یادداشت/
«باور قلبی»؛ پیشنیاز «اقدام و عمل» کارگزاران در اقتصاد مقاومتی
آن دسته از مسئولانی که در «منازل میلیاردی» به سر میبرند و خود و خانوادهشان برخوردار از «زندگی اشرافی» و خودروهای آنچنانی و غرق در نعمت هستند، نمیتوانند مشکلات واقعی مردم را آنگونه که باید و شاید، درک کنند و بهتبع، نمیتوانند مرهمگذار آلام آنان باشند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا؛ «اقتصاد مقاومتی»، کلیدواژهای است که در سالهای اخیر، جایگاه ویژهای یافته است و دولتمردان و صاحبنظران درباره آن به تبیین و تحلیل پرداختهاند. در این میان، اگرچه مقام معظم رهبری با تاکید برجسته بر راهبرد اقتصاد مقاومتی، آن را به عنوان پادزهری مؤثر در برابر باجخواهی و تضییقهای نظام سلطه برشمردهاند، اما معالاسف برخی- وشاید بسیاری- از مسئولان و نهادهای حکومتی آنگونه که باید و شاید، ضرورت ماجرا را درنیافته و بیش از پایبندی عملی، به تمجیدهای گفتاری بسنده کردهاند.
تصریحات و تلویحات رهبری در ماهها و سالهای اخیر را میتوان گواه روشنی بر این ادعا گرفت؛ از جمله آنجا که درجمع مسئولان دولتی و کارگزاران نظام فرمودند: «رئیسجمهور محترم و برخی مسؤولان، کم و بیش در خصوص حمایت از سیاستهای اقتصاد مقاومتی سخن گفتهاند، اما نیاز اصلی، عمل است و نباید اینگونه باشد که در سخن از اقتصاد مقاومتی حمایت کنیم، اما در عمل، حرکت ما کُند باشد!» و نیز آنگاه که در جمع شرکتکنندگان در همایش نخبگان فردا به صراحت از نحوه اجرا و پیشرفت سیاستهای اقتصاد مقاومتی اظهار ناخرسندی کردند. ایشان پیش از آن نیز با اشاره به حمایتها و ستایشهای لفظی از اقتصاد مقاومتی تأکید کرده بودند: «برای اجرای اقتصاد مقاومتی تمجید و ستایش لفظی کافی نیست بلکه باید حرکت و اقدام کرد» و شاید از همین روست که امسال را نیز به سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نامگذاری کردند.
,
اقتصاد مقاومتی دارای ابعاد و جلوههای متعددی است اما بیگمان سادهزیستی و صرفهجویی در مصرف را میتوان در زمره سهلالوصولترین گونههای آن برشمرد؛ اقدامی که نیازمند تامل جدی و غیرشعاری مسئولان نهادهای گوناگون است. این سادهزیستی باید هم در «زندگی شخصی» متصدیان حکومتی و هم در «زندگی اداری» آنان نمود داشته باشد و نمیتوان آن را به سادهزیستی و قناعتپیشگی مسئولان تنها در محل کار منحصر نمود؛ چه اینکه سادهزیستی در زندگی شخصی نیز از آن رو که موجب تسکین خاطر دیگر قشرهای جامعه به ویژه قشرهای متوسط و زیرفشار میشود و آنان را برای همیاری بیشتر در این راستا ترغیب میکند، ضرورت دارد.
طبیعی است آن دسته از مسئولانی که در «منازل میلیاردی» به سر میبرند و خود و خانوادهشان برخوردار از «زندگی اشرافی» و خودروهای آنچنانی و غرق در نعمت هستند، نمیتوانند مشکلات واقعی مردم را آنگونه که باید و شاید، درک کنند و بهتبع، نمیتوانند مرهمگذار آلام آنان باشند.
خوشبختانه برای تحقق سادهزیستی در زندگی شخصی و اداری و پرهیز از تحمیل هزینههای «بی» یا «کم»بازده بر بیتالمال بهویژه در شرایط حساس کنونی، الگوهای فراوانی در دسترس قرار دارد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هم در زندگی شخصی خود الگوی برجسته سادهزیستی برای دیگران بود و هم در مصرف بیتالمال، مظهر احتیاطهای فوقالعاده؛ امری که متاسفانه در میان مسئولان جامعه بسیار کمیاب است. ایشان علیرغم جایگاه رهبری، در منزلی بسیار ساده و محقر در جماران زندگی میکرد و سخنرانیهای خویش را نیز در حسینیهای بیپیرایه و با دیوارهایی قدیمی و بیرنگ ایراد مینمود.
طبیعی است که قشرهای محروم نیز با مشاهده قناعتپیشگی امام(ره) در ابعاد گوناگون، تنگناهای اقتصادی را به گونهای آسانتر بر خود هموار میکردند.
سادهزیستی مراجع عالیقدر تقلید در سالهای گوناگون، جلوههای ناب دیگری از پایبندی به این آموزه دینی را برای همگان آشکار ساخته است.
مقام معظم رهبری نیز چه در دوران ریاست جمهوری و چه پس از آن، نماد برجسته سادهزیستی و قناعتپیشگی در زندگی شخصی و حکومتی بوده و هستند. در دوران ریاستجمهوری معظمله، همسر ایشان به صورت ناشناس به پزشکی مراجعه میکند و وقتی میشنود که: «برای درمان فرزندتان باید روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید»، میگوید: «ما چنین امکاناتی را نداریم!» پزشک که ایشان را نمیشناخته،میگوید: «مگر امکان دارد درخانهای برنج نباشد؟» و پاسخ میشنود: «آقای ما اجازه نمیدهد که در خانه، غیر از برنج کوپنی استفاده کنیم و آن هم کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هفته نمیدهد!»
مرحوم سید احمد خمینی(ره) نیز در جایی فرموده بود: «وظیفه خود میدانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظمله روی موکت زندگی میکنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود، من از زبری فرش به موکت پناه بردم!»
حجتالاسلام رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هم چندی پیش با بیان خاطرهای از دیدار با مقام معظم رهبری گفته بود: دلم میخواهد از نعلین پارهپاره و ترکخورده مقام معظم رهبری عکس بگیرم تا سادهزیستی ایشان را به دیگران نشان دهم.
سخنرانی مقام معظم رهبری در ۱۴ خرداد سال گذشته در حرم مطهر امام(ره) هم همراه با نکتهای ظریف و آموزنده در زمینه سادهزیستی و پرهیز از اشرافیگری بود. آوردن زیلوی ساده از بیت- برای نخستین بار- و انداختن آن بر روی قالی، حاوی پیامی بزرگ برای صاحبمنصبان، و متولیان حرم امام (ره) بود!
معظمله همواره دیگران بخصوص مسئولان و شخصیتهای تاثیرگذار را به قناعتپیشگی و پرهیز از اشرافیگری در زندگی شخصی و اداری خود توصیه کردهاند. حجتالاسلام مروی میگوید: «یک وقت گزارشی را خدمتشان بردم، راجع به یکی از روحانیونی که آن موقع قاضی شده بود. خانهای خریده بود و مقداری کمک و مساعدت هم برای آن خانه میخواست. ایشان فرمودند که چه ضرورتی دارد یک طلبه، خانهای مثلاً بیست میلیون تومانی بخرد. با اینکه بیست میلیون تومان آن موقع هم خیلی زیاد نبود و خانه هم آن چنانی نبود. بعد فرمودند ما داریم یک طبقه جدید از مترفین بهوجود میآوریم.این را با یک نگرانی اظهار کردند و فرمودند من نگرانم که بر اثر انقلاب و امکانات و موقعیتهایی که هست و میشود به یک جاهایی دستاندازی کرد، یک طبقه جدید از مترفین را ما روحانیون بهوجود بیاوریم. من نگران این هستم. بعد فرمودند خانواده ما گاهی میروند منزل بعضی از آقایان و میآیند تعریف میکنند که مثلاً دورتادور اتاق، پشتی قالیچهای بود؛ که ایشان فرمودند من تعجب میکنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قالیچهای باشد؟! نمیشود یک پشتی معمولی باشد؟ حتماً باید قالیچهای باشد؟ گران قیمت باشد؟ یک پشتی باشد که به دیوار تکیه ندهند؛ با یک پارچه معمولی هم میشود این را تأمین کرد و کنار اتاق گذاشت. چه ضرورتی دارد مخصوصاً ما روحانیون، زندگیها، خانهها و وضعیتمان این جوری باشد؟ بعد فرمودند در خانه ما یک فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیزیه خانمم بوده است که الان هم دیگر نخنما شده است. ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والاّ همه خانه ما موکت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه ما نیست و کلاً خانه ما با موکت فرش شده است.»
معظمله زمانی دیگر فرموده بودند: «یکی از وزرا انواع و اقسام سنگ های گران قیمت کشور را در نمای وزارتخانه اش به کار برده بود.من او را خواستم و به او گفتم: شما چرا این کار را کردی؟ او گفت: مسافران خارجی وقتی به وزارتخانه می آیند و سنگ ها جلو چشمشان قرار می گیرد، باعث جذب مشتری می شود! گفتم: شما را به خدا آیا این منطق قابل قبول است؟! این همه خرج کنیم برای اینکه مشتری پیدا کنیم؟! شما می توانید در سالن اصلی وزارتخانه انواع و اقسام سنگ هایتان را به شکل خیلی بدیع و زیبا به نمایش بگذارید، هر مهمانی که آمد، به عنوان ادای احترام، او را به آن جا ببرید تا سنگ ها را تماشا کند، هم تماشا و هم جذب مشتری است. این کارها بهانه ای است برای تجمل سازی و اصلاً مناسب نیست.»
در میان شخصیتهای رده پایینتر هم هستند کسانی که مقهور زرق و برق دنیا نشدهاند و با تاسی به رهنمودهای امام(ره) و رهبری کوشیدهاند بیش از آنچه از بیتالمال نصیبشان میشود، بر سفره خدمت به مردم و نظام اسلامی بگذارند. در این باره میتوان به یکی از نمایندگان فقید مجلس شورای اسلامی اشاره کرد و وی را در حدّ خود، الگویی مناسب برای سادهزیستی و پرهیز از تحمیل هزینههای غیرضروری بر بیتالمال دانست. مرحوم حجتالاسلام و المسلمین سیدجلال یحییزاده، از جانبازان شیمیایی و نماینده محبوب تفت و میبد در مجلس شورای اسلامی، افزون بر سادهزیستی فوقالعاده در زندگی شخصی، در هنگام تصدی سه دوره نمایندگی مجلس نیز وسواس عجیبی در کاهش هزینهکرد- حتی از نوع متداول- از بیتالمال داشت. وی هرگز از راننده و خودروی مجلس استفاده نکرد و به طور معمول، مسافت تقریبی ۷۰۰ کیلومتری حوزه انتخابیه تا پایتخت را با قطار و اتوبوسهای بین شهری میپیمود! و در پاسخ به این سوال که چرا از خودرو مجلس استفاده نمیکنید؟ گفته بود: قبل از نمایندگی مجلس، طلبهای ساده بودم و فاصله زادگاه خود تا قم را با قطار و اتوبوس طی میکردم؛ پس از نماینده شدن هم اتفاق خاصی نیفتاده است و فقط باید به جای قم، درتهران پیاده شوم! وانگهی مسافرت با اتوبوس موجب میشود در مدت چند ساعتی که با مسافران هستم، به صورت ملموس و از نزدیک در جریان مشکلات و درخواستهای موکلان و مردم قرار گیرم.
آن مرحوم در حوزه انتخابیه خود هم با موتورسیکلت شخصی خود تردد میکرد و معروف بود که گاه فرماندار وقت نیز لاجرم، سوار بر ترک همان موتور قدیمی برای بازدید از پروژهها ایشان را همراهی میکرده است.
اینگونه متصدیان مصداق بارز «قلیلالمئونه و کثیرالمعونه» هستند که شیوه زندگیشان مایه دلگرمی مردم و موجب افتخار نظام اسلامی است.
به هر روی، انتظار از مسئولان بهویژه کارگزاران ارشد این است که بیش از تاکید لسانی بر «اقتصاد مقاومتی»، «التزام عملی» به آن و «رویکرد جهادی» برای تحقق آن را در دستور کار قرار دهند، بهگونهای که تودههای گوناگون جامعه بتوانند جلوههای عینی و غیرشعاری آن را در زندگی مسئولان ردههای گوناگون مشاهده کنند؛ همانگونه که در زندگی امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب مشاهده کردهاند. طبیعی است مسئولی که ابایی از هزینهکردن بیتالمال برای امور لوکس و فاقد اولویت ندارد و خود و خانوادهاش از اشرافیگری و تفریحات آنچنانی در زندگی شخصی و اداری نمیگذرند، نمیتواند کارگزار شایستهای برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی و تحقق اهداف آن باشد.
اقتصاد مقاومتی اکسیری است که بیش از شعارهای جذاب و طرحهای اتوکشیده، به باور قلبی نیاز دارد؛ مؤلفهای که بیتردید،«اقدام و عمل» را هم به دنبال خواهد داشت و در سایه «اقدام و عمل» است که معجزه میکند و میتواند دستاوردهایی فراتر از انتظار را برای ملت و نظام به ارمغان آورد. آیا در سال جاری شاهد «اقدام و عمل» درخور نهادهای حکومتی و در رأس آنها دولت محترم در این زمینه خواهیم بود؟
نویسنده: مرتضی رضائیان
پایان پیام/
اقتصاد مقاومتی دارای ابعاد و جلوههای متعددی است اما بیگمان سادهزیستی و صرفهجویی در مصرف را میتوان در زمره سهلالوصولترین گونههای آن برشمرد؛ اقدامی که نیازمند تامل جدی و غیرشعاری مسئولان نهادهای گوناگون است. این سادهزیستی باید هم در «زندگی شخصی» متصدیان حکومتی و هم در «زندگی اداری» آنان نمود داشته باشد و نمیتوان آن را به سادهزیستی و قناعتپیشگی مسئولان تنها در محل کار منحصر نمود؛ چه اینکه سادهزیستی در زندگی شخصی نیز از آن رو که موجب تسکین خاطر دیگر قشرهای جامعه به ویژه قشرهای متوسط و زیرفشار میشود و آنان را برای همیاری بیشتر در این راستا ترغیب میکند، ضرورت دارد.
طبیعی است آن دسته از مسئولانی که در «منازل میلیاردی» به سر میبرند و خود و خانوادهشان برخوردار از «زندگی اشرافی» و خودروهای آنچنانی و غرق در نعمت هستند، نمیتوانند مشکلات واقعی مردم را آنگونه که باید و شاید، درک کنند و بهتبع، نمیتوانند مرهمگذار آلام آنان باشند.
,
,
خوشبختانه برای تحقق سادهزیستی در زندگی شخصی و اداری و پرهیز از تحمیل هزینههای «بی» یا «کم»بازده بر بیتالمال بهویژه در شرایط حساس کنونی، الگوهای فراوانی در دسترس قرار دارد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هم در زندگی شخصی خود الگوی برجسته سادهزیستی برای دیگران بود و هم در مصرف بیتالمال، مظهر احتیاطهای فوقالعاده؛ امری که متاسفانه در میان مسئولان جامعه بسیار کمیاب است. ایشان علیرغم جایگاه رهبری، در منزلی بسیار ساده و محقر در جماران زندگی میکرد و سخنرانیهای خویش را نیز در حسینیهای بیپیرایه و با دیوارهایی قدیمی و بیرنگ ایراد مینمود.
طبیعی است که قشرهای محروم نیز با مشاهده قناعتپیشگی امام(ره) در ابعاد گوناگون، تنگناهای اقتصادی را به گونهای آسانتر بر خود هموار میکردند.
سادهزیستی مراجع عالیقدر تقلید در سالهای گوناگون، جلوههای ناب دیگری از پایبندی به این آموزه دینی را برای همگان آشکار ساخته است.
,
,
,
,
مقام معظم رهبری نیز چه در دوران ریاست جمهوری و چه پس از آن، نماد برجسته سادهزیستی و قناعتپیشگی در زندگی شخصی و حکومتی بوده و هستند. در دوران ریاستجمهوری معظمله، همسر ایشان به صورت ناشناس به پزشکی مراجعه میکند و وقتی میشنود که: «برای درمان فرزندتان باید روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید»، میگوید: «ما چنین امکاناتی را نداریم!» پزشک که ایشان را نمیشناخته،میگوید: «مگر امکان دارد درخانهای برنج نباشد؟» و پاسخ میشنود: «آقای ما اجازه نمیدهد که در خانه، غیر از برنج کوپنی استفاده کنیم و آن هم کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هفته نمیدهد!»
مرحوم سید احمد خمینی(ره) نیز در جایی فرموده بود: «وظیفه خود میدانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظمله روی موکت زندگی میکنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود، من از زبری فرش به موکت پناه بردم!»
حجتالاسلام رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هم چندی پیش با بیان خاطرهای از دیدار با مقام معظم رهبری گفته بود: دلم میخواهد از نعلین پارهپاره و ترکخورده مقام معظم رهبری عکس بگیرم تا سادهزیستی ایشان را به دیگران نشان دهم.
سخنرانی مقام معظم رهبری در ۱۴ خرداد سال گذشته در حرم مطهر امام(ره) هم همراه با نکتهای ظریف و آموزنده در زمینه سادهزیستی و پرهیز از اشرافیگری بود. آوردن زیلوی ساده از بیت- برای نخستین بار- و انداختن آن بر روی قالی، حاوی پیامی بزرگ برای صاحبمنصبان، و متولیان حرم امام (ره) بود!
,
,
,
,
معظمله همواره دیگران بخصوص مسئولان و شخصیتهای تاثیرگذار را به قناعتپیشگی و پرهیز از اشرافیگری در زندگی شخصی و اداری خود توصیه کردهاند. حجتالاسلام مروی میگوید: «یک وقت گزارشی را خدمتشان بردم، راجع به یکی از روحانیونی که آن موقع قاضی شده بود. خانهای خریده بود و مقداری کمک و مساعدت هم برای آن خانه میخواست. ایشان فرمودند که چه ضرورتی دارد یک طلبه، خانهای مثلاً بیست میلیون تومانی بخرد. با اینکه بیست میلیون تومان آن موقع هم خیلی زیاد نبود و خانه هم آن چنانی نبود. بعد فرمودند ما داریم یک طبقه جدید از مترفین بهوجود میآوریم.این را با یک نگرانی اظهار کردند و فرمودند من نگرانم که بر اثر انقلاب و امکانات و موقعیتهایی که هست و میشود به یک جاهایی دستاندازی کرد، یک طبقه جدید از مترفین را ما روحانیون بهوجود بیاوریم. من نگران این هستم. بعد فرمودند خانواده ما گاهی میروند منزل بعضی از آقایان و میآیند تعریف میکنند که مثلاً دورتادور اتاق، پشتی قالیچهای بود؛ که ایشان فرمودند من تعجب میکنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قالیچهای باشد؟! نمیشود یک پشتی معمولی باشد؟ حتماً باید قالیچهای باشد؟ گران قیمت باشد؟ یک پشتی باشد که به دیوار تکیه ندهند؛ با یک پارچه معمولی هم میشود این را تأمین کرد و کنار اتاق گذاشت. چه ضرورتی دارد مخصوصاً ما روحانیون، زندگیها، خانهها و وضعیتمان این جوری باشد؟ بعد فرمودند در خانه ما یک فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیزیه خانمم بوده است که الان هم دیگر نخنما شده است. ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والاّ همه خانه ما موکت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه ما نیست و کلاً خانه ما با موکت فرش شده است.»
,
معظمله زمانی دیگر فرموده بودند: «یکی از وزرا انواع و اقسام سنگ های گران قیمت کشور را در نمای وزارتخانه اش به کار برده بود.من او را خواستم و به او گفتم: شما چرا این کار را کردی؟ او گفت: مسافران خارجی وقتی به وزارتخانه می آیند و سنگ ها جلو چشمشان قرار می گیرد، باعث جذب مشتری می شود! گفتم: شما را به خدا آیا این منطق قابل قبول است؟! این همه خرج کنیم برای اینکه مشتری پیدا کنیم؟! شما می توانید در سالن اصلی وزارتخانه انواع و اقسام سنگ هایتان را به شکل خیلی بدیع و زیبا به نمایش بگذارید، هر مهمانی که آمد، به عنوان ادای احترام، او را به آن جا ببرید تا سنگ ها را تماشا کند، هم تماشا و هم جذب مشتری است. این کارها بهانه ای است برای تجمل سازی و اصلاً مناسب نیست.»
,
در میان شخصیتهای رده پایینتر هم هستند کسانی که مقهور زرق و برق دنیا نشدهاند و با تاسی به رهنمودهای امام(ره) و رهبری کوشیدهاند بیش از آنچه از بیتالمال نصیبشان میشود، بر سفره خدمت به مردم و نظام اسلامی بگذارند. در این باره میتوان به یکی از نمایندگان فقید مجلس شورای اسلامی اشاره کرد و وی را در حدّ خود، الگویی مناسب برای سادهزیستی و پرهیز از تحمیل هزینههای غیرضروری بر بیتالمال دانست. مرحوم حجتالاسلام و المسلمین سیدجلال یحییزاده، از جانبازان شیمیایی و نماینده محبوب تفت و میبد در مجلس شورای اسلامی، افزون بر سادهزیستی فوقالعاده در زندگی شخصی، در هنگام تصدی سه دوره نمایندگی مجلس نیز وسواس عجیبی در کاهش هزینهکرد- حتی از نوع متداول- از بیتالمال داشت. وی هرگز از راننده و خودروی مجلس استفاده نکرد و به طور معمول، مسافت تقریبی ۷۰۰ کیلومتری حوزه انتخابیه تا پایتخت را با قطار و اتوبوسهای بین شهری میپیمود! و در پاسخ به این سوال که چرا از خودرو مجلس استفاده نمیکنید؟ گفته بود: قبل از نمایندگی مجلس، طلبهای ساده بودم و فاصله زادگاه خود تا قم را با قطار و اتوبوس طی میکردم؛ پس از نماینده شدن هم اتفاق خاصی نیفتاده است و فقط باید به جای قم، درتهران پیاده شوم! وانگهی مسافرت با اتوبوس موجب میشود در مدت چند ساعتی که با مسافران هستم، به صورت ملموس و از نزدیک در جریان مشکلات و درخواستهای موکلان و مردم قرار گیرم.
آن مرحوم در حوزه انتخابیه خود هم با موتورسیکلت شخصی خود تردد میکرد و معروف بود که گاه فرماندار وقت نیز لاجرم، سوار بر ترک همان موتور قدیمی برای بازدید از پروژهها ایشان را همراهی میکرده است.
اینگونه متصدیان مصداق بارز «قلیلالمئونه و کثیرالمعونه» هستند که شیوه زندگیشان مایه دلگرمی مردم و موجب افتخار نظام اسلامی است.
,
,
,
به هر روی، انتظار از مسئولان بهویژه کارگزاران ارشد این است که بیش از تاکید لسانی بر «اقتصاد مقاومتی»، «التزام عملی» به آن و «رویکرد جهادی» برای تحقق آن را در دستور کار قرار دهند، بهگونهای که تودههای گوناگون جامعه بتوانند جلوههای عینی و غیرشعاری آن را در زندگی مسئولان ردههای گوناگون مشاهده کنند؛ همانگونه که در زندگی امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب مشاهده کردهاند. طبیعی است مسئولی که ابایی از هزینهکردن بیتالمال برای امور لوکس و فاقد اولویت ندارد و خود و خانوادهاش از اشرافیگری و تفریحات آنچنانی در زندگی شخصی و اداری نمیگذرند، نمیتواند کارگزار شایستهای برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی و تحقق اهداف آن باشد.
,
اقتصاد مقاومتی اکسیری است که بیش از شعارهای جذاب و طرحهای اتوکشیده، به باور قلبی نیاز دارد؛ مؤلفهای که بیتردید،«اقدام و عمل» را هم به دنبال خواهد داشت و در سایه «اقدام و عمل» است که معجزه میکند و میتواند دستاوردهایی فراتر از انتظار را برای ملت و نظام به ارمغان آورد. آیا در سال جاری شاهد «اقدام و عمل» درخور نهادهای حکومتی و در رأس آنها دولت محترم در این زمینه خواهیم بود؟
,نویسنده: مرتضی رضائیان
,پایان پیام/
,]
ارسال دیدگاه