«تکاوران فاطمی» تقدیم به اولین شهیدای مدافع حرم از تکاوران ارتش
ببر بیان کرده چو رستم به تن / ارتشیام، حافظ خاک وطن
«تکاوران فاطمی» تقدیم به محسن قطاسلو ، مجتبی ذوالفقار نسب و مجتبی یداللهی اولین شهدای مدافع حرم از تکاوران ارتش همیشه سر افراز جمهوری اسلامی ایران می گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این شعر زیبا بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود,,
ببر بیان کرده چو رستم به تن / ارتشیام، حافظ خاک وطن
,تخمۀِ زالم، پسر گیو و طوس / خاک ره فاطمه را داده بوس
,تیغ دو دم همچو علی در کَفم / مست و پریشان ز شعف چون دفم
,دل به علمداریِ عباس خوش / گِرد حرم آمدهام هاله وُش
,تشنهلب بادۀِ حُسن القضا / شهره به عشقِ علیِ مرتضی
,وارث میراث تهمتن منم / پنجۀِ در پنجۀِ دیو افکنم
,شیعۀِ حیدر و علمدارِ عشق / میر مدافع به حرم در دمشق
,آینهدارِ رخ حیدر به فَرّ / جامۀِ رزم علوی کرده بَر
,سَدِّ ره خصم وطن همچو کوه / حیدریام، شیعۀِ رستم شکوه
,رخت علمداری زینب به تن / جان و تنم کرده فدای وطن
,عاشق زینب ، مه عباس رو / میر حرم، محسن قطاسلو
,بُرده نسب ها زِعلی، ذوالفقار / دل به یدالهی زینب سپار
,بوسه زن خاک درِ فاطمه / عاشق جانبازی بر فاطمه
,من قمرم، آینه عباس را / منتقم سیلیِ بر یاسها
,لرزه برانداز تنِ دشمنم / آینۀِ رستم دستان منم
,کرده سیاوش گذر از آتشم / شیرِ کمانگیر وطن، آرشم
,کوفته دشمن به گِران گرزها / هالکِ ضحاک، به البرزها
,عاشقیِ فاطمه در تاروپود / خصم قسمخوردۀ آل سعود
,عاشق این خاک و دیار کهن / لاله رخ و غرقهبهخون پاره تن
,بر تن من پرچم ایران کفن / خاک وطن سرمۀِ چشمان من
,تا که نِگه بد نکند میهنم / سینه سپر کرده به اهریمنم
,سینه سپر کرده به ایران زعشق / حافظ بر مرزِ وطن در دمشق
,گر به حلب راه نبندم بر او / پای نهد خاکِ وطن را عدو
,های حقیرانِ قجرگونه پست / گشتۀِ از بادۀِ برجام مست
,کَر شدهها وقت فراخوان عشق / کوفه نشینانِ به جنگ دمشق
,کَردۀِ از فتنه علی جان به لب / مرزِ وطن هست دمشق و حلب
,عهد گلستان چو قجر بستهها / وقت بلا زاویه بنشستهها
,نامه پس از نامه ولی دادهها / وقت بلا کرده ولی را رها
,کوفه نشینان اسیرِ هراس / فتنه گرانِ به ولی از خواص
,نشئۀِ از بادۀِ برجام ها / ای به دُلار آمده آرامها
,قوم سعودی شده اربابشان / گر نشود سد به حلب راهشان
,دیو و ددانی که همه داعشند / لشکر کین جانب ایران کشند
,های حقیران مذلت نشین / دشمن ایران به حلب درکمین
,کوفه نشینان ز غیرت بری / فتنۀِ تان را کنم افشاگری
,قوم تجاوزگر ناموسها / حادثهها بسته به قرپوس ها
,نیست شما را ز چه این جانستان / شرم تجاوز به نوامیستان
,داعش و هتاکی ناموس تان / هست پذیرنده به قاموس تان؟!
,غفلت اگر لحظه کنیم از عدو / مام وطن را ببر د او گلو
,گر که نبندیم بر او ره به شام / مردم ایران کند او قتلعام
,جانب ایران بکشد او سپاه / قُلزم خون افکند از کین به راه
,های خیانتگرِ میهن فروش / اینهمه بر یاریِ داعش مکوش
,ای زِ خُم فتنه قدح گیر ما / طعنه مزن اینهمه بر پیر ما
,داعش اگر فتح دمشق آورد / حمله به ایران پسازآن میبرد
,مهلت ایران به فواحش دریغ / مام وطن، حملۀِ داعش، دریغ
,ما سر این مارِ شده اژدها / در حلب آریم به سرنیزهها
,آلِ سعودِ همگی خار و خس / آرزویی کرده پلید و عبث
,لشکر کین جانب ایران کشد / تا که به خون خاک شهیدان کشد
,بوی بلا بشنو از این شعر ناب / آل همه نشئۀ نوشِ شراب
,گوش کن ای کرده ز فکر عبث / حمله به خاک وطنم را جرس
,گر که به راه افکنی ای بوالهوس / جانب سیمرغ، سپاهِ مگس
,کرده از آن لشکر ایران هوس / بازنگردد به خدا زنده کَس
,قوم قمر در کف او ذوالفقار / لشکریانِ تو کند تار و مار
,زان سپس آید به دیار حجاز / تا که بگیرد ز کفت مکه باز
,منتظرانیم به صبحِ ظهور / تا برسد ماهِ علمدارِ نور
,بیرق سبز علوی را به دست / از شط خون کرده گذر مستِ مست
,همره با نرگسِ یاس کبود / مکه بگیریم از آل سعود
,شیعه دلآشوبِ یمن تا دمشق / دیده به در دوخته بر راه عشق
,ساغر خونرنگ دعا را به دست / منتظر آمدن مهدی است
,تا که بگیرد ز سعودی حرم / بیرق حق را بکند او علم
,به امیدظهور حضرت یار …
,منصور نظری
,,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه