یادداشت؛

حساسیت امام هادی برای حفظ جان شیعیان

حساسیت امام هادی برای حفظ جان شیعیان
اولین برخورد متوکل با امام هادی (علیه السلام)، خارج کردن حضرت از مدینه و آوردن ایشان به سامرا (محل خلافت متوکل) است. متوکل با تقلید از روش مأمون که امام رضا (علیه السلام)را به محل خلافت خود، یعنی خراسان کشاند، امام هادی (علیه السلام)را به سامرا آورد تا بدین وسیله رفت و آمدهای امام را کنترل کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  کرمان هنر ، امام دهم شیعیان، علی بن محمد (علیهما السلام)، ملقّب به نقی و هادی است. آن حضرت همانند پدر خود در سنین کودکی (هشت سالگی) به امامت رسید. ایشان در دوران ۳۳ ساله امامتش با شش خلیفه عباسی معاصر بود.  از میان این شش خلیفه، تنها منتصر بود که بعد از ظلم و ستم بی اندازه پدرش متوکل، رفتاری همانند عمر بن عبدالعزیز (از خلفای اموی) را از خود به نمایش گذارد، ولی خلافتش فقط شش ماه تداوم یافت و خلیفه بعدی (مستعین) ستم بر مردم، خصوصاً بر علویان را از سر گرفت.در دوران امام هادی (علیه السلام)فشار زیادی بر علویان وارد گردند و به او گفتند که در منزل امام، اسلحه و نوشته و اشیای دیگری است که از شیعیان قم به او رسیده است و او عزم شورش بر ضد حکومت را دارد. متوکل گروهی را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه او هجوم بردند، ولی چیزی به دست نیاورند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرمان هنر,

امام را در اتاقی تنها دیدند که در به روی خود بسته است و جامه پشمین بر تن دارد و بر زمینی مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام را با همان حال نزد متوکل بردند و به او گفتند: در خانه اش چیزی نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم که قرآن می خواند.متوکل با بی شرمی منحصر به فرد خود، جام شرابی را که در دست داشت، به آن حضرت تعارف کرد! امام سوگند یاد کرد و گفت: گوشت و خون ما با چنین چیزی آمیخته نشده است، مرا معاف بدار! او دست بر نداشت و گفت: شعری بخوان. امام فرمود: کمتر شعر می خوانم.اما متوکل اصرار ورزید و آن حضرت شعری را برای او خواند که ما ترجمه قسمتی از آن را ذکر می کنیم:«بر بلندای کوه ها، شب را به سحر آورند؛ در حالی که مردان چیره و نیرومندی از آنان پاسداری می کردند، ولی قله ها نتوانستند آنان را (از خطر مرگ) برهانند.

,

آنان پس از مدت ها عزتمندی، از جایگاه های امن به زیر کشیده شدند و در گودال های (گورها) جایشان دادند. چه منزل و آرامگاه ناپسندی!…چه خانه هایی ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ کند، ولی سرانجام پس از مدتی، این خانه ها را ترک کردند و به خانه گور شتافتند!چه اموال و ذخایری انبار کردند، ولی همه آنها را رها ساختند و رفتند و آنها را برای دشمنان خود واگذاشتند!خانه ها و کاخ های آباد، به ویرانه ها تبدیل شدند و ساکنان آنها به سوی گروهای تاریک شتافتند!»شعر امام چنان تأثیری گذاشت که متوکل به سختی گریه کرد؛ به طوری که ریش او خیس گردید و سایر حضار نیز گریستند. متوکل دستور داد بساط شراب را جمع کنند و چهار هزار درهم به امام تقدیم کرد و آن حضرت را با احترام به منزل باز گرداند! (مروج الذهب، ج۴، ص ۱۱)

,

۳٫ رفتار های زشت با امام
متوکل کینه عجیبی به علویان داشت و جنایات زیادی را بر آنان روا داشت و اگر ترس از شورش مردم نبود، چه بسا امام هادی (ع) را در ابتدای خلافتش به قتل می رساند، اما وقتی که به قتل رساندن امام را صلاح ندید، هر از چند گاهی سعی می کرد امام را تحقیر کند و او را بیازارد. او روزی امام را مجبور کرد تا مانند رجال دربارش (وزیران، امیران، نیروهای نظامی و دیگر اطرافیان) لباس های فاخر بپوشد و خود را در بهترین شکل و قیافه بیاراید و مانند دیگران در رکاب متوکل- که سوار اسب حرکت می کرد- پیاده راه برود. تنها کسی که از پیاده رفتن در برابر خلیفه مستثنا بود، فتح بن خاقان، وزیر کینه توز وی، بود که او نیز مانند متوکل سواره می رفت.

,
,

امام در این ماجرا، مظلوم واقع شد و در عین حال توان انتقام از متوکل را نداشت؛ چرا که او خلیفه بود و امام در سامرا غریبانه زندگی می کرد.حضرت در چنین شرایطی باید چه شیوه ای را در مواجهه با متوکل به کار می گرفت؟ایشان رفتار پسندیده و عبرت آموزی را از خود بر جای گذاشت و وقتی یاوری به جز خدا در مقابل متوکل جبّار ندید، شروع به خواندن «دعای مظلوم بر ظالم» کرد. (متن دعای مظلوم، در کتاب «مهج الدعوات»، سید بن طاووس، وجود دارد)  امام هادی (علیه السلام)در این دعا از خدا که فریادرس مظلومان است، می خواهد که حق او را از سلطان جائر (متوکل) بگیرد و رشته پادشاهی آن متکبر را پاره کند و او را هلاک و رسوا سازد.  خدای متعال نیز دعای امام را اجابت کرد و متوکل در اوج قدرت و غفلت از یاد خدا و طبق گفته امام که دو روز قبل از مرگ وی، کشته شدن متوکل را پیش بینی کرده بود، پس از اینکه متوکل دستور قتل امام را به سعید بن حاجب داد، مورد حمله شبه ترکان قرار گرفت و در خانه اش به قتل رسید. ( کشف الغمّه، ج۳، ص ۱۸۴)

,

آری، از خداوند قادر که تمام قدرت ها به دست او است، جز این انتظار نمی رود که دعای عبد صالحش را به اجابت برساند. امام بدین طریق به مظلومانی که دستشان از تمام اسباب دنیوی کوتاه است، فهماند که به نیروی ماورای بشری پناهنده شوند و شکوائیه خود را از ظالم به خدا عرضه کنند؛ چرا که فقط او قادر حقیقی است و در یک لحظه می تواند قدرت هر کس را بگیرد و قوی را ضعیف گرداند.

,

حساسیت امام به حفظ جان شیعیان
متوکل که کینه عجیبی از امام هادی (علیه السلام) و سایر علویان داشت، با اینکه امام را از مدینه به سامرا کشانده بود و ایشان را تحت نظر داشت و شهر سامرا مانند زندان برای امام بود، ولی پای خود را از این هم فراتر گذاشت و دستور داد آن حضرت را زندانی کنند.

,
,

صقر بن ابی دلف می گوید:
هنگامی که امام هادی (علیه السلام)را به سامرا آوردند، رفتم تا از حال او جویا شوم. چون به خدمت امام رسیدم، حضرت را در حالی دیدم که روی حصیر نشسته و در برابرش قبری حفر شده است. سلام کردم. فرمود: بنشین! نشستم. پرسید: برای چه آمده ای؟ عرض کردم: آمده ام از حال شما خبری بگیرم. در این هنگام به قبر نظر کردم و گریستم. فرمود: گریان مباش که در این گرفتاری، آسیبی به من نمی رسد. من خدا را سپاس گفتم، آن گاه از معنای حدیثی پرسیدم، امام جواب گفت و سپس فرمود: مرا واگذار و بیرون رو که بر تو ایمن نیستم و بیم آن است که آزاری به تو برسانند. (بحارالانوار، ج۵۰، ص ۱۹۴و ۱۹۵)

,
,

این ماجرا، اهمیت حضرت به شیعیان را نشان می دهد و امام در موارد مختلفی به پیروان گوشزد می کرد که مراجعات فراوان نکنند و دیدار خود را با امام به حداقل برسانند.

,

امید بخشی به شیعیان
امام در برابر با مشکلات عظیمی که از خلافت سلاطین بر شیعیان وارد می شد، از آنان پشتیبانی می کرد.آن حضرت با بهره گیری از آگاهی و دانش امامت خویش، شیعیان را با آگاه کردن از آینده، به برچیده شدن بساط ظلم امیدوار می کرد.  همانگونه که امام هادی (علیه السلام) فرموده بود، متوکل در نخستین روزهای پانزدهمین سال حکومتش به قتل رسید .

,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه