کارشناس ارشد ادبیات نمایشی در بوشهر نوشت؛
لزوم کاهش فاصله «نظر و عمل» در حوزه «فرهنگ» در سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل
متأسفانه فاصله زیادی بین حوزه نظر و عمل وجود دارد و لازم است که امسال که سال اقدام و عمل می باشد این فاصله کمتر گردد. به عبارت دیگر، عدهای از دوستان مباحثی را مطرح میکنند و تصمیماتی را میگیرند اما در جای دیگر به نحو دیگری عمل میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گام نیوز به دیگر سخن، مصرف جامعه آن چیزی نیست که تولید میکنیم و هر روز این شکاف بیشتر از پیش میشود و آمارها هم این مطلب را تائید میکنند. ازاینرو، لازم است از عرصه دستوری خارج شوده و به عرصه عقلی برسیم، یعنی به جای کمّی کردن پدیدهها به کیفیت بیندیشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از گام نیوز به دیگر سخن، مصرف جامعه آن چیزی نیست که تولید میکنیم و هر روز این شکاف بیشتر از پیش میشود و آمارها هم این مطلب را تائید میکنند. ازاینرو، لازم است از عرصه دستوری خارج شوده و به عرصه عقلی برسیم، یعنی به جای کمّی کردن پدیدهها به کیفیت بیندیشیم. , گام نیوز , . ,در این میان، سؤال اصلی این است که چگونه میتوان به نیازهای هنری نسل جوان پاسخ داد تا آنها نیازهای خود را از واردات تامین نکنند و نظام برنامهریزی هنری چه برنامههایی را باید اتخاذ کند و چه مسیری را باید انتخاب نماید که این شکافها پر شود .
, در این میان، سؤال اصلی این است که چگونه میتوان به نیازهای هنری نسل جوان پاسخ داد تا آنها نیازهای خود را از واردات تامین نکنند و نظام برنامهریزی هنری چه برنامههایی را باید اتخاذ کند و چه مسیری را باید انتخاب نماید که این شکافها پر شود . , . ,وقتی سخن از هنر به میان میآید، باید در نظر داشت که هنر یک فضای اجتماعی کلی است و افراد بسیاری غیر از خود هنرمند هستند که در تولید آثار هنری نقش ایفا میکنند. در این میان، آنچه بدان تأکید میشود، نقش مدیران هنری و سیاستگذاران است که در سه عرصه تولید، توزیع و مصرف نقش بسیار مهمی را ایفا مینمایند. در حوزه تولید، حمایتهای مالی و تبلیغاتی مدیران سبب میشود بعضی از هنرها و بعضی از هنرمندان رشد بیشتری پیدا کنند و این امر سبب میشود بسیاری از هنرمندان ترجیح دهند در این حوزه فعالیت کنند. البته این حمایتها در مراحل بعدی اثرگذاری بیشتری دارد و نتیجه آن در مراحل بعدی چشمگیرتر است. در مرحله بعد(توزیع) چون فاصله مخاطب و هنرمند زیاد است، سازمان ها و نهادها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. به عبارت دیگر، مدیران هستند که با حمایت یا عدم حمایت از توزیع یک اثر، تعیین نوع آثاری هستند
, وقتی سخن از هنر به میان میآید، باید در نظر داشت که هنر یک فضای اجتماعی کلی است و افراد بسیاری غیر از خود هنرمند هستند که در تولید آثار هنری نقش ایفا میکنند. در این میان، آنچه بدان تأکید میشود، نقش مدیران هنری و سیاستگذاران است که در سه عرصه تولید، توزیع و مصرف نقش بسیار مهمی را ایفا مینمایند. در حوزه تولید، حمایتهای مالی و تبلیغاتی مدیران سبب میشود بعضی از هنرها و بعضی از هنرمندان رشد بیشتری پیدا کنند و این امر سبب میشود بسیاری از هنرمندان ترجیح دهند در این حوزه فعالیت کنند. البته این حمایتها در مراحل بعدی اثرگذاری بیشتری دارد و نتیجه آن در مراحل بعدی چشمگیرتر است. در مرحله بعد(توزیع) چون فاصله مخاطب و هنرمند زیاد است، سازمان ها و نهادها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. به عبارت دیگر، مدیران هستند که با حمایت یا عدم حمایت از توزیع یک اثر، تعیین نوع آثاری هستند,در این میان، اگر مدیران، بیشتر سیاسی باشند تا متخصص، نمیتوانند از نظر کیفی و زیباییشناسی اثر مطلوب را تشخیص دهند، ازاینرو بیشتر به گرایش سیاسی و محتوای اثر توجه میکنند تا به فرم، سبک و قالب آن و این امر در بسیاری ازمواقع سبب میشود که مدیران از هنرهای دست پائین و عامهپسند حمایت کرده وآن را پرورش دهند. در نهایت اینکه مدیران، با این نحوه حمایت در بخش تولید و توزیع، در واقع ذائقه هنری مخاطب را به سمت خاصی تغییر داده و آن را پرورش میدهند .
, در این میان، اگر مدیران، بیشتر سیاسی باشند تا متخصص، نمیتوانند از نظر کیفی و زیباییشناسی اثر مطلوب را تشخیص دهند، ازاینرو بیشتر به گرایش سیاسی و محتوای اثر توجه میکنند تا به فرم، سبک و قالب آن و این امر در بسیاری ازمواقع سبب میشود که مدیران از هنرهای دست پائین و عامهپسند حمایت کرده وآن را پرورش دهند. در نهایت اینکه مدیران، با این نحوه حمایت در بخش تولید و توزیع، در واقع ذائقه هنری مخاطب را به سمت خاصی تغییر داده و آن را پرورش میدهند . , . ,متأسفانه فاصله زیادی بین حوزه نظر و عمل وجود دارد و لازم است که امسال که سال اقدام و عمل می باشد این فاصله کمتر گردد. به عبارت دیگر، عدهای از دوستان مباحثی را مطرح میکنند و تصمیماتی را میگیرند اما در جای دیگر به نحو دیگری عمل میشود. باید یک نمونهسازی از مدیریت هنری صورت بگیرد که نیازمند یاری همه سازمانهای مرتبط است و به تنهایی امکانپذیر نیست. اینگونه نشست ها باید استمرار داشته باشد و البته نه فقط به صورت نظری، بلکه لازم است مسئولان اجرایی در این نشستها حضور داشته باشند تا این مباحث از حوزه نظر به حوزه عمل راه پیدا کرده و در حوزه مدیریتی اجرا شود .
, متأسفانه فاصله زیادی بین حوزه نظر و عمل وجود دارد و لازم است که امسال که سال اقدام و عمل می باشد این فاصله کمتر گردد. به عبارت دیگر، عدهای از دوستان مباحثی را مطرح میکنند و تصمیماتی را میگیرند اما در جای دیگر به نحو دیگری عمل میشود. باید یک نمونهسازی از مدیریت هنری صورت بگیرد که نیازمند یاری همه سازمانهای مرتبط است و به تنهایی امکانپذیر نیست. اینگونه نشست ها باید استمرار داشته باشد و البته نه فقط به صورت نظری، بلکه لازم است مسئولان اجرایی در این نشستها حضور داشته باشند تا این مباحث از حوزه نظر به حوزه عمل راه پیدا کرده و در حوزه مدیریتی اجرا شود . , . ,هنر هنوز درجامعه ما تعریف درستی ندارد، یعنی هر گروهی بنا به آموختههای خود، تعاریف مختلفی ارائه میکنند. برای مثال، عدهای از هنرمندان و شاعران هنر را هلنیسم میشمرند، در مقابل عدهای هنر را متعلق به دیوان و موجودات عالم تاریکی میدانند. موضوع دیگری که میتوان بدان اشاره کرد و به عنوان دردی مشترک ازآن یاد کرد، بیاعتنایی مادی نسبت به هنر است. در حقیقت، مشخص نیست که چه کسی متصدی امور مادی است. برخی از وزارتخانهها مدعی این امر بودند، در حالیکه مؤسسههای فرهنگی خود را برتر از آن میدانند که تحت نظارت وزارتخانهای باشند. مسئله دیگر، این است که ما زبان همدیگر را نمیفهمیم. فاصلهها آنقدر زیاد شدهاند که به محض دور شدن از هم، رأی و نظرمان نیز دگرگون میشود. هرکس زبان خودش را دارد و سلیقهها از همه چیز بالاتر شمرده میشوند و این مشکل عمدهای است که با آن مواجهیم. هنر میتوانست جلوی بسیاری از مشکلات امروز ما را بگیرد که متأسفانه به دلیل ضعیف عمل کردن مدیریت هنری اینگونه نشد.
, هنر هنوز درجامعه ما تعریف درستی ندارد، یعنی هر گروهی بنا به آموختههای خود، تعاریف مختلفی ارائه میکنند. برای مثال، عدهای از هنرمندان و شاعران هنر را هلنیسم میشمرند، در مقابل عدهای هنر را متعلق به دیوان و موجودات عالم تاریکی میدانند. موضوع دیگری که میتوان بدان اشاره کرد و به عنوان دردی مشترک ازآن یاد کرد، بیاعتنایی مادی نسبت به هنر است. در حقیقت، مشخص نیست که چه کسی متصدی امور مادی است. برخی از وزارتخانهها مدعی این امر بودند، در حالیکه مؤسسههای فرهنگی خود را برتر از آن میدانند که تحت نظارت وزارتخانهای باشند. مسئله دیگر، این است که ما زبان همدیگر را نمیفهمیم. فاصلهها آنقدر زیاد شدهاند که به محض دور شدن از هم، رأی و نظرمان نیز دگرگون میشود. هرکس زبان خودش را دارد و سلیقهها از همه چیز بالاتر شمرده میشوند و این مشکل عمدهای است که با آن مواجهیم. هنر میتوانست جلوی بسیاری از مشکلات امروز ما را بگیرد که متأسفانه به دلیل ضعیف عمل کردن مدیریت هنری اینگونه نشد. , . ,مدیریت هنر عبارت است از ایجاد یک نظام ارتباطی مناسب درچرخه تولید، توزیع و مصرف هنر، بهنحوی که جامعه، دولت و هنرمندان بتوانند به هدف غایی توسعه هنری دست یابند. معیار موفقیت یا عدم موفقیت مدیریت هنری، توسعه هنری است، این توسعه هنری در ایران رخ داده و انسان ایرانی نسبت به هر زمان دیگر خلاقتر، مولدتر و از لحاظ بیان خود، توانمندتر شده است. البته این در صورتی است که توسعه هنری را در یک مقیاس زمانی بسنجیم، یعنی امروز را با صد سال پیش مقایسه کنیم. اما اگر معیارمان را عوض کنیم و آن را فرازمانی و فرامکانی درنظر بگیریم و با معیار کارکردهای هنر بسنجیم، کار دشوار میشود، چراکه با در نظر گرفتن این معیارها، موفق نبودهایم و مدیریت هنری ما دچار نوعی آشفتگی زبانی است. این در حالی است که در مثلث هنری دولتمردان، جامعه و هنرمندان باید یک نظام ارتباطی وجود داشته باشد، یعنی دولت با هنرمندان و هنرمندان با مردم و مردم با این دو ارتباط برقرار کنند تا سطحی از رضایت و پویایی برقرار شود .
, مدیریت هنر عبارت است از ایجاد یک نظام ارتباطی مناسب درچرخه تولید، توزیع و مصرف هنر، بهنحوی که جامعه، دولت و هنرمندان بتوانند به هدف غایی توسعه هنری دست یابند. معیار موفقیت یا عدم موفقیت مدیریت هنری، توسعه هنری است، این توسعه هنری در ایران رخ داده و انسان ایرانی نسبت به هر زمان دیگر خلاقتر، مولدتر و از لحاظ بیان خود، توانمندتر شده است. البته این در صورتی است که توسعه هنری را در یک مقیاس زمانی بسنجیم، یعنی امروز را با صد سال پیش مقایسه کنیم. اما اگر معیارمان را عوض کنیم و آن را فرازمانی و فرامکانی درنظر بگیریم و با معیار کارکردهای هنر بسنجیم، کار دشوار میشود، چراکه با در نظر گرفتن این معیارها، موفق نبودهایم و مدیریت هنری ما دچار نوعی آشفتگی زبانی است. این در حالی است که در مثلث هنری دولتمردان، جامعه و هنرمندان باید یک نظام ارتباطی وجود داشته باشد، یعنی دولت با هنرمندان و هنرمندان با مردم و مردم با این دو ارتباط برقرار کنند تا سطحی از رضایت و پویایی برقرار شود . , . ,در حوزه نظریهپردازی مشکل اساسی این است که فقیهان ما در بسیاری از حوزهها هنوز تکلیف را مشخص نکردهاند، یعنی در بسیاری از موارد معین نکردهاند که حرمت آنها موضوعی است یا طریقی. برای مثال در مورد موسیقی یا مجسمهسازی یا بسیاری موارد دیگر این مشکل وجود دارد. در حوزه آکادمیک و ساختاری، مسئله این است که ما فقط یک دکترای تخصصی برای رشته پژوهش هنر داریم و اصلاً مشخص نیست منظورمان از هنر، سینما است یا موسیقی یا نقاشی یا سایر رشتهها. چالش جدی دیگری که در این حوزه وجود دارد، این است که رشتههای هنری از تسلسل لازم در حوزه آموزش های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و سپس آکادمیک برخوردار نیستند. مشکل موجود در حوزه اجرا هم این است که اقداماتی که ما انجام میدهیم بهصورت جزیرهای است. متولیان متعددی در حوزه هنر وجود دارند که ما نمیدانیم باید تابع کدامشان باشیم، در هنر اصلاً دخالت معنا ندارد و فقط باید نظارت و حمایت صورت بگیرد در حالیکه ما به همه چیز از دید حاکمیتی نگاه میکنیم .
, در حوزه نظریهپردازی مشکل اساسی این است که فقیهان ما در بسیاری از حوزهها هنوز تکلیف را مشخص نکردهاند، یعنی در بسیاری از موارد معین نکردهاند که حرمت آنها موضوعی است یا طریقی. برای مثال در مورد موسیقی یا مجسمهسازی یا بسیاری موارد دیگر این مشکل وجود دارد. در حوزه آکادمیک و ساختاری، مسئله این است که ما فقط یک دکترای تخصصی برای رشته پژوهش هنر داریم و اصلاً مشخص نیست منظورمان از هنر، سینما است یا موسیقی یا نقاشی یا سایر رشتهها. چالش جدی دیگری که در این حوزه وجود دارد، این است که رشتههای هنری از تسلسل لازم در حوزه آموزش های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و سپس آکادمیک برخوردار نیستند. مشکل موجود در حوزه اجرا هم این است که اقداماتی که ما انجام میدهیم بهصورت جزیرهای است. متولیان متعددی در حوزه هنر وجود دارند که ما نمیدانیم باید تابع کدامشان باشیم، در هنر اصلاً دخالت معنا ندارد و فقط باید نظارت و حمایت صورت بگیرد در حالیکه ما به همه چیز از دید حاکمیتی نگاه میکنیم . , در حوزه نظریهپردازی مشکل اساسی این است که فقیهان ما در بسیاری از حوزهها هنوز تکلیف را مشخص نکردهاند، یعنی در بسیاری از موارد معین نکردهاند که حرمت آنها موضوعی است یا طریقی. برای مثال در مورد موسیقی یا مجسمهسازی یا بسیاری موارد دیگر این مشکل وجود دارد. در حوزه آکادمیک و ساختاری، مسئله این است که ما فقط یک دکترای تخصصی برای رشته پژوهش هنر داریم و اصلاً مشخص نیست منظورمان از هنر، سینما است یا موسیقی یا نقاشی یا سایر رشتهها. چالش جدی دیگری که در این حوزه وجود دارد، این است که رشتههای هنری از تسلسل لازم در حوزه آموزش های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و سپس آکادمیک برخوردار نیستند. مشکل موجود در حوزه اجرا هم این است که اقداماتی که ما انجام میدهیم بهصورت جزیرهای است. متولیان متعددی در حوزه هنر وجود دارند که ما نمیدانیم باید تابع کدامشان باشیم، در هنر اصلاً دخالت معنا ندارد و فقط باید نظارت و حمایت صورت بگیرد در حالیکه ما به همه چیز از دید حاکمیتی نگاه میکنیم . , . ,از اینرو لازم است در چنین شرایطی دست به تولید بزنیم و از این شرایط نهراسیم. باید تولید کنیم و از موهبت سرعت استفاده کنیم و فرهنگ خود را درمسیر جهانی شدن قرار دهیم. در این میان باید درنظر داشت، همچنان که تاریخ هم نشان داده، دولت ها قادر به تولید نیستند و فقط باید نظارت داشته و بستر لازم را برای تولید آماده سازند .
, از اینرو لازم است در چنین شرایطی دست به تولید بزنیم و از این شرایط نهراسیم. باید تولید کنیم و از موهبت سرعت استفاده کنیم و فرهنگ خود را درمسیر جهانی شدن قرار دهیم. در این میان باید درنظر داشت، همچنان که تاریخ هم نشان داده، دولت ها قادر به تولید نیستند و فقط باید نظارت داشته و بستر لازم را برای تولید آماده سازند ., .,عبدالصمد دشتی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی
, عبدالصمد دشتی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی, عبدالصمد دشتی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی,,
انتهای پپام/
, انتهای پپام/]
ارسال دیدگاه