ستاره ای به نام حشمت الله؛
زیباترین لحظات تمام عمر یک شهید
"خود خدا می داند که الان احساس می کنم در حال رفتن به سوی اویم و بهترین ولذت بخش ترین لحظات تمام عمر و زندگیم همین لحظات است."[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بلاغ،سال1342، دریکی از روستاهای ازانده از شهرستان سوادکوه کودکی به دنیا آمد که قلب افتخارات مردم آن روستا شد. نامش راحشمت الله نهادند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , بلاغ,انس با قرآن و ائمه که درخانواده حشمت الله خلیلی جاری و ساری بود او را نیز به این وادی کشاند و از دوران طفولیت او را سرسپرده و دل سپرده اهل بیت کرد.
,حشمت هرچقدر بیشترمی بالید و درخت وجودی اش تنومندترمی شد اعتقاداتش به ولایت بیشتر و بیشترمی شد وهمین عامل باعث شد فقر و تنگدستی را دستمایه صیقل روح وجان خود قرار دهد و از آن پلی برای وارستگی بسازد.
,هفت سال را در مدرسه ابتدایی ازانده در مکتب عشق درس خواند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به علت نبود مدارس راهنمایی و دبیرستان در زادگاهش، پل سفید سپری کرد.
,سال های دبیرستان نیز سپری شد، حال آن کودک رنجور تبدیل به نوجوانی رعنا و رشید شده بود،بالیده بود، درمیان همسالانش بسان خورشیدی درمیان ستارگان بود،آنقدرمهربان و رئوف می نمود که هر انسانی چه بزرگ و چه کوچک را به خود جلب می کرد.
,سال ها گذشت تا بلاخره طوفان انقلاب برپاشد، حشمت نیز همپای این امت به مبارزه علیه این رژیم پرداخت، آنقدر خود را وقف مبارزه کرد تا مجبور شد ترک تحصیل کند. از آن پس فعالیت های وسیعش را در حوزه های انجمن اسلامی شهر و روستا شروع کرد.
,کتاب تاریخ انقلاب نیز یکی پس ازدیگری ورق می خورد. پیروزی انقلاب در سال57 در حشمت جوان روح تازه دمید، او هر روز بیشتر و بیشتر خود را وقف تذهیب نفس می کرد و شاید همین عامل باعث شد که با شروع جنگ تحمیلی شور و شوق دیگری در خود احساس کند.
,وارد نظام شد و درکنار دو یار قسم خورده اش شهید علی رضایی و احمد محمودی به فراگرفتن فنون نظامی مشغول شد. چند مدتی را به اصرار دوستان و نیازروابط عمومی سپاه در پشت جبهه ها ماند اما دل عاشورایی اش طاقت ماندن نیاورد و بلاخره در11 خرداد61 جبهه غرب(نوسود) پذیرای این مبارز مرد بزرگ شد.
,پس از یک ماه و 15 روز نبرد در آن منطقه به پل سفید بازگشت و بعد ازچند روز به جبهه جنوب اعزام شد و در مرحله پنجم عملیات رمضان خمپاره ای هلال ماه رویش را به دو نیم کرد، به بیمارستان اهواز منتقل شد اما پس از6 روز ماندن در دنیای فانی ندای حق را لبیک گفت و در 12 مردادماه به آرزوی دیرینش یعنی لقاء پروردگارش رسید.
,گزیده ای ازوصیت نامه شهید:
,خود خدا می داند که الان احساس می کنم در حال رفتن به سوی اویم و بهترین ولذت بخش ترین لحظات تمام عمر و زندگیم همین لحظات است.
,خدایا اگر هزاران جان داشتم بخاطر رضای تو و در راه بت شکن قرنمان خمینی که همان راه اسلام عزیز است می دادم.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه