناکامی‌ها و تلخ‌های ِ هر ساله‌ی عمر، چونان صدفی است که گوهر ِ گران‌بهای عبرت‌ و تجربه‌ را درون خود می‌پرواند، پس من نیز می‌خواهم هوشیارانه، باقی مانده‌ی صفحاتِ کتابچه‌ی زندگی خویش را با مدد از او بنویسم.‌

,

پروردگارا، ای دلنواز ِ بنده نواز، بنای کاخ منیت و غروری را که برای خویش استوار گرانیده بودم با تلنگر توبه یک‌بار دیگر در هم می‌کوبم، تا سبک‌بال به آغوش تو باز گردم،‌ زیرا که حقیقت وجود و هستی من قطره‌ای از دریای بی‌کرانِ محبت تو بوده است، که از ملجا اصلی خویش در ساحل غربت نفس دور افتاده است.

,

پس محبوب من، سرگشتگی و بی‌پناهییم را تو سامان باش و یاری‌گرم، تا بتوانم با آمدن ِ بهار، آغاز و بهاری دیگر را برای قصه‌ی زندگی‌ام بنویسم، که اگر هستم، به خواست و اراده‌ی تو می‌باشم.

,

به امید این‌که بتوانم پنجره‌ی بهار را به طبیعتِ وجودِ خویش باز کنیم و خویشتن ِ خویش را رنگِ بهاری بزنیم.     

,

 انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه