مذاکرات، فقط عرصه «بده» بوده است، نه «بستان»؛

آقای روحانی؛ «آنچه مرقوم داشته‌اید» را یادتان هست؟

آقای روحانی؛ «آنچه مرقوم داشته‌اید» را یادتان هست؟
«برجام» ماحصل تفکری است که «توان داخلی» را در «طبخ قورمه‌سبزی و آبگوشت» می‌داند و چشم خود را بر روی همه‌ی داشته‌های بالقوه‌ی کشور بسته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، «مذاکرات، عرصه‌ی بده و بستان است». تقریباً می‌توان گفت که هر ایرانیِ پیگیرِ مسائل سیاسی، این عبارت را از زبان مقامات ارشد وزارت امور خارجه و همچنین رئیس‌جمهور، بارها و بارها شنیده است. عبارتی که با تکرارهای پیاپی و ژست‌های دیپلماتیک تیم مذاکره‌کننده، در منظومه‌ی ادبیات سیاسی کشور جا باز کرده و خیلی‌ها را بر آن داشته که غول چراغ جادوی مذاکره، توان تحقق همه‌ی رؤیاهای اقتصادی و سیاسی کشور را بدون پرداخت هزینه‌های گزاف خواهد داشت؛ تا آنجا که وزیر امور خارجه می‌گفت: «در این مذاکرات طولانی و نفس گیر با توکل به خدا و پشتیبانی مردم بر همگان ثابت شد که جمهوری اسلامی ایران با شش کشور به ظاهر قدرتمند دنیا مذاکره می‌کند اما باج نمی‌دهد.»1

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, «در این مذاکرات طولانی و نفس گیر با توکل به خدا و پشتیبانی مردم بر همگان ثابت شد که جمهوری اسلامی ایران با شش کشور به ظاهر قدرتمند دنیا مذاکره می‌کند اما باج نمی‌دهد.»1, 1,

مذاکراتی که غایت ایستادگی در برابر جبهه‌ی 5+1 را در پرتاب کردن خودکار به طرف وزیر خارجه آمریکا می‌داند و از ذوق این «عمل» ناگهانی، در بوق و کرنا می‌کند که «هیچ‌کس هرگز نباید یک ایرانی را تهدید کند.»2

, «هیچ‌کس هرگز نباید یک ایرانی را تهدید کند.»2, 2,

مذاکرات هسته‌ای، از همان ابتدا مانند نوزاد ناقص‌الخلقه‌ای بوده که پدر و مادرش سعی می‌کردند نواقص خلقت فرزندشان را بپوشانند و برای این‌که مردم از عیب‌هایش باخبر نشوند، او را در «محرمانه»ترین حالت در «منزل» نگهداری می‌کردند و اگر هم کسی سؤالی در خصوص او می‌پرسید، با زبان تند و تلخِ والدینش مواجه می‌شد.

,

پس از آن نیز این پدر و مادر در هر مراسم، مهمانی، جشن، عزا و محفلی که حضور می‌یافتند، از شیرین‌زبانی، زیبایی و بی‌نقصی فرزندشان می‌گفتند و معتقد بودند این کودک که حتی توان راه‌رفتن را هم ندارد، می‌تواند فاتح کوه‌های سر به فلک کشیده‌ی دنیا شود و «عزت» و «سربلندی» را برای خانواده، محله و شهر خود به ارمغان بیاورد.

,

 همه‌ی این‌ها نه از روی «توهمِ» تیزهوش‌پنداریِ فرزند، بلکه از روی تبلیغات وسیعی بود که پیش از ولادتش در کوی و برزن به راه انداخته بودند که به زودی «مسیح شهر» به دنیا می‌آید و با دم مسیحایی خود می‌تواند همه‌ی مشکلات کوچک و بزرگ را ظرف مدت «100 روز» احیا نماید.

,

به تدریج این کودک بی دست و پا بزرگ شد و عیوبش بیشتر از قبل آشکار گردید. اما مردم منتظر اولین اعجاز منجی خود بودند و والدین را مدام تحت فشار می‌گذاشتند که به «وعده»های خود عمل کنند؛ اما آنها سعی داشتند تا با عوض‌کردن موضوع، مردم را درگیر مسائلی حاشیه‌ای کنند و موقتا فکر و ذهن‌شان را از پیگیری «مطالبات» خود، منحرف نمایند...

,

مذاکرات هسته‌ای، فقط یکی از نوزادان نارس دولت یازدهم است که از رحم سیاست خارجی آن متولد شده و متأسفانه «هزینه»های درمانی زیادی هم داشته و خواهد داشت. سوم آذرماه سال 92 بود که حسن روحانی، طی نامه‌ای، اولین نتایج آزمایش سونوگرافی برجام را به محضر مقام معظم رهبری رساند و در رسای آن نوشت: «توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان، قدرت‌های بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند.» و در همان روز معظمٌ‌له در پاسخ به نامه‌ی رئیس‌جمهور، نوشتند: «دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات هسته‌ای و دیگر دست‌اندرکاران است.»

, «توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان، قدرت‌های بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند.», «دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات هسته‌ای و دیگر دست‌اندرکاران است.»,

سیاست «آنچه مرقوم داشته‌اید» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در طول دو سال مذاکرات هسته‌ای، همواره ادامه داشت و ایشان با تعیین خطوط قرمز مذاکرات، نقشه‌ی راه را برای مذاکره‌کنندگان ترسیم می‌کردند. مقامات دولتی هم بارها و بارها «حمایت»های مقام معظم رهبری از تیم مذاکره‌کننده را دال بر درستی اقدامات خود عنوان می‌کردند و هر جا که نمی‌توانستند پاسخی قانع‌کننده به منتقدان بدهند، از شاه‌کلید «حمایت‌های رهبری» و «ارشادات رهبری» بهره می‌جستند.

, «آنچه مرقوم داشته‌اید»,

آنها هم‌چنین با صراحت و قاطعیت تأکید می‌کردند که همواره در طول مذاکرات، همه‌ی خطوط قرمز ترسیم شده را رعایت نموده و هیچ‌گونه عدولی از آن نداشته‌اند. مثلا محمدجواد ظریف در 24 تیرماه سال گذشته و پس از بازگشت از وین، به آغاز مراحل اجرایی‌شدن برجام اشاره کرد و گفت: «در تمامی آنها خطوط قرمز ما به دقت رعایت شده است.»

, «در تمامی آنها خطوط قرمز ما به دقت رعایت شده است.»,

همچنین رئیس‌جمهور نیز که بارها به رعایت خطوط قرمز اشاره کرده بود، فقط در یکی از موارد، در 24 خردادماه 94 در بجنورد مدعی شد: «توافق جامع در مذاکرات هسته‌ای با رعایت تمامی چارچوب‌ها و خطوط قرمز تعیین‌شده به دست خواهد آمد.»

, «توافق جامع در مذاکرات هسته‌ای با رعایت تمامی چارچوب‌ها و خطوط قرمز تعیین‌شده به دست خواهد آمد.»,

اما مقام معظم رهبری در ادامه‌ی سیاست «آنچه مرقوم داشته‌اید»، در صحن مقدس رضوی بیان داشتند که وزیر امور خارجه در برخی از موارد، نتوانسته خطوط قرمز مذاکرات را حفظ نماید و متأسفانه این اقدام ظریف در کنار ادعای رعایت خطوط قرمز، دولت راست‌گویان را با چالشی جدی مواجه کرده است.

,

«برجام» ماحصل تفکری است که «توان داخلی» را در «طبخ قورمه‌سبزی و آبگوشت» می‌داند و چشم خود را بر روی همه‌ی داشته‌های بالقوه‌ی کشور بسته است. تفکری که حاضر است «بد عهدی» آمریکایی‌ها را به جان بخرد و به هم‌وطنانش بگوید «طرف مقابل به همه‌ی تعهدات اساسی خود عمل کرده است»3.

, «طرف مقابل به همه‌ی تعهدات اساسی خود عمل کرده است»3., 3,

«مذاکرات، عرصه‌ی بده و بستان است»؛ و ظاهراً دولت یازدهم، تبحر بسیار زیادی در اجرای نیمه‌ی نخست این عبارت دارد: «مذاکرات، فقط عرصه‌ی بده است، نه بستان»!

, «, مذاکرات، فقط عرصه‌ی بده است، نه بستان»!,

1و2. محمدجواد ظریف در صحن مجلس شورای اسلامی؛ 94/04/30

,

3. حسن روحانی در نشست خبری 94/12/16

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه