هم‌زمان با سفر رئیس‌جمهور آمریکا به کوبا؛

آیا ایران به سرنوشت کوبا دچار خواهد شد؟

آیا ایران به سرنوشت کوبا دچار خواهد شد؟
اوباما معتقد است که می‌توان روابط تهران - واشنگتن را نیز با تأسی از تاریخ روابط هاوانا - واشنگتن که منجر به بازگشایی سفارت‌خانه‌های دو کشور و ورود رسمی او به هاوانا گردید، ترمیم کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، رئیس‌جمهور آمریکا در پیام تبریک نوروزی خود به مردم ایران، با اشاره به سفرش به کوبا یادآور این نکته شد که«دشمنان قدیمی پس از دهه‌ها بی‌اعتمادی، می‌توانند راهی تازه در پیش بگیرند.» سفر اوباما به کوبا، اولین سفر یک رئیس‌جمهور آمریکا به این کشور، از سال 1928 تا کنون است. اوباما معتقد است که می‌توان روابط تهران-واشنگتن را نیز با تأسی از تاریخ روابط هاوانا-واشنگتن که منجر به بازگشایی سفارت‌خانه‌های دو کشور و ورود رسمی او به هاوانا گردید، ترمیم کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, رئیس‌جمهور آمریکا در پیام تبریک نوروزی خود به مردم ایران، با اشاره به سفرش به کوبا یادآور این نکته شد که, «دشمنان قدیمی پس از دهه‌ها بی‌اعتمادی، می‌توانند راهی تازه در پیش بگیرند.»,  سفر اوباما به کوبا، اولین سفر یک رئیس‌جمهور آمریکا به این کشور، از سال 1928 تا کنون است. اوباما معتقد است که می‌توان روابط تهران-واشنگتن را نیز با تأسی از تاریخ روابط هاوانا-واشنگتن که منجر به بازگشایی سفارت‌خانه‌های دو کشور و ورود رسمی او به هاوانا گردید، ترمیم کرد.,

 

,

, ,

 

,

برای درک پیام کلیدی رئیس‌جمهور آمریکا باید مروری کوتاه بر تاریخ روابط کوبا-آمریکا و هم‌چنین روند انقلابی مردم این کشور صورت گیرد. تاریخی که ماهیتش را «جیمز بلین»، وزیر وقت امور خارجه آمریکا در سال 1881 میلادی افشا نموده است. جمله‌ی معروف «بلین» درباره جزیره‌ی ثروتمند کوبا در حالی مطرح شد که کوبا در آن سال‌ها تحت سلطه‌ی اسپانیا قرار داشته است. بلین می‌گوید:«اگر کوبا از سلطه اسپانیا خارج شود، حتما می‌‌بایست آمریکایی شود و به هیچ عنوان نباید به دست یک کشور اروپایی بیافتد.»

, «اگر کوبا از سلطه اسپانیا خارج شود، حتما می‌‌بایست آمریکایی شود و به هیچ عنوان نباید به دست یک کشور اروپایی بیافتد.»,

کوبا تا پایان جنگ اسپانیا-آمریکا در سال ۱۸۹۸ همچنان مستعمره‌ی اسپانیا باقی ماند. پس از جنگ آمریکا-اسپانیا، این دو کشور معاهده‌ای به نام «معاهده پاریس» را در سال ۱۸۹۸ امضا کردند که طی آن اسپانیا، کشورهای پورتوریکو، فیلیپین و گوام را به ازای جمعاً ۲۰ میلیون دلار به آمریکا واگذر کرد. همچنین در یک پیمان مشابه، اسپانیا متعهد شد که از پادشاهی بر کوبا چشم‌پوشی کند.

,

«تئودور روزولت» که در آن جنگ شرکت کرده بود و تا اندازه‌ای نیز به جنبش‌های استقلال‌خواهانه روی خوش نشان می‌داد، در سال ۱۹۰۱ پس از «مک کینلی» به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد و معاهده‌ی مذکور را واگذار کرد. به این شکل کوبا در سال ۱۹۰۲ به صورت رسمی از آمریکا مستقل شد و نام جمهوری کوبا به خود گرفت. اما با این حال، آمریکا حق مداخله در امور داخلی کوبا و همچنین روابط اقتصادی و سیاسی‌اش با دیگر کشورها را برای خود محفوظ نگه داشت.

,

کوبا در سال ۱۹۰۲ استقلال یافت، ولی به دنبال آن مجموعه‌ای از دولت‌های فاسد و دیکتاتوری‌‌های نظامی بر سر کار آمدند. برای نمونه دیکتاتوری «فولخنثیو باتیستا ثالدیوار» که تا پایان دهه 1950 حکومت را در دست داشت و سرانجام در سال 1959 توسط «فیدل کاسترو» دهقان‌زاده‌ای کاریزماتیک و شورشی مارکسیست که رهبری شورشیان را بر عهده داشت، سرنگون شد.

,

اما مردم کوبا که از دام استعمار اسپانیا به ورطه‌ی سلطه آمریکا افتاده بودند، هیچ‌گاه دل خوشی از سیاست‌های واشنگتن نداشتند و از این رو عجیب نبود که پس از انقلاب کمونیستی 1959، این جزیره‌ی کوچک در دریای کارائیب، از کشوری که زمانی تحت‌الحمایه‌ی آمریکا بود، به یکی از دشمنانش بدل شود.

,

از آن پس روابط هاوانا و واشنگتن بیش از پیش متشنج و در سال 1961 روابط دیپلماتیک دو کشورِ همسایه قطع شد. در این مدت آمریکا بارها تلاش کرد برنامه‌های مخفیانه‌ای را برای براندازی دولت فیدل کاسترو سازماندهی کند، به طوری که تنها از سال 1961 تا 1963 دست‌کم 5 توطئه ضد رهبر انقلاب کوبا اجرا شد.

,

برخی از کارشناسان معتقدند که آمریکایی‌ها دولت کوبا را نه یک دشمن، بلکه منبع صدور «گستاخی» علیه خود تلقی می‌کنند و همیشه تلاش کرده‌اند با ابزارهای مختلف، دولت جزیره را «ادب» کنند؛ به گونه‌ای که مطابق خواست آنها رفتار کند. چرا که بر مبنای خوی سلطه‌طلبانه یانکی، این دولت اگر مطابق خواست آنها عمل نکند، باید سرنگون شود.

,

بنابراین هر چه کوبای کمونیست به شوروی نزدیک‌تر می‌شد، تنش در روابط هاوانا با مرکز امپریالسیم جهانی نیز افزایش می‌یافت. تاریک‌ترین نقطه تاریخ روابط هاوانا و واشنگتن در اکتبر 1962 و زمانی روی داد که بحران موشکی کوبا جهان را تا یک قدمی جنگ اتمی پیش برد. پس از آن، آمریکا، کوبا را در فهرست کشورهای به اصطلاح حامی تروریسم قرار داد و از سال 1982 با استناد به قرار گرفتن نام کوبا در این فهرست‌، تحریم‌ها و محدودیت‌هایی را علیه نظام کمونیستی این کشور اعمال کرد؛ تحریم‌هایی که در سال‌های 1992 و 1996 تشدید شدند.

,

با پایان‌یافتن قرن بیستم، نسل جدیدی از رهبران ترقی‌خواه در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین بر سرکار آمدند. به تبعیت از این رویداد، روابط دو کشور کوبا و آمریکا، از سال 2008 و واگذاری قدرت به «رائول کاسترو»، برادر کوچک فیدل، شکل تازه‌ای به خود گرفت و با بازگشایی سفارت‌خانه‌های دو کشور، روابط دیپلماتیک آنها از سر گرفته شد. این اتفاق زمانی رخ داد که «رائول کاسترو» رئیس جمهور کوبا در ماه ژوئن 2015، با ارسال نامه‌ای به باراک اوباما اعلام کرد که کوبا با از سرگیری روابط دیپلماتیک با آمریکا و بازگشایی سفارتخانه‌های دائم دو کشور موافق است.

,

 

,

, ,

 

,

بازگشایی سفارت آمریکا در هاوانا با حضور جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا

, بازگشایی سفارت آمریکا در هاوانا با حضور جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا,

روز گذشته نیز باراک اوباما، وارد کوبا شد و توانست رکورد 88 ساله‌ی ورود یک رئیس‌جمهور ایالات متحده به این کشور را بشکند.

, روز گذشته نیز باراک اوباما، وارد کوبا شد و توانست رکورد 88 ساله‌ی ورود یک رئیس‌جمهور ایالات متحده به این کشور را بشکند.,

به گفته برخی کارشناسان، عدم پیشرفت اقتصادی کوبا طی سال‌های گذشته و بالارفتن چشمگیر بدهی‌های این کشور و نیز تزریق، نفوذ و پذیرش باورهای لیبرالی در میان نخبگان این کشور، دو مؤلفه‌ی مهم در تضعیف قدرت انقلابی کوبایی‌ها که بر پایه‌ی آمریکاستیزی و نفی امپریالیسم جهانی بوده، عنوان شده است. قطعا با سفر اوباما به هاوانا، روابط دو کشور بهبود پیدا خواهد کرد و رسانه‌های بین‌المللی نیز این شرایط را به عنوان آخرین پیروزی دیپلماسی هژمونیک آمریکایی به رخ دنیا خواهند کشید.

,

اما اوباما دوست دارد این پیروزی دیپلماتیک را در فرصت اندک پیش رو، در مقابل ایران نیز کسب کند و با برجامیزه‌کردن ایران، پروژه نفوذ خود را تکمیل نماید. حال آنکه راه اصلی علاج ایران و عبورش از سد قدرت‌های جهانی، نه در «برجام‌خواهی» بلکه در «ظرفیت داخلی» و تقویت آن خلاصه می‌شود و اگر مردم ایران پس از «انقلاب اول» در 22 بهمن 57 که بر پایه‌های استکبارستیزی و «نه» به هژمونی شرق و غرب استوار بوده، و پس از تسخیر مرکز امپریالیسم جهانی در تهران در 13 آبان 57 که به «انقلاب دوم» شهرت یافته است، بتوانند «انقلاب سوم» را با شناسایی دروازه‌های نفوذ و مبارزه‌ی همه‌جانبه با آنها و نیز با تکیه بر «اقتصاد مقاومتی» و نفی شبکه اقتصاد وارداتی رقم بزنند، کشور را از آسیب‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مصون نگه خواهند داشت و دیگر رهبران نظام لیبرال نمی‌توانند از شباهت تهران با هاوانا سخن بگویند.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه