یادداشت؛
چرا دانش آموزان برای تعطیل شدن مدارس روزشماری میکنند؟!
مدرس دورهی ارزشیابی کیفی- توصیفی شهرستان گرمه با نوشتن یادداشتی، غفلت از نشاط در مدارس، شیوههای آموزش دستوری و عدم توجه کافی به ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان را از دلایل عمده دور شدن دانشآموزان از فضای مدرسه عنوان میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری گرمه، رجبعلی باقری مدرس دورهی ارزشیابی کیفی- توصیفی شهرستان گرمه با نوشتن یادداشتی، غفلت از نشاط در مدارس، شیوههای آموزش دستوری و عدم توجه کافی به ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان را از دلایل عمده دور شدن دانشآموزان از فضای مدرسه عنوان میکند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری گرمه,غفلت از نشاط!
,یکی از مشکلات هر جامعهای غفلت از شادی و نشاط و در نتیجه افزایش بیماریهای مختلف روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است. با شادی و نشاط، زندگی معنا پیدا میکند و در پرتو آن دانشآموزان خصوصاً در دوران نوجوانی و جوانی میتوانند خود را ساخته و قلههای سلوک و پلههای ترقی را چالاکانه بپیمایند. جامعه زنده و پویا جامعهای است که عناصر شادیآفرین در آن فراوان باشد.
,از یاد نبریم که نظام آموزشی و معلم و اولیای مدرسه نمیتوانند به عقدهها، سرخوردگیها و ناکامیهای شخصیتی دانش آموزان پاسخ مناسبی دهند و در چنین فضایی بچهها، مدرسه را در قلب و روحشان دوست نخواهند داشت و به آن دل نمیدهند و نباید فراموش کنیم که ارتباطات گسترده از هر برنامه آموزشی مهمتر است.
,آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا بچهها مدرسه را دوست ندارند و برای تعطیل شدن آن لحظهشماری میکنند؟ دانستنیها و مهارتها باید قادر باشند امنیت روانی و احساس زیبایی دوستی را در مواجهه با مشکلات زندگی تضمین کند.
,چرا موقعی که روی نیمکتها و صندلی مدارس مینشینند احساس عذاب و درد و رنج میکنند؟ گویا تقویم مورد تأیید بچهها با بزرگسالان بسیار متفاوت است. بچهها عاشق رنگ قرمز تقویمها و بهدنبال افزایش روزهای تعطیل هستند. آنها در زمستان هر روز به آسمان خیره میشوند تا شاید برف زمین را سپیدپوش کرده و به رویاهای آنها رنگ واقعیت ببخشد و در فصل بهار با یاد روزهای گرم تابستان روز و شب را سپری میکنند.
,در گذشته بهنظر میرسید که وظیفه آموزشوپرورش تولید عدهای فارغ التحصیل است که فقط بتوانند امرارمعاش کنند اما چنین مینماید که در قرن جدید، نظامهای آموزشوپرورش این مرحله را پشت سر گذاشته و سرلوحه تعلیم و تربیت در جمله «شوق زندگی کردن را به دانشآموزان بیاموزیم» خلاصه شده است؛ پس باید معتقد باشیم که در حقیقت رشد پایدار ما در گرو شادی پایدار است.
,بسیاری از ما روز اولی را که قدم به مدرسه گذاشتیم بهیاد داریم، روزی که برای بسیاری از کودکان، رنگ غم و اندوه دوری از خانوادهها را داشته است، بچهها درحالیکه پدر و مادرهایشان جلوی در مدرسه ایستاده بودند، به همدیگر دست تکان میدادند و با نگاهی تلخ از هم جدا میشدند.
,حال اگرچه این درد و رنج مربوط به ورود به مدرسه تا حدی میتواند طبیعی باشد اما آنچه مسئله تلقی میشود این است که بسیاری از کودکان و نوجوانان حتی تا سالهای پایانی دوره متوسطه تغییری در روحیه و احساسشان نسبت به مدرسه پدید نیامده و جایی در دلشان برای درس و مدرسه و کتاب باز نمیشود.
,دور شدن دانشآموزان از فضای مدرسه
,دانشآموزان بعد از پایان دوران متوسطه بهسرعت از فضای مدرسه دور میشوند و روزهای کودکی و نوجوانیشان را با شتاب هرچهتمامتر به دست فراموشی میسپارند.
,در کشورهایی که شیوههای آموزش دستوری وجود دارد یعنی معلم در کلاس درس نقش عمده و اساسی ایفا میکند و همهچیز در قالب تکالیف درسی از طریق معلمها به بچهها منتقل میشود، طبیعتاً در روحیه دانشآموز احساس سرخوردگی و عدمعلاقه را ایجاد میکند.
,بهطورکلی این یک خاصیت و ویژگی اساسی روحی هر فرد است که هر کنش یا عملی که علایق و عواطف او را تحتتأثیر قرار دهد با آن به مقابله و عکسالعمل برمیخیزد، اما چون ترویج روحیه لطافت و مهرورزی، تجربهای است که نیاز به درونی شدن در فرهنگ آموزش یک کشور دارد، بنابراین به صرف آموزش معلمان و یادآوری این نکته که مهر و عطوفت را آنها باید در رفتار و کنشهای خود با دانشآموزان سرلوحه خود قرار دهند، نمیتوان نظام آموزشی را از حالت سخت خارج ساخته و به حالت نرم مبدل کرد.
,این موضوع نیز میتواند تا حدی به این اصل مرتبط شود که بچهها در دوره کودکی به ویژگیهای درونی شخصیتیشان توجه بیشتری شده و این موضوع در نظام آموزش به فراموشی سپرده میشود.
,اگر احساس لذت از محیط را یک اصل اساسی آموزش تلقی کنیم و توجه خود را معطوف به این ویژگی مهم روحی دانشآموزان کنیم، میتوان امیدوار بود که بچهها به مدرسه علاقه بیشتری پیدا کنند.
,دانش آموزان به مدرسه میآیند تا با دوستان جدیدی آشنا شده و روح همدلی و همراهی با آنها را پیدا کنند. ما نباید فرصت تجربه پذیری عاطفی کودکان را با روشهای سخت و غیرمنعطف و اولویتبخشی به آموزشهای غیرمانوس، تخریب کنیم. بچهها باید از لحظهای که وارد مدرسه میشوند، احساس صمیمیت و شور و شوق را نسبت به محیط آموزش داشته باشند. هدف اصلی آموزشوپرورش، ایجاد درک مناسب فرد از خود، توجه به رشد روحی و عاطفی و رشد انسانهایی همنوا با جامعه عشق محور است.
,دانش آموزان باید از روزمرگیها، رها شوند تا بتوانند حرفها و ایدههای نو داشته باشند. در فضای باز و ایجاد بستر مناسب گفتمانی میان معلم با دانشآموز و دانشآموز با همکلاسیها، نیازها، رویاها و آرزوهای کودکان به بیرون تجلی یافته و عرصهای برای ساختن شهروندانی متفاوت پدید میآید.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه