سنت زیبای روستای برزآباد در نوروز/ راه انداختن دستهی دید و بازدید در نوروز
برای مثال یکی از مباحثی که در همین مهمانیها مطرح شد، در رابطه با عنوان امسال یعنی «اقتصاد مقامتی، اقدام و عمل» بود، اینکه ما در رابطه با عملی کردن اقتصاد مقاومتی، نبایستی منتظر دولت باشیم و خودمان بایستی اقدام کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، نوروز امسال مهمان فامیل و اقوام همسرم در روستای برزآباد از روستاهای شهرستان کاشان بودم. تصمیم دارم آنچه را که مشاهده کردهام، از رسم و رسوم این روستا، چه در موقع تحویل سال و چه بعد از آن، گزارش دهم. چرا که واقعاً زیبا بود و این قابلیت را داشت، تا برای همهی ما در سایر جاها نیز الگو قرار گیرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,البته این را بگویم که ما سالهای قبل، موقع تحویل سال به منزل پدر و مادر و بزرگترها میرفتیم و دور هم بودیم، هم صله رحم بود و نهایتاً یک وعده غذا هم آنجا میماندیم و بعد رفع زحمت میکردیم. اما اتفاقی که امسال در این روستا شاهد آن بودم، فراتر از یک دید و بازدید فامیلی، آن هم فامیلهای درجه یک بود.
,دید و بازدید در شهر، ناشی از ناچاری و رودربایسی بود و اینکه اگر اینجا نرویم، کجا برویم؟! خیلی وقتها هم با دوستان، درست موقع تحویل سال به سفر میرفتیم، چرا که مسافرت، بیشتر به ما حال میداد تا مهمانیهای سرد و بیروحی که صرفاً به این خاطر برگزار میشود که بایستی سالی یک مرتبه برگزار شود تا بریالزمه شوند!
,أسفبارتر اینکه چند سالی است که حتی فامیلهای درجه اول ما -درجه دوم به بعد که خیلی وقت است- مهمانی نمیدهند چرا که خرج مهمانی سنگین در میآید و آنها توان سفره انداختن و پذیرایی به سبک معمول را ندارند، که شامل آجیل، شیرینی، میوه، غذا، عیدی و … میشود.
,تازه آن فامیلهایی هم که مهمانی برگزار میکنند، انگار یک قرارداد نانوشتهای با تمام شرکتکنندگان در مهمانی امضاء میکنند که بایستی عین همین خرج را آنها هم بدهند و الا ناراحتی و جنگ و دعوا درست میشود! که این خیلی خوب است، بدتر آن است که دعوا درست نشود و اینها تبدیل شود به حرف زدن پشت سر هم و کینه به دل گرفتن که به مراتب بدتر است.
,آنچه گفتم، امروزه داستان خیلی از زندگیهاست و متاسفانه به یک مشکل جدی برای خانوادهها تبدیل شده است و رفت و آمدها به شدت و به دلایل مختلف که به یکی از آنها اشاره شد، دچار افول شده است و غمانگیزتر اینکه صدا و سیما روز به روز به پذیراییهای اشرافی و تجملاتی دامن میزند، خرجهایی که تنها ۲۰ درصد مردم از عهدهی آن برمیآیند و ۸۰ درصد مابقی تنها باید حسرت آن را بخورند.
,درست است که عدهای، حزب الله را محکوم میکنند که اینها گداپرورند و نمیخواهند که مردم، ثروتمند شوند، اما دورهی ریاست آنها و سیاست گذاریهای آنها، حاصلی نداشت جز اینکه، شکاف بین این ۲۰ درصد و ۸۰ درصد روز به روز عمیقتر شد. همینها هستند که از برنامهها و دکورهای تجملاتی برنامههای تلویزیونی، با این ایده و نگرشی که عرض شد، حمایت میکنند و به این شکل، با از بین بردن فرهنگ قناعت و سادگی، فرهنگ غنی این ملت و تمام خوبیهای این ملت را به باد فنا میدهند.
,به حاشیه نروم، در رابطه با روستای برزآباد صحبت میکردم و کار زیبایی که در ابتدای سال انجام میدهند. بعد از تحویل سال همهی اهل روستا بر سر خاک شهدا و اموات خود آمدند و پس از ذکر فاتحه و دید و بازدید و تبریک تحویل سال، همه دستهجمعی به خانههای روستائیان سر میزدند و برای شهید آن خانه و یا تازهگذشتهی آنها فاتحه و صلواتی هدیه می کردند.
,تاکید کرده بودند که وقتی اهالی روستا به خانهی شما میآیند، خیلی ساده پذیرایی کنید و واقعاً هم خیلی ساده بود، بعضی جاها فقط در حد یک شکلات بود. بعضی خانهها که کوچک بود و گنجایش مردم را نداشت، همانجا در حیاط ایستاده و عید را تبریک میگفتند.
,بعضیها هم که مثلاً از اعیان و اشراف و زمینداران بودند، کمی رنگ و لعابش را بیشتر کرده و میوه و چای هم میآوردند. اما خوبیاش این بود که همه به هم دیگر سر میزدند و به طور دستهجمعی از خانهای به خانهی دیگر، چه فقیر یا غنی، میرفتند و عید را تبریک میگفتند.
,نکتهی دیگری که خیلی برای من جالب بود، این بود که وقتی برای چند دقیقهای در خانهای مینشستند، اینطور نبود که همینطور ساکت نشسته و به همدیگر نگاه کنند و لحظهشماری کنند تا هر چه زودتر تمام شود! بلکه روحانی روستا و یا دیگر ریشسفیدان و بزرگان، چند کلمهای در رابطه با مسائل جاری مملکت و یا خود روستا، حرف میزدند.
,برای مثال یکی از مباحثی که در همین مهمانیها مطرح شد، در رابطه با عنوان امسال یعنی «اقتصاد مقامتی، اقدام و عمل» بود، اینکه ما در رابطه با عملی کردن اقتصاد مقاومتی، نبایستی منتظر دولت باشیم و خودمان بایستی اقدام کنیم. در بعضی از روستاها مردم، زمین و حیوانات خود را فروختهاند و پولش را بانک گذاشته و ماهانه از سود آن میخورند و همینطور بیکار در خانههای خود خوابیدهاند.
,بزرگترها در جمع اهالی روستا میگفتند: ما نباید بگوییم که چون آب کم است، نباید کار کنیم بلکه با همین آب کم هم میتوان کار کرد و به روستا رونق و آبادی داد.
,از افتخارات روستا میگفتند و اینکه تیم والیبال روستا در سطح روستاهای شهرستان اول شده و اینکه بایستی به جوانان بها بدهیم! چرا که ریش سفیدان، بزرگترین پشتوانه و جوانان موجب نشاط و رونق در روستا میشوند؛ و جوانان از این مهمانیها، عکس و فیلم میگرفتند.
,خلاصه اینکه به من خیلی خوش گذشت، و با خود گفتم اگر در یک محله، تمام اهل محل، سالی یک مرتبه اینگونه به خانههای هم، بدون تشریفات، سر بزنند چقدر زیباست و موجب نزدیک شدن دلها به همدیگر میشود. از حال هم با خبر میشوند و تمام آن آثار و فوایدی که انبیاء و امامان برای صله رحم ذکر کردهاند، نصیب اهل محل میشود.
,سراهای محله، پایگاههای مسجد محله و خود مسجدها بایستی در این امر خیر پیشقدم شوند و این سنت حسنه را ترویج دهند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه