آی آدمها یک نفر اینجا جان داد/بیا تا برایت بگوید چه اندازه تنهایی اش بزرگ است
آذر مهدیقلیخانی" با نام هنری "ثریا حکمت" در گذشت وامروز هم به خاک سپرده می شود آنهم با اندازه تنهایی که این اواخر بارها گفت وبعد هم جان داد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سردبیر پایگاه خبری فاروج در یادداشتی نوشت،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سردبیر پایگاه خبری فاروج,آی آدمها
,آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانید،
,یک نفر در آب دارد میسپارد جان
,یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند
,روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید،
,...
,نیما یوشیج به زیبایی تنهایی آدم ها را تعریف کرده است.در این شعر مخاطبِ کسی که فریاد «آی آدمها» سر می دهد خود آدمها و مردم هستند؛ نه به عنوان فرد فرد، بلکه به صورت یک مجموعه. انگار نجات کسی که دارد در آب دست و پا می زند کار فقط یک نفر نیست؛ همه ی آدمها با هم می توانند او را نجات دهند. نمی گوید یک نفر به فریادش برسد، وگر نه آن یک نفر می تواند خودش باشد. اگر یک نفر هم برای نجات او کافی است، چرا خودش این کار را نمی کند؟ برای این که آن یک نفری که دارد در آب جان می سپارد می تواند خودش باشد. با دقت در شیوه ی استفاده ی نیما از زبان می توان به گوشه هایی از راز دل سخنگوی شعرش پی برد. کسی در آب، که مایع زندگی است، دارد جان می سپارد، آب که باید به او زندگی ببخشد، دارد جانش را می گیرد؛ یعنی زندگی برایش مرگ است و این از نظر ما و شاعرخلاف منطق، امّا امکان پذیر است که کسی برای زندگی، زندگی اش را از دست بدهد. در زندگی است که آدم «دست و پای دائم میزند.»
,مصرع به مصرع این شعر، وصف حال زندگی ماست، وقتی کسی در کنار گوش ما دارد دست وپا می زند وما فراموش می کنیم باز آن ژست های روشنفکری را بگیریم وتزهای مختلفی در خصوص انسانیت و...در بوق وکرنا کنیم.
,ما، همان روشنفکرهایی که مشت هایمان را گره می زنیم وجلوی این ساختمان وآن ساختمان جمع می شویم که چرا فلان حیوان را به طرز مناسبی معدوم نکرده اید و... البته ناگفته پیداست که هر موجود زنده ای بنا بر حقی که خالق آن ایجاد کرده، فرصت زندگی دارد ونباید به هر بهانه ای این حق را تضیع کرد، اما آیا حق همنوع، هم صنف، هم کار، کمتر از آن حقوقی است که برایش کمپین م سازیم، عکس های سلفی می گیریم ودنیا را با حرکاتمان در مسیر هدفی که بسیار بزرگش نشان می دهیم شلوغ می کنیم؟
,آیا همه مصداق، «روی ساحل آرام در کار تماشایید!» شده ایم؟
,کودک بودیم که خواندیم، هرچه در کوه زندگی فریاد کنیم پژواکش را می شنویم، دنیا هم رسم خودش را دارد، چه خوشمان بیاید، چه خوشمان نیاید!
,بااجازه از نیما،
,آی آدم ها،
,یک نفرهای زیادی، ممکن است کنار گوش مان در حال جان دادن باشند، خیلی دور نرویم، گوش هم نخوابانیم، فقط سر برگردانیم تا کمی همین حوالی را ببینیم.
,"آذر مهدیقلیخانی" با نام هنری "ثریا حکمت" متولد ۴ آذر ۱۳۳۲ در خوی آذربایجان غربی بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران بود. وی روز 20 فرودین 1395 به دلیل بیماری در بیمارستان درگذشت.
,او بازی در سینما را از سال ۱۳۵۳ با فیلم «ناجورها» به کارگردانی سعید مطلبی شروع کرد.
,زندگی هنری
,براساس متن منتشر شده در ویکی پدیا، ثریا حکمت در آثاری چون «نقطه ضعف»، «تصویر آخر»، «خواستگاری»، «نیش»، «آواز قو» و فیلم به یاد ماندنی «ای ایران» نقش داشته است.
,آخرین کار او، بازی در فیلم آواز قو در سال ۱۳۷۹ بود.
,زندگی سالمندی
,او در مرداد ۱۳۹۳ در سن ۶۱ سالگی خود اعلام کرد که در نهایتِ تنگدستی زندگی میکند. طوری که قادر به تأمین ودیعه مسکن خود نیست و مدتی بعد در چادر زندگی خواهد کرد.
,ثریا حکمت که روزگاری ستارهای در سینمای ایران بود حال، حتی توان پرداختِ هزینه درمان دندانهای خود را نیز ندارد.
,او به نقل از خودش، در مراجعه به وزارت ارشاد حتی خواستار پیشخریدی قبرش در قطعه هنرمندان برای فروشش در زمان حیات برای گذران زندگی، تقاضا داده بود. عدهای از مردم در پی انتشار دردنامه او خواستار کمک به این هنرمند شده بودند.
,وی با بیان اینکه در وضعیت مالی خیلی بدی به سر میبرد گفته بود: بعد از ۳۵ سال کار و ۶۱ سال سن، من را بهعنوان پیشکسوت قبول ندارند. درنتیجه از چندی دیگر در چادر زندگی میکنم.
,سکته مغزی و کما
,ثریا حکمت، صبح دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۵، بر اثر سکته مغزی، به کما رفت. گفتنی است؛ ثریا حکمت در اوایل سال ۱۳۹۵ به دلیل مسمویت دارویی به بیمارستان منتقل شده بود که با بهبود نسبی شرایطش ترخیص شد اما بامداد ۱۶ فروردین ماه ۱۳۹۵ به دلیل تشنج بار دیگر به بیمارستان منتقل شد و به کما رفت.
,,
درگذشت
,ثریا حکمت، در بامداد ۲۰ فروردین ۱۳۹۵ در سن ۶۲ سالگی به دلیل تشنج و لخته شدن درگذشت.
,,
انتهای خبر/
,]
ارسال دیدگاه