یادی از سنت فراموش شده عیدگاه در گذشته؛

گزارشی از آداب و رسوم فراموش شده قوچان در نوروز با لهجه محلی

گزارشی از آداب و رسوم فراموش شده قوچان در نوروز با لهجه محلی
در این گزارش تلاش نموده ایم تا به برخی از آداب و رسوم فراموش شده قوچان در گذشته از جمله عیدگاه بپردازیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قوچان خبر، در این گزارش با لهجه محلی به سنت فراموش شده عیدگاه و اوپشتک در قوچان می پردازیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قوچان خبر,

  خوردى که بیدوم از عید نوروز خیلى خوشوم مى یمد. رخت نو برم مکردن, ماچوم مکردن, پولم مدادن و ....خیلى خیلى خوش مگذشت.

,

 آقام  ( اسحاق مسگر ) خدا بیامررز زیاد اهل عیدگردى نبید اما ننم خدا رحمتى اهل گشت و گذار بید و عیدا ره خوش مگذروند. مو هم که دهه  ۵۰ پسر خوردیش بیدم همش به دنبال ننم بیدم, هر جا که مرفت مو ره هم با خودش موبرد.

,

یک جا بید بنام عیدگاه، سر چهارراه اول خیابون صدر آباد. یک حولى بزرگى بید که زن ها و دخترا مرفتن اونجى, نفرى یک قرون ورودى داشتک که برى توش و  باد ( تاب ) بخورى و دیره بزنى و نمدنوم چند قرصه بزى کنى و خلاصه عیدته خوش بگذرنى ....

,

ایى عیدگاه فقط برى زنا بید دخترا و بیچه هاى خوردى موردى مثل مو که او موقع مویم خوردى بیدم.

,

یکبار با ننم و همسده ها مان رفتیم اونجى. دم در پیر مردى وى مستاد بنام عمو شیرو ( شیرالله ) که از زنا نفرى یک یک قرون ومستوند و راه مداد که برن تو ....

,

موره هم مثل همیشه ادم حسابم نکردن و گفتن بیچه نمفهمه و مجانى رفتم عیدگاه.

,

به به .... چى جاى خوبى, یک عالمه آدم  و بیچه میچه جمع رفته بیدن دور هم که در کنار هم خوش بشن .

,

زنا و دخترا با رخت هاى نو و  ارا  کرده امده بیدن و خنده از لب و لوچشان نموفتاد. یک باد ( تاب ) بزرگ با طناب بى معنى کلفت درست کرده بیدن و نوبتى باد موخوردن, زناى جوون و دخترا مثل خلبانا سوار باد مرفتن و یواش یواش مثل طیاره دور  ور مداشتن و مرفتن توى دل آسمو. قرما  روى دوتا پاشان  وى  مستادن و  ور  مخستن و میشستن و خودشان ره عقب جلو مکردن که بالا تر برن.

,

ته حولى هم یک عده مرقصیدن و دیره مزدن. ننه مو هم خوب دیره مزد. ما که خودمان یک گروه بیدیم تا رفتیم طرف اونایى که رقص کردى مکردن همه خوشحال رفتن و گفتن صغرى صغرى بیا که خوش امدى, بیا دیره بزن که ما خسته رفتیم, اولش ننم مثل همیشه خودشه لوس کرد و گفت مو که بلد نستوم و .... از ایى تعارف ها ولى بعدش رفت و دیره ره به دستش گرفت و چندتا ریتم چسب زد و زنهاى جوون ره خوشحال کرد و شادى و سرحالى از رنگ و روشان مزد بیرون.

,

ایى عیدگاه از روز اول عید شروع مرفت تا اخر وقت سیزده به در، اونایى که نمتنیستن برن باغ و بیابون مرفتن عید گاه. عید بدون عیدگاه برى زنا معنا نداشت تقریبا تنها جایى بید که زنها جیغ مى کشیدن و کل مزدن و باد  موخوردن و خوش بیدن و  ایى شادى ها ره  بد نمدنستن حتى مرد هاشان.

,

مرد ها هم مرفتن توى بیابون و "  اوپیشتک " بزى .

,

اوپیشتک  خوردنى بردنى نستک ها !!!!

,

 

,

اوپیشتک یک تپه ى خاکى بید با  یک شیب ملایم تقریبا  ۴۵ درجه ایى و ارتفاع کمتر از یک متر که مرد ها و پسر ها از فاصله ى دور فرار مکردن به سمت  اوپیشتک و از روى او خودشان پرت مکردن پنچ شیش متر جلوتر  مثل پرش طول در  دومیدانى.

,

کشتى چوخه هم که رسم مردها و پهلوونا بید که هنوز هم هست.

,

یادش بخیر

,

ما پسر هاى او موقع هم توى عید چى کیفى مکردیم.  الک دولک و گوچمبه بزى و هفت سنگ و توشله بزى و جوز بزى هم از سرگرمى هامان بید.

,

خداییش چى عیداى قشنگى داشیم و چوقذز خوش موگذشت. ایشالله وازم او  دوره ره ببینم و ببینین و ببینن همه ى مردم قوچون.

,

دروم به چشمام مى بینم که توى ایى سالها حتى خواهر و برار  برى هم غریبه رفتن و دلشان برى هم تنگ نمره ...

,

چى عیداى بدى  دره  رد  مره  و دلمان خوشه که عید دریم.

,

به امید عیداى قشنگ برى هم، یادتان بشه دعا کنین که عید هامان به قشنگى و شادى عیداى قدیم  ورگرده ....

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه