یادداشت/
عصر، عصر موشک باشد یا گفتمان یا هر دو، جزو نگاههای بنیادین است
عصر فعلی عصر موشک است یا عصر گفتمان یا اینکه عصر گفتمان و موشک هر دو است، جزو نگاههای بنیادین است و سبک و سیاق بسیاری از سیاستگذاریها را تعیین مینماید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ فقط از باب تضارب آرا عرض میگردد: اثبات شی نفی ماعدا نیست؛ چه ضرورتی دارد که وقتی میخواهیم به یک موضوعی توجه بدهیم موضوع دیگری را نفی کنیم؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال, :,جامعه می تواند همزمان موضوعات متعددی داشته باشد که همگی حساس و در اولویت باشند؛ در اینگونه مواقع است که تقسیم کار بین اجتماعات و نهادهای تخصصی ضرورت پیدا میکند.
اینکه عصر فعلی عصر موشک است یا عصر گفتمان یا اینکه عصر گفتمان و موشک هر دو است، جزو نگاههای بنیادین است و سبک و سیاق بسیاری از سیاستگذاریها را تعیین مینماید.
در نتیجه معین نمودن این امر که این جمله از دهان چه کسی خارج شده و ایا او نااگاه است یا خائن یکی از اولویتهاست چرا که سطح تاثیرگذاری و حضور منفعلانه یا فعالانه افراد در سیاستها متفاوت است؛
برکسی پوشیده نیست که آقای روحانی با ترفندهای سیاسی آقای هاشمی بر اریکه قدرت نشسته است و بسیاری از افراد دولت آقای روحانی از وزرای آقای هاشمی و منتسب به حزب کارگزاران سازندگی بوده و از یک مشرب فکری در تمامی یا اکثر حوزه ها پیروی میکنند.
وقتی حضرت آقا به این نکته اشاره فرمودند چشم کار یا سرمنشا ان جریان فکری را نشانه رفتند تا آب به آسیاب دشمن نرود.
حضرتعالی خود با آوردن جمله کلاوزویتس پیوستاری قدرت نظامی و توان دیپلماسی را نمایان دید؛ پس فرد یا افرادی که در راس هرم قصد تصمیم سازی غیر مکتبی برای انقلاب دارند باید خطاهای اشکار ایشان در معرض قضاوت جامعه قرار بگیرد.
اما مبحث اقتصاد که اشاره میفرمایید و اتفاقا" پاشنه اشیل نظام ما شده است و با استفاده یا سوءاستفاده از این اهرم بر تصمیمگیریهای جامعه ما تاثیر میگذارند و در مهندسی اجتماعی بهرهها میبرند، علیرغم اینکه تخصص اقتصادی ندارم به چند نکته اشاره میکنم:
- اقتصاد کشور ما متاسفانه غالبا دولتی است و از ابتدای انقلاب به اینطرف نیز بدلایل مختلف برخلاف شعارها همه ی دولتها بر تمرکز اقتصاد در دست دولت تاکید ورزیده اند.در نتیجه جامعه ی ما اسیر سیاستگذاریهای دولت است و بعد از انهم قدرت رقابت با شرکتهای دولتی را ندارد که بتواند نقش لازم و کافی داشته باشد.
- طی پنج سال گذشته سیاستهای غلط بسیاری از بنگاه های اقتصادی کشور را به تعطیلی نیمه تعطیلی و ورشکستگی کشانده و در این میان بانکها بوده اند که فربه تر شده اند.
- سیاستهای پولی دولت عموما غلط است و برخلاف مسیر درونزایی اقتصاد بوده و مردم نقشی در سیاست پولی ندارند.
- واردات بی رویه و سیاستهای بخشی که هر وزارتخانه بدون توجه به تاثیر ان در کلان اقتصاد اتخاذ کرده سیل کالاهای غیر ضرور و تشریفاتی ای که بعضا تولید مشابه داخلی دارد،باعث بیکاری بسیاری از شاغلین گردیده است.
- رشد نقدینگی از ششصدو پنجاه هزار میلیارد دولت دهم به حدود هشتصدوپنجاه هزارمیلیارد یا بعضا حتی مدعی هستند که به یک تریلیون میلیارد رسیده است و عامل این نقدینگی خود دولت بوده بجهت سیاستهای غلط پولی و چاپ اسکناس بدون پشتوانه(پیشخور دلارهای بلوکه شده در غرب)
نتیجه اینکه دولت اصلی ترین مخاطب اقتصاد مقاومتی است و اقدام و عمل اساسی را او باید انجام بدهد
اما مردم میتوانند در سبک زندگی، الگوی مصرف ، عدم استفاده از کالای خارجی و تعصب به جنس ایرانی، اقدام متمرکز و همگرا و یکپارچه داشته باشند تا بلکه با عدم خرید کالاهای وارداتی و تشریفاتی غیرضرور نقدینگی و واردات را جهتدهی کنند.
مبحث دیگر تنظیم و پیروی از فرهنگ اقتصاد مقاومتی است؛ فرهنگ اقتصاد مقاومتی در ارتباط با مولفههای دینی مذهبی و انقلابی میشود تعین دستورات دین در زندگی روزمره ازجمله: پرهیز از اسراف، پرهیز از تجمل، مقابله با رشوه و ارتشا، به جریان انداختن صحیح پول در قالبهای مشروع؛
تلاش برای کسب و کار وایجاد بستر فعالیت برای خود و دیگران(ارزش دانستن کار و تبدیل ان به فرهنگ غالب و قبیح دانستن بیکاری.کل یوم هو فی شان)، پرهیز از پارتی بازی، پرهیز از رانتخواری و بسیاری از مولفههای ارزشی دیگر که باید توسط صاحبان خرد و متولیان امر تدوین شده و بطرق مختلف به جامعه گوشزد گردد تا یکدیگر را دلالت بخیر کرده و بصورت یکپارچه و هماهنگ گام برداشته شود.
مبحث دیگر که از جامعه متوقع است مطالبه گری درست بجا و هوشمندانه از مسئولین امر و عدم استقبال از سیاستهای غلط است.
نمونه آن وام خودرو بود که اگر مردم از ان استقبال نمیکردند سیاستگذاران موظف میشدند این نوع وامهای اعطایی و تزریق پول را به صنایع اشتغالرایی مانند صنعت ساختمان انتقال بدهند که لااقل 450 شغل در ارتباط مستقیم با این صنعت است؛
ضمن اینکه عمر مفید این سرمایه گذاری بیشتر بوده و در سبد خانوار اولویت اساسی دارد و هزینه تراشیهای اجتماعی مانند مرگ و مصدوم و معلول ندارد که هیچ از طریق نوسازی و بهینهسازی آمار تلفات حوادث طبیعی مانند زلزله را هم کاهش میدهد.
باز یاداوری میکنم نقش دولت در اقتصاد مقاومتی سنگین تر اثرگذارتر و زودبازده تر است و جامعه در این بخش به عنوان تابع سیاستها عمل میکند.
انتهای پیام/
جامعه می تواند همزمان موضوعات متعددی داشته باشد که همگی حساس و در اولویت باشند؛ در اینگونه مواقع است که تقسیم کار بین اجتماعات و نهادهای تخصصی ضرورت پیدا میکند.
اینکه عصر فعلی عصر موشک است یا عصر گفتمان یا اینکه عصر گفتمان و موشک هر دو است، جزو نگاههای بنیادین است و سبک و سیاق بسیاری از سیاستگذاریها را تعیین مینماید.
در نتیجه معین نمودن این امر که این جمله از دهان چه کسی خارج شده و ایا او نااگاه است یا خائن یکی از اولویتهاست چرا که سطح تاثیرگذاری و حضور منفعلانه یا فعالانه افراد در سیاستها متفاوت است؛
برکسی پوشیده نیست که آقای روحانی با ترفندهای سیاسی آقای هاشمی بر اریکه قدرت نشسته است و بسیاری از افراد دولت آقای روحانی از وزرای آقای هاشمی و منتسب به حزب کارگزاران سازندگی بوده و از یک مشرب فکری در تمامی یا اکثر حوزه ها پیروی میکنند.
وقتی حضرت آقا به این نکته اشاره فرمودند چشم کار یا سرمنشا ان جریان فکری را نشانه رفتند تا آب به آسیاب دشمن نرود.
حضرتعالی خود با آوردن جمله کلاوزویتس پیوستاری قدرت نظامی و توان دیپلماسی را نمایان دید؛ پس فرد یا افرادی که در راس هرم قصد تصمیم سازی غیر مکتبی برای انقلاب دارند باید خطاهای اشکار ایشان در معرض قضاوت جامعه قرار بگیرد.
اما مبحث اقتصاد که اشاره میفرمایید و اتفاقا" پاشنه اشیل نظام ما شده است و با استفاده یا سوءاستفاده از این اهرم بر تصمیمگیریهای جامعه ما تاثیر میگذارند و در مهندسی اجتماعی بهرهها میبرند، علیرغم اینکه تخصص اقتصادی ندارم به چند نکته اشاره میکنم:
- اقتصاد کشور ما متاسفانه غالبا دولتی است و از ابتدای انقلاب به اینطرف نیز بدلایل مختلف برخلاف شعارها همه ی دولتها بر تمرکز اقتصاد در دست دولت تاکید ورزیده اند.در نتیجه جامعه ی ما اسیر سیاستگذاریهای دولت است و بعد از انهم قدرت رقابت با شرکتهای دولتی را ندارد که بتواند نقش لازم و کافی داشته باشد.
- طی پنج سال گذشته سیاستهای غلط بسیاری از بنگاه های اقتصادی کشور را به تعطیلی نیمه تعطیلی و ورشکستگی کشانده و در این میان بانکها بوده اند که فربه تر شده اند.
- سیاستهای پولی دولت عموما غلط است و برخلاف مسیر درونزایی اقتصاد بوده و مردم نقشی در سیاست پولی ندارند.
- واردات بی رویه و سیاستهای بخشی که هر وزارتخانه بدون توجه به تاثیر ان در کلان اقتصاد اتخاذ کرده سیل کالاهای غیر ضرور و تشریفاتی ای که بعضا تولید مشابه داخلی دارد،باعث بیکاری بسیاری از شاغلین گردیده است.
- رشد نقدینگی از ششصدو پنجاه هزار میلیارد دولت دهم به حدود هشتصدوپنجاه هزارمیلیارد یا بعضا حتی مدعی هستند که به یک تریلیون میلیارد رسیده است و عامل این نقدینگی خود دولت بوده بجهت سیاستهای غلط پولی و چاپ اسکناس بدون پشتوانه(پیشخور دلارهای بلوکه شده در غرب)
نتیجه اینکه دولت اصلی ترین مخاطب اقتصاد مقاومتی است و اقدام و عمل اساسی را او باید انجام بدهد
اما مردم میتوانند در سبک زندگی، الگوی مصرف ، عدم استفاده از کالای خارجی و تعصب به جنس ایرانی، اقدام متمرکز و همگرا و یکپارچه داشته باشند تا بلکه با عدم خرید کالاهای وارداتی و تشریفاتی غیرضرور نقدینگی و واردات را جهتدهی کنند.
مبحث دیگر تنظیم و پیروی از فرهنگ اقتصاد مقاومتی است؛ فرهنگ اقتصاد مقاومتی در ارتباط با مولفههای دینی مذهبی و انقلابی میشود تعین دستورات دین در زندگی روزمره ازجمله: پرهیز از اسراف، پرهیز از تجمل، مقابله با رشوه و ارتشا، به جریان انداختن صحیح پول در قالبهای مشروع؛
تلاش برای کسب و کار وایجاد بستر فعالیت برای خود و دیگران(ارزش دانستن کار و تبدیل ان به فرهنگ غالب و قبیح دانستن بیکاری.کل یوم هو فی شان)، پرهیز از پارتی بازی، پرهیز از رانتخواری و بسیاری از مولفههای ارزشی دیگر که باید توسط صاحبان خرد و متولیان امر تدوین شده و بطرق مختلف به جامعه گوشزد گردد تا یکدیگر را دلالت بخیر کرده و بصورت یکپارچه و هماهنگ گام برداشته شود.
مبحث دیگر که از جامعه متوقع است مطالبه گری درست بجا و هوشمندانه از مسئولین امر و عدم استقبال از سیاستهای غلط است.
نمونه آن وام خودرو بود که اگر مردم از ان استقبال نمیکردند سیاستگذاران موظف میشدند این نوع وامهای اعطایی و تزریق پول را به صنایع اشتغالرایی مانند صنعت ساختمان انتقال بدهند که لااقل 450 شغل در ارتباط مستقیم با این صنعت است؛
ضمن اینکه عمر مفید این سرمایه گذاری بیشتر بوده و در سبد خانوار اولویت اساسی دارد و هزینه تراشیهای اجتماعی مانند مرگ و مصدوم و معلول ندارد که هیچ از طریق نوسازی و بهینهسازی آمار تلفات حوادث طبیعی مانند زلزله را هم کاهش میدهد.
باز یاداوری میکنم نقش دولت در اقتصاد مقاومتی سنگین تر اثرگذارتر و زودبازده تر است و جامعه در این بخش به عنوان تابع سیاستها عمل میکند.
انتهای پیام/
جامعه می تواند همزمان موضوعات متعددی داشته باشد که همگی حساس و در اولویت باشند؛ در اینگونه مواقع است که تقسیم کار بین اجتماعات و نهادهای تخصصی ضرورت پیدا میکند.
اینکه عصر فعلی عصر موشک است یا عصر گفتمان یا اینکه عصر گفتمان و موشک هر دو است، جزو نگاههای بنیادین است و سبک و سیاق بسیاری از سیاستگذاریها را تعیین مینماید.
در نتیجه معین نمودن این امر که این جمله از دهان چه کسی خارج شده و ایا او نااگاه است یا خائن یکی از اولویتهاست چرا که سطح تاثیرگذاری و حضور منفعلانه یا فعالانه افراد در سیاستها متفاوت است؛
برکسی پوشیده نیست که آقای روحانی با ترفندهای سیاسی آقای هاشمی بر اریکه قدرت نشسته است و بسیاری از افراد دولت آقای روحانی از وزرای آقای هاشمی و منتسب به حزب کارگزاران سازندگی بوده و از یک مشرب فکری در تمامی یا اکثر حوزه ها پیروی میکنند.
وقتی حضرت آقا به این نکته اشاره فرمودند چشم کار یا سرمنشا ان جریان فکری را نشانه رفتند تا آب به آسیاب دشمن نرود.
حضرتعالی خود با آوردن جمله کلاوزویتس پیوستاری قدرت نظامی و توان دیپلماسی را نمایان دید؛ پس فرد یا افرادی که در راس هرم قصد تصمیم سازی غیر مکتبی برای انقلاب دارند باید خطاهای اشکار ایشان در معرض قضاوت جامعه قرار بگیرد.
اما مبحث اقتصاد که اشاره میفرمایید و اتفاقا" پاشنه اشیل نظام ما شده است و با استفاده یا سوءاستفاده از این اهرم بر تصمیمگیریهای جامعه ما تاثیر میگذارند و در مهندسی اجتماعی بهرهها میبرند، علیرغم اینکه تخصص اقتصادی ندارم به چند نکته اشاره میکنم:
- اقتصاد کشور ما متاسفانه غالبا دولتی است و از ابتدای انقلاب به اینطرف نیز بدلایل مختلف برخلاف شعارها همه ی دولتها بر تمرکز اقتصاد در دست دولت تاکید ورزیده اند.در نتیجه جامعه ی ما اسیر سیاستگذاریهای دولت است و بعد از انهم قدرت رقابت با شرکتهای دولتی را ندارد که بتواند نقش لازم و کافی داشته باشد.
- طی پنج سال گذشته سیاستهای غلط بسیاری از بنگاه های اقتصادی کشور را به تعطیلی نیمه تعطیلی و ورشکستگی کشانده و در این میان بانکها بوده اند که فربه تر شده اند.
- سیاستهای پولی دولت عموما غلط است و برخلاف مسیر درونزایی اقتصاد بوده و مردم نقشی در سیاست پولی ندارند.
- واردات بی رویه و سیاستهای بخشی که هر وزارتخانه بدون توجه به تاثیر ان در کلان اقتصاد اتخاذ کرده سیل کالاهای غیر ضرور و تشریفاتی ای که بعضا تولید مشابه داخلی دارد،باعث بیکاری بسیاری از شاغلین گردیده است.
- رشد نقدینگی از ششصدو پنجاه هزار میلیارد دولت دهم به حدود هشتصدوپنجاه هزارمیلیارد یا بعضا حتی مدعی هستند که به یک تریلیون میلیارد رسیده است و عامل این نقدینگی خود دولت بوده بجهت سیاستهای غلط پولی و چاپ اسکناس بدون پشتوانه(پیشخور دلارهای بلوکه شده در غرب)
نتیجه اینکه دولت اصلی ترین مخاطب اقتصاد مقاومتی است و اقدام و عمل اساسی را او باید انجام بدهد
اما مردم میتوانند در سبک زندگی، الگوی مصرف ، عدم استفاده از کالای خارجی و تعصب به جنس ایرانی، اقدام متمرکز و همگرا و یکپارچه داشته باشند تا بلکه با عدم خرید کالاهای وارداتی و تشریفاتی غیرضرور نقدینگی و واردات را جهتدهی کنند.
مبحث دیگر تنظیم و پیروی از فرهنگ اقتصاد مقاومتی است؛ فرهنگ اقتصاد مقاومتی در ارتباط با مولفههای دینی مذهبی و انقلابی میشود تعین دستورات دین در زندگی روزمره ازجمله: پرهیز از اسراف، پرهیز از تجمل، مقابله با رشوه و ارتشا، به جریان انداختن صحیح پول در قالبهای مشروع؛
تلاش برای کسب و کار وایجاد بستر فعالیت برای خود و دیگران(ارزش دانستن کار و تبدیل ان به فرهنگ غالب و قبیح دانستن بیکاری.کل یوم هو فی شان)، پرهیز از پارتی بازی، پرهیز از رانتخواری و بسیاری از مولفههای ارزشی دیگر که باید توسط صاحبان خرد و متولیان امر تدوین شده و بطرق مختلف به جامعه گوشزد گردد تا یکدیگر را دلالت بخیر کرده و بصورت یکپارچه و هماهنگ گام برداشته شود.
مبحث دیگر که از جامعه متوقع است مطالبه گری درست بجا و هوشمندانه از مسئولین امر و عدم استقبال از سیاستهای غلط است.
نمونه آن وام خودرو بود که اگر مردم از ان استقبال نمیکردند سیاستگذاران موظف میشدند این نوع وامهای اعطایی و تزریق پول را به صنایع اشتغالرایی مانند صنعت ساختمان انتقال بدهند که لااقل 450 شغل در ارتباط مستقیم با این صنعت است؛
ضمن اینکه عمر مفید این سرمایه گذاری بیشتر بوده و در سبد خانوار اولویت اساسی دارد و هزینه تراشیهای اجتماعی مانند مرگ و مصدوم و معلول ندارد که هیچ از طریق نوسازی و بهینهسازی آمار تلفات حوادث طبیعی مانند زلزله را هم کاهش میدهد.
باز یاداوری میکنم نقش دولت در اقتصاد مقاومتی سنگین تر اثرگذارتر و زودبازده تر است و جامعه در این بخش به عنوان تابع سیاستها عمل میکند.
انتهای پیام/
جامعه می تواند همزمان موضوعات متعددی داشته باشد که همگی حساس و در اولویت باشند؛ در اینگونه مواقع است که تقسیم کار بین اجتماعات و نهادهای تخصصی ضرورت پیدا میکند.
اینکه عصر فعلی عصر موشک است یا عصر گفتمان یا اینکه عصر گفتمان و موشک هر دو است، جزو نگاههای بنیادین است و سبک و سیاق بسیاری از سیاستگذاریها را تعیین مینماید.
