دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری واطلاع رسانی زنان کهگیلویه وبویراحمد ایل بانو،شهید: سید عین اله درخورد فرزند سید علیرضا درسال 1351درروستای کوه راک چشم به دنیا گشود.(کوه راک جزء دهستان راک و در بخش مرکزی شهرستان دهدشت واقع شده است). 
, خانواده از موفقیت های تحصیلی او بسیار مسرور بودند و تمام رنج های که خود متحمل شده بودند از یاد می بردند. تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و با موفقیت مراحل تحصیلی را طی نمود. اما او جویای چیز دیگری بود و آن هم عشق به سالار شهیدان. در ماه محرم سربند سالار شهیدان را می بست و در صف های سینه زنی سینه می زد و هرشب عده ای از دوستانش را جمع می کرد ودر مراسم سینه زنی شرکت می کردند و هرکاری از دستش بر می آمد انجام می داد تا مراسم سالار شهیدان به بهترین نحو انجام شود. شهید هر روز از سالار شهیدان حرف می زد و با وجود سن کم توان فکری و تدبیر بالایی داشت. وی در انجمن اسلامی فعالیت می کرد.
یک روز پیش مدیر مدرسه رفت و از او خواست که برای حضور در جبهه او را راهنمای کند . مدیر مدرسه با توجه به سن او مانع شد. ولی اوخود را مهیای حضور در جبهه می دید و سرانجام موفق شد و در تاریخ 28/10/66 در ماووت الله غلو کردستان در عملیات بیت المقدس در سخت ترین شرایط جوی شرکت و پس از حماسه ای جاودان به شهادت رسید، نامش پایدار.
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.
انتهای پیام/م.غ
خانواده از موفقیت های تحصیلی او بسیار مسرور بودند و تمام رنج های که خود متحمل شده بودند از یاد می بردند. تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و با موفقیت مراحل تحصیلی را طی نمود. اما او جویای چیز دیگری بود و آن هم عشق به سالار شهیدان. در ماه محرم سربند سالار شهیدان را می بست و در صف های سینه زنی سینه می زد و هرشب عده ای از دوستانش را جمع می کرد ودر مراسم سینه زنی شرکت می کردند و هرکاری از دستش بر می آمد انجام می داد تا مراسم سالار شهیدان به بهترین نحو انجام شود. شهید هر روز از سالار شهیدان حرف می زد و با وجود سن کم توان فکری و تدبیر بالایی داشت. وی در انجمن اسلامی فعالیت می کرد.
یک روز پیش مدیر مدرسه رفت و از او خواست که برای حضور در جبهه او را راهنمای کند . مدیر مدرسه با توجه به سن او مانع شد. ولی اوخود را مهیای حضور در جبهه می دید و سرانجام موفق شد و در تاریخ 28/10/66 در ماووت الله غلو کردستان در عملیات بیت المقدس در سخت ترین شرایط جوی شرکت و پس از حماسه ای جاودان به شهادت رسید، نامش پایدار.
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.
انتهای پیام/م.غ
خانواده از موفقیت های تحصیلی او بسیار مسرور بودند و تمام رنج های که خود متحمل شده بودند از یاد می بردند. تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و با موفقیت مراحل تحصیلی را طی نمود. اما او جویای چیز دیگری بود و آن هم عشق به سالار شهیدان. در ماه محرم سربند سالار شهیدان را می بست و در صف های سینه زنی سینه می زد و هرشب عده ای از دوستانش را جمع می کرد ودر مراسم سینه زنی شرکت می کردند و هرکاری از دستش بر می آمد انجام می داد تا مراسم سالار شهیدان به بهترین نحو انجام شود. شهید هر روز از سالار شهیدان حرف می زد و با وجود سن کم توان فکری و تدبیر بالایی داشت. وی در انجمن اسلامی فعالیت می کرد.
یک روز پیش مدیر مدرسه رفت و از او خواست که برای حضور در جبهه او را راهنمای کند . مدیر مدرسه با توجه به سن او مانع شد. ولی اوخود را مهیای حضور در جبهه می دید و سرانجام موفق شد و در تاریخ 28/10/66 در ماووت الله غلو کردستان در عملیات بیت المقدس در سخت ترین شرایط جوی شرکت و پس از حماسه ای جاودان به شهادت رسید، نامش پایدار.
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.
انتهای پیام/م.غ
خانواده از موفقیت های تحصیلی او بسیار مسرور بودند و تمام رنج های که خود متحمل شده بودند از یاد می بردند. تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و با موفقیت مراحل تحصیلی را طی نمود. اما او جویای چیز دیگری بود و آن هم عشق به سالار شهیدان. در ماه محرم سربند سالار شهیدان را می بست و در صف های سینه زنی سینه می زد و هرشب عده ای از دوستانش را جمع می کرد ودر مراسم سینه زنی شرکت می کردند و هرکاری از دستش بر می آمد انجام می داد تا مراسم سالار شهیدان به بهترین نحو انجام شود. شهید هر روز از سالار شهیدان حرف می زد و با وجود سن کم توان فکری و تدبیر بالایی داشت. وی در انجمن اسلامی فعالیت می کرد.
یک روز پیش مدیر مدرسه رفت و از او خواست که برای حضور در جبهه او را راهنمای کند . مدیر مدرسه با توجه به سن او مانع شد. ولی اوخود را مهیای حضور در جبهه می دید و سرانجام موفق شد و در تاریخ 28/10/66 در ماووت الله غلو کردستان در عملیات بیت المقدس در سخت ترین شرایط جوی شرکت و پس از حماسه ای جاودان به شهادت رسید، نامش پایدار.
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.
انتهای پیام/م.غ
خانواده از موفقیت های تحصیلی او بسیار مسرور بودند و تمام رنج های که خود متحمل شده بودند از یاد می بردند. تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و با موفقیت مراحل تحصیلی را طی نمود. اما او جویای چیز دیگری بود و آن هم عشق به سالار شهیدان. در ماه محرم سربند سالار شهیدان را می بست و در صف های سینه زنی سینه می زد و هرشب عده ای از دوستانش را جمع می کرد ودر مراسم سینه زنی شرکت می کردند و هرکاری از دستش بر می آمد انجام می داد تا مراسم سالار شهیدان به بهترین نحو انجام شود. شهید هر روز از سالار شهیدان حرف می زد و با وجود سن کم توان فکری و تدبیر بالایی داشت. وی در انجمن اسلامی فعالیت می کرد.
,,
یک روز پیش مدیر مدرسه رفت و از او خواست که برای حضور در جبهه او را راهنمای کند . مدیر مدرسه با توجه به سن او مانع شد. ولی اوخود را مهیای حضور در جبهه می دید و سرانجام موفق شد و در تاریخ 28/10/66 در ماووت الله غلو کردستان در عملیات بیت المقدس در سخت ترین شرایط جوی شرکت و پس از حماسه ای جاودان به شهادت رسید، نامش پایدار.
,,
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.
انتهای پیام/م.غ
فرازی از وصیت نامه شهید: می خواهیم با این قطره خون به معشوقم برسم دشمن بداند هیچ موقع سنگرم خالی نمی ماند.
,انتهای پیام/م.غ
,]
ارسال دیدگاه