در نتیجه معین نمودن این امر که این جمله از دهان چه کسی خارج شده و ایا او نااگاه است یا خائن یکی از اولویتهاست چرا که سطح تاثیرگذاری و حضور منفعلانه یا فعالانه افراد در سیاستها متفاوت است؛
برکسی پوشیده نیست که آقای روحانی با ترفندهای سیاسی آقای هاشمی بر اریکه قدرت نشسته است و بسیاری از افراد دولت آقای روحانی از وزرای آقای هاشمی و منتسب به حزب کارگزاران سازندگی بوده و از یک مشرب فکری در تمامی یا اکثر حوزه ها پیروی میکنند.
وقتی حضرت آقا به این نکته اشاره فرمودند چشم کار یا سرمنشا ان جریان فکری را نشانه رفتند تا آب به آسیاب دشمن نرود.
حضرتعالی خود با آوردن جمله کلاوزویتس پیوستاری قدرت نظامی و توان دیپلماسی را نمایان دید؛ پس فرد یا افرادی که در راس هرم قصد تصمیم سازی غیر مکتبی برای انقلاب دارند باید خطاهای اشکار ایشان در معرض قضاوت جامعه قرار بگیرد.
اما مبحث اقتصاد که اشاره میفرمایید و اتفاقا" پاشنه اشیل نظام ما شده است و با استفاده یا سوءاستفاده از این اهرم بر تصمیمگیریهای جامعه ما تاثیر میگذارند و در مهندسی اجتماعی بهرهها میبرند، علیرغم اینکه تخصص اقتصادی ندارم به چند نکته اشاره میکنم:
- اقتصاد کشور ما متاسفانه غالبا دولتی است و از ابتدای انقلاب به اینطرف نیز بدلایل مختلف برخلاف شعارها همه ی دولتها بر تمرکز اقتصاد در دست دولت تاکید ورزیده اند.در نتیجه جامعه ی ما اسیر سیاستگذاریهای دولت است و بعد از انهم قدرت رقابت با شرکتهای دولتی را ندارد که بتواند نقش لازم و کافی داشته باشد.
- طی پنج سال گذشته سیاستهای غلط بسیاری از بنگاه های اقتصادی کشور را به تعطیلی نیمه تعطیلی و ورشکستگی کشانده و در این میان بانکها بوده اند که فربه تر شده اند.
- سیاستهای پولی دولت عموما غلط است و برخلاف مسیر درونزایی اقتصاد بوده و مردم نقشی در سیاست پولی ندارند.
- واردات بی رویه و سیاستهای بخشی که هر وزارتخانه بدون توجه به تاثیر ان در کلان اقتصاد اتخاذ کرده سیل کالاهای غیر ضرور و تشریفاتی ای که بعضا تولید مشابه داخلی دارد،باعث بیکاری بسیاری از شاغلین گردیده است.
- رشد نقدینگی از ششصدو پنجاه هزار میلیارد دولت دهم به حدود هشتصدوپنجاه هزارمیلیارد یا بعضا حتی مدعی هستند که به یک تریلیون میلیارد رسیده است و عامل این نقدینگی خود دولت بوده بجهت سیاستهای غلط پولی و چاپ اسکناس بدون پشتوانه(پیشخور دلارهای بلوکه شده در غرب)
نتیجه اینکه دولت اصلی ترین مخاطب اقتصاد مقاومتی است و اقدام و عمل اساسی را او باید انجام بدهد
اما مردم میتوانند در سبک زندگی، الگوی مصرف ، عدم استفاده از کالای خارجی و تعصب به جنس ایرانی، اقدام متمرکز و همگرا و یکپارچه داشته باشند تا بلکه با عدم خرید کالاهای وارداتی و تشریفاتی غیرضرور نقدینگی و واردات را جهتدهی کنند.
مبحث دیگر تنظیم و پیروی از فرهنگ اقتصاد مقاومتی است؛ فرهنگ اقتصاد مقاومتی در ارتباط با مولفههای دینی مذهبی و انقلابی میشود تعین دستورات دین در زندگی روزمره ازجمله: پرهیز از اسراف، پرهیز از تجمل، مقابله با رشوه و ارتشا، به جریان انداختن صحیح پول در قالبهای مشروع؛
تلاش برای کسب و کار وایجاد بستر فعالیت برای خود و دیگران(ارزش دانستن کار و تبدیل ان به فرهنگ غالب و قبیح دانستن بیکاری.کل یوم هو فی شان)، پرهیز از پارتی بازی، پرهیز از رانتخواری و بسیاری از مولفههای ارزشی دیگر که باید توسط صاحبان خرد و متولیان امر تدوین شده و بطرق مختلف به جامعه گوشزد گردد تا یکدیگر را دلالت بخیر کرده و بصورت یکپارچه و هماهنگ گام برداشته شود.
مبحث دیگر که از جامعه متوقع است مطالبه گری درست بجا و هوشمندانه از مسئولین امر و عدم استقبال از سیاستهای غلط است.
نمونه آن وام خودرو بود که اگر مردم از ان استقبال نمیکردند سیاستگذاران موظف میشدند این نوع وامهای اعطایی و تزریق پول را به صنایع اشتغالرایی مانند صنعت ساختمان انتقال بدهند که لااقل 450 شغل در ارتباط مستقیم با این صنعت است؛
ضمن اینکه عمر مفید این سرمایه گذاری بیشتر بوده و در سبد خانوار اولویت اساسی دارد و هزینه تراشیهای اجتماعی مانند مرگ و مصدوم و معلول ندارد که هیچ از طریق نوسازی و بهینهسازی آمار تلفات حوادث طبیعی مانند زلزله را هم کاهش میدهد.
باز یاداوری میکنم نقش دولت در اقتصاد مقاومتی سنگین تر اثرگذارتر و زودبازده تر است و جامعه در این بخش به عنوان تابع سیاستها عمل میکند.
انتهای پیام/
جامعه می تواند همزمان موضوعات متعددی داشته باشد که همگی حساس و در اولویت باشند؛ در اینگونه مواقع است که تقسیم کار بین اجتماعات و نهادهای تخصصی ضرورت پیدا میکند.
,اینکه عصر فعلی عصر موشک است یا عصر گفتمان یا اینکه عصر گفتمان و موشک هر دو است، جزو نگاههای بنیادین است و سبک و سیاق بسیاری از سیاستگذاریها را تعیین مینماید.
,در نتیجه معین نمودن این امر که این جمله از دهان چه کسی خارج شده و ایا او نااگاه است یا خائن یکی از اولویتهاست چرا که سطح تاثیرگذاری و حضور منفعلانه یا فعالانه افراد در سیاستها متفاوت است؛
,برکسی پوشیده نیست که آقای روحانی با ترفندهای سیاسی آقای هاشمی بر اریکه قدرت نشسته است و بسیاری از افراد دولت آقای روحانی از وزرای آقای هاشمی و منتسب به حزب کارگزاران سازندگی بوده و از یک مشرب فکری در تمامی یا اکثر حوزه ها پیروی میکنند.
,وقتی حضرت آقا به این نکته اشاره فرمودند چشم کار یا سرمنشا ان جریان فکری را نشانه رفتند تا آب به آسیاب دشمن نرود.
,حضرتعالی خود با آوردن جمله کلاوزویتس پیوستاری قدرت نظامی و توان دیپلماسی را نمایان دید؛ پس فرد یا افرادی که در راس هرم قصد تصمیم سازی غیر مکتبی برای انقلاب دارند باید خطاهای اشکار ایشان در معرض قضاوت جامعه قرار بگیرد.
,اما مبحث اقتصاد که اشاره میفرمایید و اتفاقا" پاشنه اشیل نظام ما شده است و با استفاده یا سوءاستفاده از این اهرم بر تصمیمگیریهای جامعه ما تاثیر میگذارند و در مهندسی اجتماعی بهرهها میبرند، علیرغم اینکه تخصص اقتصادی ندارم به چند نکته اشاره میکنم:
, :,- اقتصاد کشور ما متاسفانه غالبا دولتی است و از ابتدای انقلاب به اینطرف نیز بدلایل مختلف برخلاف شعارها همه ی دولتها بر تمرکز اقتصاد در دست دولت تاکید ورزیده اند.در نتیجه جامعه ی ما اسیر سیاستگذاریهای دولت است و بعد از انهم قدرت رقابت با شرکتهای دولتی را ندارد که بتواند نقش لازم و کافی داشته باشد.
- طی پنج سال گذشته سیاستهای غلط بسیاری از بنگاه های اقتصادی کشور را به تعطیلی نیمه تعطیلی و ورشکستگی کشانده و در این میان بانکها بوده اند که فربه تر شده اند.
- سیاستهای پولی دولت عموما غلط است و برخلاف مسیر درونزایی اقتصاد بوده و مردم نقشی در سیاست پولی ندارند.
- واردات بی رویه و سیاستهای بخشی که هر وزارتخانه بدون توجه به تاثیر ان در کلان اقتصاد اتخاذ کرده سیل کالاهای غیر ضرور و تشریفاتی ای که بعضا تولید مشابه داخلی دارد،باعث بیکاری بسیاری از شاغلین گردیده است.
- رشد نقدینگی از ششصدو پنجاه هزار میلیارد دولت دهم به حدود هشتصدوپنجاه هزارمیلیارد یا بعضا حتی مدعی هستند که به یک تریلیون میلیارد رسیده است و عامل این نقدینگی خود دولت بوده بجهت سیاستهای غلط پولی و چاپ اسکناس بدون پشتوانه(پیشخور دلارهای بلوکه شده در غرب)
نتیجه اینکه دولت اصلی ترین مخاطب اقتصاد مقاومتی است و اقدام و عمل اساسی را او باید انجام بدهد
,اما مردم میتوانند در سبک زندگی، الگوی مصرف ، عدم استفاده از کالای خارجی و تعصب به جنس ایرانی، اقدام متمرکز و همگرا و یکپارچه داشته باشند تا بلکه با عدم خرید کالاهای وارداتی و تشریفاتی غیرضرور نقدینگی و واردات را جهتدهی کنند.
,مبحث دیگر تنظیم و پیروی از فرهنگ اقتصاد مقاومتی است؛ فرهنگ اقتصاد مقاومتی در ارتباط با مولفههای دینی مذهبی و انقلابی میشود تعین دستورات دین در زندگی روزمره ازجمله: پرهیز از اسراف، پرهیز از تجمل، مقابله با رشوه و ارتشا، به جریان انداختن صحیح پول در قالبهای مشروع؛
,تلاش برای کسب و کار وایجاد بستر فعالیت برای خود و دیگران(ارزش دانستن کار و تبدیل ان به فرهنگ غالب و قبیح دانستن بیکاری.کل یوم هو فی شان)، پرهیز از پارتی بازی، پرهیز از رانتخواری و بسیاری از مولفههای ارزشی دیگر که باید توسط صاحبان خرد و متولیان امر تدوین شده و بطرق مختلف به جامعه گوشزد گردد تا یکدیگر را دلالت بخیر کرده و بصورت یکپارچه و هماهنگ گام برداشته شود.
,مبحث دیگر که از جامعه متوقع است مطالبه گری درست بجا و هوشمندانه از مسئولین امر و عدم استقبال از سیاستهای غلط است.
,نمونه آن وام خودرو بود که اگر مردم از ان استقبال نمیکردند سیاستگذاران موظف میشدند این نوع وامهای اعطایی و تزریق پول را به صنایع اشتغالرایی مانند صنعت ساختمان انتقال بدهند که لااقل 450 شغل در ارتباط مستقیم با این صنعت است؛
,ضمن اینکه عمر مفید این سرمایه گذاری بیشتر بوده و در سبد خانوار اولویت اساسی دارد و هزینه تراشیهای اجتماعی مانند مرگ و مصدوم و معلول ندارد که هیچ از طریق نوسازی و بهینهسازی آمار تلفات حوادث طبیعی مانند زلزله را هم کاهش میدهد.
,باز یاداوری میکنم نقش دولت در اقتصاد مقاومتی سنگین تر اثرگذارتر و زودبازده تر است و جامعه در این بخش به عنوان تابع سیاستها عمل میکند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه